در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸

فرهنگی > تصور مجازي تا تاخر فرهنگي

گروه فرهنگي:فضاي مجازي و ابزارهاي فناورانه اگرچه امروز بيش از هر زمان ديگري عنصر خيال و تصور را بال امکان بخشيده اند اما به دليل آنچه جامعه شناسان »تاخر فرهنگي« مي نامند، عمدتاً خروجي مثبت مورد نظر در جامعه ما نداشته است.

    گروه فرهنگي:فضاي مجازي و ابزارهاي فناورانه اگرچه امروز بيش از هر زمان ديگري عنصر خيال و تصور را بال امکان بخشيده اند اما به دليل آنچه جامعه شناسان »تاخر فرهنگي« مي نامند، عمدتاً خروجي مثبت مورد نظر در جامعه ما نداشته است. اينترنت، فضاي مجازي و رسانه‌هاي اجتماعي از جمله مفاهيم و واژگاني هستند که امروز دائماً تکرار مي‌شوند و بيش از هر زمان ديگري با زندگي انسان معاصر گره خورده اند. گره اي که بعضاً کور شده و به جاي نقش آفريني مثبت، بدل به مصاديقي از معضلات معاصر گشته است.
    در عصر حاضر، از کودک و نوجوان تا نسل‌هاي پيشين (حتي پدر بزرگ و مادربزرگ‌ها) هم از اين فناوري‌ها دور نمانده اند و مي توان گفت که زندگي مدرن به نوعي حتي افراد را مجبور به حضور و کنشگري در اين عرصه‌ها مي‌کند. عرصه‌اي که البته نياز مبرمي به سواد و تجهيز دانش افراد در آن دارد؛ مساله مغفولي که همانند بسياري از عناصر وارداتي در کشور تاخر فرهنگي را به همراه داشته است.
    تاخر فرهنگي در اصطلاح جامعه شناختي عبارت است از يک فاصله و تاخير بين کالاي مادي با مسائل غيرمادي حول آن؛ اين اصلاح عموماً زماني به کار مي‌رود که يک وسيله عموماً فناورانه يا جديد وارد يک فرهنگ مي‌شود اما شيوه و نحوه استفاده از آن آموزش داده نشده است.
    بسياري از فناوري‌هاي چند دهه گذشته مصاديقي از اين موضوع بوده اند که هر کدام، در زماني و به نوعي، مشکلاتي را به دليل عدم تجهيز جامعه به دانش استفاده از آنان، ايجاد کرده اند؛ نگاهي به ايجاد مزاحمت‌هاي تلفني از زمان ورود گسترده دستگاه تلفن‌هاي خانگي به ايران، پس از آن مزاحمت به دليل عدم امکان رهگيري با سيم کارت‌هاي بي هويت گرفته تا همين امروز و مشکلات که هراز چند گاهي برجسته مي‌شوند، نشان از اين تاخر و ناهمخواني ورود وسائل جديد فناورانه با فرهنگ استفاده از آنان دارد.
    يکي از شايع‌ترين مشکلات در اين زمينه و در حال حاضر عدم استفاده قانونمند و برنامه ريزي شده توام با غربال داده‌ها در فضاي مجازي است؛ اين بدان معنا است که افراد ساعات زيادي را در اين فضا سرگردانند و در نهايت خروجي از اين بابت نصيبشان نمي‌شود. ضمن اينکه به دليل اين گسترش و دستيابي سريع افراد به سرعت در معرض هجوم يا به قولي بمباران اطلاعاتي رسانه‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد در حالي که به دانش غربال آنها مجهز نيستند.
    *اوقات فراغت شناور
    »منصور ساعي« دکتراي علوم ارتباطات و هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در توضيح شرايط زندگي مدرن متاثر از رسانه‌هاي نوين بيان داشت: ما در دنيايي رسانه‌اي شده زندگي مي‌کنيم که بسياري از ساحت‌هاي زندگي، تحت تاثير اين دنياي رسانه‌اي شده قرار گرفته است؛ از جمله اوقات فراغت ما. در گذشته اوقات فراغت، از کار و خواب ما جدا بود؛ يعني اوقات فراغت از اشتغال روزانه (هرچه که بود) جدا بود، در حالي که امروز و تحت تاثير اين دنياي رسانه‌اي شده، اوقات فراغت ما شناور شده است.
    »اين بدان معاني است که ما در همه حال با حضور رسانه‌ها در زندگي خود مواجه هستيم که معمولاً آنها کارکرد فراغتي هم دارند؛ يعني بيشترين استفاده‌اي که ايرانيان از رسانه مي‌کنند، براي گذراندن اوقات فراغت است. به نوعي در جامعه ايران، اوقات فراغت رسانه‌اي شده است. اين مسائل حتي به نوعي خانگي شدن دامن زده است؛ يعني اوقات فراغت رسانه‌اي شده و خانگي شده با هم قرابت زيادي دارند بيشترين استفاده‌اي که ايرانيان از رسانه مي‌کنند، براي گذراندن اوقات فراغت است. به نوعي در جامعه ايران، اوقات فراغت رسانه‌اي شده است. اين مسائل حتي به نوعي خانگي شدن دامن زده است؛ يعني اوقات فراغت رسانه‌اي شده و خانگي شده باهم قرابت زيادي دارند؛ در اين مفهوم کساني که معمولاً از اين رسانه‌ها استفاده مي‌کنند، يک جا هم مي‌نشينند و اين يکي از ويژگي‌ها و سبک زندگي جديد ما در جامعه ايران است«.
    وي افزود: اما اينکه مردم چقدر از رسانه‌ها در اين اوقات فراغتشان استفاده مفيد مي‌کنند و اين ابزارها چقدر در زندگي به درد آنها مي‌خورد و چه ميزان نقش اثرگذار و مثبتي دارند، بايد مورد پژوهش قرار گيرد.
    *رسانه‌هايي فاقد ارزش افزوده
    اين استاد دانشگاه در ادامه و در تاکيد بر ميزان بهره وري حاصل از رسانه‌ها تصريح کرد: چيزي که بر اساس پژوهش‌ها مي‌توان گفت اين است که در ايران متاسفانه به دليل پايين بودن سواد رسانه‌اي جامعه، رسانه‌ها بيشتر کارکرد فراغتيِ منفعل را دارند؛ يعني سرگرمي‌هايي که الزاماً کمکي به ايجاد ارزش افزوده براي فرد نمي‌کنند. منظور از ارزش افزوده افزايش دانش، درآمد و آرامش در زندگي يا سلامت زندگي است.
    »به طور شهودي مي‌توان گفت بيشترين استفاده مردم از اين رسانه‌ها، استفاده‌هاي سرگرمي محور و منفعل است؛ يعني در ايران فقدان بسياري از سرگرمي‌هايي وجود دارد که به شما مهارتي را ياد و يا دانش شما را افزايش مي‌دهند؛ اينجا خلايي هست، بدين شکل که شما در اوقات فراغتتان يک کتاب مي‌خوانيد و سرگرم مي‌شويد و اين کتاب ايده‌اي را به ذهن شما وارد مي سازد«.
    وي افزود: خيلي از کشورهاي موفق مي آيند و از رسانه‌هاي اجتماعي جديد يا کلاً رسانه‌ها، براي توسعه کسب و کارها و افزايش درآمد و کارآفريني شان يا توسعه مهارت‌هايي در زندگي استفاده مي‌کنند؛ اما براي ما اين نوع استفاده کمتر است. »بخش اطلاع رساني هم البته بسيار مهم است؛ در خلا اطلاع رساني و اين وضعيت که رسانه‌هاي رسمي ما در عرصه اطلاع رساني ضعيف عمل مي‌کنند يا اينکه شفاف نيستند و يا از اعتبار اجتماعي بالايي برخوردار نيستند (چه مکتوب و چه راديو و تلويزيون) مردم به سراغ رسانه‌هاي اجتماعي غيررسمي رفته و اخبار و اطلاعات را از سمت آنها دريافت مي‌کنند؛ اما خيلي از رسانه‌ها مانند اينستاگرام جنبه خبري ندارند و بيشتر مبتني بر سرگرمي هستند. در نتيجه مردم ما فاقد يک رژيم رسانه‌اي صحيح هستند که بدانند چگونه و در چه زماني از رسانه‌ها استفاده کنند«.
    *سه سوال مهم
    اين پژوهشگر در رابطه با افزايش آگاهي استفاده از رسانه و افزايش سواد رسانه‌اي تاکيد کرد:سه سوال مهمي وجود دارد که در مواجهه با رسانه بايد از خود بپرسيم؛ يعني کساني که از يک رسانه در جهت اوقات فراغتشان استفاده مي‌کنند بايد سه سوال را از خودشان بپرسند: اول اينکه اين رسانه چقدر براي من ارزش افزوده دارد؟ يعني چقدر دانش من را بالا مي‌برد؟ آيا به افزايش درآمد يا مهارت‌ها من کمک مي‌کند؟
    دوم، چقدر باعث آرامش من مي‌شود؟ يعني چقدر در زندگي من به کاهش تنش‌ها در ذهن و زندگي، کمک مي‌کند؟
    و سوم چقدر باعث شادي من مي‌شود؟ يعني اين ابزار، چقدر براي زندگي من خوشحالي مي‌آورد و چقدر موجب افسردگي و ناراحتي و مسائل منفي مي‌شود؟
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،»اين سه سوال مقدمه سواد رسانه‌اي است و مي‌تواند به اين پرسش پاسخ دهد که چقدر رسانه‌ها در زندگي من بصورت مثبت اثرگذار هستند و نه منفي«.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی