در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸

فرهنگی > خطري بيخ گوش دانش عمومي

محمدعلي حيدرهايي گروه فرهنگي: فضاي مجازي حالا مدت هاست که دارد جاي دائرالمعارف ها و فرهنگنامه ها را به عنوان مرجع اطلاعات و راستي آزمايي مي گيرد؛ موضوعي که دانش عمومي جامعه را به چالش کشيده است و به نظر مي رسد در اين فقره همه در خوابند.

    گروه فرهنگي: فضاي مجازي حالا مدت هاست که دارد جاي دائرالمعارف ها و فرهنگنامه ها را به عنوان مرجع اطلاعات و راستي آزمايي مي گيرد؛ موضوعي که دانش عمومي جامعه را به چالش کشيده است و به نظر مي رسد در اين فقره همه در خوابند.
    وقتي به جولان شبکه هاي اجتماعي دقيق و عميق مي شويم، شهوت دانستن را مي بينيم که در جامعه موج مي زند، اما اينطور به نظر مي آيد که مخاطب امروزي نه حوصله خواندن گزارش ها و اخبار دقيق مطول را دارد، نه ماهيت و عمق و چند و چون رويدادها برايش اهميت دارد و نه منبع اطلاعات برايش چندان مهم است، درست مانند موسيقي که نسل امروزي همه چيز را کپسوله مي خواهد ؛ نه با دستگاه کار دارد و نه با معنا و فقط ريتم تند مي خواهد.
     از طرفي اينکه گفته مي شود 'فضاي مجازي رابطه ميان رسانه و افکار عمومي را از وضعيت منولوگ خارج کرده'، چقدر واقعيت دارد؟ ؛ در اين فضا دست بالا از آن کيست و چه کساني بيشترين اطلاعات را به اشتراک مي گذارند و در نهايت آيا دانايان و آگاهان در انبوه اطلاعات ريز و درشت و درست و غلط ، مثلا در ارتباط با حوزه سلامت ، قادر به روشنگري هستند؟ در اين شرايط کار زرد نويس ها و فيک نويس ها گل مي کند و فضا براي گروه ها و جريان هاي مختلف باز مي شود، اما در اين فضا مجالي نيست که اين خلاء ها را پر کند و يا نقصان ها را ترميم کرده و مخاطبان را از سطح به عمق ببرد و صداي دانايان هم براي اصلاح غلط ها و روشنگري درخصوص اطلاعات هدفمند خاموش است.
     مساله اين است که خطر بيخ گوش جامعه و سواد و دانش عمومي است، روندي که در بلند مدت جامعه اي احساسي، با دانش کم و سطحي از دل خاکستر اين جريان اجتماعي ،رسانه اي برجا مي ماند و مي تواند نه در بلند مدت که در کوتاه مدت به يک معضل بزرگ اجتماعي تبديل شود.
    بحث فيلترينگ يا ممنوعيت ها در حوزه مجازي از سال گذشته از مرحله بحث و جدل_ها خارج شد و بعد عملي به خود گرفت و در راس آن تلگرام و توئيتر، اما اين تصميم تقابلي ، تنها بخش هاي رسانه اي و رسمي را فلج کرد که در اين فضا علاوه بر انتشار اطلاعات موثق ، وظيفه مصاف با هجوم اطلاعاتي مسموم از بيرون را داشتند.
    در حقيقت هجوم فيلترشکن ها، کار فيلترينگ را سخت کرده و بخش غالب مصرف کننده ، همچنان در همان فضا معلق مانده است ، درحالي که ديگر از مراجع معتبر و توليد کننده هاي رسمي اطلاعات براي پاسخگويي به اطلاعات زرد و غلط خبري نيست و يا اگر هم حضور داشته باشند، تعدادشان آنقدر اندک است که ديده نشوند.
    حالا ، در محافل عمومي به انبوه شايعات و اطلاعات زرد و بعضا هدفمندي استناد مي شود که مرجع آن يا تلگرام است يا توئيتر يا فيسبوک ! حال آنکه اين فرآورده هاي سمي نه رفرنس دارند و نه منبع معتبر و معلوم نيست از کجا آمده است.فضاي مجازي فضايي را فراهم کرده است که در آن هر کس مي تواند مرجع باشد، در حالي که کانال ها يا گروه هاي معتبر و مرجعي که بشود اطلاعات منتشره در فضاي مجازي را با آن محک زد و يا راستي آزمايي صورت بگيرد، وجود ندارد و اگر اندک معدودي از کاربران هم تقلا مي کنند اطلاعات صحيح و دقيق را براي آگاه سازي مخاطبان انتشار دهند، در انبوه پر تعداد اخبار و گزارش هاي مهم و غير مهم و توصيه هاي اخلاقي بي پايه و در عين حال پيوسته و مستمر شبکه ها گم مي شوند، چرا که فضا بطور کامل در اختيار ديگران است.
     حالا گروه هاي فعال در فضاي مجازي يا عمدا تخم ياس و نااميدي را در جامعه مي پراکنند و يا به غفلت و ناآگاهي مخاطبان را به شکلي انبوه به اشتباه مي اندازند و اين درحالي است که مديران بسياري از گروه ها و کانال ها در فضاي مجازي نوشخوارکننده اطلاعات پردازش شده ديگران هستند و اساسا در ارتباط با بسياري از موضوعات طرح شده در اين فضا سواد کافي ندارند و تنها کاري که مي کنند کپي پيست و ترانسفر اطلاعات است.
    اين فعالان فضاي مجازي که در اکثر شبکه ها با يک يا دو ادمين حضور دارند، انواع اخبار و اطلاعات از علمي گرفته تا سياسي و امنيتي و اجتماعي و حتي پزشکي را منتشر مي کنند و اين درحالي است که در رسانه هاي رسمي معمولا اين دست اخبار در گروه هاي تخصصي پردازش و تنظيم مي شود و در تنظيم اخبار و گزارش ها حتما منبع اطلاعات منتشره فراموش نمي شود. در اين شبکه ها گزارش هاي روزانه و در سطحي انبوه انتشار مي يابد که مملو از گزاره ها و آمارهاي غلط درباره جمعيت، بودجه و درجه و رتبه بندي_هاي جهاني در حوزه هاي مختلف تا موضوعات در حوزه زبان و ادبيات نشر داده مي شود که از پايه دروغ است، اما آنچه نگران کننده است، اينکه مخاطبان اين شبکه ها را مرجع تلقي مي کنند، بطوري که وقتي مي پرسيد اين اطلاعات را از کجا آورده اي، جواب مي دهد از تلگرام يا ... اين روند نگران کننده است از آنجا که افکار عمومي را به خطا مي برد و مهمتر اينکه مي تواند به شکاف هاي اجتماعي بينجامد و در نهايت سواد عمومي را به چالش بکشد. به نظر مي رسد اين روند خطرناک در غيبت منابع رسانه اي، رسمي و کاربران متخصص در اين فضا ، ابعاد گسترده تري در آينده به خود بگيرد.
    مقابله با اين روند نيازمند برنامه ريزي همه جانبه فراگير است، بطوري که ابتدا بايد جاي خالي گروه هاي مرجع و معتبر و حتي رسمي در فضاي مجازي به سرعت پر شود. مثلا در بحبوحه بحران ارزي در ماه هاي گذشته، مراجع رسمي از جمله بانک مرکزي در فضاي مجازي براي مقابله با اخبار و گزارش هاي غلط و هدفمند ، جايش خالي بود، بويژه با بخشنامه رسمي از تلگرام و ... خارج شده بود.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،در همين پيوند چندي پيش در ارتباط با مفهوم و معناي سلام به عربي شبهه انگيزي صورت گرفت که هدف آن تحميق افکار عمومي و پاشاندن تخم نفرت نسبت به بخشي از جامعه ايراني بود؛ موضوعي که در کانال ها و گروه هاي مختلف تلگرامي پراکنده شد ، اما کسي در سطوح دانشگاهي پيدا نشد روشنگري کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی