در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۸

دین و اندیشه > وفاي به عهد خصلت مهم متخلقان به اخلاق

گروه دين و انديشه:دارندگان اخلاق الهي خصوصيات مهم و متفاوتي دارند که وفاي به عهد و نقض نکردن آنچه وعده کرده و قول داده اند، يکي از مهم‌ترين اين خصوصيات به شمار مي‌آيد. ‌

    گروه دين و انديشه:دارندگان اخلاق الهي خصوصيات مهم و متفاوتي دارند که وفاي به عهد و نقض نکردن آنچه وعده کرده و قول داده اند، يکي از مهم‌ترين اين خصوصيات به شمار مي‌آيد. ‌

    اخلاق جمع خُلق است و در لغت خُلْق و خَلْق از يک ريشه يعني (خ ل ق) هستند. خَلْق به شکل ظاهري انسان نظر دارد و خُلق به شکل باطني و نفساني. همانگونه که شکل ظاهري انسان، متصف به صفت نيک و بد است، شکل باطني انسان هم اوصاف خوب و بد دارد.هدف انسان در فرهنگ اسلام، تقرب به خداوند است و اخلاق پسنديده اساسي‌ترين راه وصول به اين مقصد. پيامبر اسلام (ص) نيز به بيان خود (انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، کنزالعمال، ج 3 ص 16) براي تکميل مکارم اخلاق مبعوث شده است.
    اهتمام فوق‌العاده قرآن مجيد به عنوان کتاب مقدس مسلمانان به مسائل اخلاقي و تهذيب نفوس، موضوعي اساسي و زيربنايي است که برنامه‌هاي ديگر از آن نشأت مي‌گيرد؛ به تعبير ديگر، بر تمام احکام و قوانين اسلامي سايه افکنده است. بحث اخلاق در قرآن از مهمترين مباحث قرآني است و از يک نظر مهمترين هدف انبياي الهي را تشکيل مي‌دهد؛ زيرا بدون اخلاق دين براي مردم مفهومي ندارد.
    همچنين خداوند متعال، پيامبر اکرم (ص) را اينگونه ستايش مي‌کند: وَإِنَّکَ لَعَلَي? خُلُقٍ عَظِيمٍ و تو اخلاق عظيم و برجسته‌اي داري. (سوره مبارکه قلم، آيه 4). انسان‌ها در هر شرايطي؛ اعم از فردي، خانوادگي و اجتماعي نيازمند ارتباط هستند و مهم‌ترين پل ارتباطي انسان و خداوند متعال و انسان‌ها با يکديگر، رعايت قانون است تا با رعايت قوانين هم به حقوق خود برسند هم حقوق ديگران را رعايت کنند. از اين قوانين در حيطه ارتباطات فردي مي‌توان به اخلاق ياد کرد.
    اما انسان چگونه مي‌تواند اخلاقي و درست عمل کند و به تزکيه در اعمال برسد؟ با توجه به اهميت موضوع در سلسله يادداشت‌هايي به بيان آيات مرتبط با اخلاق و ترجمه روان آنها مي‌پردازيم.
    أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَي? إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُولُوالْأَلْبَابِ الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ… (سوره مبارکه رعد، آيه 20-19). آيا کسي که مي‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حق است، همانند کسي است که نابيناست؟ تنها صاحبان انديشه متذکّر مي‌شوند، آنان که به عهدهايشان وفا مي‌کنند.
    استفهام و سوال در آيه مبارکه از نوع انکار و نفي تساوي بين اين دو گروه است؛ يعني کسي که علم به حق و خدا در دلش جا گرفته با کسي که نسبت به حق جاهل و کور است؛ برابر نيستند. در آيه جاهل به حق را متصف به صفت کوري و کسي که علم به حق دارد را عالم و جز اولوالباب معرفي کرده است. (الميزان، علامه طباطبايي، ج11، ص524.)
    در مقابل علم و عالم صفت جهل و جاهل معمولاً به کار مي‌رود؛ اما در اين آيه مبارکه خداوند متعال در مقابل کلمه عالم از کلمه کور استفاده کرده است. در واقع اين موضوع را متذکر مي‌شود که اگر کسي در اين عالَم علم به حق و خدا نداشته باشد و خدا را نبيند و نشناسد نه تنها جاهل؛ بلکه کور است و چشم ندارد و اگر چشم داشت مطمئناً خداي تبارک و تعالي را مي‌ديد.
    تنها کساني خدا را مي‌بينند که عالم باشند و اين گروه از عالمان را خداي متعال اولوالباب مي‌خواند؛ يعني صاحبان علم نوعي تذکر و بيداري دارند که صاحبان کوري و جهل ندارند. آيه مي‌خواهد برساند صاحب علم، دائم متوجه و متذکر است و اين گروه با جاهلان و کورها اصلاً قابل مقايسه نيستند. (الميزان، علامه طباطبايي، ج ج11، ص524.)
    اولين اثر حق‌پذيري و کسي که دعوت حق و معارف الهي را بپذيرد، اين است که بينا و خردمند مي‌شود و هر که آن را رد کند، کوردل و تهي مغز. اين دو گروه با هم يکسان نيستند و تنها اولوالالباب هستند که وحي الهي را حق مي‌دانند و آن را اجابت مي‌کنند؛ زيرا عالمان از تذکرات حق بهره مي‌برند و به آن عمل مي‌کنند.
    *معناي اولوالالباب
    لبيب به کسي اطلاق مي‌شود که در معارف عقل نظري سرامد است و مي‌تواند ثابت کند خدا هست، انبيا و امام‌ها هستند، فرشته هست، معاد هست. همچنين در عقل عملي به آن عمل مي‌کند. عقل عملي در حوزه بايدها و نبايدها قرار مي‌گيرد؛ مثلاً صداقت خوب است و به آن عمل مي‌کند، کذب بد است و از آن دوري مي‌کند. هر چه در دايره اعتقادات و احکام است مي‌داند و عمل مي‌کند و هر چه در دايره نبايدهاست از آن دوري مي‌کند که به اين عقل عملي اطلاق مي‌شود. الوالالباب در عقل نظري و عقل عملي پيشرو هستند. در اين آيه شريفه و آيات بعد چند صفت بارز الوالالباب را ذکر مي‌کند که در حوزه عقل عملي است؛ يعني به بايدهايي که خداي متعال فرموده، عمل و از نبايدهاي او دوري مي‌کنند.
    *وفاي به عهد؛ خصلت مهم اخلاقي
    اولين صفت، با وفا ماندن به اوامر حق (عمل به اوامر الهي و دوري از نواهي الهي) است؛ همانطور که در آيه مبارکه آمده است: الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ آنها که به عهد الهي وفا مي‌کنند، و پيمان را نمي‌شکنند.
    اولين صفت و بارزترين صفت آنان اين است که به عهدي که با خدا بسته‌اند وفادار هستند و پيمان الهي را نمي‌شکنند. خردمندان هر عهدي که با خدا سپردند، رعايت مي‌کنند. يعني اگر به توحيد متعهد شدند به همه احکامي که از توحيد نشأت مي‌گيرد؛ وفادار هستند و نقض عهد نمي‌کنند.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،منظور از عهد الهي در آيه همان عهدي است که به زبان فطرت خود با خدا بسته‌اند که به خدا شرک نورزند و بر اساس فطرت توحيدي عمل کنند و آثار توحيد را در عمل خودشان نشان دهند. (تفسير تسنيم، علامه جوادي آملي، ج 42، ص 299-291.) يعني نه تنها در زبان، توحيد را بيان مي‌کنند و شهادتين را جاري مي‌سازند؛ بلکه در نگاه، فکر، قلب و تمام اعضا و جوارح توحيد عملي را نشان مي‌دهند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی