در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷

گزارش استانی > در موضوع درياچه اجماع فني داريم، ولي اراده سياسي قاطع نه!

گروه اجتماعي:بالا رفتن آب درياچه در فصل بارش و پايين آمدن آن در فصل گرما؛ اين وضعيت حال حاضر درياچه اروميه است که به نظر مي‌رسيد، براي هميشه خشک شده و از بين رفته، ولي در سايه برخي اقدامات در وضعيت فعلي تثبيت شده است. اقداماتي که قرار بود به احياي درياچه منجر شود اما اين گونه نشده است.

     گروه اجتماعي:بالا رفتن آب درياچه در فصل بارش و پايين آمدن آن در فصل گرما؛ اين وضعيت حال حاضر درياچه اروميه است که به نظر مي‌رسيد، براي هميشه خشک شده و از بين رفته، ولي در سايه برخي اقدامات در وضعيت فعلي تثبيت شده است. اقداماتي که قرار بود به احياي درياچه منجر شود اما اين گونه نشده است.
     اخبار خوشي که از احياي درياچه اروميه مي‌رسيد، مدتي ‌است متوقف شده و گاه اين گونه به نظر مي‌رسد که قرار نيست نگين آبي آذربايجان، وضعي بهتر از حال و روز فعلي اش پيدا کند؛ درياچه‌اي نيمه جان که در سايه تدابير مسئولان فقط از خشک شدن نجات يافته و در فاز احيا، هيچ توفيقي نيافته و ظاهرا قرار نيست بيابد.
    گزاره‌اي که مسئولان ستاد احياي درياچه اروميه با آن مخالفند و در توضيح چرايي ناکامي طرح هاي احياي درياچه استدلال هايي مي‌آورند که بعضا به نکات تلخي اشاره دارد؛ از جمله، تأمين نشدن منابع مالي طرح احيا و همسو نبودن برخي نهادها و مسئولان که نشان مي‌دهد، اراده کافي براي نجات درياچه نيست.
    اين را مي‌شود از سخنان دکتر مسعود تجريشي، مدير دفتر برنامه‌ريزي و تلفيق ستاد احياي درياچه اروميه دريافت که معتقد است ستاد احيا در سه سال اول، کاملاً طبق برنامه پيش رفته و درياچه را در شرايط تثبيت قرار داده و مانع کاهش 40 سانتي‌متري تراز آن ـ که سالانه در حال شکل‌گرفتن بود ـ شده است؛ اما از سال سوم به بعد و در واقع در يک سال گذشته به دليل عدم تأمين بودجه وعده‌ داده‌ شده، نتوانسته گامي به پيش بردارد و نهايتاً در پايان سال مجبور شده است با موافقت دولت به تأمين مالي از طريق سرمايه‌گذاري روي بياورد.
    در ادامه قسمتي از گفت‌وگوي تفصيلي با دکتر تجريشي را مي‌خوانيد .
     براي بررسي وضعيت موجود درياچه اروميه نخست بايد ببينم طبق برنامه قرار بود در حال حاضر در چه نقطه‌اي باشيم و الان کجا هستيم و اگر نتوانسته‌ايم طبق برنامه به مقصود خود برسيم علت‌ها چه بوده است. در واقع مي‌توان از دو منظر به وضعيت فعلي درياچه اروميه نگاه کرد؛ يکي از اين ديدگاه که به‌عنوان يک پروژه به اين مسأله نگاهي بيندازيم و ديگر آنکه از منظر فراتر از يک پروژه و به‌عنوان يک مدل براي حل مسائل مشابه در کشور آن را در نظر گرفت.
    از منظر اول، طبق برنامه قرار بود در سال آبي گذشته و تا شهريور 95، درياچه در يک شرايط تثبيت قرار بگيرد. تثبيت به اين مفهوم که در بيست سال منتهي به سال 92-93 درياچه سالانه حدود 40 سانتي‌متر کاهش تراز داشت، به‌صورتي‌که طي اين 20 سال به اندازه يک ساختمان سه طبقه، حدود 8 متر، افت تراز درياچه را شاهد بوديم، تا اينکه حدود سال 88 متوجه شديم حتماً بايد يک فکر و فعاليتي براي بهبود وضع درياچه صورت بگيرد. کارگروه‌ها و فعاليت‌هاي خيلي گسترده‌اي انجام شد، اما تا سال 1393 که 5 سال از فهم اين موضوع مي‌گذشت هيچ اقدام عملي براي بهبود وضعيت درياچه صورت نگرفت.
    وقتي آقاي روحاني در انتخابات پيروز شدند، با توجه به اهميتي که موضوع برايشان داشت و خطرات بزرگي که با خشک‌شدن درياچه کشور را تهديد مي‌کرد  ايشان کارگروه احياي درياچه اروميه را تشکيل دادند. در همان ابتدا متخصصين به ما گفتند اگر ظرف سه سال نتوانيم درياچه را در شرايط تثبيت قرار دهيم ديگر درياچه کاملاً از دست مي‌رود و خشک مي‌شود و برنامه‌هاي احياي درياچه ديگر جوابگو نخواهد بود؛ بنابراين، ما در سه سال اول رفتيم سراغ اين برنامه که نگذاريم درياچه بيشتر از اين دچار افت تراز شود و سرانجام در شهريور 95 توانستيم درياچه را در شرايط تثبيت قرار دهيم. به ‌رغم اينکه در اين سال‌ها مدام ميزان بارش‌ها کم و کمتر شده است.
    عمده اقداماتي که انجام شده بود، يکي اتصال رودخانه سيمينه‌رود و زرينه‌رود بود که با کمک لاي‌روبي‌هايي هم که انجام شد  توانستيم از هدررفت آب‌ها جلوگيري و آب را به پيکره اصلي وارد کنيم. رهاسازي سد‌ها انجام شد. اين اقدامات کمک زيادي به ثبيت وضعيت درياچه کرد. شايد بتوان اين پروژه را اولين پروژه در کشور دانست که همه دستگاه‌هاي اجرايي با هم دور يک ميز نشستند و در موضوع مسأله به توافق رسيدند.بعد از سال آبي 96-95 که ما نهايتاً به مرحله تثبيت درياچه اروميه رسيديم، بايد به سراغ برنامه‌هايي مي‌رفتيم که طي آن بتوانيم آب بيشتري را صرفه‌جويي کنيم و تراز آب درياچه را بهبود ببخشيم. طبق برنامه قرار بود در اين فاز برنامه براي مدت پنج سال، 40 واحد درصد در مصرف آب صرفه‌جويي داشته باشيم تا پس از تثبيت مرحله احياي درياچه آغاز شود. ما 3 واحد 8 درصدي را پشت سر گذاشتيم که مشاوران به ما گفتند اگر سرمايه‌گذاري روي زيرساخت‌ها انجام نشود، تقريباً ادامه کار سخت خواهد شد؛ بنابراين ما از دولت قول گرفتيم که منابع مالي را تأمين کند. اما اتفاقي که افتاد اين بود که دولت سال گذشته نتواست منابع مالي را که قول داده بود تأمين کند.
    پس ما وقتي که سال آبي گذشته را شروع کرديم، با توجه به نبود بودجه، برنامه‌ها را از سازه‌اي به غيرسازه‌اي تغيير جهت داديم. به‌جاي اينکه در مبدأ بخواهيم آب را به سمت درياچه انتقال دهيم رفتيم به اين سمت که در مزارع و باغات آب را صرفه جويي کنيم. رفتيم به اين سمت که برداشت‌ها را در فصل‌هاي غيرزراعي کنترل کنيم و درنهايت رفتيم به اين سمت که نهاد‌هايي را ايجاد بکنيم که در حوضه آبريز خودشان بروند به سمت اينکه درياچه را احيا بکنند.اين عدم تضمين منابع مالي موجب شد در برخي پروژه‌ها دچار مشکل بشويم؛ از جمله در پروژه‌هايي مثل سردهنه سازي‌ها، مثل سازه‌هاي کنترل برداشت و... که با منابع خيلي کم در اين پروژه‌ها ما مي‌توانستيم نگذاريم آب هدر رود و در فصل‌هاي غيرزراعي آب به سمت درياچه سرازير شود. پس اتفاقي که افتاد اين بود که برنامه بود، انگيزه بود، ولي منابع مالي نتوانست تضمين شود.
    از آنجايي‌که دولت نتوانست بودجه موردنظر را تأمين کند، ما در جلسه کارگروهي که چندي پيش داشتيم، پيشنهاد داديم دولت اگر واقعاً پولي براي اين موضوع ندارد، اجازه تأمين مالي از طريق قرض را به ستاد احيا بدهد. نه صرفاً از خارج، بلکه ممکن است منابع مالي باشد يا شرکت‌هاي سرمايه‌گذاري وجود داشته باشند در داخل که حاضر باشند بيايند روي پروژه‌هايي مثل تصفيه خانه سرمايه‌گذاري کنند. ما الان اين مجوز را گرفتيم و با گرفتن اين مجوز، قاعدتاً بايد برگرديم پروژه‌هاي قابل‌سرمايه‌گذاري و جذب مشارکت مالي و سرمايه‌گذاران را هم شناسايي بکنيم. الان وارد اين فضا شديم که صرفاً با منابع دولتي سراغ احياي درياچه اروميه نرويم.
    بارش‌ها در سال آبي گذشته حدود 205 ميلي‌متر بود که عدد به ‌شدت پاييني است. اينکه بارش سالانه شما از 385 ميلي‌متر به 205 ميلي‌متر برسد، به‌شدت نشان از کاهش ميزان بارش و بحراني‌بودن شرايط دارد. از سوي ديگر، دما هم تقريباً يک‌ونيم درجه بيشتر شده نسبت‌به زمان مشابه و همه اين‌ها يعني فشار بيشتر روي منابع آب و اين يعني فشار بيشتر براي جلوگيري از ورود آب به سمت درياچه. شکر خدا براي موضوع رهاسازي آب سد‌ها توافق 29 درصد را به‌جاي 32 درصد براي سال چهارم پيدا کرديم و گفتيم مشکلي نيست، چون 29 درصد باز هم حرکت به سمت کاهش مصرف آب اراضي پاياب سد‌ها -که بيش از نياز گياه آب مصرف مي‌کردند- بوده است، ولي در مجموع به جهت تأمين منابع مالي نتوانستيم اقدام مناسبي انجام دهيم.يکي از اقدامات اثربخشي که در اين مدت با همت کارشناسان سازمان جنگل‌ها و مراتع صورت گرفته ماجراي کنترل غبار بود. ما از همان روز‌هاي اول موضوع کنترل غبار را خيلي جدي مورد توجه قرار داديم و در کنترل غبار هم علي‌رغم اينکه بارش‌ها کمتر و زمين خشک‌تر شده، گزارش‌ها نشان مي‌دهد که تقريباً 60 درصد گردوغبار را با اين اقدامات توانستيم کنترل نماييم. درمجموع اين‌ها نشان مي‌دهد که اگر اقداماتي صورت بگيرد، به لحاظ فني، درياچه قابليت احيا را دارد، بسته به اينکه ما تا چه ميزان بتوانيم منابع مالي را در اجرايي‌شدن اين پروژه‌ها تأمين کنيم.
    در موضوع درياچه در صورت‌مسأله و راهکار‌ها اجماع داشتيم، برنامه يکپارچه‌مان را هم با مشارکت تمام دستگاه‌هاي اجرايي تعيين کرديم، ولي اينکه بگوييم صددرصد توانستيم همه دستگاه‌هاي اجرايي را مجاب به اجراي برنامه‌هاي خودمان بکنيم، چندان درست نيست و چندان در آن موفق نبوديم. براي مثال ما تصميم‌گيري کرديم که سطح زير کشت چغندرقند کم شود، اما مي‌بينيم که سال گذشته سطح زير کشت آن کم که نشد هيچ بيشتر هم شد.
    وقتي ما مي‌آييم و در اين منطقه چغندرقند مي‌کاريم و کشت آن را افزايش مي‌دهم درواقع يک منفعت خيلي کوتاه و کوچک را در نظر داريم و توجهي به درياچه و هزينه‌هاي ناشي از خشک‌شدن آن و تبعات زيست‌محيطي مترتب بر سلامت ساکنان منطقه نداريم. خب از آن طرف کشاورز را در نظر بگيريد. حتماً وزارت نيرو به او آب مي‌دهد. حتماً وزارت جهاد کشاورزي به او بذر مي‌دهد و حتماً وزارت صنايع چغندرقند او را خريداري مي‌کند؛ بنابراين در يک نگاه کلي به اين نتيجه مي‌رسيم که گويا اين دستگاه‌ها چندان باهم هماهنگ نيستند. موضوع اقتصاد ملي هم اصلاً اينجا مطرح نيست. در واقع اصلاً اين نوع نگاه ما يک نگاه عميق ملي جامع‌نگر نيست.
     به گزارش امانت به نقل از تابناک،اجماع فني داريم، ولي اراده سياسي نداريم. آن اجماع فني در جهان سياست مي‌شود اراده سياسي. اين اراده سياسي دولت است، اما بايد سلسله‌مراتبي بيايد تا تبديل به رويه شود. يعني اگر کسي رفت چغندرقند خريد به او بگويند تو ديگر مدير ما نيستي. اما اين نگاه‌ها هنوز با هم چفت نشده است. نگاه فني با اراده سياسي هنوز با هم يکي نشده است. مديري که در منطقه مي‌رود اجازه کشت چغندر مي‌دهد، به خيال خودش دارد کار خير مي‌کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی