در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹

گزارش استانی > مرزنشيناني که در پايتخت ماشين خواب شده اند

مينا افشاري گروه جامعه:سوز سرما امان ايستادن نمي_دهد، دير وقت شب است و اين اطراف کمتر شخص و خودروي در حال ترددي پيدا مي_شود اما طبق گزارشها، در گوشه اي از خيابان، دهها راننده خودروهاي سواري مسافرکش، خيابان هاي پايتخت را براي خواب شبانه خود در ماشين هايشان انتخاب کرده اند. دي ماه، ماه روزهاي کوتاه و شب هاي طولاني است؛ ساعت از 10 شب گذشته است و ما دنبال محل اصلي اتراقشان مي_گرديم.

    گروه جامعه:سوز سرما امان ايستادن نمي_دهد، دير وقت شب است و اين اطراف کمتر شخص و خودروي در حال ترددي پيدا مي_شود اما طبق گزارشها، در گوشه اي از خيابان، دهها راننده خودروهاي سواري مسافرکش، خيابان هاي پايتخت را براي خواب شبانه خود در ماشين هايشان انتخاب کرده اند. دي ماه، ماه روزهاي کوتاه و شب هاي طولاني است؛ ساعت از 10 شب گذشته است و ما دنبال محل اصلي اتراقشان مي_گرديم.
     خانم »فرزانه مروستي« مديرکل امور اجتماعي و فرهنگي استانداري تهران زودتر از ما به آنجا رسيده است. مدام تماس مي گيرد که استاندار هم رسيده است، شما کجا مانده يد؟، مي گويم: تا چند دقيقه ديگر مي رسيم.
    محل قرار جايي در ميان مناطق مسکوني ارتفاعات شمال غرب شهر تهران است؛ جايي که گروهي از رانندگان يک استان خاص، شب را آنجا و توي ماشين هايشان به صبح مي رسانند.رانندگاني که براي کرايه کشي و جابجايي مسافران از شهرستان به تهران مي آيند تا از اين طريق، درآمدي کسب کنند، کم نيستند. آنها از نقاط مختلف مي آيند اما معمولا، بسته به وضعيت قومي و فرهنگي و جغرافيايي، ترجيح مي دهند يک يا چند نقطه از پايتخت را به عنوان محل استراحت و خواب انتخاب کنند؛ خوابگاهي که اغلب خود ماشين است.
    به همين دليل، خانم مروستي پيش از اين گفته بود که در اين مرحله فقط، وضعيت ماشين خواب هايي را بررسي مي کنند که از آذربايجان غربي به تهران براي مسافرکشي مي آيند.بالاخره، به محل قرار مي رسيم. آنجا، عده اي دور هم جمع شده اند. تعدادشان بيشتر از 50 نفر به نظر مي آيد. نزديک تر که مي رسم، مردي را ميان آنان مي بينم که به گفته مديرکل امور اجتماعي استانداري تهران، »محمد مهدي شهرياري« استاندار آذربايجان غربي است که به همراه معاون سياسي و مديرکل امور اجتماعي اين استان مشغول شنيدن سخنان مردان حاضر در آنجاست.مردان گرد آمده دور استاندار آذربايجان غربي با لهجه و گويش خودشان همه با هم سخن مي گفتند. هر کسي در تلاش بود تا زودتر مشکل خود را مطرح کند. تعدادي هم بودند که از گفتن مشکل خود يا سر باز مي زدند يا شرم داشتند يا اميدي به رفع آن نمي ديدند و از همين رو، به تماشاي بقيه ايستاده بودند.
    اما چرا بالاترين مقام دولتي اين استان شمال غربي کشور در اينجا حاضر شده است؟!پاسخ خانم مروستي اين بود: اينجا محلي است که بيشتر آنان را رانندگان خودروهاي مسافرکش از شهرستان‌هاي آذربايجان غربي تشکيل مي دهند. آنان در چند نقطه تهران تجمع مي کنند و اينجا، يکي از آنها است، محلي براي اتراق کولبراني در مرز  که حالا در پايتخت مسافر کش شده اند.
    *مشکل آب يا زمين؟
    از گفته هايشان پيدا بود بيشتر آنها اهل سلماس، ماکو و اروميه هستند و خانواده هايشان در آنجا زندگي مي کنند. با اين حال، کمتر کسي در ميان آنان به صراحت از کولبري سخن مي گفت.علت چه بود، نگفتند. مردي مي گفت: اگر آب کشاورزي بدهند، مي توانيم همه چيز داشته باشيم اما  آب نداريم.ديگري حسرت گونه حرف زد: اگر دو هکتار زمين داشتم، مي توانستم آنجا کنار خانواده ام باشم.در مقابل، مرد ديگري مي گفت: من دو هکتار زمين دارم اما هيچ کاري نمي توانم انجام دهم چون آبي براي آبياري نداريم.صداي ديگري هم در جمع پيچيد: من نه آب و نه زمين دارم. اگر در اين زمينه به ما کمک کنيد به شهر خودمان بر مي گرديم.از حرفهايشان پيدا بود هر کدام از يک نقطه استان هستند.
    يکي که خود را »بچه کوه زرشت« معرفي کرد، از تقسيمات مرزي گلايه داشت.او گفت: من بچه کوه‌زرشتم. نيمي از زمين ما در خاک ترکيه است و نيمي هم در خاک ايران. ديوار مرزي را که زدند نيمي از زمين ماند آنطرف مرز.
    *جزيياتي از زندگي در ماشين
    استاندار آذربايجان غربي تلاش مي کرد صداي همه را بشنود.يکي از مردان معترض بود که در کل، کسي مشکل آنها را پيگيري نمي کند. مشکل مرداني را که برخي کشاورزي، برخي کولبر و برخي کاسب.وقتي استاندار آذربايجان غربي پرسيد از چه ساعت تا چه ساعتي اينجا هستيد؟
     يکي از ميان جمع پاسخ داد: از ساعت 9 شب اينجاييم تا صبح ساعت 5 يا 6 که سپيده سر مي زند. قبلا در ميدان آزادي بوديم، همسايه ها اعتراض کردند، ناچار آمديم اينجا. البته، اينجا هم همسايه ها اعتراض دارند، اما شدت آن کمتر است.»اينجا سرويس بهداشتي و حمام ندارد، مي رويم پارک آن طرف خيابان«. اين حرف را يکي از همان مردها اضافه مي کند.
    يکي از آنان از استاندار مي پرسد: مي توانيد کمکمان کنيد تا به خانه برگرديم؟!شهرياري مي گويد: بايد همکاري کنيد.استاندار در ادامه، از پرداخت کمک دولت به مرزنشينان مي گويد و اينکه  از زماني که به استان آذربايجان غربي آمده است، سه بار هزينه اي به حساب خانواده هاي مرزنشين واريز کرده اند.شهرياري مي گويد: اکنون اتفاق ديگري افتاده است. سوخت گازوئيلي را که دولت براي کمک به معيشت مرزنشينان مي داد، از طريق بورس مي فروشند. قيمت آن زير قيمت بازار است و به همين دليل، ديگر از مرزنشينان ما کسي گازوئيل نمي خرد.وي اضافه مي کند: ما فروش گازوئيل را به خود وزارت نفت سپرده ايم و خواسته ايم خودشان گازوئيل را بفروشند و درآمد حاصل از آن را به مرزنشينان بدهند.شهرياري ادامه مي دهد: از وقتي هفته پيش در جلسه  کارگروه اجتماعي استانداري آذربايجان غربي به من خبر دادند 400 تا 500 نفر از اهالي اين استان در تهران شب ها در ماشين مي خوابند و روزها مشغول مسافرکشي هستند، برنامه ريزي کردم تا زودتر به تهران بيايم و به مشکل آنان رسيدگي کنم.
    *1500 نفر هستيم
    مردي از ميان جمعيت حاضر مي گويد: اينجا در مجموع 1500 نفر هستيم. شايد 300 تا 400 نفري خانه گرفته باشند اما بقيه شب ها توي ماشين مي خوابند و جايي و پولي براي خانه گرفتن و اسکان ندارند.
    ديگري تقاضايي را مطرح مي کند: »مناطق ما اگر از نظر کشاورزي پشتيباني شود، واقعا زندگي را مي توانيم بچرخانيم. پدرم 390 نهال سيب داشت، هر سال هم ميوه مي داد. يک سال تگرگ آمد و کل ميوه هايمان از دست رفت، اما بيمه خسارتي نپرداخت. مدرک داشتيم اما بيمه تامين نکرد.«
    مرد ادامه مي دهد: کل درختان را برديم و زمين را تغيير کاربري داديم تا به مسکوني تبديل شود. حالا، خانه داريم اما نه از زمين کشاورزي خبري هست و نه از آب و درخت.ديگري مي گويد: در منطقه ما آمدند سد ساختند. زمين هاي کل روستا زير آب رفت. به جايش زمين ندادند و اکنون که آمديم خانه ساخته ايم، مي گويند خانه هايمان در حريم سيل قرار دارد.ميان همهمه جمعيت، مردان با همديگر به زبان محلي سخن مي گويند و خودشان هم به همان حرف ها مي خندند.مردي در ميان آنان مي گويد: اينجاييم و کارمان سخت است اما بيمار در خانواده داريم، بيمه اي نداريم و هزينه هاي درماني هم برايمان سنگين است.
    استاندار آذربايجان غربي به آنان پاسخ مي دهد: با بيمارستان اميد صحبت کرده ام که تمام خدمات درماني بيماران صعب العلاج، رايگان باشد.شهرياري تاکيد مي کند که مشکلات خود را بنويسيد و به دست ما برسانيد تا ما به مسائل شما رسيدگي کنيم.
    *آذربايجان غربي ظرفيت بالا و نيروي کاري کم دارد
    استاندار آذربايجان غربي بعد از آنکه با مردان ماشين خواب ديدار کرد، گفت: اين استان ظرفيت هاي اقتصادي بالايي دارد و اکنون يکي از مشکلات ما کمبود نيروي کار است. اکنون چند واحد صنعتي حداقل به 700 نيروي کار نياز دارند، اما نيروي فني کافي براي آن در اروميه پيدا نمي کنيم.
    مهدي شهرياري با تاکيد بر اينکه نبايد استان ما چنين پديده اي داشته باشد که مردان آن براي کسب درآمد به تهران مهاجرت و در چنين شرايطي زندگي کنند، افزود: دنبال اين هستيم که با اجراي طرح‌هاي اقتصادي و سرمايه گذاري پديده مهاجرت را معکوس کنيم و به همين دليل، نيروهايي که هستند بايد با يادگيري مهارت، وارد بازار کار در صنايع و بنگاه هاي توليدي شوند.وي بخشي از مشکلات مربوط به اين مهاجران و ماشين خوابان آذربايجاني در تهران را مربوط به خشکسالي هاي سال هاي گذشته و برخي ديگر از مربوط به محدوديت هاي ايجاد شده در تردد از مرز ايران و ترکيه دانست و اظهارداشت: پيش از اين، تجارت مرزي به صورت قانوني و غير قانوني در قالب کولبري انجام مي گرفت و اهالي  ساکن در طول 200 کيلومتر مرز ميان ايران و ترکيه مي توانستند از اين طريق امرار معاش کنند اما حالا سختگيري مرزباني ترکيه و ديوارکشي 150 کيلومتري ميان ايران و ترکيه، موجب شده است تا اين مردان، خانه و خانواده را رها کنند و در تهران مشغول به کار شوند.شهرياري افزود: اکثر مهاجرت هايي که در کشور از روستاها به شهرها و براي حاشيه نشيني انجام مي گيرد، به دليل مسائل اقتصادي، کشاورزي، کم آبي و نبود امکانات لازم بهداشتي، راه و آب آشاميدني است . اينها، همه باعث مي شود که مهاجرت به سمت حاشيه شهرها برود. در نتيجه، هم مشکلاتي براي شهرها ايجاد مي شود و هم خودشان در چنين زندگي سطح پاييني به سر مي برند.استاندار آذربايجان غربي در اين زمينه به کمک دولت براي بهبود معيشت مرزنشينان اشاره کرد و گفت: دولت براي آنکه بتواند مرزنشينان را براي سکونت و خودداري از مهاجرت دلگرم کند، سهميه گازوئيل به هر استان مرزي داده که بيشترين سهم براي استان آذربايجان غربي با 11 هزار تن در ماه است.
    وي با بيان اينکه اين استان علاوه بر مردم آذري زبان، کردي زبان نيز دارد، افزود: دولت اين سهميه سوخت را اختصاص مي داد تا مرزنشينان با صادرات آن به عراق بتوانند بخشي از درآمد مورد نياز  زندگي را تامين کنند اما متاسفانه اين سهميه به درستي توزيع نمي شد و مشکلات جديدي را به همراه آورده بود.
    شهرياري تصريح کرد: فروش گازوئيل با قيمت پايين تر از طريق بورس هم موجب شد اين درآمد کمتر هم شود اما تلاش کرديم تا با واگذاري اين سهميه به وزارت نفت و اختصاص درآمد حاصل از آن به مرزنشينان، کمکي به آنها کنيم اما چون تعداد جمعيت اين مناطق بالا است در عمل مبلغ کمي به هر خانوار تخصيص مي يابد.
    *خانواده هاي چشم انتظار
    همه مرداني که در پايتخت مسافرکشي مي کنند و شب ها را در ماشين هاي خود به صبح مي رسانند، از آذربايجان غربي نيستند. آنها کم و بيش از استان‌هاي مختلف مي آيند و هر گروهي که با يکديگر آشنايي يا قوم و خويشي دارند، در يک نقطه بخصوص جمع مي شوند.برخي حتي تحصيلات بالايي دارند. عده اي از خانواده هاي پر جمعيت به اينجا آمده اند. برخي زماني کاسبي پر درآمدي داشته اند ولي به دليل ورشکستگي يا مسائل ديگر، گرفتار مشکلات اقتصادي شده و راه پايتخت را در پيش گرفته اند، برخي هم کولبر بوده اند و با بسته شدن و محدود شدن تردد از مرز، اين زندگي را بر کولبري ترجيح داده‌اند. برخي هم تلاش کرده اند اما کاري در زادگاه خود نيافته اند و به تهران آمده اند تا پولي براي امرار معاش خانواده جمع کنند.يکي از اين ماشين خواب ها مي گويد: هشت سال است که اينجا هستم. خدا خودش روزي رسان است. درآمدي که در اروميه داشتم کفاف مخارج زندگي را نمي داد، الآن هم با آنکه سه نفر روي سه ماشين کار مي کنند، نمي توانند از پس مخارج يک خانواده بر بيايند.او که خود را  اهل اروميه، 26 ساله و با تحصيلات ديپلم معرفي مي کند، مي گويد: به تازگي ازدواج کرده است، پيش از اين مغازه لوازم يدکي فروشي داشت اما از وقتي کاسبي راکد شد، نتوانست از پس هزينه هاي زندگي بر بيايد و اکنون در تهران و پاي ماشين پرايدش کار مي کند و زندگي.ماشين خواب ديگري که اهل اروميه است و دو دختر دارد و منتظر فرزند سوم، وضعيت فعلي زندگي خود را ناشي از اجبار به خاطر شرايط بد اقتصادي مي داند و مي افزايد: باز هم اينجا کار کنيم بهتر از کار در شهر خودمان است، توي اروميه هيچ درآمدي تقريبا نداريم.وي به تحمل خانواده اش از دوري و ملاقات هاي 2 ماه يکبار اشاره و اضافه مي کند: زنان ما قوي هستند، مي توانند اين سختي ها را تحمل کنند و با ما مي سازند. اگر در شهر خودم روزي 30 تا 40 هزار تومان برايم بماند امکان ندارد به چنين زندگي اي تن بدهم.
    *آغاز يک ماجرا
    مديرکل امور اجتماعي استانداري تهران که پديده ماشين خوابي را از ابتدا پيگيري کرده است، مي گويد: نامه اي از سوي سازمان امور اجتماعي وزارت کشور در خصوص پديده ماشين خوابي ارسال شده که در آن خواستار بررسي صحت و سقم موضوع شده اند.
    فرزانه مروستي مي افزايد: بر اين اساس، مناطقي را که احتمال حضور اين ماشين خواب ها داده مي شد شناسايي کرديم و با پرسشنامه هاي از پيش تعيين شده، اقدامات لازم براي پايش آنان آغاز شد.وي به نتيجه پايش‌ها اشاره مي کند و اظهارمي دارد: بر اساس اين پرسشنامه ها، تعداد اين ماشين خواب ها نزديک 500 نفر است که به طور ميانگين 20 تا 40 سال سن دارند و همه متاهل و صاحب يک تا چهار فرزند هستند.
    مروستي ادامه مي دهد که سابقه حضور برخي از آنان به هفت تا هشت سال هم مي رسد و به طور ميانگين درآمدشان بين 100 تا 150 هزار تومان متغير است که با در نظر گرفتن هزينه هاي زندگي و استهلاک خودرو، ماهانه بيش از 2 ميليون تومان باقي مي ماند که آن را صرف تامين هزينه هاي خانواده هايشان مي کنند.مديرکل امور اجتماعي استانداري تهران مي گويد: نتيجه اين پايش ها ابتدا به وزارت کشور و در نهايت به استانداري آذربايجان غربي ارسال شد.
    وي رويکرد اصلي در رسيدگي به اين پديده را رفع مشکل در مبدا مي داند و مي افزايد: اين رانندگان و ماشين خواب‌ها در زمستان به سختي شب را به صبح مي رسانند و جداي از خطراتي که استفاده از وسايل گرمايشي مانند پيک نيک مي تواند برايشان داشته باشد، با مشکلات مختلف ديگري از جمله فقدان امکانات اوليه زندگي، جريمه و درگيري با پليس راهنمايي و رانندگي هم مواجه هستند.مروستي تاکيد دارد: بعد از ارسال گزارش اين پايش به استان آذربايجان_غربي، استاندار اين استان در يکي از نقاط حضور ماشين خواب‌ها حاضر شد و به مشکلات آنان رسيدگي کرد و اکنون منتظر ارائه راهکار از سوي استانداري آذربايجان_غربي هستيم.
    مديرکل امور اجتماعي استانداري تهران با تاکيد بر اينکه همه مسافرکش هاي ماشين خواب در پايتخت اهل آذربايجان غربي نيستند، اضافه مي کند: در مرحله نخست رسيدگي به مشکلات اين افراد، اهالي آذربايجان غربي با رويکرد حل مشکل از مبدا مد نظر قرار گرفته است و اين مساله به طور مشترک از سوي هر دو استان دنبال مي شود.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،وي با بيان اينکه هر کدام از اين مسافرکش ها جداي از مشکلاتي که به خاطر دوري از خانواده و درگيري با افسردگي دارند، تاکيد مي کند: ما مي خواهيم پديده ماشين خوابي را با رويکرد اجتماعي حل کنيم و نه با ساير شيوه ها.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی