در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷

فرهنگی > سواد رسانه اي و رهاشدگي فضاي مجازي

داود عامري گروه فرهنگي:آنچه امروز حايز اهميت است، نحوه استفاده صحيح از فضاي مجازي به عنوان يک فرا رسانه و يا يک رسانه چند وجهي و موثر است.

    گروه فرهنگي:آنچه امروز حايز اهميت است، نحوه استفاده صحيح از فضاي مجازي به عنوان يک فرا رسانه و يا يک رسانه چند وجهي و موثر است.
    اهميت و نقش فضاي مجازي و رسانه ها بر کسي پوشيده نيست و صحبت در اين مورد آنقدر بديهي شده، که به يک تکرار ممل در نزد مخاطبان تبديل شده است.
    فضاي مجازي يک تيغ دو لب است، يک لبه آن ارتقاي سطح فکر، فرهنگ و دستيابي سريع به اطلاعات و ارتباطات موثر در همه زمينه ها است. سوي ديگر اين تيغ، آسيب هاي بي شماري در حوزه هاي فردي، خانوادگي، اجتماعي، سبک زندگي و فرهنگ عمومي نهفته است.
    آنچه باعث مي‌شود تا با کدام لبه سروکار پيدا کنيم، مربوط به سواد رسانه‌اي و نحوه استفاده توليدکنندگان و مخاطبين پيام  از اين فضا است؛ دانش و مهارتي که صاحب نظران علوم ارتباطات آن را ضرورت زيستن در عصر تحول بزرگ فناوري ارتباطات و اطلاعات مي دانند.
    سواد رسانه اي شايد در وهله اول يک موضوع جديد و در خصوص رسانه ها، فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي مرتبط با مخاطبين به نظر برسد، اما اين دانش موضوعي ديرپا مربوط به هر دو سطح توليد کننده و بهره بردار پيام است به خصوص در عصر تحولات عظيم فناوري ارتباطات و اطلاعات که هر بهره بردار خود نيز مي تواند توليد کننده باشد. که اين سال ها و روزها به خصوص در حوزه مخاطبين اهميت و دامنه بيشتري پيدا کرده است. بايد بر اين نکته اذعان داشت که هدف سواد رسانه اي، بيشتر اين است که به همه کمک کند تا به جاي آنکه مصرف کنندگاني فرهيخته براي رسانه ها و فضاي مجازي باشند، به شهرونداني فرهيخته در جامعه اطلاعاتي، که انواع رسانه ها و فضاي مجازي، قلب تپنده آن هستند تبديل شوند. در واقع هدف اصلي سواد رسانه‌اي اين است که به مردم نشان دهد چگونه کنترل را از رسانه ها به سمت خود معطوف کنند.
    در حوزه مخاطبين، انتخاب و بهره برداري از مطالب رسانه ها يک مهارت و سواد خاصي لازم دارد که با گسترش و تنوع فضاي مجازي، رسانه ها و افزايش خارج از تصور متون مجازي، بشدت جوامع را نيازمند سواد رسانه‌اي کرده است.
    سواد رسانه اي اولين بار در دهه 60 ميلادي در اروپا مورد توجه قرار گرفت  بنابراين اين مفهوم به علت قدمت در بين جوامع غربي، موضوعي آشنا و مأنوسي براي آنها است، اما در ايران يک موضوع نسبتاً تازه به شمار مي‌رود، اگرچه مقالات و کتاب هايي در خصوص سواد رسانه اي تأليف و چاپ شده است ولي کافي نيست و ما در اين زمينه نيازمند اقدامات کاملا موثر در بين عموم مردم و فعالين فضاي مجازي و رسانه اي کشور هستيم، چرا که اين دانش امري آشنا و جا افتاده نيست و در بسياري از موارد به جاي آن که کاربران رسانه‌هاي مجازي موضوع مورد علاقه خود را انتخاب کنند، اين مطالب اند که آن‌ها را انتخاب مي‌کنند و در نتيجه در اغلب موارد کاربران ساعت ها بي اراده و بدون درک درست، در فضاي مطالب رسانه هاي ديجيتال و شبکه هاي مجازي پرسه مي زنند، بدون آنکه هدفشان مشخص باشد و يا چيزي به دانش و معلومات آنها اضافه شود.
    بنابراين براي اينکه بتوانيم از اين شرايط مسخ گونه و رها شدگي رهايي پيدا کنيم و قادر باشيم به صورت هدفمند در فضاي مجازي و رسانه ها به جاي انتخاب شدن، و قرار گرفتن در چرخه توليد و بهره برداري بيهوده و غير ارادي، انتخاب کرده و هدفمند حرکت کنيم، بايستي به سطحي از سواد رسانه‌اي دست پيدا کنيم.
    واضح است سواد رسانه اي همانند مهارت خواندن و نوشتن براي تمامي افراد جامعه تاسطح درک مفاهيم، يک نياز و ضرورت است و نمي توان اين رشته را فقط به عنوان يک تخصص براي اهل پژوهش و تحقيق اختصاص داد، بلکه ضمن تلاش براي فراگيري اين دانش براي فعالين عرصه رسانه و مخاطبين خاص، بکوشيم تا سطحي از آن براي همگان عرضه و به عنوان يک دانش و مهارت زندگي نوين به آن نگاه شود.
    همانطور که خواندن و نوشتن به ما کمک مي کند بتوانيم انواع جملات ساده و پيچيده را بفهميم و معناهاي متفاوتي را از آنها برداشت کنيم، سواد رسانه اي هم مهارتي است که مي توانيم به کمک آن ضمن توليد محتواي هدفمند، سالم و مورد نياز جامعه، توليدات رسانه اي را نيز بشناسيم و مفاهيم مختلف پيام هاي رسانه را درک، تفسير و تحليل کنيم تا هم در انتخاب و هم در تجزيه و تحليل آن داراي مهارت باشيم.
    بنابراين داشتن سطحي از سواد رسانه اي فارغ از جايگاه شغلي، تخصصي و اجتماعي افراد براي همگان لازم و ضروري است و دستگاه هاي متولي تعليم و تربيت، خبرگان و پژوهشگران اين حوزه نيز وظيفه دارند با تهيه منابع و توليد دانش، سواد رسانه اي جامعه را تقويت کنند و امکان کسب اين مهارت را براي همگان فراهم نمايند. طوري که مخاطبان رسانه هاي مختلف در کشور بتوانند به جاي يک ارتباط منفعل با فضاي مجازي و رسانه‌ها به طور فعالانه براي قرار گرفتن در معرض فضاي مجازي و رسانه و بهره برداري از آن اقدام کنند و بتوانند اگر به توليد پيام همت گماشته اند، بر ابعاد و آثارآن اشراف داشته و در مواجهه با پيام هاي ديگران نيز قدرت و مهارت انتخاب و تجزيه و تحليل و تفسيرآن را داشته باشند.
    آنچه مسلم است رصد و پژوهش هاي انجام شده در کشور نيز نشان مي‌دهد که جامعه کنوني ما از دانش رسانه اي مناسبي برخوردار نيستند و موضوع ايران مجازي نيز از نوعي رهاشدگي رنج مي‌برد و به حال خود رها شده است.
    به گزارش امانت به نقل از تسنيم،واقعيت اين است بدون بهره مندي از سواد رسانه اي مناسب و بومي، توانايي مقابله با حجم انبوه توليدات رسانه اي و زندگي در فضاي مجازي را نداريم و در توليد و بهر مندي منفعل خواهيم بود، پس بايد خود مردم را براي مواجهه با اين آسيب بزرگ و بهره وري مناسب از آن توانمند سازيم، چرا که دشمنان ما در فضاي مجازي و رسانه‌هاي بيگانه از نداشتن سواد رسانه اي ما سوء استفاده کرده و مفاهيم و وقايع را آنگونه که خود مي خواهند به ما ارايه مي دهند و در اين بين تنها کساني که از سواد رسانه اي مناسب برخوردار هستند، قادر به تشخيص و تفسير درست وقايع خواهند بود. آن زمان است که توليدکنندگان پيام و بهره مندان اين فضاي هوشمندانه و هدفمند در اين محيط حاضر بوده  و در مسير زمان تهديدات فعلي را حتي به فرصت تبديل خواهند کرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی