در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷

فرهنگی > شادي گم شده است پيدايش کنيم

جعفر گلابي گروه فرهنگي:چرا راه دور برويم ؟ همين حالا که اين سطرها نوشته مي‌شوند و همان فردايي که خوانده مي‌شوند، يعني ديروز و امروز و فردا امنيتمان را مديون جوانان سربازي هستيم که نزديک به 2 سال از بهترين دوران زندگي خود را نثار کشور و مردم خويش مي کنند و شايد اغراق نباشد که آنان را عزيزيترين قشر جامعه بدانيم.

    گروه فرهنگي:چرا راه دور برويم ؟ همين حالا که اين سطرها نوشته مي‌شوند و همان فردايي که خوانده مي‌شوند، يعني ديروز و امروز و فردا  امنيتمان را مديون جوانان سربازي هستيم که نزديک به 2 سال از بهترين دوران زندگي خود را نثار کشور و مردم خويش مي کنند و شايد اغراق نباشد که آنان را عزيزيترين قشر جامعه بدانيم.
    اين روزها کليپي ازشادي  چند سرباز در دنياي مجازي منتشر شد که ابتدا بيم آن مي‌رفت که خداي ناکرده با آنان برخوردي صورت گيرد ولي خوشبختانه اين‌طور نشد و با مواجهه مثبت مسوولان مربوطه براي لحظاتي هم که شده شادي آفريدند و مردم را شاد کردند وخود حظي بردند.
    واقعيت آن است که ما سال‌هاست که نيازمند شادي هستيم و بدبينانه نگفته است آن شاعر شهير و اديب بزرگ که   طفلي به نام شادي ديري است گمشده است
    با چشم‌هاي روشن براق
    با گيسو بلند به بالاي آرزو
    هر کس از او نشاني دارد
    ما را کند خبر
    اين هم نشان ما:
    يک سو خليج فارس
    سوي دگر خزر
    مردم کوچه و بازار، همان‌ها که از کله سحر تا بوق سگ مي‌دوند تا امورات خود را به انجام برسانند و زنده بودن خود را سپري سازند، در هر شرايطي نيازمند شادي‌هاي ساده‌اند. چرا تعارف کنيم، شادي هايمان کم‌اند؛ به قول آن فقيه محترم " گريه در کشور زياد انجام شده و کار خوبي است اما همه مملکت با گريه نيست."
     نه تنها نبايد با شادي و اظهار سرور برخورد کرد که بايد زمينه‌هاي انبوه آن را فراهم ساخت. يک ملت غمگين شاداب و سرزنده و فعال و پيشرونده نيست. غفلت غير از شادي است. غفلت در شادي هاي افسانه‌اي است که از ما بهتران در همه حال با پول و ثروت و در امنيت کامل از آن برخوردار هستند و اگر روزي بگذرد و به عيشي دمساز نباشند، افسرده مي‌شوند. طالب شادي براي جوانان ساده خود باشيم و نپذيريم که برخي آقازاده‌ها در ينگه دنيا به اسم اسلام بروند و عکس‌هاي شاد خود را به‌مناسبت عيد کريسمس! منتشر سازند و اينجا همه لمس کنند که دارند به ريش ما مي‌خندند. اگر شادي حق انسان است بايد ميان همه به تساوي تقيسم شود و بکوشيم که سرباز نگهبان شب در نقطه صفر مرزي هم دلي شاد و لبي خندان داشته باشد.
    در جامعه آگاه و مسوول بر دلها و ذهن‌ها و فکرها هم مواظبت مي شود که کسي، غريبي، تنهايي، غرق در خويشي در بي‌پناهي و غم غوطه‌ور نشود. هنگامي که زمانه، زمانه  خودخواهي شود  و گذشت و معنويت و اخلاق رنگ ببازد و بر فاصله ها افزوده شود، غم جولان مي‌دهد و  وجود آدميان را مي‌فشرد. هنگامي که فقر شمشير راست کند و بر صغير و کبير رحم نياورد، هنگامي که ياران رهسپار مرگ مي‌شوند و نقاب خاک بر چهره مي‌افکنند، هنگامي که قهقهه مستانه بدخواهان دل کودکانمان را مي‌لرزاند و هنگامي که دزدان قهار چون گرگان مي‌خوردند و مي‌برند، دل ما نيازمند بهانه ساده شادي  است.
     دلسوزان آگاه خوب مي‌دانند که بايد مردمان را نوازش کرد ، در برابرشان تواضع نمود و روحيه‌شان را تقويت کرد. سربازان شاد، ملتي را شاد مي‌کنند و به هيچ جاي جهان و آسمان هم برنمي‌خورد.  شادي‌هاي ساده و پاک و بي‌آلايش هيچ غفلتي نمي‌آفرينند؛ همچنان که القا غم و افسردگي آگاهي نمي‌آورد. اگر نيک نظر کنيم، نشانه‌هاي شادي‌خواهي از بطن و متن جامعه در حال فورانند و يک نياز عميق را نشان مي‌دهند. بي‌اعتنايي يا خداي ناکرده برخورد با اين نيازهاي طبيعي خطرناک است و ممکن است عوقب سختي ببار آور و ما از آن غافليم. حضور زنان در ورزشگاه‌ها الويت کشور نيست، ولي دختران و زنان پر انرژي‌مان کجا فرياد بزنند و جيغ بکشند و دمي از مشاغل روزمره خلاص شوند. چون به شادي‌ها چندان اجازه ظهور و بروز نداده‌ايم، از آن مي‌ترسيم! گويي شادي بي‌گناه نداريم! گويي خداي گيتي مردمان را تنها با غم وغصه مي‌پسندد. ما حتي در ميان قله‌هاي شعر و ادب و عرفان وفلسفه  زاهدان  را بر عارفان ترجيح داده‌ايم و گاهي به‌جاي رحمانيت خداوند قهاريتش را تبليغ کرده‌ايم‌! راستي چه چيزي قابل عرضه به جامعه است؟ کجا بر اين رقص سخن از مولانا تکيه کرده‌ايم که »من طربم طرب منم «؟  به گزارش امانت به نقل از ايسنا،زندگي، تحرک، پويايي، هيجان، شادي وآگاهي بهتر است يا مرگ و سکون و سکوت و مرداب و غم و ناداني؟

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی