در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

سیاسی > با مذاکرات هسته‌اي چه بلايي بر سر روان جامعه آورديم

گروه تحليل: حالا ديگر سال‌هاست است که موضوع هسته‌اي ايران جايگاه خود را روي خروجي خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي کشور حفظ کرده است. به مردم دنيا اينگونه القا شده که سرنوشت جمهوري اسلامي با موضوع توافق هسته‌اي با غرب گره خورده و با به نتيجه رسيدن مذاکرات درهاي سعادت به سمت ملت ايران گشوده خواهد شد و اگر مذاکرات شکست بخورد نمي‌توان آينده چندان روشني را براي ايران متصور بود.

     گروه تحليل: حالا ديگر سال‌هاست است که موضوع هسته‌اي ايران جايگاه خود را روي خروجي خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي کشور حفظ کرده است. به مردم دنيا اينگونه القا شده که سرنوشت جمهوري اسلامي با موضوع توافق هسته‌اي با غرب گره خورده و با به نتيجه رسيدن مذاکرات درهاي سعادت به سمت ملت ايران گشوده خواهد شد و اگر مذاکرات شکست بخورد نمي‌توان آينده چندان روشني را براي ايران متصور بود.
    سياست القايي به کار گرفته شده کاملا متناسب با نيازهاي جنگ رواني طرف مقابل براي تحت فشار قرار دادن مردم ايران است. وضعيت اقتصادي کشور نيز به شدت از توهم کذايي و اثر رواني مذاکرات تحت تاثير قرار گرفته است. بيشتر بازارها راکد هستند و کسي خريد و فروش نمي‌کند. چنان رکودي بر بخش مسکن و بازار خريد و فروش لوازم خانگي سايه افکنده که بيننده گمان مي‌کند نبض زندگي در کشور متوقف شده است.
    اينها همه ناشي از سياست غلط بزرگنمايي نتيجه مذاکرات در سرنوشت کشور است که معمولا به‌منظور تامين اهداف فصلي جريانات سياسي صورت مي‌گيرد. يک جريان تامين منافع خود را در لجبازي با سازمان‌ها و نهادهاي بين‌المللي مي‌بيند و جرياني ديگر ظرف مدت کوتاهي تلاش مي‌کند تا تمامي تابوها و خطوط قرمز موجود را يکي پس از ديگري به نفع جريان مطلوبش رد کند.
    در همين حال مردم بهت‌زده از جريان امور و دست به دست شدن پايگاه قدرت سياسي روندهاي موجود را پيگيري مي‌کنند تا ببيند روش کدام يک از جريان‌ها به گشايشي براي بهبود شرايط زندگيشان خواهد انجاميد. حال آن که اوضاع اقتصادي مردم به هيچ وجه موثر از متغير تحريم‌ها نيست و آنچه وزن سرنوشت مذاکرات با اين کشور و آن کشور را در اوضاع معيشت مردم بالا برده است سوء مديريت و از دست دادن فرصت‌هاي موجود در کشور است.
    تصور کنيد اگر در طول دو دهه گذشته روند مصرف‌زدگي عمومي و واردات بيش از حد کالاهاي لوکس به داخل کشور جاي خود را به توليد ملي داده بود آيا لازم بود تا امروز تيم مذاکره کننده هسته‌اي بر سر موضوع رفع تحريم‌ها با طرف غربي وارد مذاکره شود؟ آيا نمي‌شد در قبال ايرادات بني‌اسرائيلي غرب به برنامه هسته‌اي ايران امتيازاتي بيش از آنچه امروز در پي آن هستيم کسب کنيم؟
    مسلم است وقتي ساليان سال توجه مسئولين به جاي رفع موانع توليد ملي بر روي شيوه‎هاي درمان اقتصادي خودساخته متمرکز باشد؛ وقتي استفاده درست از بدنه جوان کارشناسي کشور صورت نگيرد و همگان ناظر پاسکاري مشکلات ميان دولت‌ها باشند نمي‌توان انتظار داشت آينده کشور با تهديدات کشورهاي منفعت‌طلب به خطر نيافتد.
    واقعا تصور اين موضوع مشکل است که کسي باور داشته باشد طرف غربي مذاکرات قطعا به مفاد توافق پايبند خواهد بود اما با اين حال عده‌اي اينگونه به مردم القا مي‌کنند که مذاکرات کليد آينده روشن براي کشور است. صرف تعامل و روابط ديپلماتيک مبتني بر اصل احترام متقابل ميان کشورها موضوع خوب و قابل قبولي است و به همان اندازه گفت‌وگو بر سر اختلافات ارزشمند است اما تجربه بارها و بارها ثابت کرده است غرب به دنبال رابطه متوازن و دوستانه نيست.
    در چنين شرايطي القاي اين موضوع به مردم که در صورت امضا شدن توافق مشکلات کشور حل خواهد شد کاملا اشتباه است چرا که مطمئنا غربي‌ها به زودي با بهانه‌ي جديد تلاش مي‌کنند کشور را براي حصول اهداف زياده خواهانه تحت فشار قرار دهند.
    جو رواني اين روزهاي جامعه نشان مي‌دهد که دولت و ساير دستگاه‌هاي مسئول در اين رابطه چندان عملکرد مطلوبي نداشته‌اند و در صورت ادامه زياده‌خواهي غرب شرايط براي تحميل فشارهاي صرفا رواني به اقتصاد و به تبع‌ آن اجتماع وجود دارد. در واقع شکست مذاکرات بدون اثر واقعي اثر مجازي ناشي از سوء مديريت افکار عمومي را به مردم تحميل خواهد کرد.
    بيش از ده سال مردم روزها با شنيدن اخبار هسته‌اي از خواب بيدار مي‌شوند و شب‌ها با اخبار هسته‌اي مي‌خوابند. اين شيوه‌ي تکراري بيش از هر زمان ديگري مردم را در موضوع هسته‌اي و حواشي آن حساس کرده است و اين موضوع کاملا فراموش شده که اصالت به استفاده از توان داخلي است نه اميد بستن به توافق با کشورهاي عموما بدقول و عهدشکن.
    به هر حال در طول چند روز آينده داستان چندين ساله مذاکرات به نقطه عطف خود خواهد رسيد و مردم بايد بدانند آنچه ماحصل چندين سال کشمکش ميان ايران و غرب بر سر اين پرونده بوده است در صورت امضاي يک توافق خوب ضامن حفظ اقتدار ملي است و اگر قرار باشد توافق بد به کشور تحميل شود بلند شدن از سر ميز مذاکرات بيشتر تامين کننده حفظ منافع ملي است.
    پذيرش توافق صرف توافق تنها زمينه را براي بهانه تراشي دشمنان فراهم مي‌کند لذا نبايد اين تفکر در جامعه گسترش يابد که نمي‌توان بدون حصول توافق آينده‌ي بهتري را براي کشور متصور بود.
    منازعه ميان جمهوي اسلامي و غرب ماهيتي گسترده‌تر از مساله‌ هسته‌اي، حقوق بشر و ... دارد لذا اگر امروز با گذشت يک دهه موفق شويم اين بهانه را با شيوه‌ي معقول و عزتمندانه از دست دشمنان خارج کنيم دير يا زود شيوه‌اي جديدي از سناريوهاي توطئه آميز بر سر راه مردم ايران قرار داده خواهد شد.
    بايد متوجه بود ايران بعد از توافق ناگهان بهشت نخواهد شد چنانچه اگر غفلت مديران نبود ايران قبل از توافق هم مي‌توانست شرايط بهتر از امروز داشته باشد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی