در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > نقش کتاب و کتاب خواني در فرهنگ

بهرام گلزاده گروه فرهنگي:در شرايط کنوني و برغم توسعه گسترده و حيرت آور فناوري هاي جديد ارتباطي و شبکه ارتباطات مجازي در جهان، تاليف و انتشار سنتي کتاب و کتاب خواني همانند روزنامه و روزنامه خواني همچنان جايگاه و اهميت و نقش خود را داراست و هيچکس نمي تواند مدعي شود که روش سنتي در سايه ي شيوه هاي جديد و مدرن اطلاع رساني و کسب آگاهي قرار گرفته هرچند تکنولوژي جديد تحول عظيم و شگرفي در اين عرصه ايجاد کرده است و کسي نمي تواند منکر اين دگرگوني شود.

    گروه فرهنگي:در شرايط کنوني و برغم توسعه گسترده و حيرت آور فناوري هاي جديد ارتباطي و شبکه ارتباطات مجازي در جهان، تاليف و انتشار سنتي کتاب و کتاب خواني همانند روزنامه و روزنامه خواني همچنان جايگاه و اهميت و نقش خود را داراست و هيچکس نمي تواند مدعي شود که روش سنتي در سايه ي شيوه هاي جديد و مدرن اطلاع رساني و کسب آگاهي قرار گرفته هرچند تکنولوژي جديد تحول عظيم و شگرفي در اين عرصه ايجاد کرده است و کسي نمي تواند منکر اين دگرگوني شود. 
    کتاب و کتابخواني، هنوز در ميان مخاطبان و علاقه مندان به مطالعه و تحقيق جايگاه ويژه خود را دارد و بخشي از سبد فرهنگي اين اقشار را به خود اختصاص مي دهد. همانطوريکه روزنامه مکتوب همچنان ويژگي و نفوذ خود را حفظ کرده و نمي توان گفت که به دليل وجود شبکه ارتباطي مجازي و اينترنت و شبکه هاي اجتماعي مجازي، از شمار خوانندگان روزنامه کاسته شده است. بلکه بايد گفت که فناوري هاي جديد به صورت جدي به کمک روش هاي سنتي آمده و البته تاثيرات خود را بر ميزان اطلاعات و آگاهي افراد جوامع گذارده است. هنوز که هنوز است روزنامه هاي پرتيراژ جهاني و منطقه اي با وجود بهره گيري گسترده از اينترنت و سايبر در جهت اطلاع رساني به موقع و حضور موثر در اطلاع رساني، به دنبال مجهز کردن روزنامه خود به پيشرفته ترين سيستم هاي توزيع همزمان و به موقع هستند. برخي روزنامه هاي عربي سالانه مبالغ هنگفتي را هزينه مطالعه و اعزام کارشناس به خارج از کشور ، براي مطالعه در خصوص آخرين پيشرفت ها در زمينه سيستم نوين توزيع مي کنند تا از گردونه عقب نمانده و روزنامه و نشريه ي خود را مجهز به آخرين پيشرفت ها براي رسيدن به موقع توليدات خبري به دست مخاطب و تاثير گذاري در هدايت افکار عمومي نمايند. براي نمونه برخي روزنامه هاي عرب زبان در حال حاضر، در اولين ساعات صبح در چندين پايتخت کشورهاي مهم عربي، همزمان توزيع مي شوند. در بخش کتاب هم به همين گونه است و چاپ و انتشار کتاب همچنين از اولويت هاي نهادهاي فرهنگي جهاني است. اين يک تصور غلط است که فکر کنيم توسعه شبکه ارتباطي اينترنتي، مخاطب و علاقه مندان به مطالعه و تحقيق را از کتاب بي نياز کرده است. هر چيز جاي خود را دارد و کتاب و انتشار مکتوب و سنتي آن، همچنان بر حضور و ايفاي نقش جدي خود تاکيد مي ورزد. پس دولت ها و سياست گذاران فرهنگي نبايد از اين مقوله مهم غافل شوند، بلکه بايد به منظور ترويج فرهنگ تاليف و انتشار کتاب و کتاب خواني در جامعه با هدف بالا بردن آگاهي و اطلاعات مردم و سطح فرهنگ جامعه، براي توليد علم بيشتر تلاش وافر نمايند. هيج دولت و ملتي از اينکه فرهنگ کتاب خواني و درک معارف بيشتر و فهم افزون تر علوم و آشنايي با پيشرفت ها در جامعه اش، توسعه و گسترش کمي و کيفي بيابد لطمه نمي بيند بلکه بي ترديد نفع آن، متوجه جامعه خواهد بود. اداره يک جامعه اهل مطالعه و فهيم و با فرهنگ، به طريق اولي آسان تر از جامعه اي است که از علم و دانش فاصله دارد و قطعا به صرفه و صلاح نيز نزديک تر است. پس نبايد به بهانه هاي گوناگون و بدون منطق، در مسير تاليف و نشر کتاب و صنعت چاپ، و ترويج فرهنگ کتاب خواني در جامعه خلل و مانع ايجاد کرد. حل اين معادله بسيار ساده است که آيا تاثير پذيري يک ملت و فرهنگ عقب مانده و بي اطلاع و بي سواد، از فرهنگ بيگانه محتمل تر و پرهزينه تر است يا ملت و فرهنگي که اهل مطالعه و تحقيق و پژوهش است؟ بي ترديد جامعه اي که در آن فضاي مطالعه، پژوهش و تحقيق، به لحاظ سخت افزاري و نرم افزاري، به شکل مطلوب و بدون قيد و بندهاي دست و پاگير فراهم باشد کمتر از فرهنگ و القائات بيگانه تاثير مي پذيرد تا جامعه اي که از فرهنگ مطالعه و تحقيق دور است.
     در تمامي زمينه هاي فرهنگي اينگونه است که وقتي دولت ها و متوليان فرهنگ عمومي، حداقل ها را براي جامعه در اين حوزه فراهم کردند ديگر جامعه بويژه قشر حساس و پرانرژي و پرسشگر جوان، که کنجکاو و به دنبال دانستن بيشتر است، براي رفع نياز طبيعي و فطري خود، چشمش و تمايلات فکري اش، به طور مطلق و يکسويه، به بيرون از مرزها و بهره مندي صرف از محصولات و توليدات فرهنگي بيگانه نخواهد بود و در آنجايي هم که در برخي زمينه هانياز به تبادل فرهنگي پيدا شد که بي ترديد اينگونه خواهد بود، اولويت بر حفظ و ارتقاء فرهنگ بومي و تبادل فرهنگي خواهد بود و نه مصرف کننده صرف توليدات ديگران. طي اين مسير بسيار حساس و ظريف، تنها با انعطاف و تدبير و مديريت، و فراهم کردن زمينه لازم براي تاليف، انتشار کتاب و کتاب خواني، ممکن خواهد شد. و به بيان ساده تر، اصل بايد بر فراهم کردن بستر لازم و سياست گذاري و نظارت بر امر کتاب، از طرف متوليان دولتي امر فرهنگ، و تحقيق و پژوهش و توليد از جانب مردم و بخش خصوصي غيردولتي باشد. اين ضرورت اجتناب ناپذير در طول ساليان پس از انقلاب اسلامي مورد تاکيد موکد قرار گرفته است اما اينکه تا چه اندازه جدي گرفته شده و در عمل موفق بوده و توانسته با حذف موانع، نيازهاي جامعه را تامين نمايد، بايد به بررسي و ارزيابي آمار تاليف و انتشار کتاب به لحاظ کمي و کيفي و استقبال جامعه از کتاب و کتابخواني و مقايسه آن با ساير دغدغه هاي اجتماعي پرداخت. 

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی