در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > نقش دين در بهبود روابط اجتماعي

گروه دين و انديشه:از آنجا که دين انسان را موجودي اجتماعي دانسته و رابطه انسانها با يکديگر را امري گريز ناپذير مي‌داند ?

     گروه دين و انديشه:از آنجا که دين انسان را موجودي اجتماعي دانسته و رابطه انسانها با يکديگر را امري گريز ناپذير مي‌داند ?

    وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ? زخرف/32 » و بعضى از آنها را بر بعضى مراتبى برترى داديم تا يکديگر را به خدمت گيرند « براي چگونگي روابط انسانها با يکديگر نيز برنامه هايي دارد و از سويي برخي روابط موجود بين انسانها را تأييد و برخي را رد مي‌کند دين با پايه ريزي جامعه‌اي مبتني بر ارزش‌هاي انساني و معنوي، نقش محوري و اساسي در ترسيم ساختارهاي اجتماعي دارد جنبه هاي اجتماعي احکام عبادي و معاملاتي اسلام و تقدم حقّ جامعه بر فرد و مصلحت عمومي بر مصلحت فردي، تشويق به ايثار، تعاون و همکاري توجه به اموال عمومي مانند زکات، خمس، غنايم جنگي، خراج، جزيه، قصاص و...، و امنيت اجتماعي بر توجه دين اسلام نسبت به جامعه دلالت دارد; که جامعه مطلوب خواهان اوست.
    دين و مذهب در حوزه اجتماعي به دنبال پي ريزي جامعه‌اي است که در آن ارزش‌ها و اصول انساني و معنوي حاکم باشد و اين ارزش‌ها و اصول در روابط اجتماعي افراد از کوچک ترين واحد اجتماع يعني خانواده تا سطح کلان جامعه تبلور پيدا کند.
     تعاليم الهي جامعه‌اي را ترسيم مي کند که در کنار تامين نيازهاي مادي انسان‌ها و افراد جامعه به نيازهاي معنوي آنان نيز توجه شود و پيشرفت مادي و معنوي را براي افراد جامعه به ارمغان بياورد براي نيل به اين اهداف بايد ساختارهاي اقتصادي،‌ فرهنگي و اجتماعي متناسب و همسو با اهداف و آرمان‌هاي جامعه شکل بگيرد.
     بنابراين دين در پايه ريزي و شکل گيري و جهت دهي اجتماعي در يک جامعه ديني که محور روابط اجتماعي براساس آرمان‌ها و اهداف ترسيم شده براي جامعه تأثيري محوري و اساسي دارد بنا بر اين مذهب و اديان الهي آثار و کارکردهاي بسيار متعدد و سازنده‌اي در حوزه فردي و اجتماعي دارند ؛ با توجه به گستردگي مصاديق آثار، خدمات و کارکردهاي مثبت دين، تنها به نمونه هايي از اين آثار و کارکردها مي پردازيم:
     **کارگرد هاي دين در اجتماع
    *نقش دين در تمدن و فرهنگ انساني
     کلا اديان الهي و آسماني و مخصوصا دين اسلام در ترويج فضايل، آرمان ها، آداب مثبت و خصلت هاي نيکو، و علم نقش مؤثري داشته‌اند. اسپنسر در اين باره مي گويد: » بيان آداب و فضايل جوامع که پايه ي تمدن آن هاست، ناشي از دين است« المنار، شيخ محمد عبده، ، تقرير رشيد الرضا، ج 4، ص 429
     *نقش دين در وضع يا تشريع قوانين و روابط اقتصادي مخصوصا معاملات با يکديگر
     از آنجا که خالق متعال به بهترين نحو به مصالح و مصالح فردي و اجتماعي آگاه است روابط اقتصادي انسانها با يکديگر را تشريح کرده برخي از روابط موجود را امضا کرده چنانکه مي‌فرمايد ? يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ? نساء/29 » اى کسانى که ايمان آورده‏ايد، اموال همديگر را به ناروا مخوريد -مگر آنکه داد و ستدى با تراضى يکديگر، از شما (انجام گرفته) باشد« و برخي را نفي مي‌کند ? يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ? بقره/278 » اى کسانى که ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا کنيد  و اگر مؤمنيد، آنچه از ربا باقى مانده است واگذاريد« از جمله معاملاتي مانند بيع و اجاره و مضاربه و مزارعه و ... در مورد مسائل اقتصادي را جايز دانسته و ربا و رشوه و ... را حرام مي‌داند.
     در جنبه روابط انساني نيز ازدواج دائم و موقت را راه رابطه انسانها با ديگر دانسته و هر گونه رابطه غير مشروع را جايز نمي‌داند.
    *حل تنازعات و تعارضات ميان انسانها
     دين با شناختي که از انسان دارد و او را در موارد مختلف به عجول بودن ? وَ کانَ اْلإِنْسانُ عَجُولاً? اسراء/11 و آزمند بودن ? إِنَّ اْلإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعًا? معارج/19 توصيف کرده است براي حل اختلافات ممکن بين انسانها قوانيني را جعل کرده است که اگر اختلافي پديد آمد حل شده و ماده نزاع از ميان برداشته شود. در حال حاضر قوانين مدني جمهوري اسلامي ايران برگرفته از شريعت مبين اسلام است.
    *پشتيباني از اخلاق
     گرچه بر مبناي حسن و قبح عقلي و ذاتي، عقل توان درک کليات حسن و قبح اشيا و پاره اي از جزئيات را دارد; ولي انسان در بخش مهمّي از مصاديق حسن و قبح به شريعت و دين محتاج است; علاوه بر اين که در مدرکات عقل نيز احکام اخلاقي دين  نقش تقويت کننده اي را ايفا مي کند و هم چنين عقايد و باورهاي ديني، پشتوانه و ضامن اجرايي اخلاق اند; علاوه بر اين که دين در پيدا کردن هويت اخلاقي به افراد مدد مي رساند. ?مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانًا? فتح/29 » محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاده‏ى خداست و کسانى که با او هستند، بر کافران سختگير با همديگر مهربانند. آنها را در رکوع و سجود مى‏بينى که فضل و خشنودى خدا را مى‏جويند«.
      * کنترل افراد جامعه
     باورهاي اعتقادي، به ويژه اعتقاد به خدا و معاد، ضامن اجرايي ارزش‌ها و هنجارهاي ديني‌اند و اين ضمانت اجرايي، در کنترل جامعه و سلامت آن نقش به سزايي دارد; به عبارت ديگر، افراد جامعه و حکومت با سه روش، کنترل و نظارت مي شوند; نخست، نظارت بيروني رسمي که از طريق احکام جزايي و انواع مجازات‌ها صورت مي پذيرد; دوم، نظارت بيروني غير رسمي که دعوت خداوند به امر به معروف و نهي از منکر به عنوان عاملي بازدارنده در مقابل انحرافات جامعه مصداق بارز آن است ? وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ? آل عمران/104 »و بايد از ميان شما، گروهى  (مردم را) به نيکى دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند« نوع سوم کنترل دروني است که از طريق باورهاي اعتقادي تحقق مي يابد و اين نوع نظارت، علاوه بر هزينه کم، تأثير و نقش بيش تري را ايفا مي کند.
    * زدودن عقائد باطل و خرافي از جوامع انساني
     به گزارش امانت به نقل از موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت، خرافه‌ها و عصبيت هاي کور، بزرگ ترين مانع رشد و تکامل و ترقي انسان هاست که زدودن آن‌ها از مبارزه با شرک و بت پرستي، طاقت فرساتر است.
     تقليدهاي کورکورانه از باورهاي باطل گذشتگان، مانند مادّه پنداشتن فرشتگان، نگرش منفي به زن و فرزند کشي، تکاثر اموال، تفاخر و ده‌ها بيماري ديگر، تنها به دست دين زدوده شده اند و امروزه نيز با عصبيت هاي مدرن و خرافه هاي پست مدرن رو به روييم که زوال آن‌ها تنها توسط دين اصيل اسلام ميسّر است دين علم را وسيله اي براي تامين زندگي بهتر انسان مي‌داند و انسان را براي فراهم کردن زندگي همراه با معنويت و راحتي خانواده مسئول مي‌داند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی