در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸

فرهنگی > ديپلماسي رسانه اي انقلاب اسلامي در آستانه چهل سالگي

حميد حامدي گروه فرهنگي :مجموع تجربه هاي زيست ملي-جهاني و سبك زندگي سياسي شهروندان هر كشوري نمايانگر برند_ملي و هويتي آن است.

      گروه فرهنگي :مجموع تجربه هاي زيست ملي-جهاني و سبك زندگي سياسي شهروندان هر كشوري نمايانگر برند_ملي و هويتي آن است. شخصيت زنده اي كه جايگزين پرستيژ و اعتبار_ملي است و بازنمايي آن را مي توان در رسانه هاي يك كشور بويژه رسانه_هاي_خارجي آن جستجو كرد. پرستيژ ملي و چهره سياسي كشور هاي جهان، امروز بيش از تشريفات_ديپلماتيك و رفت و آمد هاي سياسي، در آئينه بغل ماشين رسانه ها قابل رويت است. آئينه اي كه روي آن نوشته است: "تصوير اشياء از آنچه در آئينه مي بينيد به شما نزديك تر است." اين يعني پيشي گرفتن #ديپلماسي_رسانه اي از ديپلماسي_عمومي در عرصه سياست و قدرت.
    وقتي ارسال توئيت هاي رنگارنگ رييس جمهور امريكا از اتاق کار تا اتاق خوابش مي_تواند قبل از انتشار ويروسي آن ها در #شبكه_هاي_اجتماعي و خبري، واكنش هاي جهاني و تظاهرات خياباني راه بيندازد، يا رويدادهاي مذاكرات هسته اي با رد و بدل شدن پيام ها و خنده هاي وزير خارجه ايران  و خبرنگاران از تراس اتاقي در هتل #كوبريك  #وبن رقم بخورد: يا وقتي كمي دورتر ميدان #التحرير_مصر بهانه جنبش ميليون ها کاربر براي يك قيام مردمي ضد مبارك در مصر مي شود و زماني كه بازارهاي سهام جهان با جنبش يك درصدي هاي #وال_استريت شوك زده و هراسان مي شود و وقتي آزمايش موشكي ايران، رقيبانش را دور يك ميز جمع مي كند و ... اين ها يعني ديپلماسي رسمي #سفارتخانه اي و تشريفات ديپلماتيک جاي خود را به ديپلماسي غير رسمي رسانه  اي داده است: ديپلماسي اي كه ميدان نفوذ و #عمق_استراتژيك دولت ها و ملت ها را براي حيات سياسي و بقاي بين المللي آن ها تعيين مي كند. در اين جابجايي مفهومي ديپلماسي، رسانه هاي سنتي ايران چه نقش و جايگاهي مي توانند در برند سازي ملي و عمق استراتژيك اين كشور داشته باشند؟ بطور روشن تر رسانه هايي با ماموريت تاثيرگذاري بر ديپلماسي ايران بويژه رسانه هاي برونمرزي، کجاي عرصه سياست خارجي کشور هستند و چه نقشي در بازي قدرت نرم ايران بازي مي كنند؟
    ‏يافته ها و نيافته هاي من نشان مي دهد استراتژي رسانه اي و هدف گذاري هاي موجود در حوزه هاي مكتوب، ديداري و شنيداري ايران امروز، هم سن و سال #انقلاب_اسلامي و مبتني بر اصول "تبليغ" سياسي و #ايدئولوژيک براي پاسخگويي به مقتضيات آن دوران بوده است. #راهبردها يي که در سطح كلان و خرد از #کارايي و #مد افتاده است و ديگر نمي تواند تنها منبع الهام، تصميم سازي و تصميم گيري براي يك #رسانه_مسئول باشد. جهان ما در چهار دهه ي گذشته، بيش از چهار بار از نظر تفكر زيستي، رسانه اي و زبان ارتباطي دگرگون شده و شخم خورده است. به همين علت است که مي بينيم رقباي ما در اين چهار دهه، چهار بار مانيفست و نقشه راه خود را بازنگري و باز نويسي کرده اند تا بتوانند پاسخگوي دگرگوني ها باشند. وقتي سير تحولات آنقدر زياد است، زمان مصرف  و اعتبار دستورالعملهاي کلان در رسانه هاي قدرتمند جهان از سي سال به ده سال و اکنون در ابلاغ هايي نا نوشته، به کمتر از پنج سال و سه سال رسيده است.
     اين ها همه زاييده روزگاريست که بشر در حال  بحث و جدل هاي جهاني  براي ترسيم سرنوشت جمعي خود بطور #آنلاين و زنده در جهان است تا تاريخي را بدون خدم و حشم و ارتش بسازد. موضوعي که به زيبايي در نقل قول داو_سيدمن، سرمقاله نويس نيويورک_تايمز مطرح شده است: ''بشر هرگز چنين دوراني را به خود نديده است که مردم در آن همزمان بتوانند #تاريخ را بسازند، تاريخ را تبليغ و ثبت کنند و بر شتاب آن بيفزايند... در اعصار پيشين اينطور نبود که هر کس با فشردن  #دکمه اي بتواند، تاريخي را رقم بزند.'' با اين توصيفات گفته شده و صدها موضوع ناگفته ولي قابل درک براي اهل نظر، بازنگري براي تامين اهداف بلند مدت نظام رسانه اي ايران كه خود را رسانه اي "مرجع" براي "حقيقت" تعريف مي كند، نه تنها ضروري، بلکه حياتيست.
    در جهان امروز که برنده هاي قديمي در بازار و صنعت از جمله صنعت_رسانه با سرعت زياد در حال سقوط و سپردن جاي خود به رقبا و قويتر ها هستند، توانايي براي #تطبيق و پاسخگويي به شرايط، لازمه ي بقاست. مسئله اين است که اگر رسانه اي بدليل نداشتن  استراتژي و سرمايه، درك مقتضيات رسانه داري، #خود_شيفتگي، ناتواني در نيروي انساني و بي توجهي به تحليل هاي واقعي از روندهاي اجتماعي و سياسي در جهان و بازار رقابت و نيز ضعف تكنولوژيك و فقدان اراده براي تغيير، پاسخ مناسبي به نيازهاي نو به نو در بازارهدف ندهد، با داشتن صدها كانال باز هم ديده نمي شود. رسانه اي هم که ديده نشود، با يك #رسانه_خاموش و بدون پيام فرقي نمي کند.
    با اين ياداوري که رسانه هاي خاموش در بعضي از #اکوسيستم_هاي_رسانه_اي مي توانند بجاي #پيام، نقش #ضد_پيام و ضد سيستم داشته باشند. در باره رسانه هاي برونمرزي و به تعبيري #رسانه هاي_انحصاري و دولتي ايران با ارزيابي سازماندهي رسانه اي، مقدورات مالي، لجيستيکي، تکنولوژيکي و بويژه کيفيت #نيروي_انساني براي #توليد_محتوا، صادقانه بايد گفت نمي توان از يک دو جين کانال بي بضاعت ، ديپلماسي رسانه اي کارآمدي را براي #برند_سازي_ملي و توسعه #عمق_استراتژيک_انقلاب_اسلامي انتظار داشت. عمق استراتژيكي كه امروزه به عنوان #ذخيره_زيستي و #قلب_دوم كشورها  ارزيابي مي شود.  شايد بي دليل نيست که با اين فاصله شناختي و عملكردي، رسانه هاي برونمرزي در بازي هاي دستگاه ديپلماسي ايران، مجال بازيگري موثري پيدا نمي کنند و کانال هاي متعدد زباني اين حوزه، جز نقش يار دوازدهم سياست در ايران، جايگاهي ندارند. اين ها همه در حاليست که ايران در آستانه ي #چهل_سالگي و سپري کردن دوران تثبيت، براي بازتعريف چهره جهاني و برند سازي ملي خود با هدف افزايش ضريب نفوذ امنيتي و اقتدار بين المللي، بيشتراز توان تبليغات سياسي و ايدئولوژيک سال هاي ابتدايي تاسيس، محتاج رسانه اي توانمند براي حضور در معادلات قدرت هاي نرم، سخت و نيمه سخت در سطح ملي و جهانيست. حضوري که اگر توازن #قدرت_نرم رسانه اي در آن برقرار باشد- به ميزان افزايش #قدرت_سخت نظامي و #قدرت_نيمه_سخت دستگاه ديپلماسي، #رسانه هاي_برونمرزي را به عنوان يك فرصت، به رسانه اي استراتژيک و تعيين کننده در سرنوشت بازي هاي قدرت و #منافع_ملي در سياست خارجي اين کشور تبديل خواهد کرد. نظير رفتار رسانه اي ايران در افغانستان در پايان كار طالبان  كه چراغ سبزي براي حضور امريكا   در اين كشور تفسير شد. يا مانور رسانه اي ايران در جنگ 33 روزه نيروهاي اسراييل با حزب الله كه تحليلگران از آن به عنوان جنگ نيابتي ايران در منطقه  ياد كردند. شبيه آنچه كه از يک دهه تجربه اخير رسانه داري روس ها با کانال هاي متعدد درقاب رسانه اي شبکه تلويزيوني RT يا راشاتودي در منطقه و جهان شاهد هستيم.
    و اما در صورتيكه  قدرت نرم رسانه اي  كشور نتواند پا به پاي قدرت هاي هاي سخت و نيمه سخت ايران و جهان پوست بيندازد و پيش رود، به آسيبي جدي براي انقلاب اسلامي و #تهديدي براي ديپلماسي رسانه اي ايران تبديل خواهد شد. موضوع #بالانس مولفه هاي سه گانه قدرت سياسي آنقدر اهميت دارد كه #ژوزف_ناي متخصص  قدرت نرم در سياست، وجود توازن در اين چرخه را به عنوان مولفه ديگري تحت عنوان " #قدرت_هوشمند" ياد مي كند.
    به گزارش امانت به نقل از وکيل ملت،با اين تعبير، ضعف در ديپلماسي رسانه اي ايران و مشخصا ناتواني در برند سازي ملي و تامين مزيت هاي مطلق و رقابتي رسانه اي #ژئو_مديا براي جلب "احترام" و "اقناع" بيگانگان، مي تواند بطور جدي پاشنه آشيل قدرت عمومي و"قدرت هوشمند" آن باشد؛ موضوعي كه براي اركان قدرت در ايران قابل توجه است؛ و تامل و بازنگري درآن، يك امر استراتژيك و حياتي.   ذات نايافته از هستي بخش
    ...کي تواند که شود هستي بخش

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی