در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹

فرهنگی > سوءاستفاده از جاي خالي رسانه‌هاي رسمي

گروه فرهنگي:کارشناس حوزه رسانه گفت: رسانه‌هاي جعلي و معاند در فضايي فعال مي‌شوند که رسانه‌هاي مرجع و اصلي کشور حضور ندارند، اگر رسانه‌هاي مرجع به موقع و به درستي در حوادث مختلف وارد فضا شوند، ديگر جامعه مخاطب به سراغ اخبار جعلي نخواهند رفت.

     گروه فرهنگي:کارشناس حوزه رسانه گفت: رسانه‌هاي جعلي و معاند در فضايي فعال مي‌شوند که رسانه‌هاي مرجع و اصلي کشور حضور ندارند، اگر رسانه‌هاي مرجع به موقع و به درستي در حوادث مختلف وارد فضا شوند، ديگر جامعه مخاطب به سراغ اخبار جعلي نخواهند رفت.
     از ديدگاه مقام معظم رهبري نفوذ فرهنگي نسبت به تهاجم و شبيخون، روند خطرناک‌تري به خود گرفته و به همان ميزان هدف آن نيز پيچيده‌تر است. بر اين اساس ناتوي فرهنگي با هدف تغيير بنيادين در هويت ذهني و روحي ملت‌هايي مانند ايران که نظم موجود را غيرمنصفانه مي‌دانند، طراحي شده است. به عبارتي هويت سازي بر اساس اهداف غرب، به گونه‌اي که ملت‌ها را عليه حکومت هاي خود بشورانند يا ملتها ارزشها و هويت راستين خود را انکار کنند و طالب هويت غربي، نمادهاي غربي و نيز زندگي غربي باشند، پايه و اساس ناتوي فرهنگي را تشکيل مي‌دهد.
    تغيير سبک زندگي موضوع سناريوي اخبار جعلي و فيک نيوزهايي است که ما اين روزها شاهدش هستيم. گاهي با انتشار اخبار جعلي برخي مسائل را عادي جلوه و گاهي اوقات يک مسأله ساده را تبديل به بحران مي‌کنند. جنگي که اين روزها به راه افتاده است، نامش جنگ رسانه‌اي است. جنگي که دشمن از طريق آن سعي دارد تا سبک زندگي جامعه ايراني را تغيير دهد و به ترويج مدل هاي ناهنجار غربي بپردازند. اميني معتقد است تغيير سبک زندگي، برنامه‌اي است که از گذشته، دشمنان و معاندان نظام براي جامعه ما طراحي کرده اند؛ آنها قصد دارند به واسطه تغيير رفتار(رفتار يعني نحوه و شيوه زندگي، نحوه گفتمان و نحوه روابط اجتماعي)، جامعه را دچار بحران و فروپاشي کننند که بهترين شکل آن تغيير رفتار مخاطبان جامعه است.
    به همين بهانه به سراغ »علي رضا اميني« کارشناس حوزه رسانه رفتيم و گفت‌وگويي با وي درخصوص تغيير سبک زندگي موضوع سناريوي اخبار جعلي، انجام داده ايم. آنچه از نظر مي گذرانيد حاصل گفت و گوي ما با وي است.
    * طي سال‌هاي اخير شاهد يک جنگ رسانه اي نابرابري هستيم، جنگي که آنها تلاش مي‌کنند به نابودي فرهنگ اين مرز و بوم بپردازند. بنظر شما نشر اخبار جعلي و پيام‌هاي نامناسب در فضاي مجازي تا چه اندازه مي‌تواند به تغيير سبک زندگي و بنيان خانواده ها بپردازد؟
    اميني: اتفاقي که طي چند سال اخير شاهد هستيم، برگرفته از فرصت‌هاي فضاسازي رسانه‌اي براي جريان‌سازي در داخل کشور و همچنين اساسا ريشه و بنيان تغيير فرهنگي مردم بالاخص قشر جوان کشور است. مقام معظم رهبري بارها در فرمايشات شان بر موضوع مهندسي فرهنگي و ناتوي فرهنگي تأکيد دارند و حتي تأثير اين موضوع به جد در کشور تحت عنوان جنگ نرم آغاز شده است.
    امروزه بر همگان روشن است که جنگ نرم به دليل امکان زيرساختي و ابزارها و از لحاظ هزينه و ميزان تأثيرگذاري به مراتب بيشتر از جنگ سخت مي‌تواند تأثير بگذارد و طبيعتا نوع نگاه جنگ نرم مي‌تواند در ميان افکار عمومي نفوذ پيدا کند. زماني که ما درباره تغيير ماهيت رفتاري آدم ها صحبت مي کنيم، منظورمان تغيير انديشه، رفتار و کردار است. -زماني که درباره تغيير کردار يک مجموعه صحبت مي کنيم،‌ يعني برگشت از ماهيت هاي اصلي سنت هاي سابق و رويکردها به سمت تهاجمي  بوده که براي شان طراحي و ايجاد شده است. امروز اساسا غرب به دنبال همين ماهيت بوده يعني جنگ نرم به معناي ايجاد فضاي ناامن رسانه اي و ايجاد فضاي زيرساخت هاي غير واقع و غيرعموم مردم است.
    ايجاد ساختارهاي رسانه اي جعلي را ما به مراتب در کشور شاهد هستيم و به دليل زيرساخت هايي در بستر وب يا اينترنت اين امکان ارتباط با جامعه مخاطب بيشتر شده و با ايجاد اين امکان، تئوري هاي ارتباطات و رسانه هم سوار بر اين نوع خاص مي شود و آن جريان تئوري سازي در کشور به دنبال اين است که ايجاد فضاي غيرواقع براي جامعه مخاطب برقرار شود.
    * اخيرا اخباري را در فضاي مجازي مشاهده مي کنيم که دور از واقعيت است
    -علاوه بر اين موضوع ما اخيرا اخباري را در شبکه هاي مجازي مشاهده مي کنيم که افراد به دور از واقعه، شروع به گمانه زني هاي مختلف در عرصه هاي حوادث اخير منطقه اي و کشورمان مي کنند و به ايجاد بحران براي مردم مي پردازند.
    متأسفانه سواد رسانه اي در کشورمان کار نشده و واقعيت امر اين است که جامعه مخاطب ما فارغ از سواد رسانه اي، نمي‌توانند واقعيت را از غير واقعيت تشخيص دهند و تمييز اين مسأله براي شان سخت است. يک کاربر با همين چرخ ساده در شبکه‌هاي مجازي با حجمي از اطلاعات روبرو مي‌شوند که به واسطه اين اطلاعات دچار تضاد واقع در موضوعات غيرواقع مي‌شوند. همين امر مي‌توانند مخاطبان را درگير خودشان کنند.
    همچنين آنها در ارائه اين اطلاعات از نظريه هاي مختلفي همچون مارپيچ سکوت، گلوله آهني، پروپاگانداري يک جانبه استفاده مي کنند و زماني که اين تئوري ها سوار فضاي رسانه مي شود، مخاطب را درگير مي‌کند.
    اولين اتفاقي که در اين فضا رخ مي‌دهد، اين است که مخاطب با حجمي از اطلاعات غلط روبرو مي شود و چون مخاطب در هيجان اخبار توليد شده براي اين ماجرا قرار مي‌گيرد، ناخوداگاه با سرعت بيشتري به بازنشر آن  اطلاعات غلط مي‌پردازد و در نهايت جامعه درگير يک خبر دروغ خواهد شد که ريشه توليدش اصلا جايگاه اصلي خبري نبوده است و اين مي تواند يک فضاي ناامن رسانه اي را براي مخاطب ايجاد کند.
    * اين موضوع را قبول داريد که امروزه شبکه ها و پايگاه ها به مراکز غيرواقع و جعلي تبديل شده اند؟
    -کاملا درست بوده و آنچه که مشخص است شبکه ها و پايگاه ها به مراکز خبري غيرواقع و جعلي تبديل شده اند و بسياري از آنها به دليل شبيه سازي با مراکز رسمي قابل تطبيق و تشخيص براي جامعه مخاطب نيست؛ بنابراين آنها مي توانند فضاي جامعه را به سمت التهاب بکشد. طبيعتا نيازمند افزايش آگاهي و ايجاد فضاي سواد رسانه توسط رسانه هاي واقعي هستيم.
    * بنظر شما جامعه مخاطب ما بايد چگونه اخبار جعلي را تشخيص دهند؟
    -به نظرم سواد رسانه اي و توجه به آن براي جامعه مخاطب بسيار مهم است. طبيعتا سواد رسانه اي مجموعه مراحلي دارد که جامعه مخاطب در هر سطحي نسبت به موضوع رسانه و اتفاقاتي که در حوزه رسانه رخ مي دهد، بايد آگاه باشد.
    -مخاطب جامعه رسانه اي براي حفظ امنيت رواني خود و جامعه بايد توجه کند،‌يعني زماني که خبري به او رسيد ابتدا بداند که مرکز اعلام خبر از کجاست؟ طبيعتا بايد اخبار را از مراکز رسمي دريافت کنند و ماهيت مرکز براي کاربران روشن باشد.
    همچنين بايد جامعه مخاطب زماني که خبري به آنها رسيد، به عقل شان تکيه کنند. زيرا زماني که موضوعي را مورد مطالعه قرار مي دهيم، بايد آن را تطبيق عقلاني دهيم. جامعه مخاطب ما بايد اين موضوع را درک کند که در تطبيق عقلاني، اين موضوعات تا چه اندازه مي تواند به واقعيت نزديک باشد. اگر اين تفکر در مورد هر مطلبي صورت بگيرد، اگر آن مطلب در تضاد عقلاني قرار بگيرد، بايد به واقعيتش شک کرد.
    زماني که بازنشر مطلبي بدون تفکر صورت مي گيرد، مي تواند تبعات جدي به دنبال داشته باشد، لذا حتما بايد مخاطبان در بازنشر اخبارهايي که به دست شان مي رسند، دقت لازم را داشته باشند تا درگير شايعات يا فضاسازي هاي رسانه اي نشوند.
    متأسفانه جامعه مخاطب به دليل قوام تکنيک هاي رسانه اي، در انتشار اخبار دچار آسيب مي شوند و اصلي ترين آسيب اين است که تکنيک ها نوعي رفتار مي کند که جامعه مخاطب به اين تصور دست يابد که منبع و گوينده خبر درست است، اما نياز است که مخاطبان اخبار را با دقت بيشتري رصد کنند و همين دقت هاي اندک سبب مي شود که حجم گسترده اي از اتفاقات رسانه ها قابل مديريت باشد.
    ما بايد به هر شکل ممکن سواد رسانه اي مردم را افزايش دهيم و رسانه هاي مورد تأييد به عنوان مرجع اصلي، اخبار را سريعتر در اختيار مردم قرار دهند تا شفاف سازي صورت بگيرد و جامعه مخاطب براي گرفتن اخبار بيشتر به سمت فضاهاي جعلي و فضاهايي بروند که به صورت غيرواقع جهت برهم زدن نظم امنيت رواني جامعه مي شود.
    ما بايد اين موضوع را بپذيريم زماني که فضاي رسانه را در اطلاع رساني خلوت مي کنيم و ميزان ارائه اطلاعات با فاصله باشد، قطعا جامعه مخاطب براي کسب اطلاعات به سراغ فضاي مجازي مي رود که برايش بسيار قابل دسترس است و در اين شرايط اولين حادثه برهم ريختن عمليات رواني اجتماعي رخ مي دهد.
    * بنظر شما رسانه هاي مرجع و اصلي کشور در مقابله با اين وضعيت چه اقداماتي بايد انجام دهند؟
    -ابتدا بيش از آنکه رسانه هاي معاند و جعلي در موضوعي جريان سازي کنند، رسانه هاي مرجع بايد به شفاف سازي بپردازند. رسانه هاي معاند با توليد اخبار دروغ شروع به جريان سازي مي کنند. همچنين اخبار رسانه هاي جعلي و معاند براي برهم زدن فضاي عمومي کشور به شبهه افکني مي پردازند و اخبار را از زاويه و مدلي که مورد هدف شان است، منتشر مي کنند.
    به گزارش امانت به نقل از فارس،در اين شرايط رسانه ها بايد به موقع وارد عمل شوند و به انتشار اخبار صحيح بپردازند تا جامعه در فضاي خالي و نبود رسانه هاي مرجع، اخبار جعلي را دريافت نکنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی