در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۷

فرهنگی > فلسفه عيد نوروز يا ايل بايرامي در ادبيات آذربايجان

گروه جامعه:واژة »بايرام« برابر نهاد واژة »عيد« در زبان مردم آذربايجان است. اين واژه از مصدر ترکي »بايراماق« يعني جشن گرفتن گرفته شده است. اين واژه به صورت بهرام و پدرام وارد زبان فارسي و به صورت «بيرام» وارد لهجة سوري زبان عربي شده است.

    گروه جامعه:واژة »بايرام« برابر نهاد واژة »عيد« در زبان مردم آذربايجان است. اين واژه از مصدر ترکي »بايراماق« يعني جشن گرفتن گرفته شده است. اين واژه به صورت بهرام و پدرام وارد زبان فارسي و به صورت «بيرام» وارد لهجة سوري زبان عربي شده است.
    عيد نوروز يا عيد فرارسيدن فصل بهار يکي از اعياد باستاني است که مردم آذربايجان نيز آن را به صورتهاي مختلف جشن مي گيرند. با توجه اينکه عيد نوروز تجلي زيباي همانندي و هماهنگي احساسات انساني با زنده شدن طبيعت است، اين عيد مي تواند به خوبي آينهتمام نماي باورهاي طبيعت گرايانه و آرزوهاي انسانهاي اين مرز وبوم باشد. ارتباط انسانها با طبيعت، ارواح مردگان و نيروهاي طبيعي همه و همه در مراسم مختلف نوروز تجلي يافته و بر جذابيت اين جشن بزرگ مي افزايند.
    واژة »بايرام« برابر نهاد واژة »عيد« در زبان مردم آذربايجان است. اين واژه از مصدر ترکي »بايراماق« يعني جشن گرفتن گرفته شده است. اين واژه به صورت بهرام و پدرام وارد زبان فارسي و به صورت »بيرام« وارد لهجة سوري زبان عربي شده است.
    واژه هاي ديگر مرتبط با اين واژه عبارتند از  »بايراما« (جشن، شادي)، »بايراشما« (جشن دسته جمعي)، »بايراشماق« (باهم جشن گرفتن)، »بايرامچي« (کسي که براي عيد ديدني بيايد) »بايرامچيليق« (هدية نوروزي دختر نامزد)  »بايرام سيري« (روزهاي مهم) »بايرامجاليق« (هدايايي که در عيد به کودکان بدهد) »بايرام قاري« (برف نوروزي در آذربايجان برف نوروزي خوش يمن است و آن را رمز فراواني و برکت مي دانند) »بايرام گون جمعه«، »بايراملاشما« (عيدديدني) ، »بايراملاشماق« (ديد و بازديد  کردن در ايام عيد. عيد ديدني کردن. به هم تبريک گفتن) ،»بايرامليق« (عيدي. هدية عيد. مخصوص عيد. عيدانه. مالياتي که در گذشته به مناسبت عيد نوروز و عيد قربان به نفع خان اخذ مي شد. آرايش. زينت) ،»بايرام يئميشي« (چرز. آجيل) »بايرام اولدوزو« (ستارة کريسمس. از نظر ظاهري شبيه حسن يوسف است) »بايرام آيي« (ماه اسفند) »بايرام آغاجي« (درخت عيد. کسي که دير به دير به ديدار دوستان برود) »بايرام باسدي«(ناراحتي معده بر اثر پرخوري عيد)، »بايرام بيگي« (کسي که بر اثر پرخوري در روز عيد ،دچار ناراحتي شده و با هر بار آروغ زدن، بوي بدي از دهانش بيرون آيد) و....
    براي معادل واژة »عيد نوروز« در زبان مردم آذربايجان، واژه هايي چون »دوموز بايرامي« و »اوغوز بايرامي« در قديم الايام و »ايل بايرامي« يا »ياز بايرامي« وجود دارند. مسلماً تعيين زماني براي پيدايش يک آئين کار بسيار دشواري است. اينکه از چه زماني مردم آذربايجان روز اول بهار را جشن مي گيرند، نيازمند نگاه کلي تري به تاريخ اقوام ساکن در اينجاست. ترکيب نژادي و قومي مردم آذربايجان با توجه به آداب و رسوم و تاريخ تشکل ارتباط ناگسستني با خاندانهاي حکومتگر آغ قويونلو و قارا قويونلو دارد. بسياري از صاحبنظران مانند فاروق سومر و ابراهيم قفس اوغلو و احمد ذکي وليدي طوغان براين نکته تأکيد کرده و مدارکي انکارناپذير در اين باره ارائه مي کنند.
    اگر اين ارتباط تاريخي به عنوان مقدمة لازم جهت ادامه بحث پذيرفته شود، در قدم ديگر بايد به اين نکته تاريخي نيز اشاره کرد که سلجوقيان در تاريخ ايران، نقش انتقال آداب و رسوم از آسياي مرکزي به داخل ايران و از آنجا به سوي غرب يعني آسياي صغير و اروپا را برعهده داشتند. بسياري از مفاهيم ديني، آييني، اقتصادي و سياسي توسط آنان اين راه طولاني را پشت سر گذاشته است. نکتة روشن آن است که سلجوقيان به عنوان يکي از خاندانهاي منسوب به گروه نژادي اوغوز، آداب و آيينهاي قديمي را در زير پوسته اي از اسلام تداوم مي دادند بدين ترتيب آن آدابي که با نصّ صريح تعاليم اسلام همراهي داشت مانند اعتقاد به خداوند يگانه با نامهاي جديد اسلامي ادامه يافت، آدابي که با اسلام مخالفت نداشتند مانند جشن اول بهار ادامه يافتند و در عوض برخي رسوم مانند مدفون کردن اسب شخص به همراه او کاملاً از ميان رفتند
    پس از ذکر اين مقدمة تاريخي بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که فهم آداب مربوط به نوروز در آذربايجان بدون توجه به مفاهيم پيرامون زمستان ناکافي خواهد بود. آنچه که موجب عظمت و زيبايي عيد نوروز در آذربايجان مي شود، شکوه مفهوم زمستان و طرز مواجهه با آن است. به تعبير ديگر آمادگي براي عيد نوروز بيشتر از خود اين جشن اهميت و تنوع دارد. اين نکته را نيز بايد درنظر گرفت که عيد نوروز بيشتر يک آيين ديني و اساطيري بوده و به مرور زمان به يک رسم فرهنگي و اجتماعي تبديل شده است.
     طبق بيان کتاب »بندهش« از کتب مقدس زرتشتيان، سال به دو فصل تابستان (7 ماهه) و زمستان (55 ماهه) تقسيم مي شود. صرفنظر از اينکه در اين تقويم فصلي به نام بهار وجود ندارد، اين نکته حائز اهميت است که زمستان از آنچه که امروزه طول آن سه ماه دانسته مي شود، بيشتر و مؤثرتر بوده است. از آنجاکه آذربايجان در منطقة معتدل شمالي واقع شده و به مراتب فصل زمستان در آن طولاني تر است، باورهاي مردم نيز اين نکته تأييد مي کنند.
    در زبان مردم آذربايجان به زمستان »قيش« گفته مي شود. فصل زمستان در آذربايجان در معناي اخصّ دو ماه است که به اين دو ماه »چيلله« گفته مي شود. چيلله در آذربايجان از صبح بعد از »چيلله گئجه سي« يا »شب يلدا« آغاز مي شود. چيلله در زبان ترکي از فعل »چيلمک« يا »چيلماق« به معناي کشيده شدن، ديوانه شدن مي باشد. اين موسم به دو قسمت »کيچيک چيلله« (چلّة کوچک. از اول دي تا دهم بهمن) و »بؤيوک چيلله« چلّة بزرگ. (از يازدهم بهمن تا سي بهمن) تقسيم مي شود. در باور مردم آذربايجان آب و هوا و دماي هوا و نوع سرما در هر دو چيلله متفاوت بوده و تعابير بسيار زيبايي در فرهنگ اين مردم وجود دارد
    معمولاً پايان چيلله در مناطق مختلف با مراسم و آيينهاي مختلف همراه است. يکي از اين مراسم »چيلله قاچدي« (چلّه گريخت) است که در آن شب آخر بهمن ماه آتشي روشن کرده و از روي آن مي پرند و مي خوانند: »چيلله قاچدي ها چيلله قاچدي گؤتو يوخ ايدي قويدو قاچدي«(چلّه گريخت آي گريخت. دل نداشت و آي گريخت) در جاهاي ديگر ايران نيز همچون ميان قشقاييان اين مراسم به نام »چيلله بِدَر« انجام مي شود. پس از پايان دو چلة بزرگ و کوچک، ماه اسفند يا آخرين ماه زمستان انجام مي شود که در آذربايجان به آن نامهاي »بايرام آيي« ، »آلاچيلله«، »بوز آي« و»بوغاي« ، »آلاچاپو« مي گويند. در گويشهاي ديگر زبان ترکي نيز اين ماه با نامهايي چون »بيردين«، »سيغين« ، »قيش قيران« و »قيشقي قوران« ناميده مي شود
    مهمترين روز در اين ماه روزهاي چهارشنبه هستند. چهارشنبه در لهجه هاي مختلف زبان ترکي با نامهاي »ائشمه بازار«،»اگيرمه« ،»ايشيقلي«، »باراس«، »تاباق بازاري«، »گؤبکلي« و »چرشنبه« ناميده مي شود. هر کدام از 4 چهارشنبة ماه اسفند بدليل تقدس چهار عنصر آب، آتش، خاک، باد و به نامهاي مختلف »سو چرشنبه سي« (چهارشنبة آب. بمناسبت ذوب شدن يخها و جاري شدن آب)،»اود چرشنبه سي«(چهارشنبة آتش. بمناسبت دميده شدن گرما بر خاک و رويش) »يئل چرشنبه سي« (چهارشنبة باد بمناسبت وزش باد ملايم بهاري) و »توپراق چرشنبه سي« (چهارشنبة خاک تقدس به برکت دادن زمين) ناميده مي شود. چهارشنبة آخر سال را قارا چرشنبه (چهارشنبة سياه) نيز مي نامند چرا که در اين روز به سر مزار مردگان مي روند. »قارا« در اين تعبير به جهان زيرين اشاره دارد
    در زمان سابق هر کدام از اين چهارشنبه ها به ياد همان عنصر مقدس که نام همراه چهارشنبه است، مقدس شمرده مي شد. در هريک از اين چهارشنبه ها آتش بزرگي مي_افروختند، تمامي مردم بر گرد آن جمع مي_شدند و به نيايش خدا مي پردازند چهارشنبة آخر سال بسيار مهمتر است چرا به باور و اعتقاد نياکان ما آب، آتش و باد به مهماني خاک رفته و در معبد او جمع مي_شوند و روزهاي سخت، زمستاني را که توام با قحطي و فلاکت و سختي بوده،بر او عرضه مي دارند و الهة خاک را به بيداري دعوت مي کنند. اين چهار الهه دست در دست همديگر اين شعر را مي خوانند که
    سو گلدي ها، اود گلدي ها، يئل گلدي
    (آب آمد، آتش آمد، باد آمد)
    تزه عؤمور - تزهتاخيل ايل گلدي
    (عمر تازه، روييدني و سال تازه آمد)
    آنها به اين ترتيب دنياي روشنايي ها را به مردم به ارمغان مي آورند و مردم نيز با ديدن اين وضعيت بهجشن و پايکوبي در طبيعت مي پردازند. در صبح روز چهارشنبة آخر سال مردم از روي آب مي پرند و براي روزهاي خوب آرزو مي کنند. در مراسم پريدن از روي آتش نيز که بيشتر پس از غروب آفتاب انجام مي شود، هنگام پريدن از آتش مي گويند:
    آتيل ماتيل چرشنبه/بختيم آچيل چرشنبه
     (بپر بپر چهارشنبه. بختم باز شو چهارشنبه)
    از ديگر آيينهايي که پيش از فرارسيدن نوروز در آذربايجان برگزار مي شود مي توان به مارال اويونو، قودو قودو، کنديرباز، کوسا کوسا  يا تَکه تَکه اشاره کرد. همة اين آيينها به صورت نمايشي بوده و پيش از پايان زمستان انجام مي شود. نمايش کوسا کوسا يا تَکه تَکه در واقع اين رقص نمايشي و اين دوره گرداني که همانند رقص عمونوروز است، به نوعي بيانگر آمادگي براي فرارسيدن نوروز مي باشد. در واقع مجري اين نمايش که آن را در آذربايجان با نامهاي ساياچي »تکمچي« و يا »تکه چي«مي شناسند، عروسکي به شکل بُز درست کرده و آن را در روستاها گردانده و نغمه هاي نوروزي سر مي دهد. شخصيت بُز در اين نمايش بازمانده شخصيت قديمي »اؤکوز« (گاو نر) است که نماد توليد و برکت در کشاورزي است. در واقع عيد نوروز به نوعي بزرگداشت اين حيوان بوده است که به مرور زمان جاي خود را به بُز داده و احتمالاً اين تغيير پيش از اسلام و در زمان ساسانيان رخ داده است.
     از سوي ديگر نمايش »کوسا کوسا« پرده_اي ديگر از ستيز خير و شر است.
    برخي آيينهاي مردم آذربايجان به نوعي بيانگر بخت آزمايي پيش از پايان سال مي_باشد که از ميان آنها مي توان به »قولاق فالي« يعني فال گوش ايستادن و »شال ساللاما« يعني آويختن شال اشاره کرد.
    در اولي دختران بويژه دختران دم بخت پشت در گوش مي دهند و از سخنان رهگذران سرنوشت خودرا در سال جديد حدس مي_زنند. در دومي نيز که در شب چهارشنبة آخر سال برگزار مي شود، جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهايي به رنگ قرمز را از سوراخهاي پشت بامها به داخل خانه ها مي_اندازند و صاحب خانه نيز جورابي، پيراهني و ... به آن مي بندد. رسم سمنو پختن نيز يکي يگر از آيينهاي ديرين مردم آذربايجان است. اين رسم که در آن معناي زنده شدن با توجه به ويژگي گندم نهفته  همراه با نغمه هاي خاص انجام شده و در آن آرزوهاي نيک تداعي مي يابند. همچنين يکي از رسومات باستاني مردم آذربايجان که به صورت سفرة هفت سين وارد فرهنگ مناطق ديگر شده، رسم »باجا قاباغي دوزمک« (آراستن پيش روزن) مي باشد. در زبان ترکي به پنجره يا روزن ديوار »باجا« نيز گفته مي شود. ترکان قديم بر اين اعتقاد بودند که در عيد نوروز، روح اجدادشان به خانة خود سرکشي مي کنند و از طريق باجا وارد خانه مي شوند. از اين رو براي خشنودي روج اجداشان، اين سفره را در مقابل همان باجا پهن مي کردند.
    با توجه به تقدّس عدد هفت در ميان مردم آذربايجان، هفت عنصر از عناصر مقدس در اين سفره چيده مي شود. آنان انواع خوراکيها را که هر يک نماد و سنبلي از موضوعات مرتبط با زندگي است در آنجا قرار مي دادند تا روح اجدادشان باديدن آنها راضي و خشنود گردد. اجزاء اين سفره عبارتند از:سو (آب. رمز بقا)، سمني (سمنو. نماد سبزي شدن و تجديد حيات) ، ساريمساق (سير. رمز سلامت) ،سوجوق( شيريني. نماد شيريني)، سونبول (سنبل. نماد برکت زندگي) سوماق (سماق. نماد طعم زندگي)، سيرکه (سرکه. نماد رفع مزاج بد در انسان) سرانجام چون روز اول بهار فرارسيد، نوبت به پوشيدن لباس نو، ديد و بازديد، ترنّم موسيقي، رقص_هاي آييني، کشتي گرفتن و زورآزمايي جوانان  تخم مرغ شکستن و آغاز دوره اي تازه از زندگي همراه با دوره اي جديد از حيات طبيعت فرا مي رسد. به گزارش امانت به نقل از راه دانا،همة اين آداب و رسوم که در طول زمان برخي از آنها مانند صحنه_هاي جالب نمايش »مارال« از ميان رفته و برخي ديگر مانند نمايش »کوسا کوسا« به شکلي تغيير يافته اند، حکايت از دوراني دارد که زندگي انسان بيشتر از آنکه امروزه ديده مي شود با طبيعت، اساطير و نيروهاي معنوي پيوند داشته است سرانجام نظر غالب بر اين است که نوروز در باور مردم آذربايجان يک مفهوم ديني نداشته بلکه يک آيين براي بزرگداشت بهار و در ارتباط با توليد  کشاورزي، باروري و برکت بوده است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی