در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸

فرهنگی > ناشرنماهايي که پخته‌خوار هستند

الياس براهويي نژاد گروه فرهنگي:اين‌روزها حال کتاب خوب نيست؛ از مشکلات کاغذ گرفته تا قاچاقچي‌هاي کتاب، هرکدام به سهم خود زخم بر جانش مي‌زنند و چشم اهل کتاب را به آينده‌ نگران مي‌کنند.

     گروه فرهنگي:اين‌روزها حال کتاب خوب نيست؛ از مشکلات کاغذ گرفته تا قاچاقچي‌هاي کتاب، هرکدام به سهم خود زخم بر جانش مي‌زنند و چشم اهل کتاب را به آينده‌ نگران مي‌کنند.
     گروهي از اين زخم‌زنندگان، ناشرنماهايي هستند که با کپي ترجمه‌هاي ديگر ناشران و اندک تغييري در آن‌ها، پخته‌خواري مي‌کنند و کتاب‌سازي کسب‌وکارشان است. اگر در بازار رسمي و غيررسمي کتاب گشت‌وگذاري بکنيد، زياد مي‌بينيد ترجمه‌هاي مختلف از يک کتاب عرضه شده‌اند. وقتي کتابي خارجي پرفروش بشود و بازار داشته باشد، ترجمه‌هايش يکي بعد از ديگري و قارچ‌گونه سروکله‌شان پيدا شده و مخاطب براي انتخاب ترجمه بهتر سردرگم مي‌شود.
    *توصيه‌هاي وزير ارشاد
    گسترش ترجمه‌هاي غيررسمي و جعلي کار را به جايي رساند که صداي وزير ارشاد هم درآمد. سيدعباس صالحي در نمايشگاه کتاب امسال، براي مبارزه با قاچاق کتاب و کپي‌برداري، اعلام آمادگي کرد و به ناشران و مجموعه صنف‌هايي که در نشر کار مي‌کنند، توصيه کرد کميته صيانت از مالکيت فکري را تشکيل دهند و کتاب‌هاي کپي‌شده را از فضاي نشر خارج کنند.
    *ضربه به ترجمه اصلي
    »اگرچه ترجمه‌هاي متعدد از يک کتاب باعث مي‌شود مخاطب جدي، ادبيات مقايسه تطبيقي بين ترجمه‌ها داشته باشد و بهترين ترجمه را انتخاب کند، اما مشکل از آنجا پيش مي‌آيد که بخش عمده‌اي از اين ترجمه‌ها بي‌کيفيت هستند.«
     اين‌ها را محسن فرجي، ناشر و نويسنده،  مي‌گويد و اضافه مي‌کند: »اين ترجمه‌هاي بي‌کيفيت به کار اصلي هم ضربه مي‌زنند؛ چون برخي مخاطبان اين قدرت تشخيص را ندارند که بدانند کدام بهتر است و ممکن است با يک ترجمه بد فکر کنند با اثر بدي روبه‌رو هستند؛ در صورتي که اثر اصلي مي‌تواند يک شاهکار باشد.«
    فرجي مي‌گويد: »علت ترجمه‌هاي ضعيف و شتاب‌زده از کتاب‌هاي پرفروش، پخته‌خواري است.« بيشتر ناشران پخته‌خوار حتي زحمت بازترجمه کتاب را هم به خودشان نمي‌دهند و با اندک پس و پيش کردن بعضي کلمه‌ها و عبارت‌ها، کتاب را به نام خودشان به بازار مي‌فرستند. فرجي علت اين پخته‌خواري را تضمين سرمايه و ريسک بسيار پايين اين کار مي‌داند.
    آنطور که اسدالله امرايي، نويسنده و مترجم نام‌آشنا در گفت‌وگويش با روزنامه همشهري گفته، اين اتفاق پديده تازه‌اي نيست. »اين پديده در گذشته هم به کتاب‌هاي شاه‌آبادي معروف بود. اين روزها فقط تعدادشان زيادتر شده و ابزار کارشان دم‌دست‌تر است.« امرايي سودجويي و البته پشتوانه‌هاي پنهان قدرت و سرمايه را علت‌هاي اصلي اين پديده در ترجمه مي‌داند.
    بنابر اطلاعات سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران در سال 1396 شش کتاب از مترجمي به نام مونيکا سميع‌زاده توسط يکي از ناشران منتشر شده است.
     اين مترجم طبق اطلاعات فيپا متولد 1381 است و اين يعني در زمان ترجمه کتاب‌ها فقط 15 سال داشته است! مترجم پانزده‌ساله هم از آلبر کامو ترجمه کرده است؛ هم از جورج اورول و هم از اوريانا فالاچي.
    انتظاري مدير اين انتشارات در پاسخ به درخواستي مبني بر دريافت شماره تلفن مونيکا سميع زاده گفته است: »قطعاً ايشان وجود خارجي ندارند«
    مهدي افشار، مترجم هم در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به زحمت‌هايي که يک مترجم براي ترجمه اثر مي‌کشد گفته است: »اصلا بايد پرسيد مترجمي که مي‌گويد کتاب را ترجمه کرده است، وجود خارجي دارد؟
    چه بسا کسي که نامش را روي کتاب به عنوان مترجم زده‌اند اصلاً وجود خارجي نداشته باشد. بايد در برابر اين کار محکم و سخت‌گيرانه ايستاد. اين کار تنها خيانت به قلم نيست و فردي که اين کار را انجام داده تنها سرقت ادبي نکرده است؛ بلکه دزدي و خيانت به انسانيت و فرهنگ است«.
    *يک شبه نويسنده شويد
    ترجمه و حتي نوشتن کتاب به نام ديگران پديده چندان غريبي هم نيست. در خيابان انقلاب، دادزن‌هاي زيادي هستند که شما را دعوت مي‌کنند به چاپ کتابي به نام خودتان حتي در 10 نسخه. بعضي‌هايشان هم سياهه‌اي از نام کتاب‌ها را جلوي روي‌تان مي‌گذارند و از شما مي‌خواهند هرکدام را که مي‌خواهيد انتخاب کنيد تا به اسم خودتان منتشر شود. برخي دانشجويان و حتي استادان دانشگاه، مشتريان اصلي اين کتاب‌سازان هستند و براي پربارتر کردن رزومه‌شان به سراغ اين‌ها مي‌آيند.
    فرجي مي‌گويد: »ظاهرا کپي‌کاران ترجمه‌هاي موجود، براي بازار خطري ندارند و حتي به بازار نشر رونق هم مي‌دهند اما اين رونق‌دادن به بازار نشرِ، ضعيف و پيش پا افتاده است.
    خطر اين‌ها بيشتر براي ناشران و مترجمان حرفه‌اي است و در حوزه بازار نشر يک بازار گسترده‌تر ولي کاذب ايجاد مي‌کنند«.
    يکي از موانع اصلي برخورد با اين پخته‌خواري‌ها و کتاب‌سازي‌ها، عضو نبودن ايران در کنوانسيون برن و رعايت نکردن قانون کپي‌رايت است. ايران همچنان از نظر قوانين داخلي آمادگي پيوستن به اين کنوانسيون را ندارد و همين امر مبارزه با ترجمه‌هاي تقلبي و تکراري را تضعيف کرده است.
    محسن فرجي معتقد است: »ايران چاره‌اي ندارد جز اينکه قانون کپي‌رايت را بپذيرد. در آن صورت بسياري از ترجمه‌هاي تقلبي که از روي ترجمه‌هاي اصلي با کمي تغيير صورت گرفته از بين مي‌رود و اساساً روابط حاکم بر صنعت نشر ما حرفه‌اي خواهد شد.«
    وي با اشاره به رونق بخش ترجمه در صنعت نشر، اين بخش را در حال حرکت به سمت حرفه‌اي شدن مي‌داند و اضافه مي‌کند: «اما چون کپي‌رايت رعايت نمي‌شود، ترجمه‌هاي همزمان بي‌کيفيت وجود دارد و اين باعث مي‌شود مخاطب تکليف خودش را با آثار خوب نداند و از طرفي هم بخشي از تخصص و توانايي مترجم و هزينه‌هاي ناشر هدر برود.«
    پيمان خاکسار، مترجم کتاب‌هايي مانند »جزء از کل« و »ريگ روان« هم در اين باره به اي نسا گفته: »کتابي 10 سال پيش ترجمه شده و به چاپ هفدهم رسيده است اما يک‌دفعه چند نمونه از آن توسط ناشران عرضه مي‌شود که هيچ فرقي با ترجمه من ندارد. البته گاهي مترجمي نثر کتاب را عاميانه مي‌کند، ديگري جملات کتاب را پس و پيش مي‌کند و آن يکي هيچ کاري نکرده و کلمه به کلمه آن را رونويسي مي‌کند. اسم اين ترجمه مجدد نيست و نمي‌دانم به آنچه بگوييم. اين کار بي‌اخلاقي‌است و دزدي محسوب مي‌شود.«
    *گلايه‌هاي دکتروف
    رعايت نکردن کپي‌رايت در ايران صداي نويسندگان و ناشران خارجي را هم که کتاب‌هايشان بي‌اجازه به فارسي ترجمه مي‌شود، درآورده است. دکتروف، نويسنده مشهور آمريکايي، که چند سال پيش درگذشت در يکي از مصاحبه‌هايش گفته بود: »مي‌خواهم انتقادي کنم از دولت ايران به خاطر نپيوستن به »کنوانسيون بين‌المللي حق مؤلف«. مي‌خواهم اين را بپرسم از دولت ايران که مي‌دانم دولتي مذهبي است، که قرآن درباره دزدي چه مي‌گويد؟
    اين را از وزارت فرهنگي مي‌پرسم که اجازه نشر مي‌دهد به کتاب‌هايي که بدون اجازه حق مؤلف منتشر مي‌شوند. مي‌شود يک نسخه از ترجمه کتاب‌هايم را به فارسي برايم بفرستيد؟ حاضرم پولش را هم بدهم.«
    در غياب قوانين حمايتي بين‌المللي از صنعت ترجمه، وزارت ارشاد کارگروهي را با عنوان «مبارزه با قاچاق کتاب» تشکيل داده است که يکي از وظايف آن برخورد با چنين تخلفاتي است.
    فرجي به عنوان ناشر و نويسنده معتقد است آسيب اين کتاب‌سازي‌ها زياد است و مي‌تواند مخاطبان را به سمت سطحي‌نگري و درک و دريافت اشتباه از متون ادبي بزرگ جهان سوق بدهد. او به توضيح اين آسيب در حوزه کودک و نوجوان هم مي‌پردازد: »کارهاي بسيار سخيف و نازل براي کودکان و نوجوانان در تيراژهاي بالا منتشر مي‌شود و حتي در داروخانه‌ها و کيوسک‌هاي مطبوعاتي هم اين کارها فروخته مي‌شوند و کسي با اين آثار کاري ندارد اما روي يک جمله خاص يا روي يک کلمه خاص به شدت حساسيت هست که آن کلمه در متن نيايد در صورتي که در جهان مدرن ما اين نوع مميزي، بن‌بستي بيش نيست.«
    اين ناشر به وزارت ارشاد و اتحاديه ناشران کتاب و نهادهاي دولتي و غيردولتي ديگر پيشنهاد مي‌کند که امتيازها و اهرم‌هاي تشويقي براي ناشراني تعيين کنند که براي نخستين بار دست به ترجمه و معرفي يک نويسنده خوب مي‌زنند.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،در اين شرايط به نظر مي‌رسد اين مخاطبان کتاب هستند که بايد در انتخاب کتاب‌هاي ترجمه شده هوشمندانه‌تر عمل کنند تا هم خود به دام ترجمه‌هاي دستکاري‌شده و بي‌کيفيت نيفتند و هم حداقل بيشتر از اين نمک به زخم‌هاي کتاب نزنند و حالش را از اين بدتر نکنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی