در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۹

دین و اندیشه > هيأت ها نقشي در اعتراض هاي بحق مردم ندارد

مصباح الهدي باقري گروه دين و انديشه: در دو جنبش اعتراضي اخير کشور که در دي‌ماه 96 و آبان‌ماه 98 رخ داد، باز هم هيأت‌ها را فاقد برنامه مؤثر براي هدايت جريان اعتراضي به شکل سالم و سازمان يافته‌اش بوديم و در نبود آن‌ها (و البته عدم تعبيه مسيرهاي اعتراضي مدني)، حرف مردم درست شنيده نشد و عقده‌هاي فراواني در دل‌ها ماند.

    گروه دين و انديشه: در دو جنبش اعتراضي اخير کشور که در دي‌ماه 96  و آبان‌ماه 98 رخ داد، باز هم هيأت‌ها را فاقد برنامه مؤثر براي هدايت جريان اعتراضي به شکل سالم و سازمان يافته‌اش بوديم و در نبود آن‌ها (و البته عدم تعبيه مسيرهاي اعتراضي مدني)، حرف مردم درست شنيده نشد و عقده‌هاي فراواني در دل‌ها ماند.
     آنچه که امروز از هيأت‌ها سراغ داريم، اين است که حضور مؤثر آنها غالبا مرتبط با روزهاي شادي (ولادت و اعياد اسلامي) و سوگ و عزاي اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است و در ساير موارد و موقعيت‌ها، کمتر اين تأثير را مي‌بينيم. در حقيقت، حضور هيأت در ميان مسائل و مشکلات مردم و اهداف و آرمان‌هاي انقلاب کمتر به بروز و ظهور مي‌نشيند و بعضاً هيأتي شدن معادل حسي از رهبانيت ديني و گوشه‌نشيني براي حفظ و ارتقاي معرفت فردي است. حتي در موضوع پر اهميت اربعين هم معدود هيات‌هايي سراغ داريم که خود را براي آن فضا و اقتضائات معاصر جامعه ايماني، امت اسلامي، محرومين و مستضعفين‌خو آماده کرده باشند.
    با پايان جنگ و روي کار آمدن دولت‌هايي با شعارهاي عافيت‌طلبانه، اغلب هيأت‌ها نتوانستند نقش تاريخي خود را براي اصلاح و اعتلاي جامعه توحيدي ايفا کنند و حتي ظرفيت ايجاد شده براي رد و بدل پيام و نقد مردم نيز مسدود شد.  يکي از خاستگاه‌هاي مؤثر در جريان پيروزي انقلاب اسلامي، هيأت‌هاي مذهبي بوده‌اند که بزرگان انقلاب با استفاده از همه ظرفيت‌هاي آن‌ها، به مبارزه مردم جهت و سرعت مي‌دادند. در همين راستا، حتي نمادهاي هيأت‌ها و نوحه‌هاي آن‌ها، رنگ و بوي کاملا سياسي، به روز و ضد رژيم طاغوت گرفت. جالب‌تر اينکه شکل سنتي هيأت‌ها که عمدتاً يا در محلي سربسته يا در محدوده‌اي محلي بود، به خيابان‌هاي اصلي شهر آمد و بعضا در قالب اجتماعي بزرگ از هيأت‌ها، صداي بلند و خواست رساي انقلاب و محو طاغوت را به گوش سردمداران رژيم رساند:
    بعد از پيروزي انقلاب، هيأت‌ها به شکلي خفيف‌تر اين نقش خود را در شکل‌گيري حکومت خاصه در سال‌هاي  آغازين تا شروع جنگ تحميلي  ايفا کردند. در دوره دفاع مقدس به دليل اتمسفر فراگير دفاع، مقاومت، عزت، غيرت، شهادت و سعادت، هيأت‌ها نقش برجسته‌تري گرفتند و چه در ميدان جنگ و چه پشت جبهه‌ها، هيأت‌ها به ميدان‌داري و آماده‌سازي روحي براي جهاد با دشمن تبديل شدند. با پايان جنگ و روي کار آمدن دولتهايي با شعارهاي عافيت‌طلبانه، اغلب هيأت‌ها نتوانستند نقش تاريخي خود را براي  اصلاح و اعتلاي جامعه توحيدي و علوي ايفا نمايند و حتي ظرفيت ايجاد شده براي رد و بدل حرف، پيام، نگاه و نقد مردم نيز کور و مسدود شد. درواقع هيأت‌ها به دوره ماقبل شروع مبارزه برگشتند و نقش کاملاً سنتي و تا قسمتي غير مؤثر را براي خود پذيرفتند و نقش آفريني ديروزشان براي مبارزه به نقش پذيري امروزشان به عنوان محمل و رسانه‌اي مؤثر براي رفت و برگشت پيام (بخوانيد دردها و دغدغه‌هاي مردم و جامعه) ترجمه نشد.
     حتي بعضي از متوليان هيأت‌ها سعي بليغ کردند که با تعريف اين نقش زير عنوان سياسي شدن هيأت‌ها و ابزار دست شدن ارباب قدرت، از به‌اصطلاح آلودگي آن‌ها به سياست جلوگيري کنند. گفتار، کردار و رفتار برخي از اولياي امر با هيأت‌ها نيز در اين کاناليزه شدن و خالي شدن از ايفاي نقش معاصر، بي‌تأثير نبود. از طرف ديگر، امامين انقلاب تلاش داشتند تا هيأت‌ها را به عنوان بازويي توانمند براي رسيدن انقلاب به اهداف والا و متعالي‌اش به جامعه و مردم معرفي کرده و نقش آفريني آن‌ها را نه به عنوان نماد و شعاري يکبار مصرف و يا با مصرف محدود، بلکه به عنوان پيوستي لاينفک و ضروري براي سعادت جامعه و  تسهيل‌گر آن، مورد توجه و اعتنا قرار داده و مي‌دهند.
    امروز، در چهل و يک سالگي انقلاب، آنچه شاهديم وجود طيفي از تفکر هيأتي است که يک سر آن هيأت‌ها با نقشي سنتي، تاريخ گرا و ديروزي رخ مي‌نمايند و در سر ديگر طيف، هيأت‌ها با نقشي امروزي و انقلابي هستند و البته بين اين دو سر طيف، اکثر هيات‌ها در گونه‌هاي رقيق يافته‌ از ترکيب هر دو جنس مشاهده مي‌شود.
    در تفکر هيأت سنتي يا به نوعي گذشته محور (در يک سر انتهاي طيف)، اولويت اول، جلاي شخصي و تزکيه فردي است که براي مراتب خفيف‌تر آن، مي‌توان از مفهوم کيف و حال شخصي استفاده کرد. در اين تفکر، جريان زندگي امروز مردم و جريان جامعه، بيرون از هيأت است و در درون هيأت به تربيت اسلامي و اعتلاي اخلاقي همراه با ارتقاء معرفت ديني افراد با محوريت تبيين مفاهيم ديني و سيره بزرگان دين در لباس  منبر و وعظ و توسل به اهل بيت (در قالب مدح و روضه و نوحه )پرداخته مي‌شود.
    مي‌توان گفت کسب معارف دين از اين طريق، به نوعي گوشه‌گيري، نگاه نقدي و بيرون گودي با تمرکز بر خود و بدون نگاه جامعه‌ساز منجر مي‌شود.
    در سر ديگر طيف که تفکر هيأت امروزي و انقلابي وجود دارد، دغدغه زندگي امروز فرد و احوال جامعه مورد توجه توامان است. در حقيقت مي‌خواهد دغدغه و مساله جامعه و انقلاب را زنده بدارد و تربيت اجتماعي و انقلابي را محور فعاليت و نقطه اثر خود قرار دهد. به عبارت ديگر،  افراد از اطراف خود و اجتماع معاصر و فهم مبارزه دائمي جريان حق و باطل متأثر مي‌شوند.
    حال در ميان اين دو سر طيف، انواع  مختلفي  از هيأت‌ها  که اکثريت آنها را تشکيل مي‌دهند، حيات يافته‌اند که به يکي از دو سر طيف نزديک‌تر بوده ولي از سر ديگر طيف نيز بي‌بهره و خالي نمي‌باشند. درواقع، با هيأت سنتي مواجه مي‌شويم که علاوه بر هدف خودسازي و ارتقاء معرفت ديني مخاطبين، کمي هم به مسائل روز و معاصر ورود کرده ولي خود را درگير آن ننکرده است. همچنين با هيأت امروزي مواجه هستيم که دغدغه جامعه سازي و مسائل معاصر را دارد، اما از ارتقاي معرفت ديني و اعتلاي خلقي و فردي خالي  نيست.
    مؤلفه مهمي که هيأت‌ها را در اين طيف موقعيت سازي مي‌کند، جهان بيني، بينش و خواست بنيانگذاران، موسسين و موثرين آن است اما براي تغيير وضعيت و موقعيت، مؤلفه‌هاي مهم ديگري هم وارد مي‌شوند که از آن جمله مخاطبين هيأت واقتضائات زمانه هستند که اجازه هر حرکت و عزيمتي را به هيأت نمي‌دهند.
    اينکه نيازهاي مردم، انقلاب، جهان اسلام و دنياي معاصر چيست و هيأت‌ها در چه سطحي و چگونه بايد ورود کنند، بحث مستوفايي است، اما قبل از آن همچنان در مورد گره خوردن هيأت‌ها و ورود به اين امور، موانع بينشي يا نگرشي بلندي وجود دارد که حتي کوچکترين دخالت و حضوري را نوعي »آلودگي« و »انحراف« برمي‌شمرند.
    البته بحث خيريه‌ها و دستگيري از نيازمندان سابقه نسبتاً طولاني در هيأت‌ها خاصه هيأت‌هاي قديمي دارد اما اين امر کمتر ماموريت جامعه سازي را براي هيأت‌ها مفروض مي‌داند. از همين جنس و کمي سازمان يافته و ماموريتي‌تر، حضور هيأت‌ها در زلزله کرمانشاه به ميانداري حاج حسين آقاي يکتا و شعار »هر هيأت، يک روستا« را مي‌توان مثال زد که بيشتر با فضاي دغدغه‌هاي اجتماعي سازگار و همراه است. با اين همه، شنيدن صداي مردم و صداي مردم شدن همچنان از ساحت هيأت‌هاي سنتي دور است. همچنان هيأت‌ها، پيام‌رسان يک طرفه هستند و نتوانسته‌اند خود را در قد و قامت يک رسانه تعاملي عرضه کنند. همچنان هيات‌ها حرف مي‌زنند و کمتر گوش مي‌دهند. همچنان هيات‌ها حتي در بهترين شکل‌ها، عرضه کننده هستند و کمتر خود را مخاطب، تعريف  کرده‌اند.
    در دو جنبش اعتراضي اخير کشور که در دي‌ماه 96  و آبان‌ماه 98 رخ داد، باز هم هيأت‌ها را فاقد برنامه مؤثر براي هدايت جريان اعتراضي به شکل سالم و سازمان يافته‌اش بوديم و در نبود آن‌ها (و البته عدم تعبيه مسيرهاي اعتراضي مدني)، حرف مردم درست شنيده نشد و عقده‌هاي فراواني در دل‌ها ماند. اگر اين را اضافه کنيد به موج‌سواري معاندين و کينه توزان نظام و انقلاب اسلامي روي صداي اعتراض مردم، آن‌گاه اين خلأ و کمبود، بزرگتر و اذيت کننده‌تر هم مي‌شود. البته معدود هيأت‌هايي هم بودند که سعي کردند به سهم خودشان، اين نقصان را جبران کنند که البته با توجه به دامنه اعتراضات، تکافوي گله و شکايت مردم نبودند. با اين همه، به نظر تجربه‌هاي بسيار درس آموزي از حضور آن‌ها در اين نقش و مأموريت حاصل آمده که لازم است خوب و دقيق بررسي، واکاوي و بيان شود و به عنوان الگويي مورد توجه قرار بگيرد.
    درخشان‌ترين نقش را در اين اوضاع و احوال،  هيأت ثارالله زنجان با ميان‌داري حاج ولي‌الله کلامي و حاج مهدي رسولي ايفا کردند. اين هيأت هم در دي 96 به صورت شخصي و محدود و  هم در آبان 98، به صورت سازمان يافته و تشکلي، تلاش فراوان کردند که اعترض آلوده به اغتشاش نشود و خون دل خوردن مردم مضاعف نگردد. لذا خيلي زود قبل از اينکه آشوبگران سوار موج اعتراض مردم شوند، اين مردم زنجان بودند که با محوريت هيأت ثارالله در قالب تجمعي مستحکم توانستند حداقل بخشي از اعتراض خود را بيان کرده و البته اجازه ندهند که معاندين از خواسته به حق آن‌ها، سوء استفاده کنند. شايد مهمترين عنصر موفقيت اين هيات، در ميان مردم بودن متوليان آن و با مردم زندگي کردن شان است و البته درد مردم و انقلاب داشتن شان. آن‌ها نيامدند که وعظ و مداحي کنند و بروند، آن‌ها براي راهبري جريان عمومي مردم به جاده خير، سعادت و تعالي آمده‌اند، لذا خود را موظف به فهم مردم، شنيدن آلام شان و حرکت براي تسکين و رفع دردهاي مردم مي‌دادند. اين هيات‌ها،  درد مردم دارند و اين دردمندي را در تمام پيکره هيأت وارد مي‌کنند. مردم را براي خودشان نمي‌خواهند بلکه خودشان را وقف مردم و رشد و صلاح ايشان مي‌کنند.
     آنچه از تجربه هيأت ثارالله زنجان که از بافت طبيعي و مردمي شهر زنجان برآمده است، حاصل مي‌آيد، به نظر مي‌تواند نسخه و الگوي خوبي براي تشکل و تأثير يک هيأت معاصر و مؤثر باشد .بديهي ااست که بايد مواظب بود اين کارکرد براي هيأتها، نه در مواقع بحراني که در مقاطع مختلف، صداي مردم شود تا مردم مطمئن شوند که شنيده مي‌شوند و گله و شکايت‌هاي‌شان به گوش امرا و زعماي قوم مي‌رسد و البته تاثير آن را هم مي‌بينند.
    البته کنار هيأت‌هاي مذهبي، هم پايگاه‌هاي سنتي مثل  مساجد، نماز جمعه‌ها، کانون‌هاي فرهنگي، پايگاه‌هاي بسيج و  هم نهادهاي مدني معاصر، ظرفيت مردم داري، شنيدن و رساندن صداي مردم و مؤثر کردن آن را دارند، اما همچنان به نظر مي‌آيد، هيأت‌ها به دليل نوع ساخت، قالب، محتوا، ظرف مکاني و زماني، قدمت و سابقه و همچنين فراگيري و همه‌گيري آن بيشترين سنخيت را براي ايجاد گفتگو و تعامل مردم با حاکميت، در خود نهفته دارد. چه بسا فاصله هيأت‌ها با اين نقش تاريخي، بسيار بسيار کمتر از بقيه نهادهاي سنتي و مدني باشد.
    به  گزارش امانت به نقل از فارس،آخر اينکه، در دنياي گفتگو و ديالوگ، اگر بشنويم، شنيده مي‌شويم و اگر يک طرفه عمل کنيم، موج عوض مي‌کنند و به سراغ جايي مي‌روند که گوش شنوايي باشد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی