در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸

فرهنگی > نخواهيد رسانه‌هاي اجتماعي در برابر تلخي‌ها سکوت کنند

گروه فرهنگي:يک کارشناس رسانه و علوم ارتباطات معتقد است که «عامل بي‌ادبي نماينده مجلس يا آتش‌ گرفتن کلاس رسانه‌هاي اجتماعي نيست؛ بلکه هر اتفاقي پيش از اينکه حياتي مجازي داشته باشد در عالم حقيقي کنش‌هايي دارد که با تشويق و يا دلخوري مردم همراه است.ـ»

    گروه فرهنگي:يک کارشناس رسانه و علوم ارتباطات معتقد است که »عامل بي‌ادبي نماينده مجلس يا آتش‌ گرفتن کلاس  رسانه‌هاي اجتماعي نيست؛ بلکه هر اتفاقي پيش از اينکه حياتي مجازي داشته باشد در عالم حقيقي کنش‌هايي دارد که با تشويق و يا دلخوري مردم همراه است.«
    علي شاکر، پژوهشگر و کارشناس رسانه علوم ارتباطات و رسانه در پاسخ به اين پرسش که با توجه به محدوديت‌هايي که رسانه‌ها در انتشار برخي اخبار دارند، رسانه‌هاي اجتماعي چه کمک مثبتي مي‌توانند به اطلاع‌رساني و شفاف‌سازي بکنند؟ اظهار کرد: پيش از پاسخ مستقيم به اين پرسش بد نيست خيلي کوتاه بگويم ما در فضاي مجازي و طبيعتا رسانه‌هاي اجتماعي، با نوعي »ارتباط جمعي خودانگيز« مواجهيم. اين مفهوم را مانوئل کاستلز، استاد کرسي علوم ارتباطات دانشگاه کاليفرنياي جنوبي مطرح مي‌کند.
    او ادامه داد: مفهوم »ارتباط جمعي خودانگيز« جمعي است، چون مخاطب جهاني دارد و خودانگيز يا خودگزين است چون پيام‌ها در آن حالتي خودتوليد و خودگردان دارند. يعني همان بحث قديمي که مخاطب تبديل به کاربر شده و حالا اين خود کاربر است که مثلا عکسي مي‌گيرد، برايش شرحي مي‌نويسد روي رسانه‌اي اجتماعي به اشتراک مي‌گذارد، از ديگر کاربران «پس‌فرست» لحظه‌اي دريافت مي‌کند و بالحظه در حال تکميل و تصحيح پيام خويش است. اما ارتباط ما با هم تنها به رسانه‌هاي اجتماعي محدود نمي‌شود. يعني ما جهان بيرون را فقط از راه خواندن توييت‌ها و ديدن عکس‌ها فهم نمي‌کنيم، بلکه با ديگران درباره اتفاق‌ها صحبت مي‌کنيم و در ضمن در صداوسيما هم برخي از موضوع‌هاي مرتبط را دنبال مي‌کنيم.
    شاکر يادآور شد: اين سه شکل ارتباط يعني ارتباط ميان‌فردي، ارتباط جمعي و ارتباط خودگزين در عمل تصويري از دنياي بيرون به ما ارائه مي‌کنند که منجر به واکنش ما به اتفاق‌ها مي‌شود. اينجاست که در چنين فضايي هم مي‌توان از بدي‌هاي اين شکل از ارتباط گفت و هم از خوبي‌هايش.
    اين کارشناس رسانه با بيان اينکه »نبايد رسانه‌ها را در اتفاق‌هاي اجتماعي در جايگاه متغير مستقل، يعني عاملِ تعيين‌کننده مطلق قرار دهيم«، اظهار کرد: يعني فکر نکنيم اگر رسانه را در اختيار داشته باشيم و نيت‌مان نيز خير باشد، آنگاه مي‌توانيم جامعه را اصلاح کنيم. نمي‌گويم رسانه بي‌تاثير است، اما تاثير مطلق هم ندارد. در واقع نمي‌دانيم تاثيرش چقدر است چون به درستي ميزان تاثيرش را نمي‌توانيم محاسبه کنيم. يادمان باشد که اتفاق‌هاي اجتماعي تک‌عاملي نيستند و در طول فرايند اتفاق، متاثر از متغيرهاي زيادي‌ هستند.او درباره سازوکار تاثير رسانه‌هاي اجتماعي نيز توضيح داد: به ‌قول کاستلز قدرت در جامعه شبکه‌اي به دست کساني مي‌افتد که ظرفيت‌هاي ارتباطي ميان شبکه‌ها و گروه‌هاي درون شبکه را کنترل مي‌کنند. قدرت برخاسته از ارتباط است؛ ارتباطي که ديگر رودررو و هم‌سنگ نيست، بلکه کاربران را از راه‌هاي دور به هم وصل مي‌کند تا بتوانند بر تصميم‌ها تاثير بگذارد.
    شاکر خاطرنشان کرد: نمونه‌هاي مثبت آن را مي‌توان در جريان آتش‌سوزي مدرسه زاهدان ديد. يا اينکه امروز اگر سري به توييتر بزنيد مي‌بينيد بسياري از کاربران فارسي‌زبان (فارغ از مکان جغرافيايي) دارند از دردهاي سيستان و بلوچستان مي‌گويند. درد دل‌هاي کارگران هفت‌تپه را کاربري از نيوزلند ممکن است بازنشر کند و اين جريان ارتباطي قدرت مي‌تواند هم روي صحبت‌هاي روزمره ما با ديگران موثر شود و هم روي بحث‌هاي رسانه‌هاي جمعي. اکنون برخي کاملا روي خط بحث‌هاي آنلاين حرکت مي‌کنند. يعني فکر مي‌کنند نبض جامعه را نه در اخبار صداوسيما يا سوژه‌هاي روزنامه‌ها که بايد در اينستاگرام، توييتر، پينترست يا فيس‌بوک و ... پيدا کرد.
    اين کارشناس علوم ارتباطات و رسانه، با تاکيد بر اينکه رسانه‌هاي اجتماعي در ساختاري شبکه‌اي حضور دارند، گفت: شبکه، ساختاري ارتباطي دارد. قدرتمندان در اين ساختار کساني‌ هستند که مديريت ظرفيت ارتباطي را به دست بگيرند. يعني در دست داشتن الگوي تماس در شبکه. در اين فضا بايد بلد باشيم که چگونه موضوعي را وايرال کنيم. يعني چه کنيم که همه سر برگردانند و پيام ما را ببينيد.
    او اضافه کرد: همان‌طور که پيش از اين هم گفتم، شناخت الگوي تماس و در دست گرفتن معناسازي در شبکه نيازمند تخصص است. حال اين تخصص هم مي‌تواند در راه منفي به کار گرفته شود و هم مثبت. ممکن است موضوع خيلي هم مهم و حياتي باشد. اتفاقا با دانستن الگوي تماس‌ها مي‌توان آن را پيش‌پا افتاده جلوه داد. البته اين کار پيچيدگي‌هاي خودش را هم دارد.
    شاکر به بيان اينکه »بخش مهمي از کاربران خواسته يا ناخواسته رقابت با صداوسيماي انحصاري را شروع کرده‌اند«، خاطرنشان کرد: اگر صداوسيما موضوعي را کم‌اهميت جلوه دهد، کاربران برعکس عمل مي‌کنند. منفي بودن ماجرا همين‌جاست که الزاما هر آنچه که صداوسيما مي‌گويد بد يا اشتباه نيست. ولي کاربران چراغ توجه خويش را به نقطه‌اي ديگر مي‌تابانند.
    او همچنين در پاسخ به پرسشي مبني بر تاثير شبکه‌هاي اجتماعي در انعکاس اخبار آتش‌سوزي مدرسه زاهدان، اظهار کرد: بنا بر هر دليلي دوربين و چراغ رسانه‌هاي غالب در سيستان و بلوچستان چندان روشن و پر فروغ نيست. براي همين کاربران سيستاني از ظرفيت شبکه استفاده مي‌کنند، براي اينکه موضوع استان خود را تبديل به موضوعي ملي کنند. از اين لحاظ که باعث توجه بيشتر مسئولان و افکار عمومي به اين نقطه محروم مي‌شود، مي‌توان گفت که شبکه‌هاي اجتماعي دارند خوب عمل مي‌کنند.
    شاکر درباره مضرات و فوايد شبکه‌هاي اجتماعي در فضاي رسانه‌اي، بيان کرد: از بين بردن فضا و زمان، کوتاه کردن فاصله‌ها، ارتباط مستمر و در اصطلاح 24 ساعته در طول هفته، سرعت بالا و ... همگي در يک تنش يا بحران اجتماعي هم مي‌تواند موجد تغييرات مثبت باشد هم منفي. اينکه چرا به جاي استفاده مثبت از شبکه‌هاي اجتماعي آن را بستري براي اعمال جرم کرده‌اند به خود اين رسانه مربوط نيست. علت در جاي ديگري است.
    او افزود: عامل بي‌ادبي نماينده مجلس يا آتش‌ گرفتن کلاس، رسانه‌هاي اجتماعي نيست. آنان پيش از اينکه حياتي مجازي داشته باشند در عالم حقيقي کنش‌هايي دارند که با تشويق و دلخوري مردم همراه است؛ البته نقش رسانه‌ها در اين ميان اين است که فقط واکنش نشان ندهند و از همين بستر استفاده کنند تا مثلا هر چه بيشتر افکار عمومي را متوجه خطرهاي نبود سيستم گرمايشي ايمن کنند. ولي نمي‌توان از کاربران انتظار داشت که پس ديدن اتفاق‌هاي تلخ سکوت کنند.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،اين کارشناس رسانه تاکيد کرد: در واقع کيفيت مواجهه و نوع کاربرد ماست که تعيين مي‌کند رسانه‌هاي اجتماعي سويه‌هاي مثبت دارند يا منفي. از آن مهمتر اينکه در کل، کار رسانه انداختن نور به تاريکي‌هاست. اگر در گوشه‌اي تاريک عده‌اي در حال فساد هستند، بايد به گناه آنان رسيدگي شود و نه اينکه برگرديم و چراغ را خاموش کنيم.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی