در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰

اقتصادی > بوم‌گردي و احياي روستاها؛ اشتباه‌ها را تکرار نکنيم

علي گل گلاب گروه فرهنگي: در توسعه روستاها، بويژه توسعه بوم گردي و گردشگري روستايي، هرگونه تغيير در سبک زندگي، و تغيير در طبيعت برخلاف هويت محلي، به شدت آسيب‌زا خواهد بود.

    گروه فرهنگي: در توسعه روستاها، بويژه توسعه بوم گردي و گردشگري روستايي، هرگونه تغيير در سبک زندگي، و تغيير در طبيعت برخلاف هويت محلي، به شدت آسيب‌زا خواهد بود.
     اين روزها تب برگشت به روستا بالا گرفته و اين نگران‌کننده است. نگراني از تکرار نگرش‌ها و رفتارها که همچون بلاي آسماني، اول بر سر روستاها و سپس بر سر شهرها نازل شد؛ چرا که در قرن‌هاي اخير به‌ويژه قرن بيستم، روستاها را نه روستاييان نابود کردند و نه شيوه توليد و سبک زندگي‌شان.
     روستاها را  نگرش‌ها و افکار غلط در سطح جهاني از بين برد. پس از رنسانس،  مدنيت و متمدن بودن مساوي بود با زرق و برق زندگي شهري. اختراع برق،  تلويزيون، مخابرات، ماشين و زندگي ماشيني، رفاه آور و نشانه پيشرفت بود. صنعت در برابر سبک زندگي روستايي قرار گرفت، تحقيرش کرد و حسرت در دل روستاييان گذاشت. کتاب‌هاي درسي پر شد از آمار پيشرفت‌هاي دروغين. دانش بشري در خدمت مدرنيسم قرار گرفت و به ياري جهانِ در مسير گمراهي آمد. البته آمارها دروغ نمي‌گفتند اما اين گمراهي را تبليغ  مي کردند.
    ميزان سواد در شهر و روستا، نسبت جمعيت شهري و روستايي در کتاب‌هاي درسي با نمودارهاي تحقيرآميز، آموزش داده مي‌شد و کسي به تحقيرآميز بودن اين نسبت‌ها توجه نداشت، چون يک پارادايم بر ذهن همه انسان ها حاکم بود که در قرن اخير به آن »پيشرفت خطي« گفته مي‌شود، يعني از يک جايي شروع مي‌کني، رشد مي‌کني ومي‌رسي به جايي که به عنوان »هدف« تعيين شده است. من در مقاله‌اي علمي، اسم اين نوع پيشرفت را »دندان مصنوعي پيشرفت« گذاشته‌ام. به اين معنا که افکار گمراهانه انسان بعد از مدرنيسم، جهان را فرا گرفت و دو جنگ بزرگ را تحميل کرد، اما هيچ‌کس بيدار نشد. انسان‌ها تا رنسانس و قرن 16 ميلادي همراه و هم‌پاي طبيعت بودند. اتفاق عجيب و غريبي نمي‌افتاد. سيل و زلزله بلا نبود، يک اتفاق عادي بود و زخم‌هاي زياد بر جاي نمي‌گذاشت. بعد از رنسانس، انسان بر طبيعت سوار شد. خواست سيل  را مهار کند، سد ساخت. اما نمي‌دانست براي مهار سيل، نبايد جنگل ها را بسوزاند.
    هرجا شهرنشيني نسبت به جمعيت روستايي بيشتر بود،  افتخار و نشانه پيشرفت و توسعه بود. اين نسبت با آمار ميزان باسوادان و ميزان بهره‌مندي از مواهب تکنولوژي و صنعت همپوشاني داشت. يکي در دِه با گاو، زمين را شخم مي‌زد و ديگري در شهر و کازينو به عيش و نوش بود و يا در ساحل، خوش مي‌گذراند. اين تصوير و اين تصويرسازي، حسرت در دل روستاييان مي‌کاشت و شهر شده بود آمال و آرزو.
    و ديگر کار از کار گذشته بود. جمعيت از شهرهاي کوچک به شهرهاي بزرگ مهاجرت کردند، روستاهاي زيادي متروکه شدند. در روستاهايي که  هنوز آثار حيات باقي مانده بود، فقط نشانه وجود حيات ديده مي‌شد و نه بيشتر.
    جاي باغ‌ها برج ساخته شد. جاي سفره‌هاي زيرزميني آب‌هاي شيرين را آب‌هاي فاضلاب پرکرد. به جاي اکسيژن خالص، دود ناشي از خودروها در حلق‌ها فرورفت.
    اکنون اين تب شهرسازي، به تب روستاسازي رسيده است و دقيقا نگراني از همين جا آغاز مي‌شود که با همين نگرشي که باعث نابودي شهر و روستا شد، روستاسازي اتفاق بيفتد، يعني چون شهر ديگر جاي زندگي نيست،  قلب‌ها و ريه‌ها در شهر کار نمي‌کنند، شهر و زندگي شهري را انسان‌ها بردارند و ببرند به روستا که کلينيک طبيعي بهداشت روح و روان است.   در کنار اين، توجه به ظرفيت‌هاي بي‌نظير و پايان‌ناپذير روستاها، گردشگري روستايي هم به‌ويژه در روستاهاي هدف شکل مي‌گيرد.
    اين اتفاق به هر شکل دير يا زود خواهد افتاد. اگر برنامه‌ريزان و سياستگذاران درست عمل نکنند، به توسعه پايدار و سازگار با محيط زيست و طبيعت توجه نشود، ديري نخواهد پيمود که ما نه زندگي شهري خواهيم داشت و نه محيطي به نام روستا که هم‌اکنون کلينيک رايگاني است براي درمان و سلامتي روح و روان انسان‌ها.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،بنابراين بهتر است، گام‌ها براي توسعه روستاها، بويژه توسعه بومگردي و گردشگري روستايي با طمأنينه و مطالعات دقيق و درست انجام بگيرد. دو هدف محروميت‌زدايي و گسترش رفاه بايد کاملا منطبق بر طبيعت و سبک زندگي باشد. هرگونه تغيير در سبک زندگي و تغيير در طبيعت برخلاف هويت محلي به شدت آسيب‌زا خواهد بود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی