در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

سیاسی > نه خيلي دور، نه خيلي نزديک

گروه سياسي:نگاهي به جريان ايران‌هراسي در جمهوري آذربايجان در اين يادداشت داشته ايم که در ادامه مي آيد.

    گروه سياسي:نگاهي به جريان ايران‌هراسي در جمهوري آذربايجان در اين يادداشت داشته ايم که در ادامه مي آيد.
    نوشتار ذيل نگاهي به جريان ايران‌هراسي در جمهوري آذربايجان دارد که توسط مصطفي قليزاده عليار نگاشته شده است:
    *تجزيه ايران، حسرت وطن
    کشور جمهوري آذربايجان در همسايگي ايران همواره در طول تاريخ براي ايران، عزيز و محترم بوده و خواهد بود و جمهوري اسلامي ايران از يکي از نخستين دو ـ سه کشوري است که استقلال اين جمهوريِ ايراني تبار را در سال 1991 به رسميت شناختند.
    طي قراردادهاي خيانت آميز گلستان و ترکمنچاي، سرزمين آران (جمهوري ايرانيِ آذربايجان فعلي) در سال 1828 توسط روسها و ترکان قاجاري از ايران تجزيه و جدا شد و تحت سلطه روسها قرار گرفت و 90 سال بعد از آن حادثه ننگين يعني در سال 1918 يک واقعه تلخ ديگري اين بار با پشتيباني دولت عثماني در سرزمين »آران« اتفاق افتاد و با تشکيل يک حکومت جمهوري در سرزمين »آران« توسط محمدامين رسول زاده، نام آن را »جمهوري آذربايجان« گذاشتند تا به ايران برنگردد! البته در تمام اين دوره نزديک به دويست سال که سرزمينِ ايراني »آران« (جمهوري آذربايجان فعلي) از پيکر ايران جدا شده، قلوب مردم اين سرزمين در اين مدت طولاني همواره براي ايران ـ به عنوان سرزمين آباء و اجدادي شان ـ مي‌تپيده و الان هم »حُقّه مِهر بدان مُهر و نشان است که بود!«.
    اين حسرت مقدس مردمي آذربايجان در سال 1370 و در آستانه فروپاشي شوروي سابق، به خاطر شيعه بودن قاطبه مردمش خروشان گشت و مردم مسلمان جمهوري ايراني آذربايجان رو به سوي مام ميهن نهادند و با پاره کردن سيمهاي خاردار، با نداي الله اکبر عهد ديرين خود را با وطن اصلي شان ايران تازه کردند، در روز 19 ژانويه 1990 از رود ارس گذشتند و بوسه بر خاک پاک ميهن تاريخي‌شان ايران زدند ...
    *ايران هراسي
    اما دولت مردان جمهوري ايراني آذربايجان، بر خلاف مردمشان از همان اول تحت تاثير سياست شوروي مبني بر تجزيه آذربايجان از ايران، با خواست مردم جمهوري ايراني آذربايجان، مخالفت کردند و بعدها هم که حضور دشمنان ايران مثل آمريکا و رژيم غاصب صهيونيستي اسرائيل ر آذربايجان تثبيت شد و در مناصب حاکميتي نفوذ يافتند، حاکميت جمهوري ايراني آذربايجان را به دوري از ايران وادشتند. در اوايل فروپاشي و استقلال ظاهري جمهوري ايراني آذربايجان، حاکميت حزب جبهه خلق به رهبري ابوالفضل ائلچي بيگ تحت تعليم و تلقين دولت ترکيه و جريان پان ترکيزم، بشدت از ايجاد روابط با ايران دوري کرد. به دنبال آن که حيدر علي يف سياستمدار معروف دوره شوروي بر سرنوشت جمهوري ايراني آذربايجان حاکم شد و تا امروز هم خاندان علي يف در مسند حاکميت اين جمهوري ايراني هستند، همان سياست مخالفت با ايران و نشر انديشه هاي ايراني هراسي در جمهوري ايراني آذربايجان و نخجوان جريان داشته و دارد و هيچ روزي در اين 26 سال گذشته، بدون جريان ايران هراسي در آذربايجان نبوده است.
    *بازيگران ايران‌هراسي
    الف - ائلچي‌بيگ
    بعد از فروپاشي شوروي در سال 1991 و قبل از حاکميت خاندان علي يف در جمهوري ايراني آذربايجان و در دوره حاکميت جبهه خلق به رهبري ابوالفضل ايلچي بيگ تا سال 1993، موضع سياسي باکو در رابطه با ايران در همه زمينه ها خيلي صريح و آشکارا موضع خصمانه بود که اين موضعگيري از عدم آشنايي ابوالفضل بيگ با عالم سياست ناشي مي شد. البته القائات دولت ترکيه در موضع‌گيريهاي ضد ايراني حاکميت قوميتگراي ابوالفضل ايلچي بيگ خيلي خيلي موثر بود؛ زيرا شوروي تازه فروپاشيده بود و ترکيه که سالها قبل از فروپاشي، چشم طمع به کشورهاي اتحاد جماهير شوروي به ويژه آذربايجان داشت و ايران را در آذربايجان شيعي رقيبي تازه نفس براي خود مي¬ديد، از ساده لوحي و احساسات بچگانه ابوالفضل ايلچي¬بيگ استفاده کرده، القائات ضد ايراني خود را بر روح قوميتگرا و پان ترکيستي ابوالفضل ايلچي بيگ و بر پيکره دولت او مي‌دميد ... به طوري که ايلچي بيگ بعد از بازگشت از سفر ترکيه در سال 1992، طي مصاحبه‌اي با خبرنگاران در فرودگاه، مثل يک قهرمان فاتح و بلامنازع ـ البته ساده لوحانه ـ اعلام کرد که: ما هم اراضي اشغالي خود را از ارامنه بازپس خواهيم گرفت و هم تبريز و آذربايجان جنوبي را از اشغال فارسها آزاد خواهيم کرد! (به اين مضمون)
    ب - حيدر علي يف
    حيدر علي يف در دوره شوروي از افسران ارشد سازمان اطلاعات و امنيت شوروي و دانش آموخته و تربيت يافته آن بود و بنا بر آنچه در بين مردم آذربايجان مشهور است، او در دهه 1940 در سازمان جاسوسي و امنيت »ک.گ.ب« در روسيه سالها تحت تعليم مربيان کمونيست يهودي مذهب يا يهودي منشأ نژادپرست روسيه قرار داشته و تحت تاثير تعليمات و تلقينات سياسي و نژادپرستانه همان مربيان يهودي - صهونيستي روسي، خودش هم همان طرز تفکر داشته است. حيدر از دوره جواني شيفته بود کاري را که سيد جفعري پيشه¬وري (نماينده شوروي) از عهده اش بر نيامد، تمام کند و قهرمان شود. با اين هدف و آرزو، طرح خود مبني بر جدايي آذربايجان از ايران را در قالب »پايان نامه تحصيلي« خود به سازمان جاسوسي ـ امنيتي »ک.گ.ب« شوروي ارائه کرد. او از طراحان بحث »آذربايجان شمالي و جنوبي« در دهه 1970 و تجزيه ايران بوده است که البته وقوع انقلاب اسلامي در ايران و بهم خوردن معادلات عرصه سياست جهاني و مرگ برژنف (تکيه گاه اصلي حيدر در شوروي) در دهه 1980، تغييراتي در ساختار ابرقدرت شرق پديد آورد و حيدر علي‌يف که از رجال ارشد سياسي و حزبي فعال شوروي و حتي نامزد دبير کلي حزب کمونيست سراسر شوروي و رهبري آن به شمار مي‌رفته و آرزوهايي داشته، بعد از مرگ برژنف از دفتر سياسي حزب کمونيست شوروي کنار گذاشته شد و تا 1990 در شهرک ويژه اقامت رجال سياسي از کار افتاده شوروي در مسکو، منزوي و تحت نظر بود. خوابهايي را که در آرزوي ترقي در حاکميت شوروي ديده بود، بي‌تعبير ماند.
     حيدر در دهه آخر عمرش که حاکم مطلق آذربايجان شده بود، به اسرائيل بيشتر از هر کشور ديگري، نزديک شد و تا آخر عمر هم يکي از وفادارترين دوستان اسرائيل در منطقه بود؛ موضع گيري‌هاي سياسي دوگانه حيدر علي يف نسبت به ايران و ايجاد فضاي ايران-هراسي در دوره حاکميت ده ساله واپسين عمرش، تا حد زيادي ريشه در همان جهان بيني دوره شوروي او داشت. او با تکيه بر آمريکا و اسرائيل و دول غربي، چهار نعل بر ضد ايران تاخت اما نه به روش کودکانه ابوالفضل ايلچي‌بيگ، بلکه به روش نرم و زيرکانه »يک بام و دو هوا«.
     اتخاذ روش ايران هراسي و ترساندن مردم از ايران هم به طور مستقيم و غير مستقيم و به شيوه هاي مختلف، از آن دوران شروع شد.
    روش سياسي و استراتژي پايدار خاندان علي يف در حفظ روابط با ايران از حدود سال 1994 مصداق اين ضرب المثل فارسي است که »با دست پس مي زند و با پا پيش مي کشد«!
    و حيدر علي يف پايه‌گذار اين روش و رفتار دوگانه بود و تا امروز هم همان روش ادامه دارد و البته ادامه خواهد داشت. در طول اين 26 سال حاکميت علي‌يف، استراتژي باکو در رابطه با ايران، يکي به نعل و يکي به ميخ بوده است. چون حيدر علي يف با توجه به موقعيت جغرافيايي و زئوپلوتيک جمهوري ايراني آذربايجان و با در نظر گرفتن شرايط درياي خزر و همسايگاني مثل روسيه و ارمنستان، بخوبي مي دانست که شاهرگ حياتي آذربايجان همان رابطه با ايران است، نمي شود با ايران قطع رابطه کرد يا رفتار خصمانه آشکار و دائمي با اين همسايه مقتدر داشت.
    *علل ايران هراسي
    اول - ترس از تسلط سياسي ايران. به اين معنا که نزديکي به ايران موجب خواهد شد ايران در رده هاي سياسي و حکومتي و در احزاب و رسانه ها و مراکز اقتصادي و استخراج و صدور نفت و رجال تصميمگير جمهوري ايراني آذربايجان، خواهي نخواهي نفوذ داشته باشد.
    دوم ـ ترس از تشيع ايراني. اين همان ترسي است که حاکمان بسياري از کشورهاي اسلامي از جمله ترکيه و عراق و عربستان و مصر و اردن و کشورهاي خليج فارس پس از انقلاب اسلامي از نزديک شدن به ايران داشتند و هنوز هم دارند. ترس از نفوذ انديشه‌هاي انقلابي تشيع اهل بيتي (ع) به رهبري امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري؛ ترس از ارتباط و روابط دوستانه دو ملت آذري دو کشور که بيش از هر ملتي نسبت به همديگر احساس قومي و خويشي دارند و اگر تردد مردمي بين ايران و جمهوري ايراني آذربايجان افزايش يابد و امور ويزا آسانتر و يا برداشته شود، بي‌شک انديشه‌هاي ضد ظلم و انقلابي مردم شيعه و ترک¬زبان و شيعه ايران در مردم همزبان و قوم و خويش آن سوي ارس هم تاثير و نفوذ خواهد کرد و کم کم زمينه بيداري و بصيرت اسلامي و مخالفت عمومي و مردمي در باکو و ديگر شهرها و حتي روستاهاي جمهوري ايراني آذربايجان و نخجوان با حاکميت علي يف که حاکميت ملوک الطوايفي و اقليت سرمايه دار بر اکثريت فقير است فراهم خواهد شد و قبل از همه نفوذ اسرائيل و صهيونيستها در آن کشور دچار تزلزل خواهد شد و بعدش آمريکا و ... تا اينکه نوبت به انقلاب اسلامي در آذربايجان خواهد رسيد و ...
    *نقش رسانه‌هاي مزدور در گسترش ايران‌هراسي
    به گزارش امانت به نقل از راه دانا،تعدادي از مطبوعات و رسانه‌هاي شنيداري و ديداري و تصويري در جمهوري ايراني آذربايجان که ظاهراً هم مخالف حکومت باکو هستند اما در واقع ماموريت¬شان اين است که تظاهر به مخالفت با حاکميت کنند و در باطن در واقع حکومت خود اين ماموريت را به آنها داده است و تريبون حکومتند تا مدام در کنار انتقاد از حکومت باکو، از ايران و سلطه فارسها و پايمال شدن حقوق آذريهاي همنژاد در ايران انتقاد کنند و از ظلم و ستم حاکميت فارسها بر دهها ميليون ترک ايراني خبرهاي صد در صد دروغ بسازند و نشر دهند و ... هر روز معمولا يکي دو شايعه باورپذير عامه، در رسانه‌هاي آذري از سرکوبي ترکهاي هويت طلب ايراني منتشر و در ديگر رسانه هاي همسو بازشر مي شود ...
    خلاصه اينکه خط ايران¬هراسي در ابعاد گوناگون و در شش جهتِ آذربايجان ادامه دارد. البته بنگاههاي خبرسازي اجير اسرائيل و ترکيه و عربستان و آمريکا هم مزيد بر علت هستند و بازار شايعه سازي عليه ايران و خط ايران هراسي را گرم مي¬سازند. اين يعني استمرار استراتژي پايدار حاکميتِ صهيونيستي ـ آمريکاييِ آذربايجان در تداوم و تعميق ايران-هراسي.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی