در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > نگاهي نو به نقش امام‌زادگان در هويت‌بخشي به ايرانيانِ مسلمان

محمدمهدي سلامي گروه دين و انديشه:هم‌بستگيِ تدريجي بسياري از ايرانيان با امام‌زادگان و ساداتِ از خاندان پيامبر (ص)، زمينه‌ي تشيع آنان و ارادت‌شان به اهل‌بيت رسول خدا (ص) را بيش‌ازپيش فراهم نمود.

    گروه دين و انديشه:هم‌بستگيِ تدريجي بسياري از ايرانيان با امام‌زادگان و ساداتِ از خاندان پيامبر (ص)، زمينه‌ي تشيع آنان و ارادت‌شان به اهل‌بيت رسول خدا (ص) را بيش‌ازپيش فراهم نمود.
    علي‌رغم موانعي که در قرون اوليه‌ي هجري، سد راه آشنايي ايرانيان با اهل‌بيت پيامبر خدا (ص) مي‌شد (موانعي همچون: دوري ايرانيان از مراکز اقامتي معصومان، حساسيت دستگاه خلافت نسبت به امامان و پيروان ايشان، وجود کارگزاران مخالف اهل‌بيت(ع) در ايران و...) اما در عين حال، در طول تاريخ اسلام، زمينه‌ها و راه‌هاي بسياري جهت آشناييِ هرچه بيشتر ايرانيان با اهل‌بيت پيامبر (ص) وجود داشت؛ از آن جمله:
    1-حضور محدود برخي اهل‌بيت (ع) در ميان ايرانيان؛
     2-نقش شعراء و شعرـ به عنوان يک ابزار رسانه‌اي قوي ـ در شناساندن اهل‌بيت (ع) به ديگران؛
     3-مهاجرت سادات علوي به ايران؛
     4-حضور صحابه‌ي متمايل به اهل‏بيت (ع) در ميان ايرانيان؛
    5- مبلغان اعزامي از سوي امامان (ع) به اين سرزمين؛
     6-جذب معنويِ بردگان، موالي و اسرا از سوي اهل بيت (ع)؛
    7- محبوبيت اهل‏بيت در ميان امت؛
     8-مظلوميت علويان؛
    9- سکونت قبايل عربِ هواخواه اهل‏بيت (ع) در ايران؛
     10-وقوع قيام‌هاي شيعي (همچون قيام امام حسين (ع)، قيام مختار و...)؛
     11-ازدواج اهل‌بيت (ع) با زنانِ ايراني‏تبار.
     در اين ميان، يکي از مهم‌ترين زمينه‌ها، »مهاجرت سادات علوي به ايران« بود. از قرن دوم به بعد، خصوصاً با ورود امام رضا (ع) به ايران در ابتداي قرن سوم هجري، مهاجرت اين افراد به ايران ـ که منتسب به خاندان پيامبر بودند ـ زمينه‌ي ورود تشيع به ايران را بيش‌ازپيش فراهم نمود و بدين ترتيب، از حيث کمّي و کيفي، بر شمار شيعيان و نفوذشان در اين سرزمين افزوده شد.
     اگرچه ساداتي که ابتدائاً به ايران کوچ مي‌کردند، غالباً زيدي‌مذهب بودند، اما شايد ورود تاريخي امام رضا (ع) به مرو، سبب شد تا اين چينشِ زيدي، دست‌خوش تغيير شده، مهاجرت علويانِ امامي‌مذهب را به سمت ايران تقويت کند.
    بدين ترتيب و در طول ساليان دراز، خاندان‌هاي علويِ بسياري، ساکن مناطق مختلف ايران شدند.
     سادات علوي که در کنار انتساب به خاندان پيامبر (ص)، به پارسايي و تقوا و عدالت‌خواهي شهره بودند، مردم را به خود جذب مي‌کردند و اين سبب مي‏شد تا مردم به آنان احترام ويژه گزارده، در امور اجتماعي بدان‏ها روي آورند.
    هم‌خواني برخي اهداف و آرمان‌هاي آنان با ايرانيان، ستم حاکمان اموي و عباسي بر هر دو و نيز پرهيزگاري غالب سادات، ايرانيان را مجذوب عقايد آنان مي‌کرد
     مقام معظم رهبري در اين باره فرمايشات ارزنده‌اي دارند: »ما [ايراني‌ها] کساني بوديم که اهل‌بيت را زودتر از خيلي‌هاي ديگر شناختيم؛ ما کساني بوديم که در راه گسترش اسلام اين همه تلاش کرديم؛ ما کساني بوديم که مظلومان اهل‌بيت را که در خانه‌هاي خود ـ يعني مدينه و مکه و کوفه ـ امان نداشتند، در آغوش خود پذيرفتيم.
     شما ببينيد چقدر امام‌زاده در ايران هستند! اين امام‌زاده‌ها کي هستند؟ اين‌ها که ايراني نبودند. اين‌ها کساني‌اند که به ايران آمدند و ايراني‌ها با آغوشِ باز اين‌ها را پذيرفتند؛ حتي گاهي براي اين‌ها جنگيدند و در راه اين‌ها تلاش کردند...«
    همچنين ويژگي جغرافيايي بسياري از مناطق ايران (به سبب دوري از مرکز خلافت و نيز دسترسي سختِ اين سرزمين به غربِ خلافت اسلامي) پناه‌جويانِ علوي را ـ که از ظلم و ستم دستگاه خلافت، امنيت جاني و مالي نداشتند ـ به سوي خود مي‌کشاند؛ به علاوه آن‌که وجود تشيع در برخي شهرهاي ايران، موجب مي‌شد تا اين مناطق، پذيراي بسياري از سادات باشد و آنان، آن مناطق را محل امن و مرکز فعاليت خويش قرار دهند؛ مناطقي و شهرهايي چون جبال، قم، آبه (آوه)، کاشان و....
     هرکجا بتوان سراغي از سادات گرفت، يحتمل بايد آن‌جا را نشان حضور تشيع دانست.
    هجرت سادات، تأثير فرهنگي ـ تمدني و در يک کلام، تأثير هويتيِ مهمي در مناطق مختلف ايران بر جاي نهاد و قلوب مردم را به سوي اهل‌بيت پيامبر (ع) سوق داد.
    بدين ترتيب، هم‌بستگيِ تدريجي بسياري از ايرانيان با امام‌زادگان و ساداتِ از خاندان پيامبر (ص)، زمينه‌ي تشيع آنان و ارادت آنان به اهل‌بيت رسول خدا را بيش‌ازپيش فراهم نمود.
    اين هم‌بستگي البته به گونه‌اي بود که اثرپذيري ايرانيان از خاندان‌هاي سادات، محدود به پذيرش مذهب تشيع نشد، بلکه حتي برخي مؤلفه‌هاي هويتي ايرانيان نيز متأثر از حضور گسترده‌ي امام‌زادگان در خاک ايران، تغيير نمود.
    در خصوص اين مؤلفه‌هاي هويتي، به موارد مختلفي مي‌توان اشاره نمود که به عنوان نمونه، مسئله‌ي»نوروز«، يکي از اين مؤلفه‌ها است.
     بالطبع مقوله‌ي نوروز و آغاز سال جديد براي ايرانيان، در طول تاريخ، از جنبه‌هاي مختلفي مي‌تواند مورد بررسي و موشکافي قرار گيرد؛ اما از جنبه‌ي تلاقي اين مقوله با بحث حضور امام‌زادگان و خاندان‌هاي علوي در ايران، مي‌توان با نگاهي نو به اين مسئله نگريست که در ادامه سعي خواهد شد اين نگاه جديد، تبيين شود.
    به اعتقاد پژوهشگران تاريخ اسلام، عيد نوروز، پس از اسلام، مورد توجه حکّام اموي و عباسي بوده و به ويژه در حوزه‌ي شرق خلافت اسلامي، هداياي نوروز به طور مرتب از طرف حکام ـ با واسطه‌ي کدخدايان مناطق ـ دريافت مي‌شده است. افزون بر آن، کارِ گرفتن خراج نيز بر اساس نوروز بوده و يکي دوبار در عهد متوکل و معتضد عباسي، نوروز تا تيرماه به تأخير افتاده (!) تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشکل نشوند، زيرا در اين وقت محصولْ به دست مي‌آمده است.
     يا مثلاً به گزارش يعقوبي، معاويه پس از رسيدن به خلافت، به عبدالرحمن‌بن‌ابي‌بکره نوشته است تا هداياي نوروز و مهرگان براي وي ارسال شود.
    همان‌طور که از نقل‌هاي بالا پيداست، يکي از وجوه بارزِ نوروز در عهد خلفاي اموي و عباسي، اهتمام ويژه‌ي آنان به گرفتن هداياي ويژه و يا خراج ساليانه از مردم بوده است، امري که ناخودآگاه، شأن نوروز را در حدِ اهتمام مادي و نيز چاپلوسي‌هاي مالي در حق خلفا و سلاطين، تنزل مي‌داده است.
    اما در مقابل، يکي از برکات تمدّني و هويتيِ حضور امام‌زادگان و نيز مدافن آنان در اين سرزمين ـ و در رأس آنان وجود نازنين امام رضا (ع) ـ تغيير ماهويِ نوروز، متناسب با اين حضور بوده است. مردمي که روزگاري، نوروزشان با اعطاي هدايا يا پرداخت خراج به خلفا، سلاطين و اُمراء، هويت پيدا مي‌کرد (آنهم شايد به اجبار)، مسيرشان به تدريج به سمتي رفت که اکنون، وقتي گذرانِ نوروزِ آن‌ها را نظاره مي‌کنيم، مي‌بينيم که نوروزشان، با حضور در کنار مدفن ائمه و امام‌زادگانِ از نسل آنان، هويت و قداست پيدا مي‌کند.
     به عنوان نمونه، در سال‌هاي اخير، طبق آمار رسميِ مرکز آمار ايران، شهر مقدس مشهد، پس از تهران (آن هم به سبب الزاماتِ پايتخت بودنش)، همواره بيش‌ترين سهم از سفرهاي نوروزي را به خود اختصاص داده است. از اين حيث، در اينجا با يک چرخش هويتي در مقوله‌ي نوروز در ايران مواجه هستيم که محوريت، از خلفاي جور به ائمه‌ي حق و نسل پاک آنان چرخش پيدا کرده است.
     به گزارش امانت به نقل از فارس،در همين خصوص، مقام معظم رهبري مي‌فرمايند:»ايرانيِ زيرکِ مسلمان، نوروز باستاني را با عقيده‌ي خود و به شکل دلخواه خود، تغيير داد؛ قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشت، محتواي آن را عوض کرد. نوروز باستاني، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتي براي سلاطين و حکّام مستبد بود؛ براي اينکه شکوه خود و عظمت ظاهري خود را به رخ ملّت‌ها بکشانند و بنشينند از آن‌ها هديه بپذيرند. حتّي در زمان بني‌اميّه و بني‌عبّاس که نوروز به دربارهاي خلافت اموي و عبّاسي وارد شد، همان رفتار و سيره‌ي پادشاهان و کسرايان فارسي باستان در دربار آن‌ها عمل مي‌شد.
     امّا ايرانيِ مسلمان، اين نظم را، اين قالب را به‌نفع خود تغيير داد؛ اگرچه اين تغيير به‌صورت دفعي انجام نگرفته است امّا شما امروز بعد از گذشتن قرن‌ها، مشاهده مي‌کنيد که نوروز بهانه‌اي و وسيله‌اي است براي ارتباط قلبي ميان مردم و ميان مبدأ عظمت و عزّت، يعني ذات مقدّس باري‌تعالي.... رسم و سنّت باستاني و پادشاهي، امروز بعد از گذشت سال‌ها و قرن‌ها، در نوروز وجود ندارد. در ايّام نوروز و تحويل سال نو، شلوغ‌ترين و پرازدحام‌ترين مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاه‌هاي مقدّس ائمّه و امام‌زادگان (سلام‌الله عليهم)....
     بنابراين اين نوروزي که امروز ما داريم، نوروز باستاني نيست، نوروز ايراني است؛ نوروز ملّت مسلماني است که از قالب اين مراسم کهن، توانسته است براي خود سرمايه‌اي فراهم کند و به سمت هدف‌هاي خود پيش برود«.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی