در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > جامعه ايران، سنتي يا مدرن

علي ضروري زنوز گروه فرهنگي: سنت، روش و عقائدي است که مردم بر اساس آداب و رسوم ملي، قومي و يا عقائد مذهبي طبق آن زندگي مي_کنند.

    گروه فرهنگي:  سنت، روش و عقائدي است که مردم بر اساس آداب و رسوم ملي، قومي و يا عقائد مذهبي طبق آن زندگي مي_کنند.
     مدرنيته ي پس از رنسانس، اين روش و تفکر را بر اساس اصالت خرد و علم، تعريف کرد و سنت را مطرود دانست، اما وقتي مطلق انگاري و ضعفهاي اين روش، با تفکر پست مدرنيسم، زير سوال رفت، روش و تفکر جديدي براساس توجه توامان به سنت و مدرنيته معرفي، ولي اين روش نيز، با فقدان قواعد مستحکم، مواجه شد.سنتهائي در جامعه ما وجود دارند که در شرائط زندگي روستائي و محله اي خانواده هاي گسترده قديمي، قابل اجرا و حتي سالم و خوب، بوده اند مثل سنت رفت و آمد به مناسبتهاي مختلف ملي و مذهبي يا دور هم بودن، اما با توسعه زندگي شهري و تبديل روستاها به "خانه هاي سالمندان بدون پرستار! "و پراکندگي جمعيت در شهرها و همچنين در اثر تعامل فرهنگهاي قومي با ازدواجها و روابط اجتماعي، اين سنت خوب، باعث بروز مشکلات خاصي مانند ترافيک شديد در شهرها و خصوصا در تعطيلات آخر هفته در بزرگراهها و جاده ها گرديده است و توسعه بزرگراهها نيز کمکي نکرده و با حجم ترافيک فزاينده و طاقت فرسا مواجهيم .
     اين در حالي است که طبق آخرين آمار  تعداد خودرو در ايران به ازاي هر ده نفر  چهار خودرو است، در حاليکه در کشورهاي غربي و عرب حوزه خليج فارس ، اين آمار8،7و9 خودرو به ازاي هر 10 نفر است و حجم ترافيک ايران، موجب بالاترين تلفات انساني در سوانح رانندگي شده و بروز آسيبهاي اجتماعي مختلف و... را در پي داشته است.
      زماني اين رفت و آمدهاي زياد، در جهت سلامت روان و صميميتها بود، چون آسان بود و سطح زندگيها هم نزديک بود، اما الان بدليل فرهنگ شهر نشيني و اختلاف فرهنگها، بعضا اين رفت و آمدها موجب بروز ناسازگاريها و تنشها، رقابتهاي منفي، شکستن حريم اطلاعاتي و خصوصي خانواده ها و ... گرديده است. يکي ديگر از مشکلات جامعه سنتي شهرنشين، عدم استقلال و خودگرداني فرزندان و اتکا و فشار بر پدران و مادران است که از آن به فرزند سالاري تعبير ميشود و اين امر متوجه جامعه سنتي شهر نشين است  زيرا در گذشته، فرزندان، کمک و نيروي کار خانواده بودند و تمرکز فشار، بر پدر و مادرها نبود، زندگي ساده اي تشکيل مي دادند و خود اتکا بودند، اما الان پدر و مادر شهري، بايد مخارج سنگين ازدواج، جهيزيه و حتي تامين شغل و اجاره يا خريد مسکن فرزندان را هم تقبل کنند و مراقبت مادي و معنوي زندگي فرزندان را هم بر عهده بگيرند، براي همين ما با مردان و زناني مواجه هستيم که در آستانه50 ?? سالگي هنوز بچه اند و وابسته  و پدر و مادر ها مي بايد در بعضي موارد، حتي مشکلات نوه و نتيجه ها را هم حل کنند.
      اکثر پدرها و مادرها وقف فرزندان شده_اند و فرزندان نيز ضعيف و وابسته، پدران و مادراني را مي بينيد که تحت فشارهاي اين مسئوليتها، بي روحيه اند و مانند (با عذرخواهي) ميو ه اي شده اند که آبش گرفته شده و تفاله اش مانده است!؟
    قطعا در گذشته، جامعه سنتي، در اثر ساده زيستي، اين مشکل را نداشته و اين مشکل امروزين، جامعه مااست.
     يکي ديگر از مشکلات اين دوره گذار، اختلاف فرهنگي بين پدر و مادر با فرزندان است، پدر و مادرها خود را جوابگوي سلامت فکري و اخلاقي فرزندان مي بينند (ديدگاه سنتي) و فرزندان به آزادي انتخاب شخصي (ديدگاه مدرنيته) معتقدند و اين امر برحجم فشارها در روش تربيت پدران و مادران،افزوده است .
     در بعضي کشورها از اين جهت، فشارها کمتر است، چه فشار مسئوليتي و فکري  و چه مالي و مادي و پدر و مادرها وقف فرزندان نيستند و مشغول زندگي و مشکلات خود هستند، احتمالا از نظر يک فرد متعصب سنتي، اين امر عيب برشمرده شود ولي قطعا سلامت روان و اميد به زندگي پدران و مادران در آنجا بالاتر و استقلال و خوداتکائي و اعتماد به نفس فرزندان نيز بيشتر است.
    شايد گفته شود، وضعيت اقتصادي کشور  عامل بروز اين مشکلات است، بنظر من تا حدي موثر است ولي معتقدم، برزخ سنت و مدرنيته و فرهنگ خاصي که ايجاد کرده، عامل اصلي است. از يکطرف مقيد بودن به سنتها و آبرو داريها و از طرفي الزام فرهنگ شهرنشيني به مدرنيته، فشار دو طرفه اي را موجب شده است .
     به گزارش امانت به نقل از وبلاگ سخن،  بنظر مي رسد بايد فرهنگ جديد متاثر از همگرائي سنت و مدرنيته را تعريف و سازماندهي کرد، ديگر نميشود فقط، سنتي زندگي کرد، زيرا سازماندهي اجتماعي، ديگر آن جامعه سنتي قبلي نيست و مدرنيته، عجين با زندگي شهري شده است و مي بايد نقطه تعادل جديدي را تعريف کرد تا شايد معضلات فعلي، برطرف شوند.               

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی