در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > نقش رسانه هاي ارتباط جمعي در ترويج فرهنگ وقف

سيد علي هاشمي گروه دين و انديشه:فرهنگ وقف همانند ساير موضوعات فرهنگي ،ديني،اجتماعي واقتصادي براي وارد شدن به قلمرو هنجاري جامعه و تبديل شدن به فرهنگي فراگير ،نيازمند تشريح ،تبليغ ،بستر سازي،تمهيد مقدمات و شرايط اجرايي مناسب و متناسب است .

    گروه دين و انديشه:فرهنگ وقف همانند ساير موضوعات فرهنگي ،ديني،اجتماعي واقتصادي براي وارد شدن به قلمرو هنجاري جامعه و تبديل شدن به فرهنگي فراگير ،نيازمند تشريح ،تبليغ ،بستر سازي،تمهيد مقدمات و شرايط اجرايي مناسب و متناسب است .
    رسانه هاي جمعي عموماً و صدا و سيما خصوصاً بعنوان مهمترين كانال هاي فرهنگ_ساز ،كه هدايت گري روند كلي فرهنگ جامعه را بر عهده دارند ، در اين زمينه نقش تعيين كننده اي ايفا مي نمايند. فلذا نوشتار حاضر تلاش مي كند تا با تحليلي علمي و با رويكردي الاهياتي و جامعه شناختي و روش تحقيق اسنادي به بحث و بررسي پيرامون نقش و كاركرد رسانه ها در احياء،ترويج ،پيرايه زدايي و زمينه سازي هرچه بهتر و بيشتر اين فرهنگ متعالي در جامعه بپردازد،تا اينكه فضاي عمومي جامعه ما بهترين و بيشترين تاثير را در جنبه هاي گوناگون از وجود فرهنگ وقف ببرد و بيش از پيش بتواند در مسير الهي گام بردارد،تادر سايه آن زمينه دستيابي به مکارم انساني و سعادت ابدي فراهم گردد.
    امروزه تبليغات رسانه اي ،فناوري ارتباطات واطلاعات كه كار اصلي آنها شكل بخشيدن به افكار،انديشه ،احساسات و خواسته هاي بشر است مهمترين و اساسي ترين ابزار قدرت شناخته مي شوند.چراكه بر دروني ترين لايه هاي ذهن و روان انسانها تأثير مي گذارند و حتي سليقه ها را نيز تغيير مي دهند و در خصوص فرهنگ سازي و شكل دهي به شخصيت افراد نقش برجسته و گاه منحصر به فردي ايفا مي نمايند .
     در رابطه با »فرهنگ وقف«،رسانه هاي ارتباط جمعي هم بايد به عنوان بخشي از نهاد هاي مدني و فرهنگي جامعه مجري باشند و هم اينكه ساير بخشها و مردم را نسبت به جوانب مختلف اين فرهنگ متمايل نمايند .زيرا اساسي ترين وظيفه و نقش رسانه هاي ارتباطي ،بويژه صداو سيما در جهت نهادي شدن ساختاري و رفتاري فرهنگ فوق بايد همان »فرهنگ سازي« باشد.
     به هر ترتيب رسانه هاي جمعي با ساز و كارهاي مناسب و اقدامات متنوعي قادراند تا به گسترش »فرهنگ وقف« در بين سطوح مختلف جامعه كمك نمايند.كه در اين مجال به تعدادي از اين نقش آفريني ها به شرح ذيل اشاره مي_گردد:افزايش سطح آگاهي مردم از جايگاه اين فرهنگ در نظام هنجاري ديني و تاكيد بر اهميت آن در جامعه با استفاده از تحليل هاي واقع بينانه اي همچون وقف و بخشش در راه خدا،نجات انسان،همه چيز براي همه،مستضعف گرايي،تامين رفاه مادي همگام با تعالي معنوي،اسراف زدايي،مشارکت ثروتمندان و فقيران،افزايش اخوت اسلامي،مبارزه با مصرف گرايي که آيات شريف»لله ما في السماوات و ما في الارض«(بقره،2و284):ازآن خداست هرچه در آسمانها و زمين است.»...واتوهم من مال الله الذي اتاکم«(نور،24و33):و از آن مال که خدا به شما داده است به آنها بدهيد،مصاديق بارزي از اين آگاهي بخشي ها به حساب مي آيند.چرا كه آگاهي از هرچيزي زمينه ساز كشش به سمت آن بوده و بديهي است وقتي در مورد پديده اي فاقد آگاهي باشيم نسبت به آن هيچ گرايشي نخواهيم داشت ،بيان و تشريح مصاديق ،شرايط ،موانع و كاركردهاي اين فرهنگ براي مردم و در مقابل اشاره به آثار زيان بار ناشي از عدم وجود و توجه به آن ،ايجاد يك محيط مناسب و برجسته سازي،كمك به شكل گيري طرز فكرها و انگاره هاي مثبت و سازنده ،هدايت و راهنمايي نگرش ها در جهت التزام عملي نسبت به كاربست اين فرهنگ ،اجتناب از تصورات قالبي و بيان هاي كليشه اي، تعديل انگاره هاي مخل ،برقراري پيوند بين انگيزه ها ،حالات و ذهنيت ها ،ايجاد فضا و بستر مناسب به لحاظ رواني براي تعامل مثبت مردم با اين فرهنگ ،ايجاد آمادگي براي تقبل هزينه هاي عملياتي نمودن فرهنگ وقف توسط دولت و ملت با هدف استفاده از آثار مثبت آن ،ارائه ي الگو هاي مناسب و متناسب اجتماعي و فرهنگي با اهدافي چون ايجاد همنوايي و هدايت بخشي به رفتار ها ،موضع گيري مثبت يا منفي در ارتباط با روشهاي معمول اجراي اين  فرهنگ ،معرفي راهکارها و پيشنهادات علمي و عملي به مردم در رابطه با موضوع مورد نظر ،افزايش ظرفيت اجتماع براي پذيرش و عمل به آن ،توجه دادن مردم به سيره بزرگان دين بويژه با الگو قرار دادن اقدامات وقفي معصومين (ع)،بازتاب نظرات کارشناسان و متخصصان اين حوزه ،هدايت مردم و واکنش مناسب در برابر محيط و توجه نمودن به فرايند بازخورد در اين زمينه ،طرح سبک ها و شيوه  هاي گوناگون ،تقويت روحيه همدلي و احساس مسئوليت پذيري آحاد جامعه نسبت به يکديگر با اطلاع از حقوق فردي و اجتماعي،اشاعه روحيه تعاون،ايجاد آگاهي و حساسيت در راستاي شناسايي ضرورت ها ،آرمان ها و اهداف و سپس پاسخ گويي به آنها ،همسويي و تربيت رسانه اي افکار و عقايد ،ايجاد و تقويت پيوندهاي ميان ذهني در زمينه کاستي هاي ديني، فرهنگي و اجتماعي ،نهادي ساختن برخي عادت واره هاي پسنديده ،ايجاد ،تقويت و ترويج گفتمان ديني مرتبط دربين توده هاي مردم ،معرفي شاخص هاي کيفي براي کنترل فرايند ترويج فرهنگ  همياري ،نگاه همه جانبه و مديريت همه سو نگر نسبت به مقوله ي  وقف ونهايتاً انسجام اسلامي،اخلاقي واجتماعي با هدف بهره مندي همگاني .
     »فرهنگ متعالي وقف« با انديشه ها،الگو هاي اخلاقي و رفتاري منبعث از قرآن و احاديث بلحاظ رسانه اي نيز به يك شرايط و فضاي مناسبي نياز دارد تا مورد تأمل و شناخت صحيح تمامي اقشار مردم قرار گيرد و با اقبال حداكثري روبرو گردد.وميزان موفقيت رسانه ها با در نظر گرفتن زمينه ها ،امكانات و عوامل جانبي تأثير گذار در اين خصوص گام بلندي خواهد بود در ايجاد فضاي مطلوب براي اشاعه ي اين فرهنگ ناب در سطح جامعه . حال عمده ترين اين شرايط،که ميتوان آنها را بعنوان پيشنهادات کاربردي بکاربست عبارتند از :
    1)قدرت و نفوذ رسانه ها : در اين زمينه آنچه با اهميت به نظر مي رسد اين است كه عنصر اصلي رسانه براي اعمال نفوذ اجتماعي ،در اختيار داشتن زمان ،توان و ابزار كافيست .از اين رو،رسانه ها براي موفقيت در فرايند تبليغ و ترويج فرهنگ وقف به قدرت ، نفوذ و اعتبار نياز دارند.و بطور مشخص اعتماد سازي و جلب نظر مخاطبين اصلي ترين بستر به حساب مي آيد.
     2) استفاده ي رسانه ها از شيوه هاي همبسته ،هنجاري و ارشادي ، بجاي شيوه_هاي دستوري و ديكته اي : چرا كه در شيوه ي همبسته و رهنمودي، پيوندهاي هنجاري و باورهاي مشترك اند كه مخاطبين را به سوي يك منبع رسانه اي مشخص سوق مي دهند .در اين شيوه بر خلاف روش دستوري ،توجه مخاطب به رسانه اختياري بوده و رسانه از نقطه نظر دروني ارضا كننده ي اوست . فلذا رسانه در درجه اول در خدمت نيازهاي گيرنده و سپس فرستنده و يا اينكه به طور مساوي در خدمت هردو خواهد بود .نهايتاً اينكه شيوه ي همبسته مبتني بر پيوند هاي ارزشي و اخلاقي بين فرستنده [رسانه] وگيرنده [مخاطب] خواهد بود .
     3) بستر سازي هاي رسانه ها در جهت پيروي داوطلبانه مخاطبين : يكي از مناسب ترين طرق دست يابي به اهداف رسانه اي مورد نظر در رابطه با موضوع مورد بررسي ،پيروي مشتاقانه مخاطبين از پيام هاي رسانه ها مي باشد، كه در تحقق اين نوع از متابعت ، عناصري همچون محبت ،تعهد و اعتماد متقابل و نيز انعطاف پذيري نقش كانوني دارند .و ادامه اين فرايند قطعاً به پاسخ مثبت مخاطب نسبت به تقاضاي رسانه منجر خواهد شد .
    4)بستر سازي جهت ايجاد همنوايي بيشتر: به شكل برقراري تطابق كار كردي بين اهداف مشروع (اشاعه فرهنگ وقف )با وسايل مشروع (رسانه هاي اسلامي) كه با دارا بودن عناصري از اعتماد،جذابيت و كشش مي تواند اين همنوايي را در رفتار و عقايد مخاطبين ايجاد و با پاسخ مثبت آن ها روبرو گردد .
     5)همنوايي و همسويي رسانه ها با زير ساخت هاي مشترک مذهبي،انساني، فرهنگي و اجتماعي : عامل اساسي ديگري كه در موفقيت رسانه ها جهت دست يابي به اهداف مورد نظر قابل تأمل است همسويي آنها با زير ساخت هاي مذکور در جامعه مي باشد . چراكه تفاهم هاي اجتماعي ،حقوقي،اخلاقي،سياسي،عاطفي و ديني از شروط ضروري و لوازم كاركردي هر جامعه به حساب مي آيند .و وجود اين اشتراكات بنيادين زمينه علاقه مندي ،پيوند ،احترام متقابل،مسئوليت پذيري و اعتماد را در بين مردم ميسر مي گردانند. و پرواضح است كه اگر رسانه ها اين اشتراكات را پذيرفته و با آن همسويي داشته باشند ،مخاطب را وادار به پذيرش آنها و در نهايت خواسته هاي خود را به آنان القاء خواهند نمود.
     6)اقدامات تبليغي رسانه ها در راستاي حمايت از هنجار ها: گروهي از علماي حوزه ي ارتباطات در خصوص تاثير تبليغاتي رسانه ها معتقدند كه رسانه هاي ارتباط جمعي قادرند تا با آشكار نمودن وضعيتي كه باعث انحراف از فرهنگ پذيرفته شده جامعه مي گردد ،هنجارها و به تبع آن فرهنگ مورد نظر را تقويت و ترويج نمايند .چراكه رسانه هاي جمعي با آشكار ساختن انحراف از هنجار ها آنها را مجدداً تثبيت مي_نمايند.
    7) زمان شناسي ،ارائه برنامه هاي آموزشي و تحليلي ،تداوم برنامه ها در طول سال ،پرهيز از روزمره گي و اغراق.
    8) استفاده از چهره هاي علمي و فرهنگي مقبول و نافذ در گفتار و عمل براي سطوح فكري-فرهنگي مختلف مخاطبين و اجتناب از پخش صدا و تصوير، چهره هاي تكراري با مقبوليت اندك اجتماعي،ساده گويي به همراه الگو سازي عملي مبتني بر فرهنگ ديني،ايراني و بومي .
    9)استفاده از رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري در خصوص اين فرهنگ به همراه استفاده از ظرفيت سازمان هايي همچون اوقاف و امور خيريه.
    10)استفاده از ظرفيت رسانه هاي استاني دركنار رسانه ملي كه قطعاً در توسعه و تسري فرهنگ وقف موثرخواهد بود .
    «وقف»در صورت فراگير شدن و پيوند يافتن با فرهنگ عمومي جامعه پيامد هاي اجرايي مثبت و آثار فردي و اجتماعي قابل توجهي به همراه خواهد داشت .برخي از اين آثار شامل : تقويت حساسيت عمومي و وجدان جمعي ،شکوفايي روح تعهد گروهي و مشارکت اجتماعي ،بستر سازي براي اشاعه ي ارزشهاي متعالي و امور خير ،اجراي بهتر قوانين ،کاهش تدريجي انحرافات اجتماعي،تحکيم و تثبيت هنجارهاي جامعه،بالا بردن آمادگي براي پذيرش الزامات ديني و جريان يافتن فرهنگ ديني در سطوح مختلف جامعه،مي باشد.
    و در خصوص پيامدها و کارکردهاي فوق الذکر و پيش گفته بايد به نقش سازنده رسانه هاي جمعي در دو فرايند مکمل »جامعه پذيري«و »کنترل اجتماعي« ونيز تأثيرات سيستمي اين عوامل در گسترش فرهنگ  وقف توجه نمود.البته تاکيد بر نقش رسانه ها در ترويج اين فرهنگ به معني ناديده گرفتن و کم اهميت تلقي نمودن نقش ساير عوامل نيست،چراکه حتماً عناصر ديگري نيز در اين حوزه اثر گذار هستند که ما در اين مقاله بنابر موضوع پژوهش به بررسي نقش رسانه ها پرداختيم . اما چيزي که در اين زمينه غير قابل انکار است نقش محوري رسانه ها در ارتباط با اين فرهنگ مي باشد.در ضمن بديهي است که پيچيدگي و تخصصي بودن بسياري از اين نقشها و وظايف تنها از عهده يک سازمان يا عامل خاص بر نمي آيد،بلکه بايد از کليه نيرو هاي مردمي ،دستگاه هاي فرهنگي،مذهبي و اجرايي و مشارکت عمومي بهره گرفت؛ زيرا حفظ و اشاعه ي آثار و فوايد وقف با مشارکت همگاني ميسر است و بدين منظور بايد براي هريک از دستگاه هاي ذيربط براساس اصل  تقسيم کار و تناسب ماموريت ،وظايف خاصي را در نظر گرفت .

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی