در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > اميدآفريني را به زمين رسانه پرتاب مي‌کنند

گروه فرهنگي:يک روزنامه‌نگار معتقد است: طرح اين مساله که رسانه‌ها بايد اميدآفريني کنند يک جور پرتاب توپ به زمين رسانه است و انداختن بار سنگين اميدسازي به گردن رسانه‌ها که درواقع بايد به عهده مسؤولان و مديران جامعه باشد.

    گروه فرهنگي:يک روزنامه‌نگار معتقد است: طرح اين مساله که رسانه‌ها بايد اميدآفريني کنند يک جور پرتاب توپ به زمين رسانه است و انداختن بار سنگين اميدسازي به گردن رسانه‌ها که درواقع بايد به عهده مسؤولان و مديران جامعه باشد.
    هوشنگ اعلم با بيان مقدمه‌اي درباره حس اميد در زندگي مردم اظهار کرد: اميد احساسي برآمده از تمايل انسان و به گمان من همه‌ي موجودات زنده است. براي بقاء درواقع اميد سيستم محرک مجموعه ساختار بيولوژيک انسان و موجودات ديگر براي بودن و در مورد انسان رسيدن به شرايط بهتر است. آهويي که در جنگي نابرابر با يک پلنگ گرسنه تلاش مي‌کند خود را نجات دهد و ما اسمش را تنازع بقاء گذاشته‌ايم. درواقع با اميد به رها شدن از چنگال پلنگ تلاش مي‌کند و اين يک امر غريزي است. انساني هم که در وسط اقيانوس در حال غرق شدن است و تلاش مي‌کند خودش را نجات بدهد، انگيزه‌اش اميد است.
     به هر حال اميد با هر ماهيت و مکانيزمي که برايش تعريف شده يا بشود مهم‌ترين عامل ادامه حيات و در مورد نوع انسان انگيزه‌اي براي «شدن» و رسيدن به شرايط بهتر و حرکت به سمت تکامل است.او ادامه داد: چه در بعد معنوي و چه در بعد مادي، و طبعا انسان اميدوار، خوش‌بين است و انسان خوش‌بين اميدوارتر چون باور دارد که مي‌تواند به شرايط بهتر برسد. اما وقتي اين اميد به بهتر شدن اوضاع بارها و بارها به بن‌بست برسد و وقتي در طول سال‌ها همه‌ي اميدها به نااميدي ختم ‌شود، طبيعي است که انسان نمي‌تواند خوش‌بين باشد و نسبت به هر عاملي که مي‌خواهد او را به سمت خوش‌بيني و اميدوار بودن هدايت کند ناباوري دارد و مأيوس و دلسرد و وازده است. وقتي اين نااميدي جمعي شد يعني جامعه مأيوس شد آن وقت بايد قضيه را جدي‌تر ديد و راه چاره‌اي پيدا کرد. چون نااميدي چه در شکل فردي و چه در قالب جمعي واقعا خطرناک است و اولين آسيب آن ايستايي انسان است. وقتي آمار خودکشي بالا مي‌رود يعني در تعداد بيشتري از آدم‌ها خوش‌بيني و اميد به آينده کم شده و در چنين شرايطي ديگر پند و موعظه و نصيحت و شعار دادن که تا شقايق هست زندگي بايد کرد جواب نمي‌دهد و از دست رسانه‌ها هم چندان کاري برنمي‌آيد.
    سردبير مجله »آزما« درباره وظيفه رسانه‌ها در ايجاد اميدواري بيان کرد: رسانه، نويسنده و خبرنگار بدون آن‌که زمينه و متريال اميدآفريني در اختيارش باشد نمي‌تواند کاري انجام دهد و الکي که نمي‌شود اميد خلق کرد. آن هم در جامعه‌اي که باورش آسيب ديده با شعار دادن نمي‌شود مخاطب را به خوش‌بيني و اميد دعوت کرد. ضمن اين‌که کار رسانه اطلاع‌رساني است نه انتشار قصه‌هاي رمانتيک و خيالي. خبرنگار، روزنامه‌نگار و به طور کلي اصحاب رسانه بايد واقعيت را منعکس کنند حالا در قالب خبر، گزارش، گفتگو يا هر شکل ديگري که بتواند براي انتقال اطلاعات از آن استفاده کرد.
    اين روزنامه‌نگار با سابقه با انتقاد از عملکرد برخي مسؤولان در اميدبخشي به جامعه اظهار کرد: اگر مطلبي که در رسانه منتشر مي‌شود، اميدبخش باشد و سابقه ذهني مخاطب هم به او اجازه بدهد که پيام رسانه را باور کند طبعا اميد و خوش‌بيني در جامعه گسترش پيدا مي‌کند. مثلا رسانه‌اي اعلام مي‌کند تا فلان تاريخ سه هزار فرصت شغلي جديد ايجاد مي‌شود حالا اگر مخاطب اين خبر را باور کند اميدوار مي‌شود و طبعا خوشحال خواهد شد و لبخند هم مي‌زند. اما وقتي تجربه و سابقه ذهني‌اش مانع باور اين خبر بشود نه تنها اميدوار نمي‌شود عصبي‌تر هم مي‌شود. بنابراين رسانه‌ها مي‌توانند و بايد اميدآفرين باشند به شرط اين‌که زمينه، شرايط و مواد خام اين اميدآفريني وجود داشته باشد.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،اعلم در پايان گفت: به نظرم طرح اين مساله که رسانه‌ها بايد اميدآفريني کنند يک جور پرتاب توپ به زمين رسانه است و انداختن بار سنگين اميدسازي به گردن رسانه‌ها که درواقع بايد به عهده مسؤولان و مديران جامعه باشد. البته خبرنگار و روزنامه‌نگار در انتخاب تيتر يا نگارش مطلب بايد دقت کند. که تأکيدش بر مثبت بيني و اميد آفريني باشد و موقع نوشتن مطالب نيمه پر ليوان را ببيند و اين پر بودن را به چشم مخاطب بکشد و سياه‌نمايي نکند اما حرفش بايد مستدل باشد در واقع اصحاب رسانه مي‌توانند آن‌چه را که باعث اميدواري جامعه مي‌شود صيقل شده‌تر و درخشان‌تر تحويل مخاطب بدهند اما اصل مساله را نه مي‌توانند و نه حق دارند که جعل کنند و يا خلاف واقعيت بنويسند.
    مگر در قالب رپرتاژ آگهي که آن هم باور نمي‌شود. پس بايد به دنبال ايجاد شرايط و واقعيت‌هاي اميدآفرين بود و به قول قديمي‌ترها بي‌مايه فطير است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی