در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷

فرهنگی > وقتي مدرسه نابرابري را تثبيت مي کند

گروه فرهنگي:از بعضي خانواده‌ها سؤال مي‌کنم که براي تحصيل فرزندشان چقدر شهريه پرداخت مي‌کنند، با شنيدن پاسخ، بي‌اختيار سوت ممتدي مي‌زنم! به زمين نگاه مي‌کنم و سرم را به چپ و راست تکان مي‌دهم. 5، 10، 15 ، 20 ميليون تومان براي يک سال!

     گروه فرهنگي:از بعضي خانواده‌ها سؤال مي‌کنم که براي تحصيل فرزندشان چقدر شهريه پرداخت مي‌کنند، با شنيدن پاسخ، بي‌اختيار سوت ممتدي مي‌زنم! به زمين نگاه مي‌کنم و سرم را به چپ و راست تکان مي‌دهم. 5، 10، 15 ، 20 ميليون تومان براي يک سال!

    از کساني که مبلغ بالاتري پرداخت کرده‌اند مي‌پرسم که اين پول را در ازاي دريافت چه خدماتي پرداخت مي‌کنيد. مي‌گويند: دو زبان خارجي ياد مي‌دهند، معلم نقاشي‌شان فلاني است، موسيقي و حرکات موزون ياد مي‌دهند، کلاس‌هاي ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها مي‌توانند يکي را انتخاب و فرد شناخته‌شده‌اي در آن هنر به آن‌ها درس بدهد، غذايشان تحت نظر يک متخصص تغذيه است، آن‌ها را به موزه‌ها، گالري‌ها و کتاب‌فروشي‌ها مي‌برند، وضعيت پزشکي‌شان مدام چک مي‌شود، برنامه‌هاي مشترک هنري با حضور ما ترتيب مي‌دهند، برايشان کلاس قصه‌گويي و شاهنامه‌خواني برگزار مي‌کنند و ...
    بورديو؛ جامعه‌شناس فرانسوي چند دهه قبل به نقد جدي نظام آموزشي فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشي آن است که دانش آموزان را براي زندگي پس از مدرسه يا دانشگاه توانمند کند و به آن‌ها مهارت‌هاي لازم براي فرهيخته بودن را بياموزد. منظور او از فرهيختگي، کسب منش‌ها و شيوه‌هاي درک جهان، و نيز مهارت‌هايي بود که با داشتن آن‌ها افراد احساس نکنند که در مقايسه با سايرين چيزي کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصيل بتوانند به يک زبان خارجي حرف بزنند، وقتي يک تابلوي نقاشي ديدند بگويند که اين تابلو در چه سبکي نقاشي شده است، اگر به يک موسيقي گوش کردند بگويند که اين موسيقي در چه سبکي است، نام سازهاي موسيقي را به‌درستي بدانند، با مهارت‌هاي اجتماعي نظير ايجاد ارتباط اجتماعي و نيز رفتار در موقعيت‌هاي اجتماعي مختلف نظير رستوران يا گالري‌هاي هنري آشنا باشند. درمجموع توانايي رمزگشايي از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.
    از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابليت‌هاي يکساني وارد نظام مدرسه نمي‌شوند. برخي از آن‌ها از قبل داراي خانواده فرهيخته‌اي هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنين چيزهايي به دانش آموزان ياد داده شود توانايي‌ها آنان صرفاً تکميل خواهد شد چون از زمينه‌هاي لازم برخوردارند.
    ولي عده‌اي از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنين چيزهايي را نياموخته‌اند و به تعبيري خانواده فقيري داشته‌اند. وظيفه نظام آموزش‌وپرورش آن است که روي اين دانش آموزان بيشتر کار کند. به آنان بيشتر آموزش بدهد تا همپاي دانش آموزان دسته اول شوند. امري که برخي آنرا تبعيض مثبت مي‌دانند. نظام آموزش‌وپرورش بايد وضعيت را عادلانه پيش ببرد تا درنهايت دانش آموزان با توانايي‌هاي مشابهي دوره تحصيل را به اتمام برسانند.نظر بورديو آن بود که نظام آموزشي فرانسه چنين نيست. درواقع نابرابري موجود در نظام آموزشي باعث مي‌شود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانواده‌هاي فقير وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانواده‌هايي که پولدارترند يا به تعبير بورديو سرمايه اقتصادي و فرهنگي بيشتري دارند فرزندان خود را به مدارس درجه‌يک مي‌فرستند و خانواده‌هاي کم‌درآمد به مدارس ضعيف تر. نتيجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سياست همچنان وارث و مدعي اين عرصه مي‌مانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل مي‌کنند.
     نابرابري از طريق مدرسه مدام بازتوليد مي‌شود. بورديو اين امر را خشونت نمادين مي‌داند. يعني نظام آموزش‌وپرورش به شکل سمبليک عده‌اي را از گردونه فرهيخته شدن و کسب مهارت‌هاي اجتماعي لازم براي زندگي امروزي کنار مي‌گذارد.
    آنچه بورديو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشي کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زيرپوستي در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوري که در قانون اساسي‌اش بر آموزش رايگان تأکيد شده است روزبه‌روز شاهد طبقاتي شدن امر آموزش هستيم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتي هم شاهد طبقاتي شدن هستيم و مسئله فقط مدارس خصوصي/دولتي نيست. برخي از مدارس دولتي هم که در مناطق مرفه نشين شهرها قرار دارند با دريافت مستمر هزينه از والدين تلاش مي‌کنند خدمات ويژه‌اي به دانش آموزان ارائه دهند. و دراين‌بين آنچه مشهود است :
    مدرسه در ايران به‌تدريج تبديل به سيستم تثبيت نابرابري‌هاي اجتماعي مي‌شود. ژن‌هاي مرغوب که در خانواده‌هايي با سرمايه فرهنگي و اقتصادي بالا رشد مي‌کنند به مدارس مطلوب مي‌روند و مي‌شوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژن‌هاي نامرغوب که والدين مرغوبي ندارند به مدارس ضعيف مي‌روند و مي‌شوند وارثان فقر!
    به گزارش امانت به نقل ازعصرايران،سخن پاياني: مراقب باشيم. برخي از اين مدارس چنين به والدين القاء مي کنند که پدر و مادر خوب بودن يعني کسي که چنين خدمات گران قيمتي را براي فرزندانش فراهم کند. در نوشته ديگري به اين موضوع خواهم پرداخت.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی