در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۱

تندرستی > چرا هميشه عصباني هستم

گروه تندرستي: خشم احساسي است که بسياري از افراد آن را سرکوب مي‌کنند چون نمي‌خواهند آن را ابراز کنند يا شايد نمي‌دانند چگونه به صورت سالم آن را ابراز کنند. همه‌ي ما در اوقات مختلف با درجات متفاوت احساس خشم مي‌کنيم.

     گروه تندرستي: خشم احساسي است که بسياري از افراد آن را سرکوب مي‌کنند  چون نمي‌خواهند آن را ابراز کنند يا شايد نمي‌دانند چگونه به صورت سالم آن را ابراز کنند. همه‌ي ما در اوقات مختلف با درجات متفاوت احساس خشم مي‌کنيم.
    خشم بخشي از تجربه‌ي انساني ماست. احساس خشم مي‌تواند در موقعيت‌هاي متفاوت و اغلب بنا به دلايل نهفته‌اي ايجاد شود که ما هنوز آن‌ها را درک نکرده‌ايم. شايد در حال دفن کردن احساسات و تجربيات گذشته‌مان هستيم، به همين دليل يک محرک کوچک مي‌تواند منجر به طغيان خشم ما شود.
    تجربه‌ي رفتارهاي ناعادلانه، شنيدن انتقادات تند يا صرفاً نرسيدن به خواسته‌ها نمونه‌هاي اندکي از محرک‌هاي بالقوه‌ي خشم هستند. تجربه‌ي خشم از رنجش خفيف گرفته تا نااميدي و اوج آن يعني خشم بسيار زياد، اما سرکوب شده، متغير است. بي‌حوصلگي را هم معمولاً نسخه‌ي خفيفي از خشم به شکل نارضايتي از اتفاقي که در جريان است، مي‌دانند.
    خشم و مغز
    قشر مغز بخش فعال مغز ماست، جايي که سکونت‌گاهِ منطق و قضاوت است. قشر مغز را مي‌توان به عنوان مرکز استراتژي و کنترلِ مغز معرفي کرد. مرکز ليمبيک مرکز احساسي مغز ماست و از نظر تاريخ تکاملي يک ساختار کهن به حساب مي‌آيد. درون سيستم ليمبيک ساختار کوچکي به نام آميگدال وجود دارد، انباري براي خاطرات احساسي همين‌طور ناحيه‌اي از مغز که مسئول واکنش‌هاي »جنگ يا گريز« ملقب به غرايز طبيعي بقاء هم هست. وقتي احساس خشم مي‌کنيم و آن را ابراز مي‌کنيم در حال استفاده از مرکز ليمبيک مغزمان هستيم.
    وقتي کسي خشم را تجربه مي‌کند، از بخش (قشر) تفکر مغزش استفاده نمي‌کند، بلکه اساساً از مرکز ليمبيک آن استفاده مي‌کند. وقتي عصباني مي‌شويم، واکنش »جنگ يا گريز« در مغز ما فعال مي‌شود، در اين زمان سيلي از هورمون‌ها آزاد مي‌شوند که سبب هشدار فيزيکي و احساسي مي‌شوند. سپس اين خشم به صورت فرياد زدن، بي‌حوصلگي، نااميدي و واژگان آزاردهنده بروز مي‌کند.
    چرا حس عصبانيت به سراغ ما مي‌آيد
    خشم احساسي است که مي‌تواند بنا به دلايل مختلف ايجاد شود. برخي از اين دلايل کشمکش‌هاي حل‌نشده‌ي نهفته و عميقي هستند که به آن‌ها توجه نشده است. اما دلايل ديگر عبارتند از:
    بي‌احترامي و رفتارهاي ناعادلانه‌ي ديگران-احساس تهديد يا تجاوز-آسيب‌ديدگي فيزيکي-احساس نااميدي-احساس ناتواني-سطوح بالاي استرس يا اضطراب.
    شما بايد مشکلاتي از گذشته‌تان را که مي‌تواند سبب برانگيخته شدن خشم در شما شود شناسايي کنيد. آيا در گذشته از شما سوءاستفاده شده يا به شدت تنبيه شده‌ايد؟ آيا در کنترل خلق و خو و احسسات‌تان مشکل داريد؟ آيا از حس آرامش دروني محروم هستيد؟ سناريوهايي که شما را خشمگين مي‌کنند شناسايي کنيد، مثلاً سناريوي عدم‌رضايت شغلي، عدم‌رضايت زناشويي، عدم‌رضايت از خودتان يا فرزندتان.
    نشانه‌هاي خشم
    فرياد زدن-فحاشي و تهديد کردن-واکنش فيزيکي از قبيل ضربه زدن به افراد، حيوانات يا اشياء-انزواطلبي-خودزني.
    دلايل
    فرض کنيد با يک موقعيت استرس‌زا روبرو هستيد يا با يک قلدر سروکله مي‌زنيد و شرايط منفي ديگري را تجربه مي‌کنيد. در اين صورت، تجربه‌ي خشم و نااميدي طبيعيست به ويژه زماني که با احساس استرس، انزوا و اضطراب توام باشد. شايد در کودکي يا نوجواني با روش‌هاي ناسالم و بي‌ثمري براي بروز خشم تربيت شده‌ايد. شايد والدين، مراقبان يا اعضاء مسن خانواده‌ي شما هيچ‌وقت احساسات‌شان را به يک روش سالم ابراز نکرده‌اند و طغيانِ ناشي از عدمِ ابراز درستِ خشم تا بزرگسالي شما کشيده شده باشد. اگر اين حقيقت ماجراست، پس بايد بپذيريد که روش‌هاي سالمِ مديريت خشم را در کودکي ياد نگرفته‌ايد. اين پذيرش نخستين گام در درکِ چراييِ خشمگين شدن شما در بزرگسالي است.اگر در گذشته رويدادهاي آسيب‌زايي را تجربه کرده باشيد، تجربه‌ي خشمِ باقيمانده از گذشته طبيعيست، زيرا اين خاطرات تلخ مي‌تواند اثر ماندگاري بر روان فرد بگذارد. يک درمانگر يا مشاور سلامت روانِ داراي مجوز مي‌تواند به بهبود يافتن تروماهاي گذشته، موقعيت‌هاي استرس‌زاي کنوني و کشمکش‌هاي نهفته‌ي دوران کودکي شما کمک کند.
    خشم و برون‌ريزي
    خشم احساسي است که هميشه نبايد به آن واکنش نشان داد. براي نمونه، مي‌توان عصباني شد، اما آن را به صورت ظاهري ابراز نکرد. برون‌ريزيِ خشونت معمولاً هم‌زمان با خشم اتفاق مي‌افتد با اين حال، هر کسي که عصباني است پرخاشگري نمي‌کند و هر رفتار پرخاشگرانه‌اي هم ناشي از خشم نيست.
    آيا خشم مي‌تواند احساس مثبتي باشد
    جامعه‌ي ما خشم را يک احساس منفي تلقي مي‌کند. بنابراين، ما معمولاً نمي‌خواهيم به اين موضع بپردازيم يا از پرداختن به آن احساس گناه مي‌کنيم، اما اگر به درستي به خشم توجه کنيم آيا مي‌تواند به يک خروجي سالم تبديل شود؟ خشم زماني مضر است که به عنوان سيگنالي براي اصلاح يک مشکل نهفته به آن اعتنا نشود. اگر به خشم خودتان بي‌اعتنايي کنيد از احساسات، خودتان و فردي که سبب بروز اين احساس در شما شده متنفر مي‌شويد.
    خشم در صورت ناديده گرفته شدن به صورت خشونت بروز خواهد کرد. خشمِ ناديده گرفته شده مي‌تواند مشکلات مهم‌تري به وجود آورد از قبيل افسردگي، اضطراب، خشونت و روابط نابسامان. تمام احساسات ما از جمله خشم در خدمت يک هدف مهم هستند.
    خشم سالم
    خشم سالم شما را وادار مي‌کند اولاً مشکل را حل کنيد، چون قرار نيست اجازه دهيد رفتارتان اصلاح نشده باقي بماند و ثانياً قرار نيست خشم شما به پرخاشگري تبديل شود. اين نوع خشم سالم است. توجه کردن به خشم و پرداختن به محرک‌هاي نهفته‌ي آن نخستين گام‌هاي مديريت خشم و برطرف کردن هرگونه احساسات و افکار منفيِ مرتبط با خشم است. وقتي از خشم براي حل مشکلات و شناخت تعارضات استفاده کنيم مي‌تواند به صورت بالقوه يک احساس مثبت باشد. پذيرش خشم به عنوان يک احساس طبيعي مهم است. به جاي واکنش نشان دادن به خشم به روش‌هاي منفي، بايد بياموزيم آن را به روش‌هاي سالم ابراز کنيم تا مجبور نباشيم بار سنگين آن را به دوش بکشيم.
    ابراز خشم به روش سالم به اين معناست که ما براي نفس کشيدن، مديريت احساسات و رسيدن به راه‌حل‌هاي سالم حوصله به خرج مي‌دهيم. رسيدن به راه‌حلِ سالم مي‌تواند شامل اين موارد شود: نوشتن افکار، تعيين حد و مرز قبل از خشمگين شدن، شناخت هرگونه کشمکشِ حل‌نشده يا افکار نهفته، برنامه‌ريزي، صحبت با دوستان يا خانواده درباره‌ي احساسات‌مان و کمک گرفتن از درمانگر.
    انديشيدن قبل از عمل کردن
    به رغم اين باور که ما نياز داريم خشم خودمان را ابراز کنيم تا خشم ما را از بين نبرد، بايد محتاط باشيم خشم خودمان را بر سر ديگران خالي نکنيم چرا که اين واکنش سازنده نيست. ابراز خشم در زمان خشم ما را خشمگين‌تر مي‌کند و مي‌تواند به فرد مقابل آسيب رسانده و او را رنجيده‌خاطر کند و در نهايت هر دو طرف هم‌زمان خشمگين شوند که اين به نفع هيچ‌کدام نيست. اين وضعيت نه تنها هيچ مشکلي را حل نمي‌کند، بلکه شکاف بين دو نفر را عميق‌تر مي‌کند. به گزارش امانت به نقل از فراديد، بنابراين، راه‌حل اينست که اول سعي کنيد آرام بگيريد. سپس قبل از تصميم‌گيري درباره‌ي نحوه‌ي گفتار و رفتار ناشي از خشم‌ِ، سيگنالي را که بدن به وسيله‌ي خشم به شما ارسال کرده دريافت و درک کنيد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی