در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > از برکت مال تا برکت عمر

بابک شکورزاده گروه دين و انديشه:يکي از مصاديق عيني برکت معنوي، برکت عمر است. برخي افراد حقيقتا عمر با برکتي داشته‌اند و وقتي انسان زندگي آن‌ها را مطالعه مي‌کند متحير مي‌ماند.

    گروه دين و انديشه:يکي از مصاديق عيني برکت معنوي، برکت عمر است. برخي افراد حقيقتا عمر با برکتي داشته‌اند و وقتي انسان زندگي آن‌ها را مطالعه مي‌کند متحير مي‌ماند.
    رزق و برکت از واژه‌هاي نام آشنايي است که کسي با آن بيگانه نيست. زياد شنيده‌ايم که فلان چيز رزق‌مان هست يا نه. فلان چيز برکت دارد يا ندارد. فلاني رزقش زياد است يا فلاني کم رزق و روزي است.
    کمي و زيادي رزق امري حقيقي است که در چند جاي قرآن نيز به آن اشاره شده است. مثلا خداوند در سوره عنکبوت مي‌فرمايد:»اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم: خداوند روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مى‏ كند، و براى هر كس بخواهد محدود مى‏ سازد. خداوند به همه چيز دانا است.«
    امير مؤمنان عليه‌السلام در فرازي از خطبه 91 نهج البلاغه مي‌فرمايد: خداوند متعال روزي ها را عادلانه تقسيم کرد تا هر که را بخواهد به وسعت روزي يا تنگي آن بيازمايد و ميزان سپاسگزاريِ دارا و شکيباييِ تهيدست را امتحان کند.
     *ماهيت رزق
    رزق چيست؟ به عبارتي ساده آنچه که انسان از آن استفاده کند رزق  است و آنچه که استفاده نکند رزق نيست. مثلا اگر کسي دو تا فرش داشته باشد و فقط از يکي از آن‌ها استفاده کند، همان فرشي که استفاده شده رزقش بوده  و ديگري رزقش نيست، هرچند که سال‌ها از آن نگهداري کرده باشد و ملک طلقش بوده باشد. افراد سرمايه داري که صاحبان سرمايه هنگفت هستند، فقط آن مقداري را که استفاده مي‌کنند رزقشان است و بقيه رزقشان نيست و فقط نقش نگهبان آن اموال را بازي مي‌کنند؛ چه بسا حرص هم بزنند که مالشان کم نشود يا بر دارايي خود بيفزايند، غافل از اينکه آنچه استفاده شود رزقشان است و بقيه اموال رزقشان نيست و يادگاري است که براي ورثه باقي مي ماند!
    روايتي نقل شده که شخص معاندي مثلا مي خواست امام صادق عليه‌السلام را محکوم کند. سيبي به همراه داشت و  هدفش اين بود که از حضرت بپرسد اين سيب رزق او هست يا نه؛ اگر حضرت پاسخ داد رزقش هست، سيب را له کند و نخورد و اگر فرمود رزقش نيست آن را بخورد. حضرت در جواب او فرمود اگر از گلويت پايين رفت رزقت هست و اگر پايين نرفت رزقت نيست.
    طبق اين روايت حضرت هوشمندانه پاسخ اين شخص را مي‌دهد و قاعدتا او هم مبهوت اين پاسخ شده و به مراد خود نرسيده است. در ضمن حضرت اين نکته را هم بيان مي‌کند که آنچه استفاده شود رزق انسان است و آنچه که استفاده نشود رزق نيست و اين بسيار نکته کليدي است که به صرف داشتن ماديات دنيايي دليل نمي‌شود که رزقمان هم باشد.
    *مصاديق برکت
    معناي برکت  تقريبا براي همه مشخص است و به معناي سود و خير زياد است که هم جنبه مادي دارد و هم جنبه معنوي. برخي از امور هستند که برکت با آن‌ها عجين هستند؛ مثل ماه رمضان که مبارک بودن صفت اين ماه با عظمت است. وجود معصومين عليهم‌السلام سرشار از خير و برکت است. اصلا برکت داشتن جزء جدا نشدني زندگي اين بزرگواران است.  معناي عملي برکت براي خيلي از مردم قابل تصور است و تجربه عملي آن براي خيلي‌ها پيش آمده است. شاهد هستيم که برخي افراد با درآمدي کم زندگي نسبتا راحتي دارند و به قول معروف اموراتشان مي‌گذرد و اتفاقا آرامش رواني هم در زندگي آن‌ها حاکم است.
    از آن طرف عده‌اي ديگر با درآمدهاي آنچناني، دارا بودن خانه ميلياردي و ماشين چند صد ميليوني، زندگيشان فاقد آرامش است و عملا لذتي هم از داراييشان نمي‌برند. اين يک نمونه از بي‌برکتي مال است که گريبانگير برخي از ثروتمندان است.
    عده‌اي ديگر از ثروتمندان به راحتي هزينه سفرهاي اروپايي، دبي، کيش و امثال آن را مي‌پردازند و براي تفريح و چه بسا عياشي راهي اين سفرها مي‌شوند ولي حاضر نيستند و يا به عبارتي توفيق ندارند که حتي حداقل چند سال يکبار  يک سفر مشهد بروند که بعضا خرجي کمتر از آن سفرها دارد. از طرفي خرج‌هاي آنچناني و بي فايده مي‌کنند ولي درصد ناچيزي از اموالشان نيز صرف کار خير و گره گشايي از ديگران نمي‌شود.
    بر عکس، عده‌اي ديگر که در آمدي معمولي دارند؛ خمس مي‌دهند، کار خير انجام مي‌دهند و حداقل در سال يک بار مشهد و عتبات عاليات هم در برنامه‌شان هست. اين يک نمونه ديگر از برکت داشتن و عدم برکت است.
    البته اين بدان معنا نيست که هرکس ثروتمند است مالش نيز بي برکت است. چه بسا افراد ثروتمندي که حقيقتا مال با برکتي دارند و بيشتر اموالشان صرف کار خير و اموري مي‌شود که رضاي خدا در آن است و از طرفي عده ديگري هستند که درآمد متوسطي دارند ولي همان هم برکت ندارد و اصلا متوجه نمي‌شوند که پولشان صرف چه چيزهايي مي‌شود و اين پول کي مي‌آيد و کي تمام مي‌شود!
    *برکت معنوي
    گاهي اوقات برکت کاملا معنوي است و اصلا پاي پول و ماديات در ميان نيست. مثلا انسان مي‌خواهد به يک جلسه مهماني برود؛ قبل از رسيدن به مقصد، به مسجد مي‌رود و نمازش را به جماعت مي‌خواند. وقتي به مهماني مي‌رسد، از قضا در آن مجلس  عالمي متقي هم حضور دارد و بخشي از آن مجلس به ذکر  مناقب اهل بيت عليهم‌السلام و کسب معارف الهي سپري مي‌شود؛ در حاليکه از ابتدا چنين برنامه‌اي در کار نبوده است. وقتي شخص از آن مجلس به سمت منزلش حرکت مي‌کند، در راه خانواده‌اي را مي‌بيند که منتظر تاکسي هستند و شرايط به گونه‌اي است که در آن زمان يا در آن مکان به راحتي تاکسي پيدا نمي‌شود. اين شخص آن‌ها را سوار مي‌کند و به مقصدشان مي‌رساند.  در اينجا اين مهماني، مهماني با برکتي بوده که چندين کار خير به واسطه آن صورت گرفته است.
    *برکت اولاد
    يکي از مصاديق برکت معنوي، برکت داشتن اولاد است. برخي  فقط يک فرزند دارند، ولي همين يک فرزند مايه ننگ و سرافکندگي خانواده مي‌شود و خيري از او عايد کسي نمي‌شود؛ ولي شخص ديگر چندين فرزند دارد که هر کدامشان منشأ خيرات متعدي هستند و هر کدام نفعي را به جامعه مي‌‌رسانند.
     گاهي اوقات فقط يک فرزند چنان برکتي دارد که مي‌تواند جهاني را متحول سازد. مصداق کامل اين قضيه وجود مبارک رسول خدا صلي الله عليه و آله است که دين مبين اسلام توسط ايشان عرضه شد و تحولي بزرگ را ايجاد کرد و مصداق ديگر وجود مبارک امام عصر سلام الله عليه هست که عدل جهاني و سيطره اسلام توسط ايشان محقق خواهد شد. يکي از وجوه تشابه اين دو بزرگوار اين است که هر دو تنها فرزند پدر و مادرشان هستند.
    *برکت عمر از مصاديق برکت معنوي است
    به گزارش امانت به نقل از رسا، يکي از مصاديق عيني برکت معنوي، برکت عمر است. برخي افراد حقيقتا عمر با برکتي داشته‌اند و وقتي انسان زندگي آن‌ها را مطالعه مي‌کند متحير مي‌شود که اصلا اين‌‌ها چگونه توانسته‌اند که اين قدر منشأ خير و برکت باشند.
    مصاديق عيني زيادي در اين باره وجود دارد. يکي از اين نمونه‌ها علماي ديني هستند. مثلا علامه مجلسي با اينکه عمر متوسطي حدود 73 سال داشته است ولي آثارش بسيار مهم و راهگشا هست. يکي از کتاب‌هايش بحار الانوار است  که 110  جلد است که خيلي از ما در تمام طول عمرمان نه حالش را  داريم و نه فرصت مي‌کنيم که حتي اين کتاب را تورق کنيم، چه برسد به اينکه بخواهيم آن را بخوانيم؛ آن هم خواندني که با فهم و درايت باشد. حالا حساب کنيد که علامه مجلسي با امکانات زمان خودش و با آن طول عمر، چگونه چنين کتاب مفصلي در زمينه‌هاي مختلف ديني را گرد آوري کرده است. از اين دست مثال‌ها در طول تاريخ فراوان است.
    يا مثلا در زمان معاصر وقتي انسان زندگي شخصيتي مثل دکتر حسابي را مطالعه مي‌کند واقعا متعجب مي‌شود که اين بشر چگونه در رشته‌هاي مختلف تبحر داشته  و چه عمر با برکتي را سپري کرده است. شخصيتي که فيزيکدان، پزشک، ستاره شناس و کارشناس در تخصص‌هاي ديگر بوده است و به چندين زبان خارجي تسلط داشته است.
    يکي ديگر از نمونه‌هايي که با عمري کوتاه برکات وجودي زيادي داشته‌اند زندگي شهداي  هشت سال دفاع مقدس و يا شهداي مدافع حرم است. خيلي از  اين شهدا با اينکه عمري کوتاه داشتند و ميانگين سني آن‌ها حداکثر سي سال بوده است، منشأ خيرات زيادي بوده‌اند. يکي از برکات وجودي اين عزيزان همين استقلال و امنيتي است که در کشور حاکم است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی