در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > غلبه‌ي گردشگري بر زيارت؛ عرفي سازي و تجارت زدگي

رضا اکبري قسمت اول گروه دين و انديشه:مناسک زيارت با هرچه فاصله گرفتن زماني از تاريخ صدر اسلام به‌ويژه در جوامع معاصر از مباني و اصول و اهداف خود نيز دور گرديده و همراه با ديگر پديده¬ها، اندک‌اندک صورتي دنيايي (سکولار) به خود گرفته است.

    گروه دين و انديشه:مناسک زيارت با هرچه فاصله گرفتن زماني از تاريخ صدر اسلام به‌ويژه در جوامع معاصر از مباني و اصول و اهداف خود نيز دور گرديده و همراه با ديگر پديده¬ها، اندک‌اندک صورتي دنيايي (سکولار) به خود گرفته است.
    براي مثال تمايل به جنبه¬ي گردشگري و توريستي و کم¬رنگ شدن جنبه¬ي معنوي، زيارتي و قدسي آن را مي‌توان از مصاديق بارز آن دانست. بر اين اساس در نوشتار حاضر تلاش مي‌شود به مشترکات و تمايزات اين دو و اينکه چگونه اين پديده تغيير مي‌يابد، تأمل نمايم.
    منافع و سودهاي کلان اقتصادي حاصله از حج و زيارات ديگر امر بديهي به نظر مي‌رسد. حج، دربرگيرنده منافع بسيار براي مسلمين است و زائران کشورهاي اسلامي در اين اجتماع بين‌المللي، از آن منافع بهره‌مند مي‌شوند؛ چنانکه آيه کريمه بيانگر است:
    »در ميان مردم آهنگ حج را صلا ده تا پياده يا سواره، بر شتران لاغر (رهوار) از سرزمين‌هاي دور به‌سوي تو آيند و شاهد منافع خود باشند و در روزهاي معين خدا را ياد کنند که آنان را از گوشت حيوانات روزي داده است. پس بخوريد از آنها و به مستمندان نيازمند بخورانيد.«
    اين آيات، به نکاتي در فلسفه حج اشاره دارد:ياد خدا کردن و روحيه ايماني و معنوي را تقويت نمودن.
    شاهد منافع خود بودن که به دليل اطلاق و عدم تقييد به قيد خاص، شامل منافع مادّي و معنوي است و منافع اقتصادي را نيز شامل مي‌شود.متعاقب آن، از گوشت قرباني خوردن و خورانيدن و اطعام به مستمندان سخن گفته است.
    ابن عباس در تفسير آيه کريمه مي‌گويد:»منافع ياد شده در آيه؛ عبارت است از منافع دنيا و آخرت؛ منافع آخرت خشنودي خداوند است و منافع دنيا آن چيزي است که مردم از گوشت قرباني و تجارت به دست مي‌آورند.«محمد بن سنان مي‌گويد: امام علي ابن موسي‌الرضا (عليهماالسلام) در پاسخ به سؤالاتي چند که طي نامه‌اي براي من نوشتند، از فلسفه حج نيز سخن گفتند و پس از ذکر اسرار عبادي و عرفاني و آثار معنوي و فرهنگي و تربيتي و تاريخ آن، به اقتصاد و آثار معيشتي نيز اشاره کردند.
    در بخشي در اين نامه آمده است:»يکي از علل وجوب حج منافعي است که از اين رهگذر به همه خلق مي¬رسد و نيز منافعي است که نصيب کساني که در شرق و غرب و خشکي و دريا هستند مي‌شود؛ چه آن¬هايي که حج مي¬گزارند و يا آنان که به حج نيامده¬اند؛ اعم از تاجر يا واردکنندگان، فروشنده يا خريدار، پيشه‌ور يا مستمند؛ و همچنين حج تأمين‌کننده نيازهاي ساکنان اطراف و امکنه¬اي است که مي‌توانند در موسم اجتماع کنند تا بدين‌وسيله شاهد منافع خود باشند.«
    به‌موجب اين روايت آثار اقتصادي حج منحصر به حج‌گزاران نيست؛ بلکه ميليون‌ها انسان که در گوشه و کنار جهان اسلام به سر مي¬برند و هزاران خانواده در حرم و خارج حرم و حوالي مکه و کساني که در اقصا نقاط، به‌نوعي با منافع حج سروکار دارند، از برکات حج بهره‌مند مي‌شوند. لازم به ذکر است که عوايد و سودمندي¬ها و برکات اقتصادي فقط براي حج نيست؛ بلکه زيارت نيز چنين کارکردي دارد. عوايد اقتصادي که زيارت براي جوامع ديني دارد اگر بيشتر از حج نباشد کمتر هم نيست.
    به‌رغم تمام پيامدهاي نيکي که زيارت در زندگي بشر داشته و دارد، در زمانه¬ي مدرن اين پديده با چالش¬هاي مهم و تأثيرگذاري روبرو گرديده است.
     يکي از چالش¬هاي فراروي زيارت غلبه¬ي جنبه¬ گردشگري و سياحت بر جنبه¬ي ديني و قدسي آن است که خواسته و ناخواسته صورت مي¬گيرد. »زيارت و ديانت تجربه¬ي عالم و آدمي است که در دوره¬ي جديد از متن فرهنگ و زندگي انسان‌ها در بسياري از جوامع مدرن و معاصر به پيرامون رانده شده و جاي خود را به جهانگردي و سياحت سپرده است. جهانگردي و توريسم فراورده¬ي ذائقه¬ي فکري، عقلاني و مدنيت زمانه¬اي است که انسانش هويت خود را در آينه¬ي تاريخ و موزه-هاي عالم مدرن مي¬يابد و مي¬شناسد و مي¬فهمد.«چه تفاوتي بين زيارت و سياحت و گردشگري وجود دارد که سبب مي¬گردد ما آن را به‌عنوان يک آسيب، چالش و مانع مقابل زيارت تلقي کرده و به دنبال راه‌حل باشيم؟
    *تشابهات زيارت با سفرهاي سياحتي و گردشگري
    زيارت از جهاتي با گردشگري، تشابهاتي دارد که دقيقاً همين تشابهات است که بسياري از گروه¬ها، افراد و سازمان¬ها زيارت را يک فرصت گردشگري قلمداد کرده از مزاياي آن سود مي¬برند.
    الف) مسافرتي بودن
    هم سياحت وهم زيارت مترتب بر سفرهاي دور و نزديک بوده که همين امر مجموعه¬اي وسيع از خدمات؛ نظير حمل‌ونقل، هتلداري، بازار، خدمات پزشکي و مراقبتي و... را مي¬طلبد که متوقف بر دادوستد مالي و اقتصادي مي¬باشد.
    ب) مکان مندي
     در هر دو نوع (سفر زيارتي و هم گردشگري) از اماکن مختلفي بازديد و ديدار صورت مي¬گيرد. اصولاً مکان¬ها چه زيارتي و چه گردشگري رکن اساسي سفر هستند که کليت سفر و فلسفه¬ي آن به مکان مورد بازديد بستگي دارد و سفر براي آن صورت مي-گيرد.
    1) جنبه ارتباطي
     در هردو فعاليت جنبه¬ي ارتباطي کاملاً تعيين‌کننده است، تماميت سفر به خاطر برقراري يک نوع ارتباط نزديک صورت مي-گيرد. خود سفر و تماميت آن وابسته به برقراري ارتباط با شبکه¬ي وسيعي از افراد و گروه¬ها است که در نقاط مختلفي بسر مي_برند و به‌نوعي با اين سفر (زيارتي يا سياحتي) درگيري دارند.
    2) فعاليت اقتصادي
    هر دو يک نوع کنش اقتصادي به شمار مي¬آيند که تعداد بسيار بزرگي از افراد و دسته‌هاي اجتماعي را هم به‌طور مستقيم و يا غيرمستقيم وارد معامله¬اي مالي و اقتصادي مي¬کند. فرض کنيم زائري از روستاهاي مشهد مي¬خواهد به کربلا برود. او براي تأمين هزينه¬هايش ناچار است برخي از بز و گوسفندهايش را به بازار دام مشهد برده و بفروشد. سپس با پولي که به دست آورده  لباس_هاي نو تهيه مي¬کند که بايد با مغازه‌داران و فروشندگان لباس معامله کند  بعدازآن با قطار به سمت اهواز مي¬رود، در حمل‌ونقل به‌سوي مقصد وي با تعداد بسيار متعددي از شرکت‌ها نظير شرکت‌هاي حمل‌ونقل ريلي و نيز شرکت‌هاي اتوبوس‌راني بين‌شهري و نيز صاحبان ماشين¬هاي سواري و قايق بايد به معامله پول در مقابل خدمات بپردازد که اين روند دادوستد اقتصادي تا رسيدن به مقصد و سپس مراجعت ادامه دارد.
    در فعاليت و کنش اقتصادي زائر، تنها افرادي که با او مستقيماً وارد معامله مي¬شوند، کنش اقتصادي نمي¬کنند؛ بلکه هزاران نفر ديگر از دور و نزديک وارد يک فعاليتي مي¬شوند که يک‌طرف آن فرد زائر مي¬باشد.
     ج) هدفمندي
     هردو کنش به خاطر هدفي صورت مي¬گيرند که توجيه‌گر دشواري¬ها، گاهي خطرات احتمالي و هزينه‌هاي مادي سفر مي¬باشد.
    اما از درون همين تشابهات؛ تمايزاتي آشکار مي¬گردد که به هرکدام هويتي متمايز از ديگري مي¬بخشد.
    *تمايزات زيارت از گردشگري و سياحت
    1) تمايز در هدف
    زائر به‌قصد قربت الي الله و پرداختن به دعا و انابه و مناجات و توسل به زيارت مي¬رود؛ در اين نوع سفر انگيزه و هدف بايد ديني باشد چون مشروعيت و هستي زيارت منوط به آن است.
    اما گردشگر و توريست هدفش سرگرمي، بهره بردن بيشتر از مواهب مادي، لذت از طبيعت و سازه¬هاي انساني است و هدفي وراي ماديت اين جهان ندارد؛ اگر هم بهره¬هاي معنوي¬اي در طول سفر عارض شود امري جانبي و پيش‌بيني‌نشده است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی