در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸

فناوری > »با تمام شرايط و مقررات موافق هستم«؛ بزرگ‌ترين دروغ فناوري

گروه فناوري:»من با شرايط و مقررات موافق هستم« يکي از بزرگ‌ترين دروغ‌هاي فناوري است که بايد تغيير پيدا کند و کار غول‌هاي فناوري، علي‌رغم ادعايشان در حفظ حريم شخصي، توليد ثروت از داده‌هاي کاربران است.

    گروه فناوري:»من با شرايط و مقررات موافق هستم« يکي از بزرگ‌ترين دروغ‌هاي فناوري است که بايد تغيير پيدا کند و کار غول‌هاي فناوري، علي‌رغم ادعايشان در حفظ حريم شخصي، توليد ثروت از داده‌هاي کاربران است.
     اپليکيشن‌هايي هستند که کارشان رمزگشايي از موافقت‌نامه‌هاي »نخوانده‌ امضاشده‌ي ما« است؛ از تبعات حقوقي گرفته تا حريم خصوصي و حتي مالي آنها؛ اما مگر اصلاح اين نابه‌ساماني وظيفه‌ي استارتاپ‌ها است؟
    چندي پيش در استفاده‌ آزمايشي يا به‌اصطلاح Free Trial اپليکيشن کتاب‌خوان صوتي شرکتي مشهور تجربه‌ ناخوشايندي داشتم که با وجود قصد و نيت آزمايشي‌بودن، پس از مدتي بي‌خبر از همه‌جا به خالي‌شدن تمام کارت اعتباري مجازي چندده‌دلاري‌ام منجر شد؛ کارتي که با توجه به شرايط خاص کشورمان، به‌سختي براي خريد کتاب تهيه کرده بودم.
     اينها نمونه‌اي از تبعات مالي بسياري از موافقت‌نامه‌هاي تودرتو و چندين‌صفحه‌اي است که روزانه بي‌درنگ با فشردن دکمه‌ »I Agree« موافقت‌مان را با نقض احتمالي حريم شخصي و حقوقي‌مان اعلام مي‌کنيم.
    اينترنت ارگانيسم پيچيده‌اي است. بيشترمان هنوز هم نمي‌دانيم چطور بايد از کليدواژه‌ها در يوتيوب استفاده‌کنيم تا کودکان‌مان در دام تماشاي محتواي خشونت‌آميز، گرفتار و بزرگ‌سالانمان به مسير افراط‌گرايي کشيده نشوند. هنوز هم نمي‌دانيم داده‌هايمان چقدر ارزشمند است و غول‌هاي فناوري چه چيزي درباره‌مان جمع‌آوري مي‌کنند و البته هنوز هم بي‌درنگ موافقت‌مان را با آخرين تغييرات شرايط و مقررات خدمات‌شان اعلام مي‌کنيم.
    حال استارتاپ‌هايي براي برطرف‌کردن اين مشکلات دست به کار شده‌اند. برنامه‌هايي همچون Jumbo که اجازه مي‌دهد باز حريم شخصي را به کنترل درآورد يا DoNotPay که زبان حقوقي اين موافقت‌نامه‌ها را به‌شکلي درک‌پذير برايمان توضيح مي‌دهد و با کارت‌هاي اعتباري مجازي‌اش از تقديم دودستي اطلاعات کارت اعتباري‌مان بابت امتحان رايگان خدمات شرکت‌ها بي‌نيازمان مي‌کند يا ToS;DR که شرايط و مقررات بزرگ‌ترين وب‌سايت‌هاي اينترنتي را برايمان توضيح مي‌دهد.
    خيلي هم عالي؛ اما اصلا چرا بايد کاربران به چنين استارتاپ‌هايي متکي باشند تا آنها به‌صورت نيابتي مشکلات فناوري را برايشان حل کنند؟ کاري که امثال توييتر و فيس‌بوک، گوگل و لشکري از مهندسان و توسعه‌دهندگان‌شان بايد مي‌کردند.
    *در اختيارگرفتن کنترل داده‌هايمان
    کار اپليکيشن رايگان Jumbo در iOS (نسخه‌ اندرويد در حال آماده‌سازي است) بررسي دسترسي‌هايي است که به امثال آمازون، فيس‌بوک، گوگل و توييتر داده‌ايم و امکان لغو اين دسترسي‌ها يا پاک‌سازي داده‌هايي را مي‌دهد که از ما جمع‌آوري کرده‌اند.
    با ورود به حساب کاربري در گوگل، Jumbo نشان مي‌دهد در گوگل کروم چند صفحه‌ اينترنتي بازديدشده داريد و گوگل‌مپ چه تعداد فعاليت شما را ذخيره کرده‌است. زير هر پيغامي دکمه‌اي به‌نام »چرا بايد توجه کنيد؟« قرار دارد که توضيح مي‌دهد گوگل چه کاري با آن اطلاعات مي‌کند.
    براي مثال، گوگل موقعيت جغرافيايي کاربر را ردگيري مي‌کند تا بهتر او را هدف تبليغات خود قرار دهد و درنهايت او را به خرج‌کردن پول و حتي تغيير رفتارش تشويق کند.
    البته، حس بدبيني به ما مي‌گويد: »اگر بابت محصولي پول پرداخت نمي‌کنيد، يعني خودتان محصول هستيد!« بااين‌حال، پير والاد، مدير Jumbo، اطمينان‌خاطر مي‌دهد که اين مسئله درباره‌ آنها صدق نمي‌کند و شرکت‌شان اين فناوري را به‌صورت متن‌باز ارائه خواهدکرد تا ثابت شود در حال جاسوسي نيستند.
     وي مي‌گويد: ما هرگز به داده‌هاي شما دسترسي نخواهيم‌داشت؛ زيرا هيچ سروري براي تحليل و ذخيره‌سازي داده‌ها نداريم و هر فرايندي در داخل تلفن خودتان اتفاق مي‌افتد.
    البته والاد رؤياي نسخه‌ سازماني Jumbo را در سر دارد تا بتواند آن را به شرکت‌هاي درگير با مقررات عريض و طويلي همچون حفاظت از داده‌هاي عمومي اتحاديه‌ اروپا (GDPR) يا قانون حريم خصوصي مصرف‌کنندگان کاليفرنيا عرضه کند. درحال‌حاضر، آنها بيش از سه‌ميليون دلار سرمايه‌ مشارکتي جذب کرده‌اند.
    به‌لحاظ تئوري، هرآنچه Jumbo انجام مي‌دهد، مي‌توان »دستي« هم انجام داد؛ اما برخي مواقع انجام دستي چنين اموري بسيار پيچيده مي‌شود. براي مثال، در اپليکيشن فيس‌بوک، بايد در ميان منوها به‌دنبال مديريت حريم شخصي محتواهايي بگرديد که پست مي‌کنيد يا در جست‌وجوي تنظيمات مرتبط با هرآنچه باشيد که فيس‌بوک درباره‌ شما مي‌داند؛ ازقبيل داده‌هاي مرتبط با علايق‌تان و ردگيري آگهي‌هاي تبليغاتي.
    درباره‌ گوگل و خدمات متعددش همچون نقشه، موتور جست‌وجو، دستيار صوتي و ...، مديريت حريم خصوصي به همان سختي خواهدبود.
    حتي اگر فرد دقيقي باشيد، هميشه اين احتمال را بايد بدهيد که بخشي را از قلم انداخته‌ايد؛ اما خدمات خودکار Jumbo در ازاي فشردن يکي‌دو کليک تا حدودي، کنترل اطلاعات را به دستان‌تان بازمي‌گرداند. اين، يعني احتمال خطر براي Jumbo هم وجود دارد. والاد قبلا گفته بود فيس‌بوک و توييتر و ديگر سرويس‌هايي که Jumbo با آنها سروکار دارد، مي‌توانند عليه‌شان وارد عمل شوند.
     البته، او مسئله را باز نمي‌کند؛ زيرا مايه‌ نگراني است که به شرکت‌هاي بزرگ بگوييد »نبايد به مردم علايق تجاري داشته‌باشيد«. والاد در اين باره مي‌گويد: ما به مردم توصيه مي‌کنيم راه‌هاي»هدف تبليغاتي شدن« را مسدود کنند و آنها نيز چنين مي‌کنند.
     اين از منظر بازاريابي، فيس‌بوک را در نگاه آگهي‌دهندگان کم‌ارزش‌تر خواهدکرد. حال با افزايش تعداد نصب اين اپليکيشن و حفاظت از مردم در برابرشان، احتمالا به‌عنوان ريسک کسب‌وکار و کاهش درآمد از داده‌هايي که مردم دراختيارشان مي‌گذاشتند در نظر گرفته خواهيم‌شد.
    *وقتي استفاده‌ رايگان آزمايشي برنامه، واقعا رايگان است
    استارتاپ DoNotPay اخيرا ويژگي جديدي ارائه کرده‌است که به مشتريان اجازه مي‌دهد از کارت اعتباري مجازي دروغين براي استفاده‌ رايگان آزمايشي برنامه‌ها استفاده‌کنند. شايد ندانيد؛ اما بسياري از شرکت‌ها روي مردمي حساب باز کرده‌اند که به‌منظور آزمايش رايگان خدمات‌شان ثبت‌نام و سپس اين ثبت‌نام را فراموش مي‌کنند. نتايج يک سرشماري در سال 2017 نشان داد که 35 درصد از آمريکايي‌ها ناآگاهانه ثبت‌نامي را تجربه کرده‌اند که آنها را وارد پرداخت ماهيانه‌ خودکار کرده‌است و در 42 درصد از اين موارد به‌سختي چنين پرداخت‌هاي ادامه‌دار و خودکاري را متوقف کرده‌اند.
    DoNotPay با ايجاد نام و آدرس ايميل دروغين متصل به کارت اعتباري و ايفاي نقش نماينده‌ پرداخت مشتريان از وقوع چنين اتفاقي جلوگيري مي‌کند؛ البته فقط براي پرداخت‌هايي که پولي نباشند.
    همين تابستان، جاش براودر، بنيان‌گذار اين استارتاپ، گفت ابتدا نگران بودند بانک‌ها درصورت آگاهي از اينکه DoNotPay درحال بازي‌ دادن سيستم است، کارش را يک‌سره کنند؛ اما شرکاي بانکي اين استارتاپ مشکلي با اين سرويس ندارند؛ هرچند از اينکه نام‌شان به‌صورت عمومي مطرح شود، خودداري مي‌کنند.
    اين نخستين‌بار نيست که DoNotPay با قدرت‌ها سرشاخ مي‌شود.
    درواقع، اين اپليکيشن سال 2018 با اين هدف شروع به کار کرد که بتواند عليه هرکسي و صرفا با فشردن يک دکمه شکايت کرد. براودر مي‌گويد چطور وقتي لندن زندگي مي‌کرده با جريمه‌هاي پارک خودرو بسياري مواجه شده‌بود که پس از پيگيري در برخي موارد صرفا به گرفتن تعهد و در برخي موارد حتي ناآگاه به قوانين تشخيص داده‌شد. بنابراين اين اپليکيشن را طراحي کرد تا کمک‌حال مردمي باشد که دانش کافي براي پيگيري جريمه‌ها ندارند. يک چت‌بات هوش مصنوعي با تعدادي پرسش، مدارک لازم را مشخص و جزييات را آماده مي‌کند و حتي درصورت لزوم، شکايت‌نامه‌اي براي قرائت در دادگاه براي شاکي تهيه مي‌کند.
    پرسش اينجا است که چرا بايد به هوش مصنوعي وابسته باشيم تا قوانين خودمان را براي خودمان مفهوم کند؟ نمي‌شد از ابتدا اين قوانين را براي عموم مفهوم‌تر بنويسيم؟ راودر معتقد است اگر مي‌شد تمام مشکلات دنيا را برطرف کرد، اصلا DoNotPay هم وجود نداشت و خوب مي‌دانيم قرار نيست اين مشکلات به اين زودي‌ها برطرف شوند.
    ميان‌برزدن به اصطلاحات حقوقي
    هيچ‌کس زمان کافي براي خواندن کامل اظهارنامه‌هاي حقوقي آنلاين را ندارد. در سال 2012، نتايج تحقيقي نشان داد زمان لازم براي مطالعه‌ي سياست‌هاي مربوط به حريم شخصي وب‌سايت‌هايي که در طول سال بازديد مي‌کنيم، مي‌تواند 25 روز کامل يا 76 روز کاري زمان ببرد. به همين دليل، پروژه‌هايي همچون »مقررات استفاده از خدمات؛ نخواندم« يا به‌اختصار ToS;DR به‌وجود آمد. نام اين پروژه برگرفته از اصطلاح مشهور اينترنتي TL;DR مخفف Too Long; Didn't Read به‌معني »زياد بود؛ نخواندم« است. سرويس مذکور را گروهي از داوطلبان اداره مي‌کنند که درواقع نقش ويکي‌پدياي »موافقت‌نامه‌هاي مقررات و شرايط« را ايفا مي‌کنند. آنها اين اسناد پيچيده‌ حقوقي را به فهرستي از چند سرخط شماره‌گذاري‌شده مبدل و سپس براساس اهميت از A تا F درجه‌بندي مي‌کنند. ناگفته نماند مي‌توان اين برنامه‌ها را به‌صورت افزونه‌ براي مرورگر نصب کرد.
    مايکل دي‌يانگ، هم‌بنيان‌گذار اين پروژه مي‌گويد: مشکل مردم اين است که نمي‌دانند چه زمان بايد از فروبردن سرشان به داخل اين ضوابط دست بکشند؛ چه تفاوتي بايد بين نگاه‌شان به وب‌اپليکيشن‌ها و اپليکيشن‌هاي داخلي گوشي و دسترسي‌هاي موردتقاضاي آنها باشد. آيا بايد خودمان را صرفا به خواندن شرايط و ضوابط‌شان محدود کنيم يا بايد بفهميم اين خدمات در عمل چگونه به‌اجرا گذاشته مي‌شوند.
    ToS;DR منبع حقوقي نيست و با هوش مصنوعي نيز پشتيباني نمي‌شود؛ بنابراين، شايد به اين معنا باشد که احتمالا دچار خطا هم خواهد بود؛ اما دي‌يانگ معتقد است مزاياي اين سرويس بر معايبش مي‌چربد: مي‌توانيد آن را با ويکي‌تراول مقايسه کنيد که به‌جاي ارائه‌ توصيه‌هاي متخصص سفر، مستقيما توصيه‌هاي ديگر مسافران را پيشنهاد مي‌کند يا مثل OpenStreetMap به‌جاي گوگل‌مپ. شايد گاهي برخي از داده‌ها نامعتبر يا تاريخ‌گذشته باشند؛ اما افراد به‌راحتي مداخله و اطلاعات را اصلاح مي‌کنند و نظرات موجود درواقع نظرات امثال خودتان است که احساس کرده‌اند ارزش نوشتن دارد. پس درنهايت حداکثر تعادل ممکن براي همه‌ ديدگاه‌ها به‌وجود مي‌آيد.
    دي‌يانگ مي‌گويد از زمان مطرح‌شدن مسائل مرتبط با حريم شخصي مردم در اينترنت، همچون افشاگري‌هاي ادوارد اسنودن و رسوايي‌هاي کمبريج آناليتيکا و GDPR مشغله‌هاي فراواني براي رسيدگي ازطريق ToS;DR به‌وجود آمده‌است.
    *بازاري براي اشتباهات
    در بيانيه‌ فيس‌بوک، سياست‌هاي حريم شخصي غول شبکه‌هاي اجتماعي اين‌گونه توصيف شده‌بود: در فيس‌بوک هميشه براي شفافيت درباره‌ نحوه‌ استفاده از داده‌هاي مردم و امکان کنترل آن به‌وسيله‌ مردم تلاش مي‌کنيم. در 18 ماه گذشته، رويکردهايمان را روشن‌تر و يافتن تنظيمات مرتبط با حريم خصوصي را براي مردم آسان‌تر کرده‌ايم. همچنين، ابزارهاي جديدي ايجاد کرده‌ايم تا کاربران بتوانند به اطلاعات‌شان دسترسي داشته‌باشند و آنها را دانلود يا حذف کنند. ما به‌دنبال راه‌هاي جديد براي ارائه‌ شفافيت بيشتر به مردم و کنترل حريم شخصي‌شان در فيس‌بوک هستيم.
    بااين‌حال، هنوزهم با افزايش آمار ثبت‌نام‌ها براي دريافت خدمات اينترنتي، چه‌بسا افرادي باشند که بدون آگاهي از مسائل حقوقي، بايد با قراردادهايي سروکار داشته‌باشند که از آن سر درنمي‌آورند.
    »من با شرايط و مقررات موافق هستم« يکي از بزرگ‌ترين دروغ‌هاي فناوري است که بايد تغيير پيدا کند. فارغ از ادعاهاي بي‌پايان اهالي سيليکون‌ولي درباره‌ شفافيت، درنهايت مواردي همچون آسان‌تر و مفهوم‌تر شدن تنظيمات حريم شخصي، حقيقتا از خواسته‌ها و علايق شرکت‌هايي همچون فيس‌بوک و گوگل نيست؛ زيرا کار آنها توليد ثروت از داده‌هاي ما است.
    به گزارش امانت به نقل ازافتانا ،استارتاپ‌هايي همچون Jumbo و DoNotPay و ToS;DR نشان‌دهنده‌ راهکارهاي ممکن براي چنين مشکلاتي هستند؛ اما سخن اين است که نبايد براي فهم حريم داده‌ها يا تفسير شرايط و ضوابط حقوقي آنچه از قبل موافقت‌مان را با آنها اعلام کرده‌ايم، بازاري براي اپليکيشن‌ها به‌وجود بيايد. اگر اين شرکت‌هاي کوچک مي‌توانند چنين کاري کنند، چرا شرکت‌هاي بزرگ نتوانند؟!

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی