در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹

دین و اندیشه > مسجد تجلي پيوند معماري و تمدن اسلامي است

گروه دين و انديشه:مهدي حمزه‌نژاد استاد دانشگاه با تشريح معماري ايراني اسلامي گفت: ظهور اسلام در ايران روح‌ تازه‌اي به هنر اصيل معماري در ايران بخشيد.

     گروه  دين و انديشه:مهدي حمزه‌نژاد استاد دانشگاه با تشريح معماري ايراني اسلامي گفت: ظهور اسلام در ايران روح‌ تازه‌اي به هنر اصيل معماري در ايران بخشيد.
    پنجمين قسمت از»رستاخيز واژه‌ها«، با موضوع خدمات متقابل معماري با فرهنگ و هويت اسلامي در فرهنگسراي انديشه برگزار شد.
     در اين نشست، مهدي حمزه‌نژاد استاديار دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه علم و صنعت و سيدرضا شهرستاني محقق حوزه معماري حضور داشتند و درباره ابعاد مختلف معماري و ارتباط آن با اسلام صحبت کردند. حمزه‌نژاد با اشاره به اهميت موضوع مورد بحث گفت: با موضوع مهمي روبه‌روييم که بارها مورد بازنگري قرار گرفته است. اينکه دين اسلام چه تعاملي با هنر و به ويژه معماري داشته و آن چيزي که به نام معماري اسلامي ناميده مي‌شود تا چه اندازه بازتاب اسلام است؟ وي با اشاره به تاريخچه هنر معماري و ارتباط آن با دين اسلام گفت: اسلام در يونان زاييده نشد، يونان مهد فلسفه و مجسمه بود و معماري مکتب‌دار داشت. اسلام در عربستان زاييده شد، در منطقه‌اي که هيچ چيز نداشت اما شعر و ادبيات فاخر داشت. دقت داشته باشيد که عربي زبان غني است و اسلام در جايي زاده شد که زباني قدرتمند داشت. در نقطه مقابل، پارسي به اندازه عربي قدرتمند نبود چرا که اشعار عربي داريم اما از ايران باستان تنها گلبانگ‌هاي پهلوي (مغاني) مانده است. اگر اعراب به زبان و شعر معروف بودند، ايرانيان به معماري مشهور بودند.
     البته يونانيان نيز معماري مکتب‌دار دقيقي داشتند. استاد دانشگاه علم و صنعت گفت: در چنين شرايطي، برخي متفکرين مي‌گويند اسلام اساساً نسبتي با هنر ندارد چرا که رنگ و بوي معماري در زادگاه آن ديده نمي‌شود. حتي عده‌اي مي‌گويند اسلام تمايلي به زيبايي و محيط لطيف نداشته و بسيار ساده است. با چنين تفکري شبهه ايجاد مي‌کنند که آيا پيغمبر محراب داشت؟
    اين که پيغمبر چگونه با معماري برخورد کرد بحثي است که به راحتي نمي‌توان پاسخ داد. با اين حال دقت داشته باشيد که پيغمبر هم شعر و هم زيبايي را تقديس مي‌کرد و قرآن هم به سجع و زيبايي اهميت داده است. بارها در قرآن بيان‌هاي زيبا را ديده‌ايم که نشان از اهميت زيبايي در اين کتاب آسماني دارد. حمزه‌نژاد درباره تأثير اسلام بر هنر گفت: اسلام آمد تا انقلاب عقلاني و روحاني بکند.
     طبعاً اين انقلاب داراي جنبه‌هاي هنري و علمي است. اگر امام باقر انقلاب‌کننده علمي است حتماً بايد انقلاب‌گر هنري هم در اسلام داشته باشيم. هنرمندان، معماران و شاعران اسلامي نوعي انقلاب کردند. آنان با روح اسلام يکي شدند و زيستند و سپس هنر را در آن متعالي ساختند. محصول چنين اتفاقي را مي‌توان هنر اسلامي ناميد. سيدرضا شهرستاني ديگر سخنران اين جلسه بود. او مسجد را تجلي‌بخش معماري دانست و گفت: اگر بخواهيم به شبهه‌اي که وجود دارد، يعني بدون رابطه بودن اسلام و هنر، پاسخ بدهيم بايد مثال مسجد را بزنيم. مسجد در معماري ما مي‌درخشد چراکه نه تنها يک عبادتگاه بلکه محل اجتماع، دارالحکومه و دارالقضاوه نيز بوده است.
    همه اينها در مسجد جمع و کالبدي براي خلق معماري مي‌شود که داراي شئوني خاص است و تا به امروز ادامه دارد.
    اسلام در عين اينکه مسجد و مدرسه دارد، بازار را هم به رسميت مي‌شناسد و براي خانه حريم خصوصي قائل است. بنابراين نظام اجتماعي اسلام به ما کمک کرده است که در شهرها دانه‌بندي متناسب و متعادلي داشته باشيم. شهري که برمبناي آموزه‌هاي اسلام و زيست مؤمنانه بنا شده است، از تعادل و تعالي به صورت همزمان برقرار است.
     اين موضوع را در شهرسازي امروزمان نمي‌بينيم. در يک کلام معتقدم که اسلام تعادل و دانه‌بندي را به زيست شهري داد. در سطح دوم پاسخ به اين سؤال نيز بايد به گستره اسلام در جهان اشاره کنم. اسلام وقتي به شرق و غرب عالم سفر مي‌کند، امکان ايجاد زبان بين‌المللي و بين تمدني را فراهم مي‌کند که معماري جلوه‌اي از اين زبان است. شهرستاني با اشاره به شکوفايي معماري ايراني در پرتو اسلام گفت: معماري ايراني که با اسلام گره خورده و به دليل وجه تمدني پيشيني خود، پرچمدار تمدن اسلامي مي‌شود، به جاي اينکه در خود فرو رود، مکرراً بر جنبه‌هاي فرمي و تکنيکي معماري مي‌افزايد. اين جنبه‌ها متأثر از روح اسلام است. براي مثال، در طول عمر مسيحيت، فقط با يک نوع معماري در کليسا مواجه هستيم اما در دوره‌هاي معماري ايراني، شاهد گسترش آن هستيم. به عبارت ديگر، معمار به‌جاي آنکه در آرايه‌ها خود را محدود کند، با استفاده از فضايي که اسلام در اختيارش گذاشته است، مدام شکوفا مي‌شود.
     برهمين اساس، در رجوع به تاريخ معماري بايد به عنصر فضا برگرديم در حالي که عده‌اي متأسفانه رجوع کالبدي و ظاهري دارند. حمزه‌نژاد با اشاره به تعريف معماري اسلامي گفت: بهترين تعريف براي معماري اسلامي ساختاربخشي محيطي است که قابليت رفتار اسلامي، اخلاق، سبک زندگي و‌ انديشه‌ورزي اسلامي با خود به ارمغان بياورد. با چنين شاخصي مي‌توان مقايسه کرد و گفت که کدام خانه اسلامي‌تر است؟‌ حال بايد پرسيد که آيا معماري اسلامي در خانه يا شهر ما ظهور دارد؟ به نظرم سطح آن پايين آمده است و بايد بازيابي کرد. شهرستاني درباره پيوند معماري با مسجد گفت: به نظرم بايد به مسجد رجوع کرد. گفتيم که اسلام و هنر همديگر را در آغوش مي‌گيرند، آن هم در مسجد. افسوس اين است که مسجد به عنوان پيشاني تمدن اسلامي درگير آسيب‌هايي شده است که به شخصيت آن لطمه زده است.اين کارشناس عرصه معماري در پاسخ به سؤال ديگري درباره تقسيم‌بندي بناي مذهبي و غيرمذهبي گفت: تقسيم‌بندي بناي مذهبي و غيرمذهبي تقسيم‌بندي داراي مناقشه‌اي است و نگاه بيروني از تمدن اسلامي اين‌چنين تقسيماتي را دارد. البته اين موضوع داراي سطوح مختلفي است. براي مثال در مسجد، معماري اسلامي پررنگ است در حالي که در خانه يا يک قصر حکومتي کمرنگ‌تر است. البته نمي‌توان يک کاخ را کاملاً به دور از المان‌هاي معماري اسلامي و مسجد را تماماً مصداق معماري اسلامي دانست. با اين حال اگر اين تقسيم‌بندي را بپذيريم و عناصر معماري را احصا کنيم، مي‌بينيم که هر کدام داراي المان‌هاي مشترکي هستند. براي مثال حياط‌هاي مياني نمونه‌اي از المان‌هاي معماري اسلامي است که در بناهاي مرتبط با آن ديده مي‌شود. حمزه‌نژاد با توضيح سهم هنر ايراني در معماري اسلامي گفت: معماري ايراني در طول تاريخ خود تجلي‌هاي زيادي داشته و اصطلاحاً زياد مشق کرده است.
     نمونه آن بناهاي تاريخي فراواني است که مي‌بينيد. با ظهور اسلام، اين ظرفيت کمي کمرنگ شد اما بعدا ديد که مي‌تواند در روح جديدي آمده و ظهور کند. براي مثال، مسجد زواره‌اي که به نوعي اولين مسجد گنبددار است نمونه‌اي از همين موضوع است چرا که تا پيش از اين ديده نشده بود که مسجدي حياط مياني داشته باشد. به نظرم آن فرهنگ و آن الگوي معماري خوب بر هم نشست. دليل آن هم اين است که آن الگو اصيل بود و ارتباط بين زمين و آسمان را پيش از آن به خوبي تمرين کرده بود.
     به گزارش امانت به نقل از تسنيم، وي تأکيد کرد: امروز همه هنرمندان ما وظيفه دارند اسلام را در تعادل خود بشناسند و ارائه بدهند. اگر ايران در اين زمينه قدرتي داشته و قبلاً مشقي کرده است بايد با استفاده از همين مفهوم ظهور و بروز بدهد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی