در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > يک علت بر چرايي فقير بودن مسلمان ها

گروه دين و انديشه:علماي بزرگوار به مسئله زهد و ساده زيستي و فقر بيشتر اهميت داده اند تا مسئله سرمايه دار شدني که نتيجه اش قدرت آوري، علم آموزي و رفع نيازهاي مادي مردم است. سرمايه داري زماني بد است که به تجمل ختم شود وگرنه بدون سرمايه مگر مي شود حتي فعاليت ديني کرد؟

    گروه دين و انديشه:علماي بزرگوار به مسئله زهد و ساده زيستي و فقر بيشتر اهميت داده اند تا مسئله سرمايه دار شدني که نتيجه اش قدرت آوري، علم آموزي و رفع نيازهاي مادي مردم است. سرمايه داري زماني بد است که به تجمل ختم شود وگرنه بدون سرمايه مگر مي شود حتي فعاليت ديني کرد؟
     فقير باشيم يا ثروتمند؟ فقير و زاهد باشيم و ديندارتر به نظر برسيم، يا سرمايه دار شويم و ثروت خود را در راه دين و انسانيت خرج کنيم؟اصلا سرمايه، ما را از خدا دور مي کند و يا فقر ما را به کفر نزديک مي کند؟
    چالش فقر و ثروت هميشه در تاريخ وجود داشته و اقوامي هميشه متمايل به ثروت بوده اند و اقوامي ديگر در نقطه مقابل آن ها قرار داشتند و از ثروت فراري بوده اند. عده اي هم فقط مال اندوزي مي کنند، بي آنکه هدفي داشته باشند؛ و برخي ديگر از ثروت خود براي کمک به ديگران استفاده مي_کنند؛ بعضي هم هستند که با هر شرايطي مي سازند چه فقير باشند و چه ثروتمند.
    اما در حقيقت کدام راه و روش و کدام تفکر به واقع و حقيقت نزديک تر است؟ و اساسا کدام طريق مورد پسند دين قرار دارد؟
     *فقر و ثروت از منظر دين
    قرآن کريم وقتي از مال و ثروت سخن مي_گويد، از آن تعبير به خير مي کند: »وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ؛ و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقه مند است«.آيت الله مکارم شيرازي در تفسير اين آيه مي فرمايد:»مسلما اطلاق خير بر (مال) به خاطر آن است که در حد ذات خود چيز خوبى است، و مى تواند وسيله انواع خيرات گردد، ولى انسان ناسپاس و بخيل آن را از هدف اصليش بازداشته، و در مسير خودخواهى و خودکامگى به کار مى گيرد«.علماي اسلام همه چيز خود را در راه دين خرج کردند، با همه وجود و توان براي دين تلاش کردند، اما اين باعث نمي شود که بگوييم هيچ اشکالي در کار آن ها نبوده است.اما وقتي سخن از فقر و تنگدستي مي شود يکباره رويکرد دين صد و هشتاد درجه تغيير مي کند و زبان به مذمت فقر مي گشايد. تا جايي که فقر را همتاي کفر قرار مي دهد؛رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :»اللّهُمّ إنّي أعوذُ بكَ مِن الكُفرِ والفَقرِ ، فقالَ رجُلٌ : أيَعدِلانِ ؟ قالَ : نَعَم ؛ بار خدايا ! من از كفر و فقر به تو پناه مى‏ برم. مردى عرض كرد: آيا اين دو با هم برابرند؟ فرمود: آرى«همچنين اميرالمومنين به فرزندشان محمد بن حنفيه در مذمت فقر مي فرمايد:»فرزندم! از فقر بر تو مي ترسم، از آن به خدا پناه ببر! زيرا فقر دين انسان را ناقص و عقل و انديشه او را مشوش، و مردم را نسبت به او، و او را نسبت به مردم بدبين مي سازد.«بنابر اين، ديدگاه دين نسبت به فقر و ثروت مشخص است. فقر به هيچ وجه پذيرفتني نيست و ثروت هم در اصل خوب است، مگر آنکه در علاقه به آن و جمع آوري آن افراط شود.
     *کم کاري علماي اسلام
    علماي جهان اسلام به خصوص شيعيان گرچه غالبا زندگي ساده و فقيرانه اي داشته اند، اما در عين حال به سبب وجوهات و موقوفه ها و نذورات و... جايگاه ثروتمندي داشته و دارند.بگذاريد کمي مسئله را باز کنم؛ شان مرجعيت شيعي به گونه اي بوده و هست که اموال و ثروت زيادي بدست آن ها مي رسد و گرچه اين سرمايه ها در جيب شخصي فلان عالم نمي رود، اما متعلق به جايگاه او است.حالا با وجود سرمايه زيادي که اين بزرگواران در دست داشتند، آيا توانسته اند جريان ساز باشند و آيا از سرمايه خود در جهت ارتقاي سطح زندگي مردم، چه در جهت مادي و چه معنوي گامي تاثير گذار برداشته اند؟شايد علماي اسلام بيشتر از هرکسي صلاحيت داشته باشند وضعيت موجود را تغيير دهند. بهتر است اين عزيزان با سرمايه گذاري هايي مطمئن، هم مسئله اشتغال جوانان را سامان دهند و هم با رفع نياز هاي اوليه و مادي نيازمندان مسير را براي افزايش دينداري هموار تر کنند.از حق نگذريم که علماي اسلام همه چيز خود را در راه دين خرج کردند، با همه وجود و توان براي دين تلاش کردند، اما اين باعث نمي_شود که بگوييم هيچ اشکالي در کار آن ها نبوده است.سبک کاري آن ها در جهت اقتصادي ضعف هايي داشته که موجب مسلط شدن بيگانه و بي دين بر دينداران شده است.
     *تسلط بي دين ها بر ديندارها
    متاسفانه وقتي سرمايه در زندگي مسلمان ها مغفول ماند، بي دين ها و کساني که تقيد ديني نداشتند به دنبال ثروت رفتند و بر متدينين مسلط شدند.فرض کنيد اگر متدينين راستين، مثل بازاري هاي قديم، سرمايه داران کشور باشند، در اينصورت با وجوهاتي که پرداخت مي کنند و يا انصافي که نسبت به کارمند خود دارند و يا تقيدات ديني آن ها نسبت به انفاق و... تعادل طبقات اقتصادي بالا مي رود.اما الان چطور؟ متاسفانه بخش عظيمي از سرمايه کشور و دنيا در دست کساني قرار دارد که با مفاهيم عدالت ديني بيگانه اند.اين همه ماجرا نيست؛ وقتي کسي که تقيدي به دين ندارد سرمايه دار بشود، ابزار رسانه و تبليغ را هم به چنگ مي آورد و بازي را آنگونه که دلش مي خواهد گزارش مي کند. و در نتيجه بعد از مدتي دين کم رنگ مي شود. واقعيت اين است که ما خودمان اجازه داديم ديگران بر ما مسلط شوند.
    *پيشتازي علماي يهود
    علماي عظيم القدر به مسئله زهد و ساده زيستي و فقر بيشتر اهميت دادند تا مسئله سرمايه دار شدني که نتيجه اش قدرت آوري، علم آموزي و رفع نيازهاي مادي مردم است. سرمايه داري زماني بد است که به تجمل ختم شود وگرنه بدون سرمايه مگر مي شود حتي فعاليت ديني کرد؟علماي يهود شايد بهتر از ما اين نکته را درک کردند. يهودي ها چون سرمايه و ثروت زيادي داشتند، هم يهود را از لحاظ مالي تامين کردند و هم همه ابزارهاي تبليغ از جمله سينما را تصاحب کردند. شايد امروز اگر به اکثر شرکت ها و موسسات تجاري، استراتژيک يا رسانه اي سر بزنيم، مي بينيم يک يهودي حداقل در آنجا سرمايه گذاري کرده است.چرا ما با توجه به فرهنگ اصيل ايراني اسلامي امروز نبايد از همه جلوتر باشيم؟
     *و در آخر:به گزارش امانت به نقل از راسخوان،شايد علماي اسلام بيشتر از هر کسي صلاحيت داشته باشند وضعيت موجود را تغيير دهند. بهتر است اين عزيزان با سرمايه گذاري هايي مطمئن، هم مسئله اشتغال جوانان را سامان دهند و هم با رفع نيازهاي اوليه و مادي نيازمندان مسير را براي افزايش دينداري هموار تر کنند.مسلمان ها نيز نبايد به بهانه دينداري يا زهد و تقوا از تلاشگري خود بکاهند. بايد جامعه اسلامي با دويدن شبانه روزي، عقب افتادگي هاي خود را جبران کند؛ بايد در درجه اول دينداران با ثروت خود منطقه و شهر و کشور خود را آباد کنند و سپس به نفوذ اقتصادي در کشورهاي ديگر فکر کنند.يادمان باشد اگر دينداران سرمايه قدرت زا را از دست بدهند، بي دين ها آن ها را مجبور به ترک عقيده خواهند کرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی