در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸

دین و اندیشه > فهم حکمي وحي بزرگترين سرمايه فرهنگي ايرانيان است

گروه دين وانديشه: اعواني با اشاره به اينکه در شرق دين از حکمت جدا نبوده است، تصريح کرد: جمع بين حکمت ديني و حکمت رسمي فقط در ايران ظهور يافته و در هيچ کجاي عالم اسلام مصداق نداشته است.

    گروه دين وانديشه: اعواني با اشاره به اينکه در شرق دين از حکمت جدا نبوده است، تصريح کرد: جمع بين حکمت ديني و حکمت رسمي فقط در ايران ظهور يافته و در هيچ کجاي عالم اسلام مصداق نداشته است.
     همايش بزرگداشت روز جهاني فلسفه با عنوان »نگاهي به سنت فلسفي طهران«، در مدرسه عالي شهيد مطهري برگزار شد. غلامرضا اعواني در اين مراسم به ايراد سخن پرداخت و اظهار کرد: اينکه گفته شده فلسفه و حکمت در ايران بوده، حرف بسيار درستي است؛ طبق آماري که امروز از وضعيت فلسفه در جهان اسلام داريم. کنگره‌اي براي بررسي وضع فلسفه در آسيا در فيليپين تشکيل شد. از شصت کشور در اين کنگره حضور داشتند، نمايندگاني از بيشتر کشور‌هاي اسلامي هم حضور داشتند. تعجب مي‌کنيد که در کشور‌هاي اسلامي به جاي فلسفه همه از علوم عقايد بحث مي‌کنند. اصلاً چيزي به نام حکمت و فلسفه اسلامي ندارند. حتي مالزي فلسفه ندارد. مالزي که از نظر اقتصادي اين قدر عظمت دارد فلسفه ندارد و اصول عقائد مي‌خوانند يا اصول عقايد تدريس مي‌شود يا فلسفه غرب. اصلاً فلسفه اسلامي جايي ندارد.وي ابراز کرد: مطلب دوم اينکه فلسفه در جايي رشد مي‌کند که تمدن باشد. هرجا تمدن باشد فلسفه هم هست. ايران يکي از بزرگترين مهد‌هاي فلسفه بوده است. مگر مي‌شود تمدني بدون حکمت و فلسفه باشد. حکومت هخامنشي از هند تا مصر و يونان گسترده بوده است. مگر مي‌شود اين حکومت را بدون حکمت اداره کرد؟ هرجا تمدن بوده آنجا حکمت ظهور کرده است.
    *در شرق دين از حکمت جدا نيست
    اعواني اظهار کرد: در شرق، دين از حکمت جدا نبوده است؛ بنابراين بزرگترين حکماي ما موبدان بودند. در هند همين‌طور بوده و جدايي بين حکمت و دين وجود نداشته است. اينکه در اديان ابراهيمي نزاع بين فلسفه و وحي به وجود آمده است، به جهت اينکه اين منطقه جغرافيايي هم محل ظهور اديان ابراهيمي و هم محل تدريس فلسفه يوناني بوده است. وقتي اسکندر يوناني را فتح کرد، زبان يوناني زبان رسمي و زبان فلسفي شد. مي‌بينيد که همه انجيل‌ها را به زبان يوناني نوشتند.
    وي افزود: نکته بعد اينکه مانعي ندارد از عبارت »حوزه فلسفه« استفاده شود. البته غربي‌ها از واژه »school« استفاده مي‌کنند. البته فلسفه شرقي و غربي نيست، ولي گاهي براي مطالعه بهتر از اين واژگان استفاده مي‌شود. فلسفه هم مانند غذاست؛ شما نمي‌گوييد اين غذا ايراني يا چيني است، چون در غذا بودن با هم تفاوت ندارند. حکمت ايراني به اين معناست که مثلاً از اينجا برخاسته است، نه اينکه در ماهيت فلسفه تأثيري داشته باشد.
    *وقتي تمدن به فراغت بال مي‌رسد  تفکر شروع مي‌شود
    وي تصريح کرد: لفظ »school« از واژه يوناني »اسخوله« است که به معناي فراغت بال است؛ يعني وقتي تمدن به فراغت بال مي‌رسد تفکر شروع مي‌شود. ارسطو گفته اين نکته را بيان کرده است که فلسفه زماني شروع مي‌شود که جهان‌گشايي و لشکرکشي تمام شود. تمدن نياز به تفکر و فلسفه دارد. »اسخوله« به دير‌هايي اطلاق مي‌شده که در آن‌ها تدريس فلسفه مسيحي رواج داشته است؛ چون در آن دير‌ها و صومعه‌ها مردم فراغت بال داشتند تا به مطالعه و تفکر بپردازند.
    استاد دانشگاه شهيد بهشتي ادامه داد: در ايران حکمت علوي است و جمع بين حکمت ديني و حکمت رسمي فقط در ايران ظهور يافته است و در هيچ کجاي ديگر در عالم اسلام مصداق نداشته است. بر اين اساس فهم حکمي وحي اسلامي در ايران شکل گرفته است. اين امر بزرگترين سرمايه ايرانيان است که اصلاً به آن توجه ندارند. در هيچ جاي ديگري اين اتفاق نيفتاده است.
    به گزارش امانت به نقل از ايکنا،وي در پايان گفت: بنده نامه‌اي را که مرحوم محمدحسين خوان مروي نوشته است عيناً براي شما مي‌خوانم. »پس از آنکه مرحوم حاج محمدحسين خوان مروي در دارالخلافه تهران مدرسه مروي را عمارت کرد و به اتمام رسانيد از خاقان خلدآشتيان استدعا کرد که مرحوم ملاعلي نوري را از اصفهان به تهران احضار نمايد تا در آن مدرسه تدريس نمايد. پس از ابلاغ احضار، مرحوم ملاعلي نوري در جواب نوشت که در اصفهان غريب به دو هزار طلاب مشغول تحصيل‌اند که چهارصد نفر بلکه متجاوز شايسته حضور مجلس درس اين دعاگو هستند به مجلس درس دعاگو حاضر مي‌شوند. چنانچه در طهران بيايد موجب پريشانى اين همه طالب علم خواهد شد. پس از رسيدن جواب، مرحوم خان مروى استدعا نمود که مجدداً امر صادر و فرمايش شود که يکى از تلاميذ خود را که لايق دانند روانه دار الخلافه فرمايند. آن‌جناب مرحوم والد علامه ملاعبداللّه مدرس زنوزى را معين فرمود و به طهران روانه کرد و والد در مدرسه مذکوره به تدريس مشغول شد و مورد الطاف و عنايات خاصه ملوکانه گرديد و کمال توقير و تکريم از آن مرحوم به عمل آمد و بصورت و معنى ترقيات جليه نمود و مدت بيست 20 ‎سال در آن مدرسه تدريس فرمود و در سنه يکهزار و دويست و پنجاه و هفت برحمت ايزدى پيوست«. اين امر در تاريخ ما سابقه دارد که هرجا مرکز حکومت و دارالخلافه مي‌شد مرکز حکمت و علم مي‌شد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی