در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۹

دین و اندیشه > معنوي نيستيم فقط ادعاي معنويت داريم

گروه دين و انديشه:يک ويژگي مهم فرهنگي ايرانيان »مهمان نوازي« بود. اثبات اين مدعا متون متعدد تاريخي است که امروزه به عنوان ميراث معنوي در دست ماست.

    گروه دين و انديشه:يک ويژگي مهم فرهنگي ايرانيان »مهمان نوازي« بود. اثبات اين مدعا متون متعدد تاريخي است که امروزه به عنوان ميراث معنوي در دست ماست. 
    در فرهنگ ايراني و اسلامي ارج و قرب ميهمان به اندازه‌اي بالا بود که از او با عنوان »دوست خدا« ياد مي‌شد و اکنون نيز مي‌شود. غور در اخلاقيات و ويژگي‌هاي فرهنگي ايران در سده‌هاي پيشين نشان مي‌دهد که در اقتضائات زندگي جديد آنچه فراموش شده نگاه بنيادين به فرهنگ و اخلاقياتي است که در دل آنها جامعه از اصالتي ماهوي برخوردار بود. شبه مدرنيته حاکم بر ايران و وضعيتي که در دل مؤلفه‌هاي مختلف فرهنگ از جمله معماري پديد آورد، باعث شد تا بسياري از سنت‌ها از بين برود.
    اگر در مهماني‌هاي قديم ميزبان هرچه را که داشت براي مهمان مي‌آورد و ساعات و لحظات را به خوشي در کنار او به سر مي‌برد، امروزه يا افراد از زير بار مهماني شانه خالي مي‌کنند و يا اينکه از مهمان کردن و مهماني دادن هدف و مقصود خاصي دارند و البته همان را هم با تکلف بسيار برگزار مي‌کنند. به همه اين موارد اضافه کنيد شرايط اقتصادي نابسامان عامه مردم ايران را که به دليل بي‌کفايتي دولتمردان ايجاد شده است. اين در صورتي است که مهماني‌ها باعث نشاط افراد جامعه مي‌شود، يعني شهرونداني که اکنون به افسردگي شهره هستند. مهماني‌ها کارکردهاي اجتماعي بسياري هم دارند که از جمله مهم‌ترين آنها مي‌توان به رفع کدورت ميان افراد، رواج فرهنگ گفت‌وگو و… اشاره کرد. درباره اين وضعيت با جامعه شناس معاصر امان الله قرايي مقدم به گفت‌وگو نشستيم. قرايي مقدم مدرس دانشگاه و نويسنده کتاب‌هايي چون »انسان‌شناسي فرهنگي«،»مباني جامعه‌شناسي«، »جامعه‌شناسي آموزش و پرورش«، »هنر اجتماعي و ملي« و… است.
    *بگذاريد بحث را مستقيماً با اين سوال شروع کنيم که با اين شرايط اقتصادي که براي ايرانيان ساخته شده است، سنت مهماني دادن از نظر شما چه تغيير و تطوري پيدا کرده؟
    مهماني دادن از سنت‌ها و آداب و رسوم ايرانيان است، اما اين سنت تا زماني در جايگاه واقعي خود قرار داشت که جامعه در »حال معنوي« به سر مي‌برد. امروزه متأسفانه ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي فرو ريخته است. وقتي جامعه شناسان از فروريزي فرهنگي سخن مي‌گويند منظورشان دچار شدن اجتماع به آنومي است. آنومي يعني فرو ريختگي هنجارها و کم رنگ شدن ارزش‌ها و از بين رفتن جايگاه واقعي سنت‌ها.
    *چرا جامعه ما دچار آنومي شده است؟
    براي اينکه جامعه ما »صوري« شده و ذهنيت حاکم فرهنگي بر اذهان حسي است. ماديات و اقتصاد امروزه حرف اول را مي‌زنند. عشق، ازدواج، دوستي، رفاقت و… همگي اقتصادي شده است. بنابراين طبيعي است که در چنين جامعه‌اي مهماني‌ها کم رنگ شود و افراد از در بي تفاوتي نسبت به هم درآيند. افراد جامعه ما امروزه رباتيک هستند و اين بجز در شهرهاي بزرگ به شهرهاي کوچک و حتي بسياري از روستاها هم قابليت تعميم دارد.
    به قول پيتيريم آلکساندروويچ سوروکين جامعه شناس مشهور معاصر و استاد دانشگاه هاروارد که من براي نخستين بار او را به جامعه آکادميک ايران معرفي کردم، تمدن امروزه در سطح جهان حسي و مادي است. بنابراين عشق و ازدواج و دوام خانواده‌ها هم مادي است. اينکه ما به پدر، مادر، برادر يا خواهرمان توجه داريم بيشتر به خاطر ماديات است. هر کسي در زندگي اشخاص به آن اندازه مهم است که کار آنها را انجام دهد و وقتي کار را انجام داد ديگر فراموش مي‌شود. شما وقتي به يک فروشگاه مي‌رويد صندوق دار تا زماني براي شما ارزش دارد که پول را از شما گرفته و فرآيند خريدتان را تکميل کند. همين و تمام. همين ارزش را خواهر، برادر و ساير اقوام پيدا کرده‌اند.
    *اما به قول شما در جامعه معنوي چنين وضعيتي حاکم نيست. مؤلفه جامعه معنوي چيست؟
    در جامعه معنوي دلبستگي روحي و رواني دوام دارد. در تئوري سوروکين تمدن جهاني به سه دوره تقسيم مي‌شود: »دوره عقلاني يوناني«، »دوره شهودي قرون وسطي« و »از قرن 17 به بعد« که به دوره ماديات مشهور است. يعني اکنون دوره ماديات و حسيات حاکم است. در اين دوره اين ويژگي‌هاي ظاهري است که اشخاص را تعريف مي‌کند. به عبارتي اگر شما لباس گرانقيمتي به تن داريد و ماشين شما پورشه است، بنابراين ارج و قرب بالايي در ميان افراد جامعه داريد.
    *يعني از نظر شما ويژگي امروز جامعه ايران »حسابگري« است؟ اگر چنين باشد قاعدتاً مهماني‌ها هم بايد در نتيجه »دو دو تا چهار تا« برپا شود؟
    قطعاً همين است. اکنون چرا به نظر شما همه بي‌تفاوت شده‌اند و اين حجم اختلاس و دزدي مردم را به هيجان درنمي‌آورد؟ به دليل همين بي تفاوتي است. قتل فجيع در ميدان کاج تهران و يکسال بعد از آن قتل دختر دانشجو در پل مديريت در جلوي چشم بسياري از افراد رخ داد. اکنون اگر اوباشي براي نواميس شما که در خيابان به تنهايي مشغول گذر است، مزاحمتي ايجاد کند هيچکس براي جلوگيري به کمک خواهر، مادر يا همسر شما نمي‌رود. چون همه چيز حسابگرانه شده است. مي‌گويند که چه نفعي براي من دارد اگر براي کمک به جلو بروم؟ يا اگر آن فرد مزاحم آسيبي به من رساند زن و بچه من چه مي‌شوند؟
    بنابراين اکنون اشيا ما را تعريف مي‌کنند. النگو، ماشين بنز يا پورشه، لوستر، مبل گرانقيمت و… در تعيين جايگاه اجتماعي شما در اين تمدن مادي و حسي نقش دارند. چند دهه قبل من اين هشدار را به مسئولان درجه اول کشور دادم، اما هيچکس آنها را جدي نگرفت. اگر جدي مي‌گرفتند و برنامه‌هاي پيشنهادي من را پياده مي‌کردند که ديگر به چنين بليه‌اي دچار نمي‌شديم.
    در اين تمدن مادي مهماني کردن خواهر و برادر، دوستان و اقوام بر اساس حسابگري است. زن و مرد حساب مي‌کنند که با اين وضعيت اقتصادي چرا و چگونه مهماني بدهند؟ از وجه ديگري حسابگري خود را در قالب »پز« و »نمايش دادن« هم به رخ مي‌کشد. يک ويژگي مهم جامعه امروز ايرانيان زندگي نمايشي تک تک آنهاست. افراد مصرفگرا و مصرفي شده‌اند تا نمايش بدهند. شخص مثلاً پول درمان بيماري دندان خود را مي‌دهد تا تلويزيون يا يخچال آخرين مدل بگيرد تا در مهماني‌هايش پز آن را بدهد. در صورتي که دندان درد امانش را بريده است. نوکيسه‌ها و تازه به دوران رسيده‌ها هم که جاي خود را دارند. بارها ديده‌ام که در مهمان‌ها خانم ميزبان مدام گوشش را خارانده تا گوشواره جديدش را به رخ مهمانان بکشد. يا همينطور مهماني مفصلي مي‌دهند تا دکوراسيون و تعويض وسايل منزل را به رخ مهمانان بکشند.
    *اين نمايشي شدن رفتارها و کنش‌ها بد بلايي به سر ايرانيان آورده است. چه هزينه‌هاي سنگيني که بر گردن عروس و داماد براي شب عروسي‌شان نمي‌افتد؟ چرا؟
     چون خانواده‌ها قرار است به هم پز بدهند. چه هزينه‌هاي آن‌چناني و سنگيني که براي پذيرايي در مجالس ترحيم صرف مي‌شود. اينها همه بليه فرهنگي است.
    بنابراين يا مهماني نمي‌دهيم و يا اگر اين سنت را به جاي مي‌آوريم براي نمايش است. امروزه ديگر خانه‌ها اتاق مهمان ندارند و يا اين اتاق‌ها و سالن‌هاي پذيرايي متروکه است. بنابراين عدم رونق اين سنت روي معماري ما هم تأثير گذاشته است. چرا در دوره‌اي با وجوديکه خانم‌هاي ايراني اعتقاد به حجاب داشتند و دوست داشتند راحت در آشپزخانه به طبخ غذا بپردازند، آشپزخانه‌ها اوپن ساخته مي‌شد؟ چون يا مهماني کردن محلي از اعراب نداشت يا برنامه ريزي براي تغيير فرهنگ حجاب شده بود.بنابراين شايد با تمام مشکلات اقتصادي بتوانيم مهماني بدهيم اما هدف از مهماني دادن برآوردن سنت اسلامي صله رحم و تازه کردن ديدارها و… نيست.
    فراموش نکنيد که اشخاص حاضرند براي رسيدن به نمايش و جا نماندن از مسابقه مصرف حتي حقوق و درآمد يکماه خود را صرف يک شب مهماني کردن کنند. در نهان و باطنشان فقيرند اما مي‌خواهند از طريق اشيا خود را متمول نشان دهند. 
    همه ما بارها در خانواده و نزديکانمان ديده‌ايم که بسياري از مجالس مهماني براي نزديک شدن به شخصي برپا شده است. يعني يک حساب دو دو تا چهارتا کرده‌اند تا مثلاً با مهمان کردن رئيس اداره، جايگاه اداري خود را بالا ببرند.
    همه اين موارد نشان مي‌دهد که جامعه ما دچار بي نامي و بي هويتي شده است. اين تمدن حسي بد بلايي به سر فرهنگ و هويت ما آورده است. جايگاه علمي و خانوادگي اشخاص ديگر اهميتي ندارد. مسابقه مصرف باعث شده که مردم براي تعيين جايگاه خود به مصرف نشانه‌هاي اقتصادي روي بياورند. مطمئن باشيد که هرکسي که حس کند دارد از اين مسابقه جا مي‌ماند شک نکنيد در هر جايگاهي که قرار دارد دست به دزدي مي‌زند. شما اگر بيکار شويد و يک روز حقوق نداشته باشيد، همسرتان شما را به خانه راه نخواهد داد. امروزه ديگر علم و خوشنامي فرهنگي هيچ جايگاهي ندارد.
    به گزارش امانت به نقل از  مهر، اما ما مي‌توانيم با کارهاي کوچکي به جنگ اين مساله برويم. 
    مي‌توانيم حتي اگر شده به صرف يک چاي همديگر را مهمان کنيم و هدفمان هم فقط صرف مهماني دادن و گذراندن ساعاتي خوش و هم‌صحبتي با مهمان باشد. ما نبايد فرهنگ غني‌مان را به مفت بفروشيم و سابقه چند قرن خوشنامي را چسبيدن به نمايش اشيا از بين ببريم. شما را اگر به شعر، ادبيات و کلاً فرهنگ بشناسند،بسيار بهتر است تا به ماشين پورشه‌تان.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی