در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۱

تندرستی > چرا نياز داريم خودخواهي بيشتري داشته باشيم

گروه تندرستي: يک فرد داراي سلامت روان که خودخواهانه عمل مي‌کند قرار نيست ديگران را ناديده بگيرد و يا به آن‌ها آسيب بزند، بلکه چنين فردي ياد گرفته است که دست از ناديده گرفتن دائمي خود بردارد.

    گروه تندرستي: يک فرد داراي سلامت روان که خودخواهانه عمل مي‌کند قرار نيست ديگران را ناديده بگيرد و يا به آن‌ها آسيب بزند، بلکه چنين فردي ياد گرفته است که دست از ناديده گرفتن دائمي خود بردارد.
      هدف از ايجاد يک خودخواهي سالم اين است که از اين پس خود را مورد کاوش و مطالعه قرار دهيم تا در فرآيند يک توسعه اصيل قرار بگيريم و حتي براي هوس‌هاي محترمانه خود در چارچوب هنجارهاي اجتماعي ارزش و احترام قائل شويم. پس فردي که خودخواهي اصيل و سالم را آموخته، اين توانايي را دارد که بدون زير پا گذاشتن حقوق ديگران خود را در اولويت قرار دهد.‏
    تفکر عمومي راجع به مفهوم واژه خودخواهي به ما مي‌گويد که ما ـ همه ما ـ در هرگونه رفتاري که خودخواهانه باشد، بايستي نسبت به ديگران خود را بسيار مقصر بدانيم. ما ظاهراً به طور غيرقابل درماني به رضايت خود در مقام مقايسه با ديگران معتاد هستيم و خود را سزاوار آن مي‌دانيم که تقريباً با هر نسلي که روي کره زمين قدم گذاشته‌اند به طور نامطلوبي مقايسه شويم. اين امر شايد در ظاهر قانع‌کننده به نظر برسد اما واقعيت ممکن است تا حدودي بسيار زيادي متفاوت باشد و ما هرگز نتوانيم خود را با ديگران و ميزان رضايت آنها بسنجيم.
    باور غالب راجع به خطرات واقعي ناشي از جذب شدن بيش از حد به خود و لذت جويي بي‌رويه اينگونه است که ما قرار است افراد پيرامون خود در جامعه و نيازهاي آن‌ها را ناديده گرفته و يا به آن‌ها آسيب بزنيم، در حالي که اين نگاه کاملا اشتباهي به يک خودخواهي سالم است.
    يک فرد داراي سلامت روان که خودخواهانه عمل مي‌کند قرار نيست ديگران را ناديده بگيرد و يا به آن‌ها آسيب بزند، بلکه چنين فردي ياد گرفته است که دست از ناديده گرفتن دائمي خود بردارد؛ هدف از ايجاد يک خودخواهي سالم اين است که از اين پس خود را مورد کاوش و مطالعه قرار دهيم تا در فرآيند يک توسعه اصيل قرار بگيريم و حتي براي هوس‌هاي محترمانه خود در چارچوب هنجارهاي اجتماعي ارزش و احترام قائل شويم. پس فردي که خودخواهي اصيل و سالم را آموخته، اين توانايي را دارد که بدون زير پا گذاشتن حقوق ديگران خود را در اولويت قرار دهد.‏
    ناديده گرفتن وجودمان‏
    بايستي اين نکته مهم را مورد توجه قرار دهيم که مشکل اصلي اين نيست که ما خيلي خودخواه هستيم، بلکه دقيقا برعکس، مسئله اينجاست که ما از خودمان غافل شده‌ايم. در واقع همه ما نسخه بسيار ضعيفتري از آنچه که مي‌توانستيم باشيم هستيم، درست به اين دليل که به اندازه کافي و متناسبي خودخواه نيستيم. براي مثال ما بخش قابل توجهي از زندگي خود را در صفحات اجتماعي صرف ديدن و دنبال کردن زندگي افرادي مي‌کنيم که هيچ شباهتي به آنها نداريم و حتي عقايد و سبک زندگي آن‌ها را نمي‌پسنديم. در مشاغلي کار مي‌کنيم که براي شخصيت ما مناسب و منطقي به نظر نمي‌رسند. ولع تاييد شخصيت‌هايي مشابه والدينمان را داريم که اولويت هاي ديگري در زندگي به غير از ما دارند.
    به مهماني‌هايي که از حضور در آنها مي‌ترسيم مي‌رويم و يا شروع به چاپلوسي کردن از همکاراني که از آنها متنفر هستيم مي‌کنيم. فيلم هايي که برايمان خسته‌کننده هستند انتخاب مي‌کنيم زيرا ديگران مي‌گويند حتما بايد آن‌ها را ببينيم. حتي عقايدي را باور مي‌کنيم که به آنها شک داريم زيرا ممکن است در فضاي اطرافمان زياد دست به دست شده باشد. گاهي تعطيلات خود را در جاهايي مي‌گذرانيم که از آنجا لذت نمي‌بريم، فقط به اين دليل که عده زيادي به آنجا مي‌روند. اگر با همين آهنگ پيش برويم، در بهترين حالت در يک دهه آخر زندگي ممکن است سعي کنيم براي خودمان زندگي کنيم اما تا آن زمان ديگر خيلي دير شده است، زيرا پيوندهاي ما با ذائقه‌ها، مراکز لذت و علايق مان از بين رفته است.
     اگر کمي به خود توجه کنيم متوجه مي‌شويم که خودمان را با ميليون ها تقاضا که متعلق به ما نيستند به هم ريخته‌ايم؛ از اين رو زنده‌ايم اما از زندگي خود دور مانده‌ايم و زندگي ديگران را زندگي مي‌کنيم.
    خودخواهي به شکل درست‏
    يک اولويت اصيل، کسب مهارت محترمانه اما انرژي بخش خودخواه بودن است. ما بايد از امروز به سادگي از ديدن افرادي که دوستشان نداريم دست برداريم و تا اين حد نگران نظرات ديگران نباشيم. ما نياز داريم روي آنچه برايمان معنادار است تمرکز کنيم، زيرا زماني که در بستر مرگ هستيم از خود مي‌پرسيم که چه کارهايي بايد انجام مي‌داديم که آنها را انجام نداده‌ايم. ما احتمالاً از زندگي‌اي که بايد داشته باشيم فقط يک تصوير اميدوارانه باقي گذاشته‌ايم در حالي که ديگر نبايد تنها به اميدوار بودن تکيه کنيم تا کسي يا چيزي از آسمان نازل شود و مهر تاييد قطعي به ما بدهد تا انجامش بديم.
    به گزارش امانت به نقل از سلامت نيوز،همه ما نياز داريم هنر مقداري با ديگران سخت بودن، کمتر لبخند زدن و نه گفتن بيشتر و در صورت لزوم ترک کردن و رفتن را به دست آوريم.
    اگر برخي از تعهدات خود را ناديده بگيريم، جهان از هم نخواهد پاشيد؛ شايد بتوانيم روز تولد کسي را فراموش کنيم  يا اجازه دهيم خانه کمي به هم ريخته شود  غذا درست نکنيم و يا اينکه راه خودمان را از اقوام بدخلق و پرحاشيه جدا کنيم.
     ما از طريق همين فداکاري هاي مداوم و غيرضروري، بي سر و صدا بيمار شده‌ايم و يا حداقل روح و روانمان کسل شده است. اگر صادقانه مرور کنيم شايد به اين نتيجه برسيم که ما ديگر به اندازه گذشته سال هاي زيادي را پيش رو نداريم، پس شايد زمان آن فرارسيده باشد که چند گامي به سمت خودخواهي هوشمندانه برداريم.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی