در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷

دین و اندیشه > منکرين ولادت امام زمان(ع) چه دلايلي براي ادعاي خود دارند

سيدمحمدباقر علوي تهراني گروه دين و انديشه:اختفاي ولادت امام زمان امر بديعي نيست که فقط در مورد ولادت امام زمان رخ داده باشد بلکه در مورد برخي از اولياي گذشته هم اتفاق افتاده است.

    گروه دين و انديشه:اختفاي ولادت امام زمان امر بديعي نيست که فقط در مورد ولادت امام زمان رخ داده باشد بلکه در مورد برخي از اولياي گذشته هم اتفاق افتاده است.
    بحث ما اين است که منکرين ولادت امام زمان(ع) چه دلايلي براي ادعاي خود دارند؟ يکي اين است که مي گويند ما در تاريخ و روايات چيزي نداريم که دلالت بر ولادت آن حضرت کند. در پاسخ به اين مسئله جلسه قبل سخن گفتيم.
    بحثي که وجود دارد موضوع اختفاي ولادت امام زمان است که اين مسئله نمي تواند دليلي بر انکار ولادت آن حضرت باشد. اختفاي ولادت امام زمان امر بديعي نيست که فقط در مورد ولادت امام زمان رخ داده باشد بلکه در مورد برخي از اولياي گذشته هم اتفاق افتاده است. مادر حضرت در زمان بارداري مثل زنان ديگر نبودند ولي اين چيزي نيست که فقط در مورد آن حضرت اتفاق افتاده باشد.امام سجاد فرمود :»في القائِمِ مِنّا سُنَنٌ مِنَ الاَنْبِياءِ ... فَاَمّا مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمْرِ وَ أَمّا مِنْ اِبْراهيمَ فَخِفاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزالُ النّاسِ وَ اَمّا مِنْ مُوسي فَالْخَوفُ وَ الْغيبَةُ وَ أَمّا مِن عيسي فَاخْتِلافُ النّاسِ فيهِ وَ أَمّا مِنْ اَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوي وَ أَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْفِ.«
    يعني در قائم ما سنّتها و ويژگيهايي از پيامبران وجود دارد: از نوح عليه ‏السلام عمر طولاني، از ابراهيم عليه ‏السلام مخفي بودن ولادت و دوري گزيني از مردم، از موسي عليه ‏السلام ترس و غيبت، از عيسي عليه ‏السلام اختلاف مردم درباره او، از ايوب عليه ‏السلام گشايش پس از گرفتاريها، و از محمّد عليه ‏السلام قيام با شمشير.لذا امام سجاد يکي از شباهت هاي امام زمان با حضرت ابراهيم را »خفاء ولاده« و »کناره گيري از مردم« ذکر مي کند.
    حديث ديگري از حضرت صادق(ع) روايت شده است که راوي مي گويد »قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: فِي اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ وَ مَا سُنَّتُهُ مِنْ مُوسَي بْنِ عِمْرَانَقَالَ خَفَاءُ مَوْلِدِهِ وَ غَيْبَتُهُ عَنْ قَوْمِهِ فَقُلْتُ وَ کَمْ غَابَ مُوسَي عَنْ أَهْلِهِ وَ قَوْمِهِ فَقَالَ ثماني ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ سَنَةً.«
    يعني در قائم(ع) سنّتي از موسي بن عمران(ع) است، گفتم: سنّت او از موسي بن عمران چيست‌؟ فرمود: پنهاني ولادتش و غيبت از قومش. گفتم: موسي از اهل و قومش چقدر غايب بود؟ فرمود: بيست و هشت سال.
    فرعون به واسطه اينکه با ساحرين و منجمين ارتباط داشت، آنها ولادت کسي را پيش گويي کرده بودند که طومار حکومت فرعون را خواهد بست و حکومت فرعون به دست او زوال مي يابد. لذا فرعون از زماني که از اين مطلب مطلع شد دستور داد که هر زن بارداري را به قتل برسانند »يذبّحون ابناءکم و يستحيون نساءکم« براي اينکه آن ولادت تحقق پيدا نکند.
    غافل از اينکه چيزي را که خدا اراده کند اگر تمام قواي خود را به کار ببريد نمي تواند جلوي آن را بگيريد. حضرت موسي از بانويي ولادت پيدا کرد که از نظر ظاهر هيچ ظاهر بارداري نداشتند که اگر داشتند طبق دستورالعمل فرعون کشته مي شدند.خدا اراده کرده بود که حضرت موسي به دنيا بيايد و ايشان در خانه خود فرعون بزرگ شود که امن ترين جا باشد.
    آيت الله صافي کتابي دارند به عنوان »منتخب الاثر« اصل کتاب سه جلد که ظاهرا ترجمه شده و در شش جلد چاپ شده است. ايشان در اين کتاب مي فرمايند »راز مخفي نگه داشتن ولادت مهدي(عج) اين بود: خلفاي بني عباس، از طريق رواياتي که پيامبر(ص) و ائمة طاهرين(ع) نقل شده بود، مي‌دانستند دوازدهمين امام، همان مهدي است که زمين را پر از عدل وداد مي‌کند و دژهاي گمراهي و فساد را در هم مي‌کوبد. دولت جباران را سرنگون مي‌سازد و طاغوت را به قتل مي‌رساند و خود، امير مشرق و مغرب جهان مي‌شود. چون اين امر را مي‌دانستند، در صدد بر آمدند تا اين نور را خاموش کنند و او را به قتل رسانند. از اين رو، جاسوسان و مراقباني چند گماشتند؛ حتي قابله هايي را مأمور کردند تا داخل منزل امام عسکري را زير نظر بگيرند. ليکن خداوند، در هر حال، نور هدايت را پاينده خواهد داشت. اين بود که خدا به ارادة خويش، دوران بارداري مادر او را پنهان ساخت. مورخان گفته اند: معتمد عباسي به قابله‌ها امر کرده بود تا وقت و بي وقت، سرزده، وارد خانة سادات شوند ـ به ويژه خانة امام حسن عسکري(ع) ـ و در درون خانه بگردند و تفتيش کنند و از حال همسر او باخبر گردند و گزارش دهند. اما آنان از هيچ چيز آگاه نگشتند. خداوند در باره حضرت مهدي(عج)، همان کار را کرد که در بارة موسي(ع) کرد؛ چنان که دشمنان حضرت مهدي(عج) نيز، همان روش فرعوني و سياست فرعوني را دنبال کردند.«
    پس مخالفين مسئله اختفاي ولادت امام زمان و شرايط مادر ايشان را در زمان بارداري نمي توانند مستمسک قرار دهند.
    دومين دليلي که مخالفين ذکر مي کنند اين است که مي گويند اگر ما بپذيريم که آن حضرت در سال 255 به دنيا آمده است مشکلي پيدا مي کنيم که آن مشکل طول عمر است. چطور ممکن است يک کسي 1400 سال عمر کند. مسلماً اين اشکال بيهوده اي است چون هم تا به حال رخ داده و هم اينکه از نظر مباني عقلي و علمي منعي براي طول عمر وجود ندارد.الان امام زمان حدود 1182 سال عمر دارند. آقاياني که مي گويند کتاب خدا براي ما کافي ما با همين کتاب خدا جواب مي دهيم که طول عمر نه از نظر قرآن نه عقل و نه واقع تاريخ هيچ منعي ندارد و علم هم آن را تاييد مي کند.
    سوره نساء آيه 157 و 158 در رابطه با حضرت عيسي صحبت مي کند »وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَکٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا/ بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَکَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَکِيمًا«
    يعني  و نيز بدان سبب که گفتند: ما مسيح پسر مريم پيامبر خدا را کشتيم و حال آن که آنان مسيح را نکشتند و بر دار نکردند بلکه امر بر ايشان مشتبه شد. هر آينه آنان که درباره او اختلاف مي کردند. خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند تنها پيرو گمان خود بودند و عيسي را به يقين نکشته بودند. بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد که خدا پيروزمند و حکيم است.
    بنابراين جناب عيسي(ع) اکنون زنده هستند و بيش از 2000 سال از عمر مبارکشان مي گذرد. هيچ کس اينجا را اشکال نمي کند.
    نمونه ديگر در مورد دشمن است و در سوره حجر آيات 37 تا 39 آمده است »قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ/ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِينَ/ إِلَي يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ« يعني گفت: اي پروردگار من، مرا تا روزي که دوباره زنده مي شوند مهلت ده. خداوند به او فرمود تو در شمار مهلت يافتگاني. تا آن روزي که وقتش معلوم است.اميرالمومنين مي فرمايد شيطان شش هزار سال خدا را عبادت کرد که معلوم نيست از سال هاي دنيوي است يا سال هاي اخروي.از زمان آدم تا الان هم که ده هزار سال گذشته است و در اين مدت شيطان زندگي مي کند. اکثر مفسرين مي گويد که مراد از «يومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» ظهور امام زمان(عج) است.بيان سوره صافات آيات 139 تا 144 اين است که داستان حضرت يونس و قومش نقل مي کند. خدا از يونس توقع نداشت که امت را رها کند و او را موأخده کرد.
    اين آيات به اين داستان اشاره مي کند که يونس سوار بر کشتي مي شود و در کشتي قرعه مي اندازند و حضرت يونس را از کشتي بيرون مي اندازند و ماهي او را مي بلعد. »وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ/ إِذْ أَبَقَ إِلَي الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ/ فَسَاهَمَ فَکَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ/ فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ/ فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ/ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ«
    يعني يونس از پيامبران بود، چون به آن کشتي پر از مردم گريخت، قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد، ماهي ببلعيدش و او در خور سرزنش بود، پس اگر نه از تسبيح گويان مي بود، تا روز قيامت در شکم ماهي مي ماند.
    خدا مي خواهد به اين مسئله اشاره کند که قدرت مرا دست کم نگيريد. خدا در اين جا از امکان نگه داشتن انسان در بدترين جا يعني شکم ماهي تا روز قيامت صحبت مي کند.
    پس اولاً اين امکان وجود دارد و تانياً خدا يک عده اي را به مدت طولاني نگه داشته است مثل داستان عيسي و شيطان که در قرآن است.داستان حضرت خضر نيز به حسب روايات مويد اين مطلب است. فاصله يوسف تا موسي بيش از هزار سال است و فاصله موسي تا عيسي فکر مي کنم 2000 سال است و همه اين اعصار را حضرت خضر زنده است و هنوز هم زنده اند.قرآن دوران رسالت حضرت نوح را 950 سال بيان مي کند. عمرش را در روايات 2500 سال نقل کرده اند.
    امام سجاد مي فرمايد «فِي اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمْرِ». بعد از 2500 سال که حضرت عزائيل به محضر حضرت نوح رسيد و از او سوال کرد که زندگي ات را چگونه ديدي؟ نوح پاسخ داد مثل يک خانه اي است که از يک در وارد شدم و از در ديگر خارج مي شوم.
    لذا بحث طول عمر در قرآن مورد اشاره قرار گرفته و قابل انکار نيست.
    در سوره بقره آيه 259 داستان حضرت عزير بيان مي شود که خدا او را صد سال خواباند و او را زنده کرد. خدا غذاي او و آب او را سالم نگه داشته بود ولي مرکب عزير را از بين برده بود. »َانْظُرْ إِلي‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلي‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آيَةً لِلنَّاسِ«يعني مي خواهد قدرت خود را نشان دهد.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،دو کتاب معرفي مي کنم. يکي کتاب «امکان طول عمر تا بي نهايت برگرفته از قرآن و حديث» که در اين کتاب همه موارد کساني که طول عمر پيدا کرده اند ذکر شده است.کتاب ديگر »دادگستر جهان« از آيت الله اميني است که از صفحه 173 تا 200 به تحقيقات علمي در مورد طول عمر اشاره دارد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی