در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۴ تير ۱۳۹۷

فرهنگی > مديريت فرهنگي ريشه در باورهاي يک جامعه دارد

گروه فرهنگي:با توجه به اينکه فرهنگ زيربناي هر کار بوده و شيوه زندگي مردم بدان وابسته است، مديران فرهنگي سازماني و جامعه بايستي قابليت ايجاد فضاي فرهنگي را داشته باشند. در فضاسازي فرهنگي مي توان بسياري از آموزه هاي فرهنگي را نهادينه کرد و به کار بست.

    گروه فرهنگي:با توجه به اينکه فرهنگ زيربناي هر کار بوده و شيوه زندگي مردم بدان وابسته است، مديران فرهنگي سازماني و جامعه بايستي قابليت ايجاد فضاي فرهنگي را داشته باشند. در فضاسازي فرهنگي مي توان بسياري از آموزه هاي فرهنگي را نهادينه کرد و به کار بست.
    با به وجود آمدن اجتماعات بشري و توسعه روابط انسا نها و دگرگوني نوع زندگي فردي و اجتماعي و همچنين ورود تکنولوژي به زندگي بصورت گسترده، پيچيدگي هاي خاصي در فرهنگ ايجاد شده که لزوم مديريت آن را در سطح جوامع صد چندان مي کند، البته مديريت فرهنگ در هر جامعه و کشوري به اقتضاي شرايط و ويژگي هاي بومي و سياسي اقتصادي آن کشور متفاوت بوده و با مشکلاتي روبه روست.
    جامعه ايراني نيز، با توجه به گستره قوميت ها و اقليم جغرافيايي، سبک زندگي و دايره فرهنگي متفاوت و البته مشترک مواجه است بنابراين در اين جا مهارت مديريت تنوع فرهنگي هم مورد نياز است چون براي توسعه فرهنگي، نياز است که مشترکات فرهنگي جامعه يا سازمان شناخته شده، براساس آنها الگوي مناسبي طراحي شود. امروزه مديريت فرهنگ هاي گوناگون و ايجاد هم افزايي مثبت بين آنها نيازمند مهارت هاي مناسب در اين زمينه است. يکي از قابليت هاي مورد نياز مديران فرهنگي سازما نها و جامعه مديريت تنوع فرهنگي است. تنوع فرهنگي نه تنها امري طبيعي است، بلکه به عنوان يک سرمايه بالقوه مي توان از آن ياد کرد و دليل آن تعامل و رشد فرهن گها توسط يکديگر است و رهبران فرهنگي اثربخش، از راه ساختن شخصيت خود، قابليت نفوذ در فرهنگ ديگران را کسب کرده و زمينه هاي به کارگيري آموزه هاي فرهنگي ديگران را فراهم مي سازند.
    با توجه به اينکه فرهنگ زيربناي هر کار بوده و شيوه زندگي مردم بدان وابسته است، مديران فرهنگي سازماني و جامعه بايستي قابليت ايجاد فضاي فرهنگي را داشته باشند. در فضاسازي فرهنگي مي توان بسياري از آموزه هاي فرهنگي را نهادينه کرد و به کار بست. يکي از عواملي که به ايجاد و ترويج فرهنگ کمک مي کند، وجود فضاي فرهنگي است. زماني که مردم در فضاي فرهنگي قرار گرفتند آن فضا اثرهاي تشويقي داشته، يادگيري فرهنگي ب هصورت عادت درآمده و جزو ساختار کلي و شخصيت آنان مي شود.
    در واقع مديريت فرهنگي يکي از ارکان اصلي پيشبرد اهداف جامعه در حوزه فرهنگ و هر آنچه در اين محدوده قرار مي گيرند محسوب مي شود،در يک کلام،مديريت فرهنگي بسيار فراتر از مديريت فرهنگي در سازمان ها و بخش هاي فرهنگي به عنوان زيرمجموعه هاي آن جامعه است اما براي اجرا و كاربرد تفاوت ماهوي چنداني ندارند .
    مديريت فرهنگي در يک تعريف به معناي به کارگيري موثر و کارآمد،منابع مادي و انساني در جهت رشد آگاهي ها،باورها، آداب و رسوم و هنر و اخلاق، شناخت قوانين و اجراي آن در سازمان هاي کوچک يا در کل جامعه است. در نگرشي ديگر، مديريت فرهنگي معناي شناخت استعدادهاي معنوي و سرمايه هاي فرهنگي و حفظ و نگهداري و رشد آنها را در بردارد که تبديل هر يک از اين تعاريف به يک کاربرد خاص به زيرساخت هايي نياز دارد. بنابراين ورود و مديريت بر هر حوزه فرهنگي بدون برنامه ريزي و سازماندهي ممكن نيست. مديريت فرهنگي از اين جهت هم حائز اهميت است كه فرهنگ در حيات مردم، ايجاد هويت ملي، نوآوري، كارآفريني،سرمايه ، ف نآوري و غيره اهميت بسيار دارد.
    همه موارد مطرح شده وقتي از حالت بالقوه به بالفعل تبديل خواهند شد كه در باورها و ارزش هاي يك جامعه ريشه و حضور داشته باشند.
    اين نوع مديريت بايد با تکيه به ارزش ها در راستاي اعتلاي فرهنگ جامعه حرکت و با فراهم کردن شرايط لازم، اهداف مورد نظر را محقق کند زيرا تحقق اهداف فرهنگي تاثير قابل توجهي بر ديگر فعاليت ها خواهد داشت و در صورتي که قواعد و معيارهاي اين فرآيند ناديده گرفته شودتضميني براي نتيجه بخش بودن آن وجود نخواهد داشت.
    با توجه به موراد مطروحه بالا، يکي از ضروريات مديريت فرهنگي نقش و كاركردهاي فرهنگي در جامعه باز مي گردد. فرهنگ در حقيقت راه و رسم و شيوه زندگي است و نقش آن براي يك جامعه، به مثابه روح براي جسم آدمي است. همچنان كه سامت روحي و رواني انسان نيازمند عنايت جدي و برنامه ريزي و به کارگيري فعاليت و اقدامات مناسب است، و هرگونه بي توجهي و غفلت از آن مي تواند به حياتِ فردي انسان اختلال وارد آورد و آن را در معرض خطر جدي قرار دهد، بي توجهي و عدم اهتمام
    به گزارش امانت به نقل ازپايگاه فرهنگ ايثار و شهادت،لازم به مقوله فعاليت هاي فرهنگي نيز صدمه ها و لطمه هاي جبران ناپذير بر حيات يك ملت وارد مي آورد و آن را در معرض فرسودگي و نابودي قرار مي دهد اما اگر تمام زيرساخت ها به درستي فراهم وچيده شوند اقتدار فرهنگي نصيب ما خواهد شد اقتداري که در گرو پيگيري مجدانه مديران عرصه فرهنگي کشور است چون مديران فرهنگي مي بايست دنبال کننده اين اقتدار باشند و در اين راه با ديدي مدبرانه توأم با نگاه دلسوزانه، همچنين با توجه به منابع و داشته هاي موجود اقدام کنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی