در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

سیاسی > آخرين سال تحصيلي قرن

گروه اجتماعي: سال تحصيلي 1399-1400 به عنوان آخرين سال تحصيلي قرن شاهد بروز وقايع و رخدادهايي است که ‏بيش از پيش نيازمند تأمل، بازانديشي و بازنگري است.

    گروه اجتماعي: سال تحصيلي 1399-1400 به عنوان آخرين سال تحصيلي قرن شاهد بروز وقايع و رخدادهايي است که ‏بيش از پيش نيازمند تأمل، بازانديشي و بازنگري است.
     يکي از اين وقايع که پس از سال‌ها تلاش، بررسي، ‏بحث و مناظره به وقوع پيوست، بازگشايي مدارس قبل از مهرماه است. بالاخره بعد از مدتها تابوي ‏بازگشايي مدارس قبل از مهرماه شکسته شد. مدت مديدي است که انديشمندان حوزه نظر و عملِ تعليم و ‏تربيت، بر بازگشايي سال تحصيلي پيش از موعد رسمي يعني مهرماه توصيه مؤکد دارند ولي هر بار بنا به ‏دلايلي اين امر محقق نمي‌شد. نکته باريک و ظريف مستتر در آغاز سال تحصيلي زودتر از موعد مهرماه، اين است که سيستم اداري و نظام آموزشي ما از وجود تعطيلات وافر در تقويم رسمي رنج مي‌برد؛ مضافاً اينکه ‏تقويم آموزشي ما هم تقريباً از اواخر فصل بهار تا اوايل فصل پاييز تعطيل مي‌باشد و اين تعطيلات بيش از ‏حد و غير معمول (بيش از سه ماه) باعث وارد آمدن خسارت جبران ناپذيري بر بدن? نظام آموزشي شده و ‏هيچ توجيه علمي، تجربي و فرهنگي ندارد. چرا که با تعطيلي مستمر و مداوم بيش از سه ماه شيرازه آموخته‌هاي دانش آموزان در طول 9 ماه تحصيلي از هم پاشيده مي‌شود. اين در حالي است که اکثريت ‏قريب به اتفاق علماي تعليم و تربيت بر مداوم و مستمر بودن آموزش متعلمان تأکيد داشته و هرگونه ‏گسستگي و ايجاد شکاف زماني در فرايند تعليم و تربيت را نفي مي‌کنند. جا دارد دست اندرکاران امر خطير ‏‏ تعليم و تربيت از تجربه امسال براي انتقال زمان بازگشايي مدارس از مهرماه، به ماه‌هاي قبل از آن تدابيري ‏بينديشند.‏
    اما آنچه آخرين سال تحصيلي قرن يعني سال تحصيلي 1399-1400 را متفاوت و متفارق از سال‌هاي ‏گذشته مي‌نمايد مواج? آن با پديده جهاني به نام کرونا ويروس يا کوويد 19 مي‌باشد که به جرأت مي‌توان ‏گفت تمام کشورهاي جهان در ابعاد مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و… درگير اين ويروس منحوس ‏بوده و از ابعاد مختلف متحمل خسران شده‌اند و هر کشوري بنا بر مقتضيات خود و با بهره‌گيري از نخبگان و ‏انديشمندان خود تدابيري را در حوزه‌هاي مختلف انديشيده و آن را به کار مي‌بندد. کشور ما هم يعني ايران ‏عزيز از اين ويروس منحوس در امان نبوده و در زمان تقرير اين سياهه توسط نگارنده بيش از 26 هزار نفر از ‏هم وطنان عزيز ما بواسطه درگيري با کرونا ويروس جان خود را از دست داده‌اند. نکته قابل تأمل و تدبر در ‏بحث کرونا ويروس نحوه مواجهه و تصميم گيري براي مقابله با اين ويروس در ابعاد مختلف مي‌باشد تا بتوان صدمات ناشي از آن را به حداقل رساند. متأسفانه در شرايط کنوني کشور، شاهد بي تدبيري و تصميمات ‏ناگهاني در حوزه‌هاي مختلف مي‌باشيم. حداقل در حوزه نظام آموزشي که نگارنده خود از نزديک شاهد اين تصميمات ناگهاني و بي تدبيري‌ها مي‌باشد که ذيلاً به نمونه‌اي از آنها اشاره مي‌شود: ‏
    در حالي که از چندين ماه قبل، حتي قبل از اتمام سال تحصيلي گذشته مسئولين ذيربط تأکيد بر حضور دانش ‏آموزان مناطق مختلف به شيوه‌هاي متفاوت در مرکز استان‌ها و شهرستان‌هاي تابعه تأکيد داشتند و اصرار بر ‏اين بود که يک نسخه واحد براي کل کشور پيچيده نشود بطوري که در مراکز آموزشيِ استان‌ها، شهرستان‌ها و ‏مناطقِ درگير در وضعيت قرمز آغاز سال تحصيلي و آموزش دانش آموزان کاملاً به صورت غير حضوري و ‏مجازي صورت بگيرد. در استان‌ها، شهرستان‌ها و مناطقِ درگير در وضعيت نارنجي يا به اصطلاح زرد، آغاز و ‏ادامه سال تحصيلي به صورت ترکيبي و به صورت زوج و فرد صورت گيرد و نهايتاً در استان‌ها، شهرستان‌ها و ‏مناطقِ سفيد که عمدتاً مناطق روستايي و مدارس و مراکز کم جمعيت مي‌باشند آموزش به صورت روال ‏عادي و به اصطلاح کما في السابق حضوري صورت بگيرد.
     اما در مقام اجرا و عمل اتفاق ديگري رخ داد. تنها ‏دو روز قبل از بازگشايي رسمي مدارس يعني در روز 13 شهريورماه طي بخشنامه‌اي از سوي وزارت آموزش و ‏پرورش به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها اعلام مي‌شود که همه دانش آموزان به صورت زوج و فرد و ‏ترکيبي يعني شرايط مصوب در وضعيت نارنجي بايد در مدارس حضور پيدا کنند.
     در حالي که مسئولين ‏بهداشتي و ساير مسئولين ناظر و علماي تعليم و تربيت نگراني خود را از حضور فيزيکي دانش آموزان در ‏مدارس اعلام کرده بودند ولي هيچ توجهي به نظرات کارشناسي متخصصان امر من جمله معلمان که در واقع ‏سنگربانان و سنگرداران عرصه تعليم و تربيت مي‌باشند نشد؛ حتي کار به جايي رسيد که وزير محترم ‏آموزش و پرورش در يک برنامه تلويزيوني در پاسخ به سوال مجري برنامه که از ايشان پرسيد: »آيا در مورد ‏بازگشايي مدارس از معلمان نظر مشورتي اخذ شده است؟» جناب وزير در نهايت آرامش پاسخ فرمودند: »‏نيازي به مشورت با معلمان نيست!« حال سوال از جناب وزير اين است که شما از چه کسي بايد رأي ‏مشورتي بگيريد تا به اندازه نظر مشورتي معلم کارساز و اثر گذار باشد؟ و صد البته که اگر در نظام آموزشي ‏ما از معلمان نظر مشورتي اخذ مي‌شد قطع و يقين اوضاع کنوني آموزش و پرورش ما اينگونه نبود.
    آخرين سال تحصيلي قرن در حالي شروع شد که طبق سنت ديرين، هر ساله آغاز سال تحصيلي با نواختن ‏زنگ شروع سال تحصيلي با حضور رئيس محترم دولت و يا حداقل با پيام ايشان و طرح پرسش مهر صورت مي‌گرفت؛ اما امسال اين امر مهم به صورت غير حضوري و مجازي برگزار شد و رئيس محترم دولت اعلام ‏کردند که ستاد مبارزه با کرونا اجازه حضور ايشان در اين مراسم را صادر نکردند تا ايشان حتي به صورت ‏نمادين و حضوري و با رعايت پروتکل‌هاي بهداشتي در يکي از مدارس کم جمعيت تهران حاضر شده و زنگ ‏آغاز سال تحصيلي را به صدا در آورند. سوالي که بجاست به ذهن هر مخاطب، خواننده و شنونده‌اي خطور ‏کند اين است که مگر ارزش ذاتي و واقعي انسان‌ها به جايگاه کاذب اجرايي و مناصب زودگذر سياسي است که ‏ستاد مبارزه با کرونا براي قريب به يک ميليون نفر معلم و 14 ميليون نفر دانش‌آموز و اولياي دانش آموزان که به يک معنا کل جمعيت يک کشور را شامل مي‌شود اجازه حضور در مدرسه و ساير فعاليت‌هاي شغلي و ‏اجتماعي را مي‌دهد اما براي يک فرد اين اجازه صادر نمي‌شود.
    جناب رئيس محترم دولت، مگر شما بارها از ‏طريق تريبون‌هاي رسمي و غير رسمي اعلام نکرديد که اگر هم وطنان ما فاصله اجتماعي و پروتکل‌هاي ‏بهداشتي را رعايت بکنند هيچ خطري متوجه آنها نيست! آيا فکر نمي‌کنيد مصداق واقعي آيه شريفه 2 در ‏سوره مبارکه صف مي‌باشيد که مي‌فرمايد »لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ«. مگر نه اينکه خداي متعال در کتاب ‏هدايتگر خود در آيه شريفه 13 سوره مبارکه حجرات مي‌فرمايند: »إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم«! آيا سزاوار است ملتي که انقلاب کرده و هزاران شهيد و جانباز تقديم انقلاب عظيم الشأن و الهي کرده شاهد اينگونه رفتارهاي متناقض از سوي مسئولين خود باشند؟
    اگر شرايط براي حضور فراهم نيست براي هيچکس نبايد ‏اين حضور اتفاق بيفتد و اگر بنا بر مصلحت و يا هر علتي ديگر بايد حضور يافت، شما بايد به عنوان رئيس امور ‏اجرايي کشور اولين نفري باشيد که حضور پيدا مي‌کنيد. اين چه ادبيات و منطقي است که ستاد مبارزه با ‏کرونا اجازه حضور يک نفر در مدرسه را براي مدت زماني کوتاه و براي نواختن زنگ آغاز سال تحصيلي صادر ‏نمي کند اما براي نزديک به يک ميليون نفر معلم و 14 ميليون نفر دانش‌آموز اين اجازه صادر مي‌شود! اگر ‏ستاد مبارزه با کرونا براي روسايِ قوا، تصميم گيري مي‌کند چرا رؤساي محترم قواي ديگر مثل رئيس ‏محترم قوه مقننه و رئيس محترم قوه قضائيه به فعاليت عادي و جاري خود ادامه مي‌دهند؟ آيا ايشان مصون ‏از کرونا هستند و يا اينکه ستاد مبارزه با کرونا فقط براي رئيس محترم دولت تصميم گيري مي‌کند؟ اگر هم ‏اين عدم حضور به علت بيماري‌هاي زمينه‌اي است بايد اين مسئله به طور شفاف با مردم در ميان گذاشته ‏شود تا خداي نکرده اعتماد مردم به نظام که سرمايه اصلي انقلاب و نظام هست خدشه دار نشود.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،آخرين سال ‏تحصيلي هم با اما و اگرهايي شروع شده است. اميدواريم دانش آموزان عزيز ما که هر يک اميد يک خانواده و ‏آينده ساز کشور عزيزمان ايران هستند بتوانند با حضوري مؤثر و فعال آينده‌اي را براي اين کشور رقم بزنند که سرآمد حداقل کشورهاي غرب آسيا باشد. واقعيت اين است که ما در حوزه آموزش و پرورش داراي کاستي‌ها و نقايص بنيادي هستيم که عدم ثبات مديريت در آموزش و پرورش (2/5 سال عمر هر وزير بعد از ‏انقلاب اسلامي) و عدم بهره‌گيري از نيروي انساني نخبه و تحصيل کرده(دکترمعلمين) به اين امر نيز دامن ‏مي زند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی