در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸

دین و اندیشه > مردم ما به دنبال تشرف‌اند نه تشبه

گروه دين و انديشه:مردم ما به دنبال تشرف اند ولي به دنبال تشبه نيستند. در حالي که آنچه از ما خواسته شده تبعيت است.

    گروه دين و انديشه:مردم ما به دنبال تشرف اند ولي به دنبال تشبه نيستند. در حالي که آنچه از ما خواسته شده تبعيت است.
    به متن زير از سلسله مباحث مهدويت است که توسط حجت الاسلام سيدمحمدباقر علوي تهراني ايراد شده است.
    امروز من دو بحث را مطرح مي کنم. اول اينکه چه موضوعاتي در مباحث مهدويت مطرح است. دوم اينکه يک بحث کلي وجود دارد که ما تشويق و ترغيب مي کند که به سوي امام زمان سير داشته باشيم.
    موضوعات متعددي هست از جمله اينکه پيشينه مهدي باوري، يا اين باور که در آخرالزمان کسي خواهد آمد که منجي است و مصلح است، اين به چه زماني باز مي گردد که آيا اختصاص به اسلام و شيعه دارد يا قبل تر از آن هم چنين اعتقادي وجود داشته است؟ به طور مسلم و قطع اعتقاد به منجي آخرالزمان يک بحث فطري است. در بين تمام اقوام و ملل اين بحث مطرح بوده و اديان آسماني در مورد آن صحبت کرده اند.
    اقوام و ملل و تمدن هايي که گرايش ديني هم نداشتند در اين مورد صحبت کرده اند. اديان غير آسماني مثل بويايي و هندي هم منتظر منجي هستند. يک کسي بايد در دوره آخرالزمان بيايد و جهان را اصلاح کند و نجات دهد.
    در مورد اين موضوع مفصل صحبت خواهيم کرد.
    اما موضوعاتي که مرتبت با اين موضوع است اين است که اين فرد کيست؟ از کدام طايفه است و چه ويژگي هايي دارد و ياران او کيست و خصوصيات دوره آخرالزمان چيست؟ آن فرد که بايد بر اساس عدل بين مردم داوري کند الان در قيد حيات است؟ تبار او چه کساني هستند؟ در کجا زندگي مي_کند؟ ما او را مي بينيم؟ آيا ما مي توانيم با او ارتباط برقرار کنيم؟ مراد از غيبت چيست؟ فايده امام غايب چيست؟
    اگر اين تيپ از سوالات جواب داده شود اولاً معرفت ما را بالا مي برد و دوم اينکه موجب اين معنا مي شود که ما بتوانيم دين خود را حفظ کنيم. يعني يکي از ثمرات اين معرفت حفظ دين است.
    نکته بسيار اساسي وجود دارد و آن اين است که ما زندگي امام را به چهار بخش تقسيم مي کنيم. دوره اول دوره اختفا و زندگي پنهاني است که اين دوره از زمان ولادت حضرت يعني نيمه شعبان سال 255 تا هشتم ربيع الاول سال 260 است که شهادت امام حسن عسکري است که در اين زمان حضرت مخفيانه زندگي مي کردند.
    مقطع دوم دوره غيبت صغري است که از هنگام شهادت امام حسن عسکري تا پايان عمر چهارمين نائب خاص آن حضرت يعني علي ابن محمد است. رحلت علي ابن محمد در روز نيمه شعبان سال 329 هجري قمري اتفاق افتاده است. مختصات و رويه زندگي امام در اين 69 سال با آن 5 سال ابتدايي کاملا متفاوت است.
    سومين دوره زندگي امام که با رحلت چهارمين نائب خاص شروع شده و تا امروز که ادامه پيدا کرده است و اينکه تا چه زماني طول بکشد به دست حضرت حق است که به دوره غيبت کبري مشهور است. رويه امام در اين دوره هم با آن دو دوره ديگر کاملا متفاوت است.چهارمين دوره هم دوره ظهور و حکومت امام است که توضيحات خاص خود را دارد.
    ما الان در دوره غيبت کبري هستيم و من مي خواستم قدري در مورد غيبت کبري صحبت کنم. وقتي به محضر روايات مي_رويم مي بينيم که زندگي در دوره غيبت کبري براي مردم بسيار سخت است. زندگي ما فقط و فقط در گرو زندگي طبيعي نيست، انسان خلق شده تا خليفه خدا بر زمين باشد نه اينکه »اولئک کالانعام بل هم ازل« باشد. انسان داراي يک زندگي ارزشي است و اين زندگي در دوران غيبت کبري بسيار دچار مخاطره مي_شود. حال من به چند روايت اشاره مي کنم که ببينيم در مواجهه با اين سختي ها بايد چه بکنيم؟اولين روايت از امام کاظم است که مي فرمايد »اِنَّهُ لابُدَّ لِصاحبِ هذَا الاَمرِ مِن غَيبهٍ حَتيّ يَرجَعَ عَن هذاَ الاَّمرِ مَن کانَ يَقوُلُ بِهِ. اِنَّما هِيَ مِحنَهٌ مِنَ اللهِ عَّزَوَجَلَّ امتَحَنَ بِها خَلقَهُ« يعني صاحب اين امر (ولايت و امامت) غيبتي دارد که (در آن) معتقدان به امامت (هم) از اعتقاد خود بر مي گردند. اين مسئله (غيبت) چيزي نيست جز امتحاني از جانبِ خدا که خلق خود را به وسيله آن مي_آزمايد.
    حضرت کاظم مي فرمايد بيشتر کساني که به او اعتقاد دارند هم از او روي مي گردانند. سختي تا کجا ادامه دارد؟ سختي را از زمان امام باقر(ع) بشنويم:
    جابر از امام باقر سوال مي کند که يابن رسوال الله فرج شما چه زماني حاصل مي شود؟ حضرت فرمودند»هيهات هيهات لا يکون فرجنا حتي تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا حتي يذهب الکدر و يبقي الصفو« يعني فرج ما حاصل نمي شود تا اين که شما مردم غربال شويد، دوباره غربال شويد و سه باره غربال شويد، تا افراد گنه کار بروند و پاکان بمانند.
    اين همان اتفاقي است که در کربلا افتاد. چند هزار نفر با امام بودند؟ ولي شبي که قرار بود همه با امام باشند، غربال اتفاق افتاد. غربال از دو هزار نفر جمعيت حداقلي همراه امام به چهل نفر رسيد. سي و دو نفر هم روز بعد آمدند.نکته اي که وجود دارد اين است که اگر ما بخواهيم بدانيم که در اين غربال وجود داريم و وضعيت خود را بسنجيم بايد وظايف خود را در عصر غيبت بدانيم. شيعه در هر دوره اي وظيفه اي بر عهده دارد بايد آن وظيفه را شناخت و به آن عمل کرد.
    امام صادق به يکي از اصحاب فرمودند چرا به ديدن ما نمي آييد؟ گفتند ما راهمان خيلي دور است و هميشه نمي توانيم به خدمت شما مشرف شويم. حضرت گفتند خب به ديدار برادران ديني خود برويد و گره از کار آنها باز کنيد انگار به ديدن ما آمده ايد. من مي خواهم وظيفه خود را مشخص کنيم.
    خيلي ها سفر سه شنبه هاي مسجد جمکران را تاکيد دارند که من اصلاً منکر آن نيستم ولي از بقيه چيزها غافل اند. مردم ما به دنبال تشرف اند ولي به دنبال تشبه نيستند.ما مي خواهيم به محضر امام برسيم ولي نمي خواهيم از امام تبعيت بکنيم، آنچه از ما خواسته شده تبعيت است.گفتيم که دوران غيبت براي ما دوران سختي است. روايت ديگري عرض مي کنم که اين معنا را تاييد مي کند. روايات در اين مورد زياد است.
    امام صادق فرمودند :»أماوالله ليغيبن امامکم سنيناً من دهرکم و ليمحص حتي يقتل مات قتل هلک باي واد سلک و لتدمعن عليه عيون المومنين و لتکفان کما تکفا السفن في امواج البحر فلا ينجو الا من اخذالله ميثاقه و کتب في قلبه الايمان و أيده بروح منه و لترفعن اثنتا عشرة راية مشتبهة لايدري اي من اي.«
    يعني به خدا قسم امام شما از نظرتان ساليان دراز غايب خواهد شد و بدين وسيله امتحان و آزمايش خواهيد شد تا اينکه برخي خواهند گفت او مرده يا کشته شده يا به هلاکت رسيده يا اينکه در کدام بيابان سرگردان است. ديده مومنان بر او گريان خواهد بود. شيعيان را تزلزل و اضطراب عجيبي فرا مي گيرد بدان گونه که کشتي طوفان زده در ميان امواج متلاطم گرفتار آيد. از اين اضطراب و طوفان جز کساني که خداوند از آنها پيمان گرفته است و ايمان در دل آنها رسوخ کرده و به تأييد الهي مويد باشند، نجات نمي يابند. در آن ايام دوازده پرچم برافراشته خواهد شد که معلوم نيست کدام بر حق است.يعني امامي را که روايت در مورد آن مي فرمايد اگر از روزگار تنها يک روز باقي مانده خدا آنقدر آن روز را طولاني مي کند تا ظهور محقق شود، آنوقت عده اي از مومنان نه براي فراق امام زمان بلکه براي کشته شده او گريه مي کنند.رسول گرامي اسلام فرمودند که تعداد کساني که قائل به امامت امام زمان هستند خيلي کم خواهند بود. حضرت در يک روايت طولاني فرمودند :»ان عليا وصيي و من ولده القائم المنتظر المدي الذي يملاء الارض قسطا و عدلا کما مائت جورا وظلما والذي بعثني بالحق بشيرا و نذيرا ان الثابتين علي القول بامامته في زمان غيبة لا غز من الکبريت الاحمر«.
    يعني به درستي که علي وصي من است و از اولاد او قائم منتظر مهدي است که پر ميکند زمين را از عدل و داد همچنانکه پر شد باشد جور و ظلم به آن خدايي که مرا بحق مبعوث گردانيده بشارت دهنده و بيم دهنده بدرستي که ثابتين بر قول و عقيده به امامت آن حضرت در زمان غيبتش عزيزترند از کبريت احمر.(تعدادشان کم است)
    اينها همه حکايت از اين معنا مي کند که کار در زمان غيبت سخت است. انسان براي اينکه از اين طوفان سالم خارج شود بايد مختصات آن را بشناسد. اگر نداند و باور نکند، دچار طوفان شده و ويران مي شود. راه اول براي جلوگيري از ويراني راه اول دانستن دوره غيبت امام زمان است.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،بايد اولاً بدانيم وظيفه ما در دوره غيبت چيست. يکي از مسائلي که در اين آشفته بازار زياد شده است مهدي هاي دروغين اند. راه جلوگيري از اين چيست؟ ما از نظر فرهنگي بايد درجاتي از اطلاعات را داشته باشيم. کساني که زمين خورده اين افراد هستند بخاطر بي اطلاعي شان بوده است. 

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی