در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷

فناوری > چالش لودگي در فضاي مجازي

گروه فناوري: فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي جدا از رهاوردهاي مثبت، در چند سال اخير خطوط قرمز اخلاقي، اعتقادي و عرفي را در فرهنگ ايراني جابه جا کرده و برخي رفتارهاي ناپسند را به سوي عادي سازي سوق داده است.

    گروه فناوري: فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي جدا از رهاوردهاي مثبت، در چند سال اخير خطوط قرمز اخلاقي، اعتقادي و عرفي را در فرهنگ ايراني جابه جا کرده و برخي رفتارهاي ناپسند را به سوي عادي سازي سوق داده است.
    مفاهيم اخلاقي، شرعي و عرفي که تا چندي پيش در جامعه تابو و ممنوع تلقي مي شد، اکنون با رخنه بي حد و مرز شبکه هاي اجتماعي مانند اينستاگرام و تلگرام در جامعه و روابط اجتماعي و خانوادگي به رفتاري عادي تبديل شده است. برخي از اين رفتارها به شکلي بيمارگونه در حال رشد هستند. شخصيت هاي هنجارشکن در صفحه هاي اجتماعي مجال جولان يافته اند. اگرچه هستند در اين ميان افراد و گروه هايي که با دغدغه هاي فرهنگي و زيست محيطي در حال فرهنگ سازي و آموزش به مخاطبان هستند و تا اندازه اي نيز در اين زمينه موفق بوده اما گويا بخش زيادي از اين فضا به رواج رفتارهاي ناپسندي چون زيرپاگذاشتن شرعيات و عرف، تهديد، ناسزاگويي، تظاهر  دروغ، مصرف گرايي و فساد اخلاقي اختصاص يافته است.
    نمونه چنين رفتارهايي کم نيستند. جايي که لودگيِ بيشتر، لايک و کامنت بيشتري مي گيرد، مردان لباس زنانه مي پوشند و ويدئوهايي براي خنداندن مردم مي سازند، زنان نيز به ابزاري براي تبليغات و جلب مخاطب تبديل شده اند، مسخره کردن ديگران بامزه تلقي مي شود، شاخ هاي مجازي دنبال کننده (فالوئر) هاي بيشتري دارند، آنجا که ايرانيان به صفحه شخصي يک داور يا بازيکن فوتبال حمله کرده و اعتراض خود را با انواع ناسزا اعلام مي کنند، آنجا که انواع مطالبِ به ظاهر طنز را موشکافي کرده و مي بينيم در پس آن عادي سازي يک بي اخلاقي يا کم اهميت ساختن اعتقادات ديني نهفته است، آنجا که والدين يک کودک بدون توجه به بازتاب هاي فرهنگي و تربيتي براي فرزندان خود صفحه هاي عمومي ساخته و تصاوير خصوصي خود را با هزاران نفر به اشتراک مي گذارند، جايي که بخش زيادي از اختلافات خانوادگي، طلاق و بزهکاري ها به فضاي مجازي و ارتباطات غيراخلاقي در پسِ آن ختم مي شود.
    همه و همه پيامدهايي است که به واسطه نفوذ بيش از حد شبکه هاي اجتماعي نصيب خانواده و فرهنگ ايراني شده است. جست وجوي چرايي افزايش آسيب هاي فضاي مجازي ما را به عوامل متعددي مي رساند.
    ورود هر فناوري به جوامع به ويژه کشورهاي در حال توسعه با آسيب هايي همراه است مگر اينکه همزمان يا زودتر از ورود، فرهنگ استفاده درست آن نيز آموزش داده شود. ورود شبکه هاي اجتماعي به ايران با نوعي تاخر فرهنگي همراه بود. تاخير فرهنگي به معناي فاصله ميان ابزار فرهنگي و شيوه مناسب استفاده از آن است. همين مساله بر ميزان و گستردگي آسيب هاي آن افزود. کلاهبرداري هاي اقتصادي بخشي از آن بود که اکنون با آگاه سازي و هشدارهاي پي درپي نيروي انتظامي و پليس فتا شيوه هاي کلاهبرداران در اين فضا رو شده و آمار آن به طور چشمگيري کاهش يافته است. حضور بدون محدوديت و آموزش کودکان و نوجوانان در اين فضا نيز خود معضلي بزرگ است که نهادهاي تربيتي خانواده و آموزش و پرورش تنها متولياني هستند که مي توانند آنان را از گزند آسيب هاي در امان نگه دارند.
    سطحي نگري آسيب ديگر فضاي مجازي براي افراد فعال در اين فضا است. فضايي که انسان را از کتاب خواني، تفکر عميق و گفت وگوهاي علمي و فلسفي دور مي سازد.
     براي همين روز به روز سرانه کتاب خواني در کشور و تيراژ کتاب ها و نشريات پايين مي آيد. افراد ترجيح مي دهند ساعت ها روي مبل نشسته و در شبکه هاي اجتماعي گشت بزنند تا اينکه در يک رويداد يا نشست علمي حضور يابند. يک سر ديگر گسترش چنين معضلاتي به انبوه مخاطباني بازمي گردد که سليقه آنان تا تماشاي لودگي هاي يک جوان فراري به ترکيه يا الگوبرداري از تجملات ساختگي و غيرواقعي يک شاخ اينستاگرام تنزل يافته است. غافل از اينکه بخش زيادي از وقت و پول را پاي تماشاي تصاوير و ويدئوهايي مي گذارند که نه تنها ذره اي آگاهي و پيشرفت علمي نصيب شان نمي کند بلکه ناخواسته تمايل به زير پاگذاشتن اخلاقيات در آنان تقويت مي شود. براي مبارزه با چنين مخاطباني چندي پيش هشتگ «احمق ها را معروف نکنيم» در فضاي مجازي راه اندازي شد. دنبال نکردن صفحه هاي مبتذل که گردانندگان آن با لودگي به دنبال اشاعه بي اخلاقي و جلب تاييد ديگران براي کسب درآمد هستند، مناسبت ترين راه براي مقابله با اين معضل است.
     جاي خالي برنامه ريزي براي استفاده از اوقات فراغت و کمبود امکانات تفريحي و رفاهي نقش مهمي در اختصاص وقت بيش از اندازه افراد به فضاي مجازي دارد.
     اين شرايط در شهرهاي کوچک بحراني تر است چرا که در سال هاي اخير شاهد ساخت مرکز و اماکن تفريحي در کلانشهرهايي مانند تهران، اصفهان، تبريز و مشهد بوده ايم. فراهم آوردن امکانات تفريحي و فرهنگي براي گذران اوقات فراغت مردم را از اين فضا دورساخته و به حضور در فضاهاي جمعي مجبور مي سازد.
    در يک کلام شبکه هاي اجتماعي فرهنگ ايراني، اخلاق، باورهاي ديني و هويت ملي را نشانه رفته اند. مولفه هاي ارزشمند اخلاقي مانند ادب، احترام، دينمداري، عرق ملي، صداقت و ساده زيستي جاي خود را به توهين، مصرف زدگي، تجملات، دروغ، لودگي و ناسزاگويي داده است. بنابراين، تشخيص سره از ناسره در فضاي مجازي و ايجاد مرزهاي اخلاقي و فرهنگي در استفاده از اين فضا، تنها با آگاهي بخشي و آموزش شيوه استفاده از فناوري امکان پذير خواهد بود.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا، به طور کلي در بحث آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي براي به نيل به پيشگيري، مقابله و راهکار بايد دست به دامن آموزش و آگاهي شد. در مورد آسيب هاي فضاي مجازي و مقابله با گسترش فرهنگ لودگي در اين فضا، بايد با آموزش و هشدار نسبت به عواقب آن افراد را در به کارگيري از اين فضا هوشيار ساخت. در اين رابطه مسئولان فرهنگي، برنامه ريزان آموزشي و فعالان شوراي عالي فضاي مجازي بار بزرگي بر دوش دارند تا با تقويت هويت فرهنگي و ملي کودکان در مدارس و آموزش استفاده درست از فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي، تا حد امکان جامعه را از آسيب هاي آن مصون نگه دارند. بي شک مقابله قهري با چنين فضاهايي نه تنها آسيب ها را کاهش نخواهد داد بلکه افراد را به استفاده از آن به طرز بي رويه اي ترغيب خواهد کرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی