در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > چرا نام رضا روي امام هشتم(ع) نهاده شده است

گروه دين و انديشه: وجود مبارک امام هشتم (ع) وقتي وارد سرزمين مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمي خراسان، مسئله امامت، رهبري، خلافت و مانند آن بود. عده‌اي بر اين پندار باطل بودند که رهبر را بايد مردم انتخاب بکنند!

    گروه دين و انديشه: وجود مبارک امام هشتم (ع) وقتي وارد سرزمين مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمي خراسان، مسئله امامت، رهبري، خلافت و مانند آن بود. عده‌اي بر اين پندار باطل بودند که رهبر را بايد مردم انتخاب بکنند! هيچ موجودي از هيچ موجود ديگري راضي نمي‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هيچ انساني به هيچ توفيقي دست نمي يابد و خوشحال نمي شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله عليه)؛ و هيچ نفس مطمئنه اي به مقام راضي و مَرضي بار نمي‌يابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسيده است، به اين لقب ملقب شده است! بلکه چون ديگران را به اين مقام مي‌رساند، ملقب به رضا شد.
    ممکن است در بين آحاد امت کساني باشند که به مقام رضوان راه پيدا کنند؛ چون پايان بخش سورة مبارکة فجر که فرمود: «يا أيَتُهَا النَفسُ المُطمَئِنَهُ ارجِعِي إلي رَبِکِ راضِيَهً مَرضِيَه »مخصوص ائمه (ع) نيست، شامل سائر انسانهاي ملکوتي‌منش هم مي‌شود. ممکن است در بين امت کساني باشند که داراي نفس مطمئنه و نائل به مقام راضِيَهً مَرضِيَهً بشوند، اما رضا نخواهند بود! آنها جزء امت‌اند، ولي امام رضا (ع) واسطه است که چنين افرادي در بين امت به مقام راضِيَهً مَرضِيَهً راه پيدا مي کنند.
    اهداف جزئي هم مشمول اين اصل کلي است. اگر کسي در کارهاي جزئي موفق شد و راضي شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندي کوشيد، رضاي پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوي يا انديشور دانشگاهي به مقام علم و دانش بار يافت و بر کُرسي استادي تکيه زد و راضي شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ايشان است.
    وجود مبارک امام هشتم (ع) وقتي وارد سرزمين مرو و خراسان شد؛ آنروز مسئلة رسمي خراسان، مسئله امامت،‌ رهبري، خلافت و مانند آن بود. عده اي بر اين پندار باطل بودند که رهبر را بايد مردم انتخاب بکنند! امامت انتخابي است و سقيفة بني ساعده هم شاهد آنها بود. عباسيه بر اين پندار بودند،‌ بني العباس فکرشان اين بود که رهبري انتخابي است!
    وجود مبارک امام از آنها سئوال کرد: مسئله رسمي خراسان کنوني چيست؟ عرض کردند: مسئله ولايت و رهبري است که عده اي باورشان اين است که رهبر را مردم بايد انتخاب بکنند. آنگاه وجود مبارک امام رضا (ع) طبق نقل مرحوم کُليني (رض) فرمود: من امامت و رهبري را تشريح کنم تا معلوم بشود که امامت انتخابي نيست.
    آنگاه مطلبي را فرمود که بخشي از آن معارف و مطالب به اين مضمون در کافي ضبط شده است؛» اَلإمامُ واحِدُ دَهرِهِ لا يُدانِيهِ اَحَد وَ هُوَ بِحِيثتُ النَجم مِن يَدِ المُتَناوِلين، إينَ العُقُولُ مِن هذا؟ إينَ الاِختيارُ مِن هذا؟« فرمود: امام آن انسان کاملي است که در عصر خود، در روي زمين دومي ندارد. او مثل اعلاي ليسَ کَمِثلِهِ شِيء است،‌ او مظهر ليسَ کَمِثلِهِ شِيء است. مگر مظهر ليسَ کَمِثلِهِ شِيء همتا دارد؟ وقتي همتا نداشت، در دسترس فکر ديگري نيست که ديگري او را بشناسد!
    از باب تشبيه معقول به محسوس چنين فرمود: همانطوري که ستاره‌هاي آسمان در دسترس بشر عادي نيست، اوج مقام امامت و رهبري هم در دست بشر عادي نيست. همانطوري که با دست نمي شود ستارة آسمان را گرفت، با فکر بشر عادي هم نمي شود خليفة الله را و امام معصوم را شناخت! إينَ العُقُولُ مِن هذا؟ إينَ الاِختيارُ مِن هذا؟ کجا عقل مردم مي تواند امام را بشناسد، تا او را در سقيفه اختيار بکند، انتخاب بکند! امام را جز امام آفرين احدي نمي شناسد؛‌ او مي‌شناسد، او مي‌پروراند، او نصب مي‌کند و مانند آن. إينَ العُقُولُ مِن هذا و إينَ الاِختيارُ مِن هذا؟
    *نردباني به نام اقرار به گناه
    در قرآن کريم، ذات أقدس إله به ما فرمود: شما بايد وسيله اي فراهم بکنيد که از آن وسيله مدد بگيريد و به خدا واصل بشويد. وسيله براي وصول است! اين سبب و اين نردبان براي آن صعود است؛ »وَ ابتَغُوا إلَيهِ الوَسيله « . آنگاه وسيله را در ادعيه، در مناجات، در روايات براي ما مشخص کرده_اند.
    بهترين وسيله و عالي ترين وسيله »توحيد« است که انسان موحد باشد. »تَوَسَلتُ إلِيکَ بِرُبُوبيَتِک «. اعتقاد به عبوديت خويش و ربوبيت خدا بهترين وسيله است. و براي اينکه انسان به اين توفيق راه پيدا کند، اقرار به گناه را به عنوان وسيله با مولاي خود در ميان مي گذارد. خود اين اقرار به گناه وسيله است. در مناجات شعبانيه چنين آمده است: خدايا! تو که دستور داده اي ما به طرف تو وسيله‌اي اتخاذ کنيم؛» وَ قَد جَعَلتُ الإقرارَ بِالذَنبِ إلِيکَ وَسيلَتِي«. من هيچ نردبان و وسيله اي ندارم، مگر اينکه اقرار مي کنم بد کرده ام!
    اقرار به گناه نردبان خوبي است؛ از غرور آدم مي کاهد، انسان را به توبه وادار مي‌کند، وقتي انسان اقرار کرد و تصميم گرفت توبه کند، کم کم شامه اش باز مي شود. حالت ذکام معنوي او بر طرف مي شود؛ وقتي انسان مذکوم نبود، ذکام نداشت، سرما خورده نبود، هم بوي بد را استشمام مي کند، هم بوي خوب را! بوي خوب و شيواي عبادت و استغفار به شامه اش مي رسد، بوي بد گناه هم به شامه اش مي رسد.
    اين از بيانات نوراني رسول خداست که به ما فرمود:» تَعَطَرُوا بِالإستِغفار لا تَفضَحَنَکُم رَوائِحُ الذُنُوب« . با استغفار خود را معطر کنيد تا بوي بد گناه شما را رسوا نکند. بالأخره گناه بد بو روزي انسان را رسوا مي کند. همه که مثل ما مذکوم نيستند،‌ شامة همه بسته نيست! بسياري از جوانها، از خواهران و برادران با شامة باز استشمام مي کنند. جامعه اي که شهيد داده است، معطر است. جامعة معطر و خوشبو هم بوي خوب دارد، هم بوي خوب را استشمام مي کند.
    مگر در فرهنگ ما زيارت وارث و امثال وارث نيآمده؟! مگر ما در پيشگاه شهداء و شهيدانِ امام (رض) عرض نمي کنيم: »طِبتُم وَ طابَتِ الأرضُ الَتِي فِيهَا دُفِنتُم« ؟! شما طيب و طاهريد، سرزميني که شما را پروراند طيب و طاهر است، مزار و مرقد شما طيب و طاهر است. خُب اين زيارت وارث به انسان شامه مي دهد. اگر ما نتوانستيم استشمام کنيم، خيلي ها هستند؛ همانها که شهيد داده اند، همانها هم بوي شهادت را استشمام مي کنند. و اگر چنين جامعة زنده اي ما داشتيم، بالأخره بوي بد گناه ما را مفتضح مي کند!
    فعلاً بگوئيم: »اَلحَمدُ للهِ الَذِي سَتَرَ عُيُوبي وَ ذُنُوبي وَ لَم يَفضَحنِي مِن بِينِ الخَلائِق «. خدايا! تا دير نشده ما بر مي گرديم، ما معتقديم بد کرديم و تو پوشاندي. ستار بودي، غفار بودي؛ اميد آن هست که در آخرت هم بپوشاني. ولي بالأخره ممکن است يک وقتي قهر خدا آن پرده را کنار بزند و سرزمين طيب و طاهر که مردان الهي و زنان الهي تربيت مي کند و بوي خوب اطاعت را استشمام مي کنند و بوي بد گناه را هم استشمام مي کنند، ما مفتضح بشويم.
    *ميان‌بري براي تقرب الهي
    شما در دعاي کميل مي خوانيد، در ادعية ديگر مي خوانيد که خدا به ما از هر موجودي نزديکتر است. اگر او به ما از خود ما حتي نزديکتر بود، بخشش او هم به ما از هر چيزي نزديکتر است. يک راه ميان بري بنده با خدا دارد؛ غير از آن اسباب و وسائل، يک راه ميان بري دارد. لذا به او عرض مي کنيم: تَوَسَلتُ إلِيکَ بِرُبُوبيَتِک.
    يعني خدايا! تو که فرمودي وَ ابتَغُوا إلِيهِ الوَسيلِه، ما توسل به ائمه داريم، نماز وسيله است، روزه وسيله است، قرائت قرآن وسيله است، درس و بحث وسيله است، احسان و نثار و ايثار وسيله است، جهاد اصغر و اکبر وسيله اند؛ همة اينها وسيله اند. اما»توحيد ناب« وسيلة خوبي است. خدايا! عبوديت خود و ربوبيت تو را وسيله قرار داديم. تَوَسَلتُ إلِيکَ بِرُبُوبيَتِک.
    اگر چنين وسيله اي در اختيار ما هست، و اين وسيله اَقربُ الوَسائِل است و‌ اَقويَ الوَسائِل است؛ اگر از اين وسيله ما بخواهيم مدد بگيريم، کار آساني هست؛ دفعتاً مي بينيد انسان متحول مي شود. و اين تحول باعث تهية ذخيره اي است که چيزي او را عوض نمي کند.شما تا چشم به هم بزنيد، مي بينيد ابلاغ بازنشستگي به دست يک عالم حوزوي يا دانشمند دانشگاهي دادند. طولي نمي کشد که انسان به 60 يا 70 سالگي مي رسد! يک بيان نوراني اي امير المؤمنين (سلام الله عليه) دارد که لحظه ها چقدر مي گذرد، به چه سرعت مي گذرد، روز مي شود. روزها به چه سرعت مي گذرد، هفته مي شود. هفته ها به چه سرعت مي گذرد، ماه و سال را پشت سر مي گذارد؛ و اين ماهها و سالها به چه سرعت مي گذرد و عمر را تأمين مي کند! تا انسان بجنبد، مي بيند: از آن سرد آمد اين کاخ دلاويز/ که تا جا گرم کردي‌، گويدند خيز
    *مقام رضوان از آن چه کسي مي‌شود؟
    به گزارش امانت به نقل از الکوثر،دنيا هميشه سرد است؛ زيرا هر کسي چند لحظه اي آنجا نشست، تا جاي خود را گرم بکند، به او مي گويند: نوبت تو به سر آمده. آنگاه کسي در اين بازيگري‌ها پيروز مي‌شود که نه کسي را فريب دهد، نه فريب کسي را بخورد؛ او به مقام رضوان بار مي يابد، إن شآءَ الله به نفس مطمئنه مي‌رسد، راضية مرضيه خواهد شد. از آن به بعد به او اجازة رجوع مي دهند. به برخي مي گويند: »قِفُوهُم إنَهُم مَسئُولُون«. اينها را متوقف کنيد، بازداشت کنيد. به بعضي_ها مي گويند: بيائيد. خدا دستور توقف به عده اي مي‌دهد، فرمان رجوع دربارة عده‌اي ديگر صادر مي‌کند. مائيم و ابديت ما!
    شما مي بينيد انسان اينچنين نيست که عمرش با کهکشان ها قابل قياس باشد! انسان يک جان مجردي دارد که فوق ميلياردها سال نوري است. اصلاً نه متزمن در زمان است، نه متمکن در مکان..

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی