در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

فرهنگی > تتو خودنمايي يا ثبت عقيده شخصي بر بدن

فاطمه کريمخان گروه فرهنگي:تتو ديگر خطوط آبي پخش‌شده زير پوست چروکيده پيرمردها نيست و نه حتي نقش‌هاي پيچيده روي دست و بال فوتباليست‌هاي خارجي يا خال‌هاي آبي کوچک روي چانه مادربزرگ‌ها. تتو يکي از رايج‌ترين خدمات آرايشگاه‌ها و سالن‌هاي زيبايي است. نه تنها خط لب و خط چشم و ابرو بلکه طرح‌هاي کوچک و بزرگ روي تن، ديگر اصلا عجيب نيست.

    گروه فرهنگي:تتو ديگر خطوط آبي پخش‌شده زير پوست چروکيده پيرمردها نيست و نه حتي نقش‌هاي پيچيده روي دست و بال فوتباليست‌هاي خارجي يا خال‌هاي آبي کوچک روي چانه مادربزرگ‌ها. تتو يکي از رايج‌ترين خدمات آرايشگاه‌ها و سالن‌هاي زيبايي است. نه تنها خط لب و خط چشم و ابرو بلکه طرح‌هاي کوچک و بزرگ روي تن، ديگر اصلا عجيب نيست.
    خيلي‌ها فکر مي‌کنند تتو فقط براي »ديگران« است،‌ مردان بيشتر از زنان تتو مي‌کنند و دست‌ها و گردن و قسمت‌هايي که پوشانده نمي‌شوند، بيشتر براي تتو محبوبيت دارند. گروه ديگري هم هستند که دقيقا از سمت ديگر به ماجرا نگاه مي‌کنند و تتو را روي قسمت‌هايي از پوست انجام مي‌دهند که خصوصي‌تر است و کمتر در چشم مي‌آيد.
    بحث مشهور در مورد تتو،‌ پاسخ به اين سوال است که »براي کي تتو مي‌کني؟«
     هنوز خيلي‌ها فکر مي‌کنند هر تغيير و استفاده‌اي از »تن« حتما مخاطبي در بيرون دارد و آدم‌ها تتو مي‌کنند تا »حرف« به ديگران بزنند يا چيزي را »نمايش« بدهند اما خيلي از کساني که تتو مي‌کنند الزاما با اين نظر موافق نيستند.
    خانم چهل و چند ساله‌اي که براي تتوي خط چشم به يک آرايشگاه رفته است، در مورد تصميمش مي‌گويد: »من خودم موافق کارهاي افراطي و چيزهايي که جلب توجه زيادي کند نيستم. سال‌ها دوست داشتم خط چشم داشته باشم اما چون دستم مي‌لرزد و اعصابم ضعيف است نمي‌توانم هميشه خودم خط چشم بکشم. براي همين تصميم گرفتم خط چشم تتو کنم.«
    براي خيلي از مردم و بخصوص آنها که هنوز 40 سالگي را رد نکرده‌اند،‌ تتو چيزي بيش از اين است. »نيلوفر« در اوايل 30 سالگي در مورد تتوي کوچکي که پشت کتفش دارد، مي‌گويد: »يک بار در سفر با دوستي که بسيار برايم عزيز بود،‌ احساس کرديم دلمان مي‌خواهد آن لحظه را که در خيابان يک شهر شلوغ قدم مي‌زديم براي هميشه زنده نگه داريم. داشتيم فکر مي‌کرديم که چه راهي براي اين کار هست که از جلوي يک سالن تتو رد شديم و برگشتيم يک طرح بسيار کوچک را هر دو در يک نقطه مشترک روي تنمان تتو کرديم تا آن لحظه را هميشه همراهمان داشته باشيم.«
    »مانا« در مورد تجربه تتوهايش مي‌گويد: »هميشه با مشکل نفس تنگي درگير بودم و همين باعث شده بود خيلي‌ها مرا ماهي قزل‌آلا صدا کنند.
    وقتي شروع به مسافرت کردم بيشتر احساس کردم که به ماهي آزاد شبيه هستم و براي همين تصميم گرفتم نقش يک ماهي روي تنم تتو کنم.
    دوست داشتم تتوهاي بيشتري هم داشته باشم؛ تتويي که زخم روي دستم را بپوشاند و همين طور تتويي که حسي که در مورد بدنم دارم را به من يادآوري کند اما فعلا به خاطر هزينه‌هاي اين کار سراغشان نرفته‌ام.
     قبل از اينکه تتو کنم نگران بودم که شايد نتوانم نقشي را براي هميشه روي تنم تحمل کنم اما بعد از مدتي فهميدم که اين نقش در واقع خود من است و حتي يک لحظه هم احساس نکردم که اضافه است. واکنش بيشتر دوستانم مثبت بود. خودم هم نقش ماهي را دوست دارم.«
    »محيا« هم در مورد تجربه تتو کردنش مي‌گويد: »يک طرح روباه ساده را پيدا کردم که خيلي دوستش داشتم و تصميم داشتم آن را روي مچ دستم تتو کنم اما چون نگران واکنش ديگران بودم تصميم گرفتم آن را روي پا تتو کنم که جلوي چشم خودم باشد،‌ نه ديگران.«
    »نسرين« مي‌گويد: »اولين بار وقتي تتوي يکي از دوستانم را ديدم فکر کردم که دوست دارم من هم تتو داشته باشم و از آنجا که خيلي به سفر رفتن علاقه دارم و خيلي هم زياد سفر مي‌کنم، يک نقش قايق پيدا کردم که روي مچ دستم تتو کنم.
    اول نگراني‌ام اين بود که شايد در طولاني‌مدت دلم را بزند اما تصميم گرفتم دل به دريا بزنم و اين کار را انجام دهم. وقتي رفتم سر قراري که براي تتو کردن گذاشته بودم، کلي طرح‌هاي جالب ديگر هم ديدم و از بين آنها يک ساعت شني نظرم را گرفت. ديدم نزديک چهل سالگي هستم و دوست دارم زمان را فريز کنم، براي همين ساعت شني را روي دستم تتو کردم.«
    »محمد« که تا به حال سه بار تتو کرده معتقد است: »تتو راهي است براي اينکه آدم‌ها عقايدشان را روي بدنشان ثبت کنند. از همان وقتي که ده يازده ساله بودم به تتو کردن علاقه داشتم.
    وقتي بزرگ‌تر شدم تصميم گرفتم از تتو به عنوان راهي براي به خاطر سپردن مسائلي که در ذهنم بود،‌ تفکرات و عقيده‌هايم استفاده کنم. اوايل در مورد مسائل بهداشتي آن نگران بودم.
     بعد از تحقيق متوجه شدم با تتو هم مي‌شود خون اهدا کرد و نگراني‌ام برطرف شد. مساله بعدي اين بود که چون برادر کوچک‌تر از خودم دارم،‌ خانواده‌ام نگران بودند که تتوهاي من روي برادرم تاثير بگذارد،‌ براي همين تصميم گرفتم تتو را جايي انجام دهم که خيلي در ديد ديگران نباشد. يک نقشه جهان، يک خرس و يک سه نقطه، خالکوبي‌هايي است که تا به حال انجام داده‌ام.
    نقش‌ها را هم بر اساس آن چيزي که در ذهنم بود و مفاهيمي که به من منتقل مي‌کردند انتخاب کردم و با کمي تغيير آنها را با ذهنيت خودم سازگار کردم. بيشتر کساني که تتوهايم را ديدند از آنها خوششان آمد. خيلي‌ها در مورد معني اين نقش‌ها از من مي‌پرسند و من بر اساس اينکه آدمي که سوال مي‌کند چقدر به من نزديک است، به سوالاتش جواب مي‌دهم.«
    »کاوه«،‌ نقش يک کروکديل و يک علامت قديمي وايکينگي را روي تنش تتو کرده است و مي‌گويد: »در آينده هم طرح‌هاي ديگري که دوست داشته باشم تتو مي‌کنم. هر تتويي برايم يک معني دارد. مثلا کروکديل را براي اين انتخاب کردم که دوستانم براي مدت زيادي با اسم کروکديل صدايم مي‌کردند. طرح‌هاي ديگر را هم بر همين اساس انتخاب مي‌کنم.«
    عده‌اي تصور مي‌کنند که تتو يا نقاشي روي بدن، رسمي بازمانده از دوران پيش از تمدن و راهي براي برقراري ارتباط با خود است و همان طور که آدم‌هاي قبيله‌هاي اوليه با نقاشي روي تن،‌ تعلق خودشان را به گروه‌ها و خانواده‌ها نشان مي‌دادند، مي‌شود با تتو کردن افکار و آرزوها روي پوست تن راهي براي ارتباط با خود و جلوگيري از فراموش‌کردن چيزهايي که برايمان مهم است، پيدا کرد.
    خيلي از کساني که براي اولين بار تتو کردن را تجربه مي‌کنند مي‌گويند تتو کردن اعتيادآور است، حس حرکت سوزن روي پوست چيزي است که آدم مدام مي‌خواهد دوباره به آن برگردد. از جمله کساني که اين طور فکر مي‌کنند »رضا« است که در مورد تتوهايش مي‌گويد:»به نظرم در سال‌هاي اخير نگاه خيلي‌ها به تتو تغيير کرده و ديگر از آن نگاه منفي که به تتو وجود داشت خبري نيست. خيلي‌ها تتو يا پيرسينگ و چيزهايي مثل آن را مختص يک گروه خاص از آدم‌ها يا يک جنسيت خاص مي‌بينند در صورتي که من با اين تصورها موافق نيستم و براي همين تصميم گرفتم تتو کنم.
    اما قبول دارم که اين تصميم سختي است چون ممکن است طرح، آدم را خسته کند. براي اينکه ذات تنوع‌طلبم باعث دلزدگي از طرحي که انتخاب کردم نشود، تصميم گرفتم يک طرح بسيار شخصي را تتو کنم که آنقدر شخصي و دروني باشد که خسته‌ام نکند. تقريبا تمام کساني که تتوهايم را ديده‌اند به آنها علاقه‌مند شده‌اند و دوست داشته‌اند که تتو داشته باشند. خيلي‌ها حتي از من مي‌خواهند که برايشان طرح انتخاب کنم اما جواب من اين است که طرح تتو بايد کاملا شخصي باشد و هر کسي بايد طرح مورد نظرش را خودش انتخاب کند«.
    در ميان کساني که هنوز تتو نکرده‌اند هم خيلي‌ها هستند که دوست دارند طرحي را روي تنشان خال‌کوبي کنند. جواب‌ها در مورد »علت« اين علاقه‌مندي مختلف است. بعضي‌ها تتو را صرفا چيز قشنگي مي‌دانند که دوست دارند انجام دهند،‌ بعضي‌ها تتو را راهي براي نشان دادن مالکيت بر بدنشان و تاکيد بر اينکه اختيار رفتار با بدن در دست خودشان است، مي‌دانند و عده‌اي هم تتو را راهي براي جاودانه‌کردن يک پيوند مشترک و يادآوري يک علاقه عنوان مي‌کنند.
    اما هنوز سوال‌هايي باقي است. اينکه طرح مناسب تتو را از کجا مي‌شود پيدا کرد و سپس اينکه به چه کسي مي‌شود آنقدر اعتماد کرد که اجازه داد نقشي که تقريبا غيرقابل پاک‌شدن است را روي تن آدم نقاشي کند. در جواب سوال اول خيلي‌ها مي‌گويند که طرح مورد نظرشان را از ذهنيت خودشان برداشت کرده‌اند،‌ از کتاب‌هايي که خوانده‌اند يا تصاويري که ديده‌اند.
    خيلي‌ها براي انتخاب طرح تتو به اينستاگرام و پينترست مراجعه مي‌کنند و از بين طرح‌هايي که بيشتر به خودشان نزديک است، چيزي را انتخاب مي‌کنند. انتخاب کسي که تتو را انجام دهد هم مساله مهمي است.
    بسياري از کساني که تتو انجام داده‌اند يا مي‌خواهند تتو کنند، ماه‌ها و حتي بيش از يک سال دنبال »هنرمند« مناسبي گشته‌اند که هم بتوانند به او اعتماد کنند، هم نگراني‌هاي بهداشتي نداشته باشند. دستمزد چنين هنرمنداني هم کم نيست،‌ بنابراين علاوه بر اينکه بايد از »هنر« هنرمند مطمئن شد و از بهداشتي بودن لوازم و يک‌بار مصرف بودن سوزن‌هايش اطمينان حاصل کرد،‌ بايد در مورد قيمت هم به توافق رسيد.
    همه اينها باعث مي‌شود پيدا کردن تتوکارها با وسواس همراه باشد. بيشتر کساني که در اين گزارش مورد سوال قرار گرفته‌اند، گفته‌اند که براي پيدا کردن تتوکار مناسب، ماه‌ها جست‌وجو کرده‌اند،‌ سراغ سالن‌هايي رفته‌اند که قبلا کار آنها را روي تن دوستانشان ديده‌اند و مطمئن شده‌اند که مي ‌توانند تنشان را در اختيار آنها قرار دهند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی