در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹

فرهنگی > بي‌هويتي، خطري است که فرهنگ ايراني امروز را تهديد مي‌کند

گروه فرهنگي: يوسفعلي ميرشکاک با بيان اينکه خطري که امروز انسان ايراني را تهديد مي‌کند، بي‌هويتي است، گفت: با خواندن شاهنامه ايراني مي‌مانيم. فردوسي به باورهاي ما عمق مي‌دهد و ريشه‌مان را به ژرفا مي‌رساند. سومين روز اردو هشتمين دوره شعر آفتابگردان‌ها، با کارگاه »عناصر شعر« برگزار شد.

    گروه فرهنگي: يوسفعلي ميرشکاک با بيان اينکه خطري که امروز انسان ايراني را تهديد مي‌کند، بي‌هويتي است، گفت: با خواندن شاهنامه ايراني مي‌مانيم. فردوسي به باورهاي ما عمق مي‌دهد و ريشه‌مان را به ژرفا مي‌رساند. سومين روز اردو هشتمين دوره شعر آفتابگردان‌ها، با کارگاه »عناصر شعر« برگزار شد. محمدمهدي سيار، مدير دفتر پژوهش مؤسسه شهرستان ادب و شاعر، تدريس در اين کارگاه را برعهده داشت.
    سيار در جمع شاعران جوان درباره عناصر شعر گفت: چون شعر با خلاقيت و نوآوري عجين شده، همواره تعاريف شعر در هر دوره را جا گذاشته است. وقتي از شعر حرف مي‌زنيم، از يک پديد? زباني که از جنس کلمه است صحبت مي‌کنيم.
    وي با اشاره به تعاريف مختلف از مفهوم و ماهيت شعر افزود: ادباي قرن‌هاي مياني مي‌گويند شعر کلامي است موزون، قافيه‌دار و مخيل. اما اگر قديم‌تر برويم، مي‌بينيم ارسطو مي‌گويد شعر ربطي به موزون بودن ندارد و فقط به مخيل بودن ارتباط دارد و منظور هم عاطفه در شعر است. عاطفه‌اي که موجب تأثيرگذاري عميق و احساسي در مخاطب مي‌شود.
    اين شاعر و ترانه‌سرا ادامه داد: شعر تلاقي دو امر زبان و زيبايي است. هرگونه تلاش براي زيبا کردن سخن، شعر است. هر جا نوعي زيبايي به وجود آمد، مي‌گوييم متن به سمت شاعرانگي حرکت مي‌کند. اما اين تعريف کاملي نيست؛ اگر به اين زبان و زيبايي شکل و فرم را اضافه کنيم، مي‌توانيم به تعريف دقيق شعر نزديک شويم. اين تعريف امروز کارکرد دارد و امکان دارد در آينده تعريف جديدتري ارائه شود؛ چنان‌که اگر شعر سپيد و نيمايي را در تعريف کهن شعر ارائه کنيم، شعر نخواهند بود.
    سيار اظهار کرد: درحالي‌که تمايز انسان و حيوان در حرف زدن است، اين توانايي براي انسان معمولي شده است. انسان در دل اين شگفتي يک شگفتي خلق کرده و شعر سروده است. انسان بدون جمال زيبايي و لذت نمي‌تواند زندگي کند، به همين دليل انسان به کارآمدي زبان به‌‌عنوان وسيل? انتقال پيام اکتفا نکرد و با اضافه کردن زيبايي چيزي به نام ادبيات و شعر ساخت.
    وي سپس به تشريح هرکدام از عناصر دخيل در شعريت يک اثر پرداخت. در ادامه برنامه آموزشي شاعران جوان در دوره هشتم آفتابگردان‌ها يوسفعلي ميرشکاک نيز درباره »جايگاه فردوسي در زبان فارسي« گفت: اهميت فردوسي در درجه اول اين است که بعد از دو يا سه نسل زبان فارسي را احيا کرد. حکومت بني‌عباس قصد داشت زبان فارسي را در اين طرف رود جيحون، يعني منطقه ايران، از بين ببرد؛ اما موفق نشد.
    وي اظهار کرد: فردوسي دريافته بود که باورهاي اسطوره‌اي نسل‌ در نسل و وراي حکومت‌ها در ذهن‌ها وجود دارد؛ فردوسي با استفاده از اين باورهاي اسطوره‌اي که در اذهان ايراني وجود داشت، شاهنامه را سرود تا به انسان ايراني بگويد تو شأن پاييني نداشتي. شاهنامه را سرود و با احياي هويت ايراني و پيوند دادنش به زيرساختي که مي‌دانست به تشيع در ايران منجر خواهد شد، هوشمندي خود را نشان داد.
    ميرشکاک ضمن خواندن اشعاري از شاهنامه تشريح کرد: وجهه ديگر اهميت شاهنامه پس از احياي زبان فارسي و احياي آيين و رسوم اين است که با منظوم کردن اسطوره‌ها، ولايتمداري و روح تبعيت ايراني‌ها را يادآوري کرد، فارغ از اينکه شهريار کيست. اين ولايتمداري و تبعيت در ماجراي زنداني شدن اسفنديار و وقتي که در روز آزادي خود زنجيرها را خودش پاره کرد و گفت من اسير فرمان بودم نه اسير زنجير، نشان داده شده است که از اين دست ماجراها در شاهنامه بسيار وجود دارد.
    وي با اشاره به اينکه فردوسي در زمامداري و حکومت‌داري در شاهنامه آموزگاري مي‌کند، گفت: ايرانيان پس از دوران مشروطه، گرفتار تفکري شدند که هر کس براي مستقل بودن بايد طرز تفکر خاصي داشته باشند؛ پرداختن فردوسي به وحدت مردم در شاهنامه، مي‌تواند يکي از پادزهرهاي گسست در بين مردم باشد.
    ميرشکاک بينش فردوسي را يک بينش شگرف دانست و گفت: انسان ايراني با رجوع به حافظه نمي‌تواند خودش را بشناسد. ما با رجوع به سعدي، با وجه عاطفي خودمان روبرو مي‌شويم؛ اما فردوسي تمام وجه انسان ايراني را نشان مي‌دهد. خطري که امروز انسان ايراني را تهديد مي‌کند، بي‌هويتي است با خواندن شاهنامه ايراني مي‌مانيم. فردوسي به باورهاي ما عمق مي‌دهد و ريشه‌مان را به ژرفا مي‌رساند.
    در ادامه برنامه روز سوم اردو، »قربان وليئي« در مبحثي دربار? »زيستن در جهان شعر« براي شاعران جوان هشتمين دور? آفتابگردان‌ها گفت: کمتر کسي جهان واقعي را به آن صورتي که هست، مي‌بيند. ديدن چهر? واقعي جهان آرزوي پيامبران و اوليا بوده است؛ جالب است هرکدام از انسان‌ها جهاني براي خودشان ساخته‌اند و در آن جهان زندگي مي‌کنند، برخي نزديک به واقعيت و برخي دورتر از واقعيت‌ها جهان خود را بنا کرده‌اند.
    اين استاد دانشگاه تصريح کرد: در يک تقسيم‌بندي کلي انسان‌ها چند نوع نگاه به جهان دارند؛ نگاه دانشمندان که نگاه دقيق و سنجش‌گر است. نگاه فيلسوفان که معطوف به کل جهان است و نگاه عارفان که جهان را يک وجود بيشتر نمي‌بينند و آن وجود خداست؛ اما شاعر کسي است که هر چيزي در دنيا را دوست دارد چيز ديگري ببيند.
    اين شاعر با بيان اينکه کار فضاي مجازي و رسانه‌ها کشف و خنثي کردن استعدادهاي هنري است، گفت: اولين قدم در شاعري خلوت و خواندن است. يکي از بهترين چيزها براي هنرمند توفيق فکر کردن و در مسير انديشيدن قرار گرفتن است. هنر بايد حداقل خودت را رشد دهد. هنرمندان بر لب? تيغ راه مي‌روند.
    وليئي يکي ديگر از مسائل مربوط به زيست شاعر را نحو? معيشت دانست و اضافه کرد: مسئله ديگري که براي يک شاعر مهم است، روابط اوست؛ شاعر بايد روابطش را با ديگران تنظيم کند و حتماً وقتي را براي تنهايي خود در نظر بگيرد. خلوت و خلاقيت دو روي يک سکه براي خلق اثر هنري است. ديگر مسئله‌اي که براي زيست شاعر مهم است لطيف کردن باطن است. هنرمندان، مصداق نام لطيف پروردگار هستند. هنرمند يا شاعر کسي است که بنا بر انديشه‌هايش وجودي گسترده داشته باشد.
    سازمان جمعيت هلال احمر نيز به عنوان يکي از حاميان برگزاري اين اردوي آموزشي، در جلسه‌اي فشرده، خلاصه‌اي از آموزش‌هاي امداد و نجات را براي حاضران ارائه کرد. عصر شعر »ياري‌گري« عنوان برنام? بعدي بود که به همت مؤسس? شهرستان ادب و همکاري معاونت فرهنگي کميت? امداد امام خميني(ره) و نهاد نمايندگي ولايت فقيه در جمعيت هلال احمر برگزار شد. طي اين مراسم که اجراي آن به عهد? سيدوحيد سمناني به عنوان يکي کارشناسان حاضر در اين اردو بود، شاعران جوان و پيشکسوت به خوانش اشعار خود در مضامين ياري‌گرايانه پرداختند.
    يوسفعلي ميرشکاک، علي‌محمد مؤدب، حسين هدايتي، رضا شيباني اصل، محمدمهدي سيار، مبين اردستاني، محمدحسين نجفي، محمدرضا وحيدزاده، ميلاد عرفان‌پور و محمدامين اکبري از جمله شاعراني بودند که در اين زمينه شعرخو‌اني کردند. از ميان چند تن از شاعران جوان آفتابگردان، پنج تن با اهداي جوايزي مورد تقدير قرار گرفتند. در آخرين برنام? اين روز و در چهارمين کارگاه نقد شعر، ناصر فيض و محمدحسين نعمتي اشعار تني چند از شاعران جوان را زير ذره‌بين نقد بردند. بهنام کردلو، امين شفيعي، حامد رحماني، اميرحسن بزرگي، مهدي کبيري، ايمان شعبان، و احسان کوچکي شاعراني بودند که شعرشان فرصت نقد و بررسي يافت.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی