در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

فرهنگی > دينداري در گرو عمل گرايي ديني

عليرضا پيوگاني گروه دين و انديشه:دين اسلام اساسش بر عمل کردن است. يعني اگر دعوت به ايمان مي کند اگر دستور به علم آموزي مي دهد اين مفاهيم را در حقيقت ابزاري براي درست عمل کردن قرار داده است وگرنه يک نفر بگويد من به خدا ايمان دارم ولي اختلاس هم مي کنم، در حقيقت چنين آدمي اصلا ايمان ندارد.

    گروه دين و انديشه:دين اسلام اساسش بر عمل کردن است. يعني اگر دعوت به ايمان مي کند اگر دستور به علم آموزي مي دهد  اين مفاهيم را در حقيقت ابزاري براي درست عمل کردن قرار داده است وگرنه يک نفر بگويد من به خدا ايمان دارم ولي اختلاس هم مي کنم، در حقيقت چنين آدمي اصلا ايمان ندارد.  متاسفانه جوامع اسلامي هميشه دچار ظاهرگرايي ديني و عميق شدن در الفاظ دين بوده است. اگر بخواهم واضح تر بگويم مسلمان ها  نسبت به گزاره هاي ديني هميشه علم داشته اند اما آن طور که بايد طبق موازين و ملاک هاي ديني عمل نمي کردند.
    وضعيت امروز جامعه ما هم از اين جهت خالي از اشکال نيست. متاسفانه با وجود مراسم ها و سخنراني ها و بيلبوردهاي فراوان ديني در سطح کشور، نمي توانيم بگوييم جامعه ما يک جامعه دينمدار است و عملگرايي ديني در آن مشاهده نمي شود.
    منظور ما از عملگرايي اصالت بخشيدن به عمل و انجام شدن يک کاري بر حسب فايده و سود دنيايي و اخروي است؛ چيزي که کمتر شاهد آن هستيم.
    *اسلام و عمل گرايي
    بعضي ها فکر مي کنند دينداري يعني پاکي دل و ضمير و يا بعضي از متدينين فکر مي کنند دينداري در خدا را قبول داشتن يا چند رکعت نماز و چند خط قرآن خواندن خلاصه مي شود؛ اما دين اسلام اساسش بر عمل کردن است. يعني اگر دعوت به ايمان مي کند اگر دستور به علم آموزي مي دهد، اين مفاهيم را در حقيقت ابزاري براي درست عمل کردن قرار داده است وگرنه يک نفر بگويد من به خدا ايمان دارم ولي اختلاس هم مي کنم، در حقيقت چنين آدمي اصلا ايمان ندارد چرا که ملاک ايمان داشتن عمل بر طبق موازين اسلامي است.
    امام صادق عليه السلام درباره رابطه علم و عمل مي فرمايند:»العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل و من عمل علم؛ علم هميشه همراه با عمل است، پس کسي که مي داند عمل مي_کند و کسي که عمل مي کند عالم است.«
    همچنين ايشان ايمان و عمل را مساوي با هم معرفي مي کنند و مي فرمايند: »الْإِيمَانُ‏ عَمَلٌ‏ كُلُّه‏؛ تمام ايمان، عمل و کار است.«
    *مصاديق عمل_گرايي ديني
    عملگرايي ديني يعني اينکه اگر فروشنده ايد، کم فروشي نکنيد يا جنس بي کيفيت را به جاي جنس اصلي به مشتري نفروشيد؛ عملگرايي ديني يعني اگر خودرو سازي مي کنيم، خودرويي ايمن طراحي کنيم نه اينکه در داشبورد خودروي بي کيفيت قرآن بگذاريم؛ عملگرايي ديني يعني در تمام سال همه همت خود را صرف درست انجام دادن کارها در ادارات يا پست هاي مديريتي کنيم  نه اينکه هر کم کاري و خطايي از ما سر بزند بعد شب قدر با گذاشتن قرآن روي سر همه آن اشتباهات را پاک شده بدانيم.
    *نقد دانشمندان ذهن گرا
    دانشمندان اعصار گذشته بيش از حد ذهن گرا و فارغ از عملگرايي بوده اند. اين مشکل متوجه علماي اسلامي هم مي شود. به طور مثال فلاسفه از همه عوالم و موجودات بحث کرده اند اما کمتر نسبت به پاسخگويي به شبهات مردم يا تامين مباني نظام سازي و... توجه داشته اند.
    فقها هم که فقط بحث از احکام کلي را وظيفه خود مي دانند بدون آنکه وارد موضوعات بشوند.
    گرچه اين ها همه مورد نياز است و جاي هيچ انکاري هم ندارد، اما کافي نيست و بايد جامعه علمي بيش از اينکه به مباني بپردازند  سعي کنند جامعه را به سمت عملگرايي سوق دهند.
    اين وظيفه حوزه و دانشگاه است که جامعه را عملگرا کنند،  جامعه اي که همه همتش انصاف و اخلاق انساني باشد و در عمل به وظايفش کوتاهي نکند.و در آخر:به عمل کار برآيد به سخن داني نيست. اينکه همه جامعه تمام قرآن را هم حفظ کنند باز هم نمي توان آن جامعه را ديني دانست. فقط و فقط اگر عمل ما با عدالت ديني با اخلاق اسلامي مطابق بود آن جامعه ديني مي شود. گرچه جامعه ما با ديني شدن فاصله دارد اما بايد با عملگرايي ديني اين نقص را جبران کنيم.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی