در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

سیاسی > فتح قله‌هاي امنيت در شمال‌غرب با نابودي سراب مديا

گروه گزارش:در سال‌هاي قبل، گروهک پژاک در منطقه عمومي خوي، سلماس، ماکو منطقه چالدران اروميه و منطقه دالام پرداغ اشنويه و پيرانشهر تا سردشت، پايگاه‌هايي ايجاد کرده و نام اين منطقه را هم »مديا« گذاشته بود؛ يعني منطقه آزادشده‌اي که بستر اوليه کردستان بزرگ است.

    گروه گزارش:در سال‌هاي قبل، گروهک پژاک در منطقه عمومي خوي، سلماس، ماکو  منطقه چالدران اروميه و منطقه دالام پرداغ  اشنويه و پيرانشهر تا سردشت، پايگاه‌هايي ايجاد کرده و نام اين منطقه را هم »مديا« گذاشته بود؛ يعني منطقه آزادشده‌اي که بستر اوليه کردستان بزرگ است.
     اگرچه سابقه جهاد براي برقراري امنيت در مناطق کردنشين در دوران انقلاب اسلامي به ماه‌‌هاي اول پيروزي انقلاب بر مي‌گردد اما با گذشت بيش از سه دهه از آن سال‌‌ها  پاسداران انقلاب براي حفظ آنچه که حاج احمد متوسليان‌ها و شهيد بروجردي‌ها براي کشورمان و هموطنان کُرد آوردند، بارها و بارها خون خود را تقديم کرده‌اند.
    سپاه از ابتداي انقلاب سابقه حضور در كردستان و تجربه طولاني جنگ با اشرار و تجزيه‌طلبان كومله، دموكرات، فدائيان خلق و غيره را در آن مناطق داشت و طي سال‌هاي طولاني براي مقابله و سركوب اشرار مزدور و تجزيه طلب از مساعدت همه جانبه كردهاي غيورمسلمان و وطن‌دوست برخوردار بود.
    از اين رو آشنايي سپاه با منطقه، آشنايي صرف از روي نقشه نبود، بلكه منطقه را از ابعاد مختلف مي‌شناخت و برتمامي مشكلات امنيتي، سياسي و اجتماعي ناامني‌هاي گسترده ناشي از شرارت اين مجموعه مزدور و نقشي كه مي‌توانستند در بزنگاه‌هاي خاص به نفع دشمنان ايفا كنند  كاملاً واقف بود.لذا هنگامي که فرمانده معظم کل قوا در کردستان تاکيد کردند که "امنيت پايدار مردمي در منطقه بايد ايجاد شود"؛ از اين رو فرماندهان سپاه آگاهانه و مشتاقانه اين مأموريت را پذيرفتند.پشتوانه اين پذيرش تغيير هوشمندانه راهبرد پدافندي به راهبرد آفندي بود. گروه‌هاي شرور مزدور و سرسپرده، با تجربه راهبرد پدافندي نظام در منطقه شمال غرب  جرئت و جسارت پيدا كرده بودند و هرگاه احساس مي‌كردند براي ادامه داشتن حمايت و كمك دشمنان نظام لازم است خودي نشان دهند و ابراز وجود كنند، دست به قتل و ترور موردي مي‌زدند و ساليانه بين 50 تا 60 نفر از شهروندان و نيروهاي نظامي و امنيتي را ناجوانمردانه به شهادت مي رساندند و پس از مواجه شدن با واكنش نظامي نظام، به لانه‌هايشان مي‌خزيدند و رفته رفته اين خيانت آفريني براي آنها به رويه جاري تبديل مي شد.
    اين بود که راهبرد سپاه در دهه 90 به صورت هوشمندانه و برنامه ريزي شده تغيير کرد و مهمترين اتفاق در سالهاي اخير به اواخر خردادماه سال 90 باز مي‌گردد که نيروي زميني سپاه دست به يک سلسله عمليات براي برقراري امنيت در منطقه شمالغرب زد؛ عمليات‌هايي که حجم کمي و کيفي آن در دوران پس از جنگ تحميلي، کم سابقه بود.فتح قله‌‌هاي امنيت در شمالغرب البته به اين راحتي‌ها ميسر نمي‌شد چراکه گروهک‌هاي ضدانقلاب با حمايت‌هاي همه جانبه اطلاعاتي و حتي لجستيکي غرب اين بار با تمام توان آمده بودند تا براي هميشه خاک بخشي از ايران را تصرف کنند.
    اين عمليات‌ها که در نيمه اول سال 90 انجام شد، تا اواخر شهريور به طول انجاميد تا نهايتا با تقديم چندين شهيد و جانباز در اين عمليات‌ها، بار ديگر امنيت به منطقه بازگشت و گروهک‌هاي ضدانقلاب مجبور به ترک خاک ايران شدند.
    *ويژگي‌هاي مهم عمليات مهم سپاه در شمال غرب کشور
    عمليات در اين منطقه، حساسيت‌ها و مشکلات خاص خود را داشت به گونه‌اي که سردار اصانلو فرمانده قرارگاه حمزه(ع) سپاه در شمالغرب در آن ايام، با تشريح مشکلات اين عمليات ها مي گويد: »در بورالان ماکو، منطقه‌اي داريم به وسعت حدود 30 کيلومتر در 30 کيلومتر که همه‌اش سنگ‌هاي آذرين است و غارهاي بزرگي در زير زمين‌ دارد که وسعت بعضي از آنها از يک ميدان فوتبال بزرگتر است ولي رها شده است. ورودي غارها به اندازه يک انسان هم نيست. سنگ‌هاي آذرين هم جزو سنگ‌هاي بسيار سخت است يعني بالاتر از گرانيت و کمتر از الماس. اين مشکل باعث شده بود آنجا جاده نباشد و تردد امکان نداشت. براي تردد در ميان آن سنگ‌ها نياز به اعزام نيروي پياده داشتيم که اين هم آسيب پذير بود و هم امکان پشتيباني از آنها را سخت مي‌کرد.«
    وي اضافه مي کند: داخل آنجا، هم غار بود هم کانال‌هاي متعدد. سنگ‌ها هم طوري بود که هر کس اولين اقدام را مي‌کرد، کاري نمي‌شد انجام داد. پس اولين کار ما اين بود که در اين منطقه جاده بکشيم و فرمانده نيروي زميني هم تاکيد داشت که اين کار انجام شود. براي همين گروهي از مهندسي وارد شد و احداث جاده را در دل اين سنگ‌ها شروع کرد. به گفته اين فرمانده ارشد سپاه، اين منطقه موقعيت بسيار مهمي دارد چون بين ترکيه، ايران و ارمنستان واقع شده. يعني از اينجا هم مي‌توانستند به ارمنستان بروند، هم داخل ايران شوند و هم به ترکيه بروند. با تدابير صورت گرفته ، 50 تونلي که ضد انقلاب به عنوان سنگر از آن استفاده مي‌کردند، کشف و منهدم شد. آنها تجهيزات و سلاحي داشتند که با اين اقدام سپاه از بين رفت.""در ميان مناطقي که به دست پاسداران آزاد شد، منطقه اي به نام دوله کوکه‌ وجود داشت که آنجا ضدانقلاب امکانات زيادي از جمله نيروگاه برق، زاغه مهمات و... داشتند و محل زندگي خوبي هم براي خودشان درست کرده بودند."
    *پايان پژاک براي هميشه
    پس از خروج پژاک از ارتفاعات شمالغرب کشور، سپاه پاسداران به استحکامات و محکم سازي در ارتفاعات روى آورد. پس از خروج پژاک از اين مناطق بود که فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، اين عمليات را در راستاى پيشگيرى از تهديدات مهم آينده در اين مناطق ارزيابى کرد.
    گروهک تروريستي پژاک با پذيرش تمام شرايط جمهوري اسلامي، از ارتفاعات جاسوسان و ديگر نقاط منطقه تا چندين کيلومتر داخل خاک کردستان عراق عقب‌نشيني و اعلام کرد که همه شرايط ايران را مي پذيرد.
    اين در حالي بود که درسالهاي قبل  گروهک پژاک در منطقه عمومي خوي  سلماس، ماکو، منطقه چالدران در اروميه و منطقه دالام پرداغ، اشنويه و پيرانشهر تا سردشت، پايگاه هايي را ايجاد کرده و نام اين منطقه را هم »مديا« گذاشته بود؛ يعني منطقه آزادشده اي که بستر اوليه کردستان بزرگ است.اما در اثر عمليات هاي موفقيت آميز نيروى زمينى سپاه پاسداران، تروريست‌هاي پژاک از اين مناطق عقب نشيني کردند که اوج آن تصرف منطقه جاسوسان بود. البته در ماه‌هاي اخير نيز برخي پس مانده‌هاي اين گروهک تلاش کردند به اقداماتي در منطقه غرب کشور دست بزنند که با برخورد قاطع سپاه  ناکام ماند.
    *شباهت شهداي سال 90 سپاه با شهداي سال‌هاي جنگ
    به گفته يكي از همرزمان شهيد جعفرخاني که با دلاوري هايش در ارتفاعات شمال غرب، ضربات مهلکي به ضد انقلاب زد. اين شهيد هميشه با خودش 30 خشاب فشنگ مي برد و در حين درگيري وقتي پايش بر روي مين رفت و به شدت مجروح شد و امكان تحرك و جابجايي از او گرفته شد در يك نقطه مستقر شد و با نبرد به دشمن ادامه داد تا آنجا كه پس از شهادتش وقتي دوستان بالاي سر جنازه مطهرش رسيدند مشاهده كردند بيشتر خشاب هايش را شليك كرده و پوكه فشنگ هايش در اطرافش ريخته و اين نشان مي داد كه اين شهيد بزرگوار تا لحظه اصابت گلوله دشمن در حال نبرد بود.
    اين نقل قول، خاطره شهادت »مرتضي حمزه دولابي« فرمانده گردان هاي لشكر سيدالشهدا(ع) را در دوران دفاع مقدس به خاطر مي آورد كه وقتي فرمانده لشكر، شهيد »كاظم رستگار« كسي را به دنبال وي مي_فرستد كه به او بگويد نيروهايش را عقب بكشد فردي كه پيغام را برده بود پس از بازگشت گفت، شهيد حمزه دولابي ساق پايش را به رانش بسته بود تا پاي عقب نشيني نداشته باشد و گفته بود چون مي دانم امام راضي به عقب نشيني از اين منطقه و در اين وضعيت نيست، عقب نمي نشينم. آنجا ماند  آنقدر جنگيد تا شهيد شد.
    *دمکرات‌ها هم به سرنوشت پژاک دچار شدند
    طي روزهاي اخير تعدادي از عناصر مسلح گروهک ضد انقلاب دموکرات، اقدام به درگيري با رزمندگان سپاه در منطقه مهاباد کردند که اين حملات با هوشياري و برخورد قاطع نيروهاي پاسدار، ناکام ماند. بر اساس اطلاعيه نيروي زميني سپاه، در درگيري روزهاي گذشته رزمندگان قرارگاه حمزه سيدالشهداء (ع) با اشرار مسلح وابسته با گروهک‌هاي ضدانقلاب در منطقه مرزي سروآباد و منطقه عمومي مهاباد، 5 تن از مزدوران استکبار جهاني از جمله »آرش منبري« و »شورش منبري« از فرماندهان اشرار مسلح به هلاکت رسيدند.
    يک منبع آگاه نظامي با اشاره به اسامي برخي از کشته شدگان در درگيري هاي اخير گفت: آرش و شورش منبري از فرماندهان اشرار مسلح که اخيرا کشته شده اند، از اشرار معروف و شناخته شده شمال غرب کشور هستند که وظيفه آن ها جذب و آموزش تروريست‌ها بود.
    اين منبع آگاه نظامي تصريح کرد: آرش و شورش منبري قصدشان نفوذ در کشور بوده و چند سال پيش هم در روز ارتش يک بمب گذاري انجام دادند و موضع آن ها انتحاري بوده و اکنون هم کشته شده اند.وي با بيان اينکه آرش و شورش منبري در تجهيز نيرو و مشاوره و آموزش اشرار مسلح در منطقه شمال غرب نقش مهمي داشته‌اند، خاطرنشان کرد: اين دو نفر اقدامات تروريستي متعددي انجام داده‌اند و البته از خارج از کشور (مناطقي در عراق) هم کمک دريافت مي‌کردند.
    به گزارش امانت به نقل از مشرق، اين سومين درگيري گروهک دمکرات با سپاه پاسداران در يک هفته گذشته محسوب مي‌شود. دو تيم قبلي دمکراتي‌ها در اشنويه بطور کامل منهدم شده و 12 تن از اعضاي اين تيم‌ها به هلاکت رسيده بودند و تيم سومي نيز عصر جمعه 4تيرماه 1395، در حاليکه در حال اخاذي و باج‌گيري از مردم منطقه بودند، با نيروهاي سپاه پاسداران درگير شده بودند که کاوه جوانمرد عضو کميته مرکزي گروهک تروريستي دمکرات نيز از کشته شدگان اين درگيري بود.
    از مريوان تا سردشت و پيرانشهر، راه زيادي نيست، همچنان که از اين مناطق تا مرز نيز اندک مسافتي هست اما براي هر قدم و وجبش، خون‌هايي طي اين 38 سال به زمين ريخته شده تا کردستان و آذربايجان، همچنان امن و ايمن بماند و "کنام" مزدوران و غاصبان و جاسوسان نباشد؛ حال اين افراد ارتش بعث باشند و يا اشرار پژاک و دموکرات.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی