در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱

دین و اندیشه > صراط مستقيم چگونه نصيب ما مي‌شود

گروه دين و انديشه: يک کارشناس مسائل ديني گفت: اولين معناي صراط مستقيم اطاعت و بندگي خداوند است. اينکه انسان در چارچوب دستورات الهي گام بردارد، هر سخني که مي‌گويد هر کاري که انجام مي‌دهد، هر رفتاري که از او سر مي‌زند مطابق با دستورات خداوند باشند شايد در زندگي روزمره براي من و شما زياد اتفاق بيفتد که برخي از اعمال و رفتارمان با اطاعت و بندگي خدا در تعارض باشد و کسي بخواهد در صراط مستقيم قرار گيرد، هر زمان و مکاني که ديد خواست خودش با خواست و دستور پروردگار تعارض دارد، خدا را کنار نمي‌گذارد و به خواست خودش عمل کند، بلکه تحت هر شرايطي مطيع اوامر الهي است.

    گروه  دين و انديشه: يک کارشناس مسائل ديني گفت: اولين معناي صراط مستقيم اطاعت و بندگي خداوند است. اينکه انسان در چارچوب دستورات الهي گام بردارد، هر سخني که مي‌گويد هر کاري که انجام مي‌دهد، هر رفتاري که از او سر مي‌زند مطابق با دستورات خداوند باشند شايد در زندگي روزمره براي من و شما زياد اتفاق بيفتد که برخي از اعمال و رفتارمان با اطاعت و بندگي خدا در تعارض باشد و کسي بخواهد در صراط مستقيم قرار گيرد، هر زمان و مکاني که ديد خواست خودش با خواست و دستور پروردگار تعارض دارد، خدا را کنار نمي‌گذارد و به خواست خودش عمل کند، بلکه تحت هر شرايطي مطيع اوامر الهي است.
     حجت‌الاسلام تاتلاري - کارشناس مسائل ديني و مذهبي- درباره اهميت واقعه عاشورا و زمينه‌سازي آن براي ظهور گفت: از خصوصيات حضرت اباالفضل عليه السلام قرار گرفتن در صراط مستقيم است. اگر ما بخواهيم اين خصلت را از باب الحوائج ياد بگيريم بايد چه کنيم؟ چگونه مي‌شود که انسان در راه راست الهي قدم گذارد؟ راه رسيدن به صراط مستقيم چيست؟
    1- بندگي و اطاعت از پروردگار
    اين کارشناس مسائل ديني تاکيد کرد: هرکه مي خواهد در راه خدا قدم بردارد و به سعادت دنيا و آخرت دست يابد،‌ قرآن کريم مي‌فرمايد اولين شرط قرار گرفتن در اين راه، اطاعت و بندگي کردن پروردگار است. »و أن اعبدوني هذا صراطٌ مستقيم« و مرا پرستش کنيد (اطاعت کنيد) که اين راه مستقيم است.
    وي ادامه داد: اولين معناي صراط مستقيم اطاعت و بندگي خداوند است. اينکه انسان در چارچوب دستورات الهي گام بردارد. هر سخني که مي‌گويد هر کاري که انجام مي‌دهد، هر رفتاري که از او سر مي زند مطابق با دستورات خداوند باشند شايد در زندگي روزمره براي من و شما زياد اتفاق بيفتد که برخي از اعمال و رفتارمان با اطاعت و بندگي خدا در تعارض باشد و کسي بخواهد در صراط مستقيم قرار گيرد، هر زمان و مکاني که ديد خواست خودش با خواست و دستور پروردگار تعارض دارد، خدا را کنار نمي‌گذارد و به خواست خودش عمل کند، بلکه تحت هر شرايطي مطيع اوامر الهي است.
    حجت‌الاسلام تاتلاري يادآور شد: قرآن کريم و دين مبين اسلام مکرر در مکرر سفارش به احترام از پدر و مادر مي‌کنند. رسول مکرم اسلام مي‌فرمايند »رضي الرب في رضي الوالدين و سخط الرب في سخط الوالدين«رضايت خدا در سايه رضايت والدين و خشم خدا در سايه خشم پدر و مادر است. اما همين قرآن و اسلام مي‌فرمايند تا جايي مطيع پدر و مادرت باش که در چارچوب اطاعت خداوند است، اما اگر زماني اطاعت از آنان موجب نافرماني از پروردگارت مي‌شود ديگر فرمانبردار آنان نباش. »و إن جاهداک علي ان تُشرک بي ما ليس لک به علمٌ فلا تُطعهما و صاحبهُما في الدنيا معروفاً« و هرگاه پدر و مادر، تو را بر شرک به خدا وادار مي کنند که از آن آگاهي نداري از ايشان اطاعت مکن ولي با آنان در دنيا به طرز شايسته‌اي رفتار کن.
    به گفته اين کارشناس مسائل مذهبي هر کسي که اطاعت غيرخدا کند و يا به خاطر منافع خود، دست از فرمانبرداري پروردگارش بردارد، به طور حتم از صراط مستقيم خارج است.
    بدبخت ترين افراد کيست؟
    حجت‌الاسلام تاتلاري بيان کرد: لذا رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد »شرالناس من باع آخرته بدنياه« بدترين مردم کسي است که آخرتش را به دنيايش بفروشد. بدترين افراد کساني هستند که زندگي جاويد آخرت را به چند روز زندگي فاني دنيا بفروشند براي آسايش و رفاه زودگذر دنيا به نافرماني و معصيت خداوند روي بياورند. يا رسول الله بدتر از اين هم شخصي وجود دارد. پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم در ادامه مي فرمايد »و شر من ذلک من باع آخرته بدنيا غيره« بدتر از او کسي است که آخرت خود را براي دنياي ديگران بفروشد.
    وي بيان کرد: من دروغ بگويم، برادرم به نفعي برسد، من مال حرام جمع‌آوري کنم، فرزندانم در رفاه باشند. من تهمت بزنم، رفيقم به سود و پيشرفتي دست يابد. به خاطر دنياي ديگران حاضر شوم نافرماني خدا کنم و آخرت خود را ويران سازم. عمروعاص براي حکومت معاويه نافرماني خداوند مي‌کند و برابر اميرالمؤمنين عليه السلام قرار مي گيرد.
    اين کارشناس مسائل ديني تصريح کرد: عبيدالله بن زياد براي شادي يزيد براي برآورده شدن خواسته‌هاي يزيد دستور به بستن آب بر روي فرزندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌دهد. حکم به قتل و جدا گرديدن سر سيدالشهداء مي‌دهد. زماني که اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را به شام و نزد يزيد آوردند. يزيد براي نشان دادن برتري خود و جلب توجه مردم، به خطيبي دستور دارد به منبر رود تا از معاويه و يزيد و فضايل نداشته آنان سخن گويد و به اميرالمؤمنين عليه السلام و اباعبدالله الحسين عليه السلام اهانت کند. وقتي اين خطيب شروع به سخنراني کرد، امام سجاد عليه السلام از جا بلند شد و فرياد زد »ويلک ايها الخطيب! اشتريت مرضاه المخلوق بسخط الخالق« واي بر تو اي خطيب! خشنودي مخلوق را به خشم خالق (خداوند) خريدي؟ تو براي اينکه به چند سکه طلا و يا مقام و رياستي دست پيدا کني حاضري از چارچوب اطاعت خداوند خارج شوي؟ شادي و رضايت يزيد را بر خشنودي خداوند ترجيح مي‌دهي و براي کسب رضايت حاکم ستمگر، عذاب الهي را براي خودت بخري؟
    حجت‌الاسلام تاتلاري ادامه داد: اين گونه افراد گمان مي کنند، به جايي رسيده‌اند و دستاورد مهم و عظيمي براي خويش فراهم کرده‌اند، فکر مي‌کنند حال، که دنياي خود را به هر قيمتي تأمين کرده‌اند، به نهايت موفقيت و منفعت، دست پيدا کرده‌اند. در حالي که قرآن کريم مي فرمايد اين، جز خيالي محال و فکري باطل، چيز ديگري نيست. گمان مي‌کنند سود برده‌اند در حالي چيزي جز ضرر عايدشان نمي‌شود. «اولئک الذين اشترو الضلالهَ بالهدي فما ربحت تجارَتُهم» آنان کساني هستند که هدايت را به گمراهي فروخته اند و اين تجارت آنها سودي نداده است.
    2- اعتدال و ميانه روي
    وي خاطرنشان کرد: دومين راه قرار گرفتن در صراط مستقيم، ميانه‌روي در کارها است. اينکه انسان در تمامي زمينه‌هاي زندگي از افراط و تفريط، پرهيز کند و همواره در همه امور معتدل و ميانه رو باشد. حضرت امام حسن عسکري عليه السلام مي‌فرمايد »صراط المستقيم في الدنيا فهو ما قصر عن الغلو و ارتفع عن التقصير«. کسي که در راه خدا گام برمي‌دارد و طبق دستورات پروردگار و دين الهي عمل مي‌کند، در نتيجه از تندروي و يا کندروي، از غلو يا تقصير، از افراط و تفريط به دور است و در همه امور اعتدال دارد. چون اسلام دين اعتدال است و يک مسلمان و مومن حقيقي نيز معتدل و ميانه رو است. قرآن مجيد در معرفي امت اسلام مي فرمايد: »و کذلک جعلناکم امةً وسطاً« و بدين گونه شما را امتي ميانه قرار داديم. و نبي‌مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در توضيح اين آيه فرمود: يعني مسلمانان امتي معتدل و ميانه رو مي‌باشند.
    اين کارشناس مسائل مذهبي ابراز کرد: فردي که قدم در صراط مستقيم مي‌گذارد، در عقايدش، در عبادتش، در مسائل اقتصادي، در ارتباط با سايرين و... از اعتدال خارج نمي‌شود و به افراط و تفريط دست نمي‌زند. به قول معروف: نه به اين شوري شور، نه به آن بي نمکي.
    الف) اعتدال در عقيده
    حجت‌الاسلام تاتلاري اظهار کرد: گروهي در معتقدات خود آن چنان دچار افراط و زياده روي مي‌شوند که از روي شدت علاقه و محبت و درک و فهم ناکافي، پيشوايان ديني خويش را که نمايندگان خدا هستند و در درجه اول بندگان خداوند مي‌باشند، تا سر حد خدايي بالا مي‌برند و در نتيجه کارهايي از آنان سر مي‌زند که از محدوده دين خارج است. اين در حالي است که ائمه اطهار عليهم السلام با اين گونه افراد به شدت برخورد و آنان را از اين کار نهي مي‌کردند. امام حسين عليه السلام مي فرمايد »احبونا بحب الاسلام، فان رسول الله قال: لا تعرفوني فوق حقي فان الله تعالي اتخذني عبدا قبل ان يتخذني رسولا« ما را به عشق اسلام دوست بداريد زيرا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: مرا بيش از آنچه سزاوارم معرفي نکنيد، چرا که خداوند متعال پيش از آنکه مرا به رسالت برگزيند به بندگي برگزيد. نقطه مقابل نيز افرادي هستند که در عقايد خويش دچار تفريط شده و به دشمني با رهبران ديني و انحراف در راه روشن صحيح و حقيقي اسلام مي‌پردازند.
    وي افزود: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در همين راستا مي‌فرمايد »صنفان من امتي لا نصيب لهما في الاسلام: الناصب لاهل بيتي حربا و غال من الدين ما رق منه« دو گروه از امت من هستند که بهره از اسلام ندارند، کساني که در برابر اهل بيتم پرچم دشمني برافرازند و کساني که در دين غلو کنند و پا از مرز آن بيرون گذارند. و اميرالمؤمنين عليه السلام براي دوست و دشمن حجت را تمام مي فرمايد »هلک فيّ رجلان: محب غال و مبغض قال« در مورد من دو نفر به هلاکت افتادند: دوست افراطي و دشمن کينه توز.
    ب) ميانه‌روي در اقتصاد
    اين کارشناس مسائل ديني بيان کرد: مسلماني که از افراط و تفريط به دور است، در مسائل اقتصادي خويش مانند توليد، مصرف، انفاق کردن و .. نيز ميانه‌روي مي‌کند. برطرف کردن نياز ديگران و انفاق از جمله امور باارزشي است که همواره مورد تأکيد قرآن و ائمه معصومين عليهم السلام قرار گرفته است. قرآن کريم براي کساني که در راه خدا انفاق مي‌کنند مثال بسيار زيبايي را بيان مي‌کند »مثلُ الذين يُنفقون اموالهم في سبيل الله کمثلٍ حبهٍ انبتت سبع سنابل في کل سُنبله مائهُ حبهٍ و اللهُ يضاعفُ لمن يشاءُ والله واسعٌ عليم« کساني که اموال خود را در راه خدا انفاق مي‌کنند همانند دانه اي است که از يک دانه هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد و خداوند آن را براي هر کسي بخواهد دو يا چند برابر مي‌کند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسيع و به همه چيز داناست.
     يعني هرکس که در راه خدا از اموالش انفاق کند در نامه اعمال او هفتصد برابر نوشته مي‌شود و اجر و پاداش فراوان دارد اما قرآن مي‌فرمايد »الذينَ إذا انفقوا لم يُسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواماًن« بندگان خداي رحمان کساني هستند که چون انفاق کنند نه ولخرجي کنند و نه تنگ مي‌گيرند و ميان اين دو روش حد و وسط را برمي‌گزينند.
    وي ادامه داد: در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مردي از انصار از دنيا رفت و مسلمانان جنازه او را تشييع و در قبرستان بقيع دفن کردند. بعد از مراسم دفن، کسي عرض کرد: يا رسول‌الله عجب انسان سخاوتمند و خوبي بود؟ پيامبر فرمود: مگر چه کاري انجام داده که اين چنين او را مدح مي‌کني؟ عرض کرد: يا رسول الله، تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کرد و از دنيا رفت در حالي که هيچ چيزي از خود باقي نگذاشت. رسول اکرم فرمود: اين بنده خدا زن و بچه نداشت؟ عرض کرد چرا، اتفاقاً اولاد زيادي دارد و براي زن و فرزند خود چيزي نداشت که به ارث بگذارد چون همه دارايي‌اش را انفاق کرده بود. نبي‌مکرم اسلام فرمودند »اما اني لو علمته ما ترکتکم تدفنونه مع اهل الاسلام« اگر مي دانستم او را در قبرستان مسلمانان دفن نمي‌کردم. اموالش را انفاق کرده و آن وقت کودکان خود را محتاج و نيازمند به مردم کرده است.
    ج) اعتدال در روابط اجتماعي
    به گفته اين کارشناس مسائل مذهبي انساني که در صراط مستقيم گام برمي‌دارد در روابط اجتماعي خود نيز داراي اعتدال است. امام صادق عليه السلام براي ميانه روي در ارتباط با سايرين اين چنين معياري را بيان مي‌فرمايد »يابن جندب لا تکن فظاً غليظا يکره الناس قربک و لا تکن و اهنا يحقرک من عرفک« اي پسر جندب نه آنچنان تندخو و سنگدل باش که مردم از نزديکي و ارتباط با تو بيزار باشند و نه آنچنان نرم و سبک باش که آشنايان تو را خوار و ذليل به شمار آورند.
    حجت‌الاسلام تاتلاري تاکيد کرد: پس اعتدال و ميانه‌روي از ضروريات دين اسلام، سنت و روش رسول و ائمه معصومين عليهم السلام و يکي از راه هاي رسيدن به راه راست الهي است.
    3- ولايت مداري
    وي بيان کرد: سومين راه دستيابي به صراط مستقيم، ولايت و پيروي از اميرالمؤمنين علي عليه السلام و امامان پس از آن حضرت است. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام درباره معناي صراط مستقيم مي‌فرمايد »هوالطريق الي معرفه‌الله و هما صراطان، صراط في الدنيا و صراط في الاخره فاما الصراط الذي في الدنيا فهو الامام المفروض الطاعه من عرفه في‌الدنيا و اقتدي بهداه مر علي الصراط الذي هو حبس جهنم في الاخره« آن راه شناخت خداوند است و دو گونه مي‌باشد: صراطي در دنيا و صراطي در آخرت، صراط دنيا همان امامي است که اطاعتش واجب است، هرکه در دنيا او را بشناسد و از راهنمايي‌هايش پيروي کند، از صراط آخرت که پلي است بر روي دوزخ بگذرد.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،اين کارشناس مسائل ديني گفت: امام صادق(ع) در بياني ديگر مي فرمايد »الصراط المستقيم اميرالمؤمنين علي عليه السلام« راه راست اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است. لذا ما در زيارت جامعه کبيره هم مي‌خوانيم:» انتم الصراط الاقوم« شما راه راست الهي هستيد. هرکه در راه ولايت علي عليه السلام و ائمه اطهار عليهم السلام قرار گرفت، به طور حتم در صراط مستقيم قدم گذارده است و سعادتمند دنيا و آخرت مي‌باشد. چرا که امام ششم مي‌فرمايد »انا وشيعتنا هدينا الصراط المستقيم« ما و شيعيانمان به صراط مستقيم هدايت شديم.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی