در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > آيا زن امروز همان زن آرماني اسلام است

ساره سليمي گروه دين و انديشه:سقوط روابط خانوادگي در عصر حاضر، حاصل تغيير نگرش در نوع زندگي است. رشد بي‌رويه طلاق و از هم گسستن بنياد خانواده، نشانگر دورشدن بشر از اعتقادات مذهبي است؛ با مطالعه قرآن و احاديث وارده در اين زمينه درمي‌يابيم که بسياري از مشکلات ايجادشده در خانواده‌‏هاي عصر کنوني، به خاطر عدم آگاهي و عمل نکردن به دستورات الهي است.

    گروه دين و انديشه:سقوط روابط خانوادگي در عصر حاضر، حاصل تغيير نگرش در نوع زندگي است. رشد بي‌رويه طلاق و از هم گسستن بنياد خانواده، نشانگر دورشدن بشر از اعتقادات مذهبي است؛ با مطالعه قرآن و احاديث وارده در اين زمينه درمي‌يابيم که بسياري از مشکلات ايجادشده در خانواده‌‏هاي عصر کنوني، به خاطر عدم آگاهي و عمل نکردن به دستورات الهي است.
    افول روابط خانوادگي در عصر حاضر  نتيجه تغيير نگرش به نوع زندگي است. شايد بتوان گفت رشد بي‌رويه طلاق و از هم گسستن بنياد خانواده، نشانگر دور شدن بشر از اعتقادات مذهبي است؛ چراکه با مطالعه قرآن و احاديث وارده در زمينه حفظ بنياد خانواده و تکريم زن درمي‌يابيم که بسياري از مشکلات خانواده‌ اين عصر عدم آگاهي و يا عمل نکردن به اين دستورات است. زيرا اسلام براي کوچک‏ترين نکات حفظ خانواده توصيه‏هايي دارد.
     مديريت خانه و اقتصادي را به مرد داده ‎است. و مديريت امور خانه و روابط اعضاي خانه را به زن، شهيد مطهري در نحوه‏ي تقسيم فضايل و وظايف زن و مرد اين‏گونه مى‎گويد: »اعجاز خلقت را ببينيد که دو تمايل در مرد و زن قرار داده‎است، در مرد حس تسلط بر زن وجود دارد و در زن نيز حس تسلط بر مرد وجود دارد، ولى اعجاز خلقت اين دو حس تسلط را طورى آفريده‎است که نه تنها تضاد و نزاع با يکديگر پيدا نمى‏کنند؛ بلکه منجر به وحدت بيشتر نيز مى‏شوند، دستگاه عجيب خلقت که هدفش يگانه‏شدن دو روح است، اين تدبير را به کار برده‎است؛ که در مرد حس تسلط بر زن را از بالاى سر زن قرار دهد و از طريق حاکميت ظاهرى خانه و خانواده، و در زن حس تسلط بر مرد را از طريق قلب...مرد از راه قهرمانى مى‏خواهد حاکم باشد و زن از طريق جمال و زيبايى زنانه. مرد اين حکومت را مى‏پذيرد و عجيب اين است که حکومت زن را با کمال ميل و رضا مى‏پذيرد و هم‏چنين زن هم با ميل و رضا حکومت مرد را مى‏پذيرد. در اين‏جاست که دو حس تسلط، يکى در زن و ديگرى در مرد هست، ولى چون از دو راه مختلف مى‏آيند، حس تسلط مرد از بالاى سر زن و حس تسلط زن از قلب مرد سر در مى‏آورد؛ اين دو حس تسلط با يکديگر جنگ نمى‏کنند که هيچ، يکديگر را هم تأييد مى‏کنند و منجر به وحدت و يگانگى و صفا و صميميت کامل ميان اين دو مى‏شود و اين قضيه‏اى است که از نظر روان‏شناسى کوچک‏ترين خدشه و خللى در آن وارد نيست«.
     توجه به اين نکته نشانگر اين است؛ که اگر هر يک از زن و مرد در جاي خود قرار گيرند و به فطرت خود عمل کنند، نتيجه همان چيزي مي‌شود که هر دو طالب آن هستند. مرد با ويژگي‌هاي مردانه و زن با ويژگي‌هاي زنانه يکديگر را مديريت مي‎کنند. و اين امر موجب گرم شدن نظام خانواده مي‌شود. توجه به اين تفاوت‌ها، راز پايدار نگاه داشتن شور و شوق در زندگي زناشويي است.
     اما آيا زن و مرد در زندگي مشترک خود به اين دستورات عمل مي‌کنند؟ اکثر زوجين با کمترين آمادگي قبلي وارد عرصه زندگي مشترک مي‌شوند. منظور از آمادگي، آموزش صحيح و مناسب براي همسرداري است که معمولاً اين آموزش‌ها از سنين کودکي بايد شروع شود. به اين معنا که وقتي اعتقادات درست مذهبي در فرد نهادينه شود، قطعاً در بزرگسالي او، نتايج آن در رفتار و کردارش ديده خواهد شد. اين آموزش‌ها تنها شامل مسايل مذهبي نمي‌شود؛ بلکه نوع تعامل اعضاي خانواده و اطرافيان به‌خصوص پدر و مادر، همه و همه در ذهن فرد به‌عنوان الگو شکل مي‌گيرد. از اين رو ما شاهد اين هستيم که دختر و پسر در اکثر مواقع، بعد از ازدواج دچار مشکلات زيادي مي‌شوند. آن‏چه ما امروز بيشتر شاهد آن هستيم عدم از خودگذشتگي زوجين در مقابل هم است. کم‌تحملي‌ها و بي‌صبري‌ها در مقابل مشکلات زندگي، در کنار عوامل ديگر  سبب شده ما امروز شاهد آمار بالايي از طلاق‌هاي توافقي در کشورمان باشيم.
     در حالي‏که قرآن کريم مي‌فرمايد: »لاتَنْسَوُا الفَضلَ بَيْنَکُم« (فضيلت‏ها را در زندگي مشترک به فراموشي نسپاريد). (بقره  237)
     آن‏چه در زندگي سنتي جامعه ايراني تداول دارد، در مجموع مناسب‎ترين روش تقسيم کار ميان زن و مرد است: مرد معاش خانواده را تأمين کند و زن بر هزينه‌ها و مخارج خانواده نظارت مي‌کند؛ و به امور خانه مي‌پردازد، البته اين بدين معنا نيست که زن فعاليت‌هاي اجتماعي بيرون از خانه نداشته باشد. اما نکته‏ي ظريفي که در اين ميان وجود دارد که در بعضي از موارد حتي خود زن منکر نيازهاي دروني و ذاتي خويش است؛ نيازهايي هم‏چون ميل به حمايت از طرف همسر و ميل به مادر شدن. در اينجا بايد پرسيد چرا تفاوت‏هاي افتخارآفرين و غرورانگيزي که به تناسب رسالت زن و مرد  در آنان به وديعه گذاشته شده، تا هر يک به نحو احسن به مسووليت خويش بپردازند، قابل ناديده‌انگاري است؟
     گيرم که زن را به بهانه دفاع از تساوي حقوق به مقابله با مردان بخوانيم، آيا مي‌توانيم او را به مقابله با خويشتن خود هم وادار کنيم؟ و حتي اگر جنبه‌هاي ظاهري و بيروني، هم‏چنين تفاوت‎هاي فيزيولوژيک از قبيل تفاوت در اندازه، مغز، تفاوت‎هاي هورموني و غيره را ناديده بگيريم، آيا از نظر رواني و دروني مي‌توان او را با نيازهاي ذاتي خود، به ستيزه وادار ساخت؟
     اين‏جاست که به نظر مي‌رسد يافتن الگوي مناسبي براي نسل جوان ضرورت دارد. الگويي که با توجه به مسايل روز بتوان از آن بهره جست. رو آوردن زنان در اروپا به اسلام نشانگر اين است که الگوهاي ناقص غرب و حق تساوي که به غلط براي زن و مرد قايل هستند، جواب نداده است؛ و زن غربي به دنبال آن چيزي است که در فطرت او به وديعه گذاشته شده است.
     متأسفانه در جامعه‏ي امروز ما با وجود اين‏که در اسلام دستورات و قوانين بسيار خوبي براي زن داريم. بعضي از زنان ما پيرو الگوهاي غلط غربي‌اند. با نگاهي به زندگي زنان بزرگ تاريخ اسلام که برجسته‌ترين آن‏ها حضرت زهرا (س) است و الگو گرفتن از آن‏ها مي توان به وضعيت کنوني خانواده بهبود داد.  زندگي آن حضرت سراسر صحنه‌هاي زيبايي بود: از ساده‌زيستي و همکاري و هماهنگي با علي(ع) در همه عرصه‌هاي دفاع از حق و مجاهدات ديني و الهي. حضرت فاطمه(س) خود را ملزم به تکريم و اطاعت از علي(ع) مي‌دانست و علي نيز براي ايشان احترامي آن‏گونه که لايق و درخور اوست قايل بود. در واقع مي‌توان گفت يک رابطه متقابل بر زندگي آن‏ها حکم‎فرما بود.
     حضرت زهرا(س) از حدود تأثير و نفوذ زن در روحيه شوهر کاملاً مطلع بود. و به اين نکته توجه داشت که ترقي و عقب‌ماندگي و سعادت و بدبختي مرد، تا حد زيادي به روحيات و نوع رفتار زن بستگي دارد. و اين‏که خانه به‌منزله سنگر و آسايشگاه مرد است که وقتي از مشکلات دنياي خارج خسته شد، به آن پناه ببرد و تجديد نيرو کند و مديريت اين آسايشگاه به عهده زن است. از همين روست که اسلام شوهرداري را در رديف جهاد قرار داده است.
     زندگي حضرت علي(ع) و فاطمه(س) يک زندگي عادي نبود.
     علي(ع) سپهسالار شجاع و نيرومند اسلام و وزير و مشاور مخصوص پيامبر بود. در آن زمان سپاه اسلام هميشه در حال آماده باش بود؛ در هر سال چندين جنگ واقع مي‌شد  که حضرت علي(ع) در تمام يا اکثر آن‏ها شرکت داشت.
     حضرت زهرا (س)مي‌دانست علي(ع) در صورتي در ميدان نبرد پيروز مي‎گردد، که از جهت اوضاع داخلي فکرش آزاد باشد. و به مهرباني‌هاي همسرش دلگرم باشد. از همين رو وقتي علي (ع) از ميدان جنگ بر مي‌گشت ، فاطمه زخم‎هاي تنش را پانسمان مي‌کرد  لباس‎هايش را مي‌شست و خبرهاي جنگ را از او مي‌شنيد. علي(ع) مي‌فرمايد: »وقتي به خانه مي‌آمدم و به زهرا نگاه مي‌کردم تمام غم و غصه‌هايم برطرف مي‌شد.« شناخت دقيق حضرت زهرا (س) از نقش زن در خانواده و هم‏چنين رابطه‏ي متقابل حضرت علي (ع) سبب مي‌شد، ايشان برخلاف تمام مشکلات مادي يک چنين زندگي زيبايي را در کنار هم تجربه کنند.
     آيت‌الله خامنه‌اي درباره اجر زن در برابر سختي‌هاي زندگي مي‌فرمايند:»خانم‏ها اگر از ناحيه همسرشان زحمتي متحمل شوند که آن همسر اين زحمت را به‌خاطر کار و تلاش و مجاهدت، بر شما تحميل مي‌کند اين زحمت پيش خداي متعال اجر دارد، ولو يک لحظه و يک ساعتش را هيچ‏کس نفهمد. خيلي‌ها از زحمات خانم‌ها آگاهي ندارند. مردم عادت کرده‌اند که خيال کنند زحمت  چيزي است که انسان با بازو و بدن و جسم خود انجام مي‌دهد؛ نمي‌دانند زحمات روحي و عاطفي گاهي سنگين‏تر است. آقايان، خيلي زحمت‌هاي شما را درست ملتفت نيستند؛ اما خداي متعال که «لايخفي عليه خافيه» است _ هيچ چيز از او پوشيده نمي‌ماند _ ناظر کار شماست و شما اجر داريد.«
     به گزارش امانت به نقل از برهان،»اگر جامعه اسلامي بتواند زنان را با الگوي اسلامي تربيت کند _ يعني الگوي زهرايي  الگوي زينبي، زنان بزرگ، زنان با عظمت  زناني که مي‌توانند دنيا و تاريخي را تحت تاثير خود قرار بدهند _ آن وقت به مقام شامخ حقيقي خود نايل آمده است. اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و کمالات معنوي و اخلاقي‌اي که خداي متعال و آيين الهي براي همه انسان‌ها _چه مرد و چه زن_ به طور يکسان در نظر گرفته است برسد  تربيت فرزندان بهتر خواهد شد؛ محيط خانواده گرمتر و باصفاتر خواهد شد؛ جامعه پيشرفت بيشتر خواهد کرد؛ و گره‌هاي زندگي آسان‌تر باز خواهد شد؛ يعني زن و مرد خوشبخت خواهند شد. براي اين بايد تلاش کرد؛ هدف اين است. هدف صف‌آرايي زن در مقابل مرد نيست. هدف  رقابت خصمانه زن و مرد نيست.«

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی