در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > فيلسوف شاهد زمان خود است

گروه دين و انديشه:رئيس فرهنگستان علوم با بيان اينکه فيلسوف، شاهد زمان خود است در پاسخ به اين پرسش که چرا فلسفه بايد به جنگ و صلح بپردازد، گفت: وجود در تاريخ جلوه مي کند و جنگ و صلح نيز جلوه هاي مهم تاريخ اند.

    گروه دين و انديشه:رئيس فرهنگستان علوم با بيان اينکه فيلسوف، شاهد زمان خود است در پاسخ به اين پرسش که چرا فلسفه بايد به جنگ و صلح بپردازد، گفت: وجود در تاريخ جلوه مي کند و جنگ و صلح نيز جلوه هاي مهم تاريخ اند.
    رضا داوري اردکاني، گفت: يکي از اشکالاتي که به فلسفه و اهل فلسفه مي شود اين است که از مقدمات فلسفي به همه چيز مي توان رسيد. هم به صلح مي توان رسيد و هم مي توان گفت جنگ از کجاست. چرا ما روز جهاني فلسفه را به بحث صلح و جنگ بپردازيم مگر چه اتفاقي افتاده است؟ بعد از جنگ جهاني دوم منطقه ما هيچ وقت بدون جنگ نبوده است. اما در طول اين سال ها هيچ گاه از جنگ و صلح سخن نگفته ايم. حالا چه شده است؟
    وي افزود: چند وقت پيش از من خواسته شد درباره فلسفه و اسلحه يادداشتي بنويسم. من اهل فلسفه هستم اما از اسلحه اطلاعي ندارم. همان طور که به جمله آنتوان چخوف اشاره شد که مي گويد اگر اسلحه در صحنه تئاتر است بايد از آن استفاده شود، هيچ چيز در جهان بيهوده بيان نمي شود. پس اگر از فلسفه، جنگ و اسلحه صحبت مي کنيم حتماً علتي دارد.
    *چرا از فوتبال صحبت مي کنم؟
    چهره ماندگار فلسفه ادامه داد: ريشه بيشتر شدن جنگ در سال هاي گذشته را خشونت ها و بي رحمي هايي مي دانم که در اين سال هاي اخير رايج شده که تاکنون سابقه نداشته است. اين ها به فلسفه چه ربطي دارد؟ فلسفه موضوعش وجود و اعراض ذاتي وجود و ... است. پس تا جنگ و صلح خيلي راه دارد. به من ايراد مي گيرند که چرا راجع به فوتبال صحبت مي کني؟ جنگ و صلح که از فوتبال مهم تر است. واقعيت آن است که فوتبال چنان عظمتي دارد که هر سياستي در برابر آن تسليم مي شود. حالا متوجه شديد چرا راجع به فوتبال صحبت مي کنم؟
    *جنگ و صلح جلوه هاي مهم تاريخ اند
    وي اضافه کرد: وجود در تاريخ جلوه مي کند و جنگ و صلح نيز جلوه هاي مهم تاريخ اند. پس فلسفه بايد به اين موضوعات بپردازد. لئو اشتراوس در جدل کتبي با ماکس وبر وقتي از نزاع و صلح صحبت مي کند صلح را در گيومه مي گذارد. معني اين کار اين است که مي خواهد بگويد از نظر وبر جنگ اصل است.
    کانت خودش هم به آن چه که درباره صلح جاودان مي خواست، نتوانست باور پيدا کند. هراکليتوس مي گفت مردم آرزو مي کنند جنگ نباشد. نمي دانند اين دعا نيست بلکه نفرين است. چون اگر جنگ نباشد يعني نابودي.
    *فيلسوف شاهد زمان خود است
    وي در ادامه گفت: فهم من اين است که هستي ايستادن در برابر نيستي است. يعني اين ايستادگي است که صيرورت است. فيلسوف شاهد زمان خود است. فيلسوفاني که راجع به صلح صحبت کرده اند در دوراني مي زيسته اند که جنگ شدت داشته است. براي مثال انيشتين نامه اي به فرويد دارد که نظر و اميدش درباره صلح را در آن عنوان مي کند که نامه اي خواندني است.
     حدود 10 سال بعد نامه اي به روزولت مي نويسد که آيا مي خواهي جنگ پايان پيدا کند؟ منظورش اين است که سلاحي مي توان ساخت که جنگ پايان پيدا کند. شايد هم هدفش پايان دادن به جنگ بوده است. توجه کنيم که بهترين و اخلاقي ترين مردم دانشمندان هستند. اما مي بينيم که همين ها به دنبال ساختن بمب اتم بوده اند. هدف اين ها صلح بوده است. بعد از جنگ هم در کار صلح بوده اند.
    داوري اردکاني با اشاره به اينکه صلح را با کوشش مي توان حس کرد، تصريح کرد: جنگ را با کوشش نبايد ايجاد کرد. جنگ وجود دارد و هست. بايد از آن پرهيز کرد. اين که تا چه حد مي توان از جنگ پرهيز کرد در نامه فرويد به انيشتين مي بينيم. در سرتاسر نامه حرفش اين است که نهاد (Id) و باطن ما باطن جنگ است. اگرچه مقدمه چيني مي کند که ما غريزه ساختن و زندگي و غريزه نابودي و جنگ داريم، اما مي گويد آن چه که راهبر است، غريزه ويرانگري است. اين نامه در سال 1932 نوشته شده يعني زماني که بوي جنگ مي آيد.
    *ايستادن در برابر جنگ، ايستادن وجود در برابر عدم است
    وي در ادامه گفت: سلاح چيزي نيست که توسط متخصصين و سازندگان آن ساخته شود. سلاح جزء عمده تکنولوژي زمان ماست که بيشترين پژوهش هاي علمي روي اين حوزه متمرکز است. علم که ستون و استوانه اين عالم است نمي تواند بي تفاوت نسبت به جنگ باشد. بشر همواره در برابر جنگ مي ايستد اين يعني وجود در برابر عدم مي ايستد. جنگ هاي موجه معمولاً براي دفاع يا احقاق حق است. اما جنگ هايي نيز وجود دارد که از روي کينه توزي است.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،داوري افزود: مخالفين با فلسفه از روي کينه توزي مخالفت مي کنند. به ندرت دليلي بر زيان بار بودن فلسفه دارند. از سه فرد آتني که ادعانامه عليه سقراط نوشتند بايد پرسيد چه چيز شما را عليه سقراط بر انگيخته است؟ اجمالاً مي توان اين پاسخ را داد که سقراط اساس مدينه آتن را بر هم مي زند. اما دفاع آن ها از آتن به صورت کينه توزانه ظهور کرده چون در ادعانامه شان حرف هاي خيلي مهمي نبود. از آن زمان تا امروز فلسفه مورد قهر و دشمني بوده است.
     اين جنگ عليه فلسفه را بايد قبول کنيم. اما از خداي بزرگ مي خواهيم که جهان و بشر کنوني را از جنگ هاي بزرگي که اگر در بگيرد جهان را نابود مي کند حفظ کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی