در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > فلسفه حج چيست

گروه دين و انديشه:حج و فلسفه واجب بودن آن مطلبي است که اين روزها يعني در ماه هاي مبارک ذي القعده و ذي الحجه که حجاج و مسلمانان خودشان را براي عبادات سفارش شده و اعمالي خاص آماده مي کنند مورد سوال قرار مي گيرد. حج و فلسفه واجب بودن آن مطلبي است که اين روزها يعني در ماه هاي مبارک ذي القعده و ذي الحجه که حجاج و مسلمانان خودشان را براي عبادات سفارش شده و اعمالي خاص آماده مي کنند مورد سوال قرار مي گيرد، که اصلا چرا بايد به حج برويم، چرا بايد اعمال سخت و طاقت فرسايي را در ايام حج انجام دهيم، آيا نمي شود بجاي حج کار ديگري کنيم و ...

    گروه دين و انديشه:حج و فلسفه واجب بودن آن مطلبي است که اين روزها يعني در ماه هاي مبارک ذي القعده و ذي الحجه که حجاج و مسلمانان خودشان را براي عبادات سفارش شده و اعمالي خاص آماده مي کنند مورد سوال قرار مي گيرد. حج و فلسفه واجب بودن آن مطلبي است که اين روزها يعني در ماه هاي مبارک ذي القعده و ذي الحجه که حجاج و مسلمانان خودشان را براي عبادات سفارش شده و اعمالي خاص آماده مي کنند مورد سوال قرار مي گيرد، که اصلا چرا بايد به حج برويم، چرا بايد اعمال سخت و طاقت فرسايي را در ايام حج انجام دهيم، آيا نمي شود بجاي حج کار ديگري کنيم و ...
    حج يکي از واجباتي است که پروردگارمان براي ما در نظر گرفته است اما به راستي چه دليلي دارد؟
    در همين راستا و با توجه به قرار گيري در ايام حج و آغاز سفر زائران بيت الله الحرام باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا در اين مطلب در حد وسع خود به فلسفه حج و دليل واجب بودن آن بپردازد، پس پيشنهاد مي کنيم با ما همراه باشيد.
    *فلسفه حج
    حج عبادتي است که در آن حکمت هاي فراواني وجود دارد، همچون بندگي، يک رنگي، وحدت و...
    قرآن درباره فلسفه حج مي فرمايد:لِيشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ...
    اين منافع شامل همه منافع مادي ومعنوي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مي شود؛ يکي از حکمت هاي حج، بررسي مسائل و مشکلات مهم امت اسلامي، تبادل فرهنگي و... است.
    *فلسفه وجوب حج
    اين عبادت اسلامي همچون ساير عبادات اسلامي داراي حکمت هاي سودمندي است که سود آن عايد فرد و جامعه مي گردد.
    در اينجا به اختصار به بعضي از حکمت_هاي حج مي پردازيم :
    مهم ترين و سودمندترين حکمت حج اظهار عبوديت و بندگي به پيشگاه خداوند متعال است که اين امر در تمام اعمال حج نظير احرام و طواف و سعي و قرباني و.... مشهود و مشخص است.
    علاوه بر اين منافع روحي و رواني و اخلاقي بسياري به شخص حاجي و به جامعه اسلامي مي رسد از جمله:شخص با احرام و قطع وابستگي خود از تعلقات مادي و دنيوي، از تمام قيود و وابستگي هاي خسران آور رها گشته و آماده عروج و پرواز در فضاهاي معنوي و عرفاني مي گردد.مسلمانان از اقصي نقاط کشورهاي اسلامي و غير اسلامي در ايام مشخص در کنگره عظيم حج جمع مي گردند و با اتحاد و همفکري راه حل مشکلات مسلمانان جهان را بررسي کرده و در رفع مشکلات از نيروي عظيم مسلمانان کمک مي گيرند. و اتحاد اسلامي را بين همه مسلمانان جهان برقرار مي سازند انشاء الله.
    *تحرک بازار و اقتصاد مسلمانان
    موسم حج از قديم الايام فرصت خوبي براي رونق خريد و فروش بازرگانان مسلمان و گردش سرمايه در دست کسبه و مستمندان از شرق تا غرب عالم مي شود.
    *آشنايي با آثار و اخبار پيغمبر اکرم (ص) و زنده نگه داشتن اين آثار
    هشام بن حکم مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: چرا خداوند مردم را به انجام حج و طواف خانه خود فرمان داده است؟
    فرمود: خداوند انسانها را آفريد... و آنان را به عملي (حج) دستور داد که اطاعت دين و مصالح دنياي آنان را در بردارد، در موسم حج مسلمان از مشرق و مغرب گرد هم جمع مي شوند تا با يکديگر آشنا گردند و براي اينکه هر ملتي از تجارتها و فرآورده هاي اقتصادي ملتهاي ديگر استفاده کند، و بخاطر اينکه مسافران و حمل و نقل کنندگان در اين سفر با کرايه دادن وسيله هاي نقليه خود بهره ببرند، و براي اينکه با آثار و اخبار پيغمبر اکرم (ص) آشنا گردند و اين آثار همچنان زنده بماند و بدست فراموشي سپرده نشود، و اگر بنا باشد هر ملتي فقط درباره محيط خود سخن بگويند هلاک مي گردند و شهرها ويران مي شود، و استفاده ها و منافع تجارتي از بين مي رود و اخبار و آثار پيغمبر نابود مي گردد، اين است فلسفه حج.
    *حجّ در قرآن کريم
    حج از ميان عبادات و فرائض الهي، جامع هر نوع آثار و فوايد و اسراري است که در عبادات ديگر وجود دارد. هدف از وجوب نماز و حج و طواف و مناسک به پاداشتن ذکرالله در قلب و جان انسان است و الا آن نماز و حج چه ارزشي خواهد داشت.
    از اين رو خداوند در توصيف مؤمنين فرمود: مؤمنان تنها کساني هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل هاي آن ها ترسان گردد.
    از اين رو حضرت ابراهيم بالاترين مقام را که مقام تسليم باشد در کنار کعبه، براي خود و ذريه اش درخواست نمود: پروردگارا، ما را تسليم فرمان خودت قرار ده و از دودمان ما نيز امتي مسلمان قرار ده.
    حج ابعاد گوناگوني مانند بعدهاي عرفاني، سياسي، اجتماعي و. .. است که پرداختن به همه ي آن ها در اين مقال نمي گنجد، به همين جهت تنها به بعد معنوي و عرفاني آن مي پردازيم: عبادات که به عنوان هدف آفرينش انسان تعيين شده است اسراري دارد که اين اسرار غير از آداب و احکام ظاهري عبادات است. نوعا عبادات و فرائض الهي با اختلاف درجات فراواني که نسبت به هم دارند، براي تقويت بعد روحاني و نفساني و در جهت سير و سلوک انسان وضع شده تا از عوالم جسماني به عوالم روحاني تکامل يابند و به مقام قرب الهي برسند.
    چنان که مرحوم آقا ميرزا جواد ملکي تبريزي عارف بزرگ در اين زمينه فرموده است: «مقصود اصلي از تشريع حج و سائر عبادات، تقويت بعد روحاني انسان است و تکاليف و فرائض الهي از نظر خاصيت اثرگذاري در روح و جان انسان مختلفند. بعضي اثر تطهير و تخليه را دارند که ظلمت را از فضاي روح و جان بشر دور مي کند و بعضي ديگر موجب تحليه و تزيين جان و وسيله جلب نورانيت مي گردد. و دسته ديگر، جامع هر دو اثر (تخليه و تحليه) هستند و حج از اين دسته سوم است.
    زيرا حج يک معجون الهي است که جميع امراض قلوب مثل بخل و استکبار و تنبلي و.. . را که مانع نورانيت قلب ها هستند، علاج مي کند.بنابراين و با توجه به مطلب فوق، حج از ميان عبادات و فرائض الهي، جامع هر نوع آثار و فوايد و اسراري است که در عبادات ديگر وجود دارد. چنان که مرحوم علامه طباطبائي در اين مورد مي فرمايد: وقتي که سرگذشت ابراهيم، آن چنان که در قرآن بيان شده را، به دقت مطالعه کنيم مي يابيم که اين جريان يک دوره کاملي از سير عبوديت و بندگي خدا و به اصطلاح يک سير و سلوک معنوي است که بنده از موطن خود تا قرب الهي را مي پيمايد و با پشت سرانداختن زخارف دنيا و لذائذ و آرزوهاي مادي و جاه و مقام و خلاصي از وسوسه هاي شيطاني به مقام قرب الهي دست مي يابد.
    اين وقايع و اعمال و نسک حج گرچه به ظاهر از هم جدا هستند، اما مطالعه دقيق آن نشانگر دقايق آداب سير طلب و حضور مراسم حب و عشق و اخلاص و بالاخره بيرون آمدن از مقامات دانيه و پيوستن به مقامات عاليه است که هرچه بيش تر در آن دقت شود حقائق تازه تر و نکات لطيف تر عايد انسان مي گردد.
    از اين رو خداوند متعال هم براي فراهم شدن اين سير بندگي و رسيدن به مقام قرب و حضور الهي و زيارت کعبه حقيقي، به حضرت ابراهيم خليل الرحمن و اسماعيل ذبيح الله ماموريت دادند که حريم خانه اش را از هر چيزي که مانع اين سير و سلوک معنوي باشد، پاکسازي نمايند تا زائران الهي در خانه اش صرفا به او بينديشند و دور او طواف نمايند و از ظلمت ماسوي الله رهايي يابند تا بتوانند در خانه عشق مهمان او شوند و آماده ملاقات با يگانه معبود عالم هستي گردند.
    و شايد نکته اين که آيه »وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ « - بعد از آيه » طَهِّرْ بَيتِي لِلطَّائِفِينَ«- ذکر شده اين باشد که ابراهيم اول ماموريت يافت تا محيط کعبه را براي عبادت خالصانه خدا از هرگونه مظاهر شرک و کفر پاک سازي نمايد و آن گاه دعوت عمومي بنمايد تا طواف و نماز و ساير اعمال حج فقط براي او انجام پذيرد.
    يعني هدف از اين سفر الهي، کسب تقوي و توشعه معنوي است چنان که فرمود: (در اين سفر) زاد و توشه تهيه کنيد که بهترين زاد و توشه پرهيزکاري است. اي صاحبان عقل و خرد از امن بپرهيزيد.يعني تنها صاحبان عقل و خرد از اين سفر کسب تقوي مي کنند و با پيمودن مدارج تقوي به مقام قرب الهي مي رسند، چه اين که اگر تقوي به خدا مي رسد »ينالُهُ التَّقْوي مِنْکم«، نفس متقي به خدا مي رسد چنان که استاد آيت الله جوادي آملي در توضيح آيه فرمود:از آن جايي که تقوي با نفس متقي اتحاد دارد، پس نفس متقي هم به خدا مي رسد و ممکن نيست تقوي به خدا برسد اما متقي نرسد، پس گوارا باد بر حج گزاري که قرباني اش لله باشد و غيرخدا را در آن نبيند تا تقوايش به خدا برسد و در نتيجه خودش هم به خدا برسد و شايد به خاطر همين تقوي ارزشمند و »موعود به« در نحر باشد که روز نحر را »حج الاکبر« و شايد تفسير آيه»ثُمَّ لْيقْضُوا تَفَثَهُمْ«در روايات، به ملاقات با امام معصوم _ عليه السلام _، اشاره به اين نکته باشد که اگر زائر متقي با قرباني به خدا مي رسد، همچنان که آلودگي هاي ظاهري را از بدن دور مي سازيد، بايد آلودگي هاي روح را با ملاقات با حج بيت الله برطرف نمايد.
    چنان که امام صادق _ عليه السلام _ در اين زمينه فرمود: بايد آلودگي هاي روح و جان را با ملاقات با امام _ عليه السلام _ برطرف نمايند. امام باقرعليه السلام هم در اين باره فرمود: تکميل حج به آن است که حاجي امام را ملاقات نمايد.
    هدف از وجوب نماز و حج و طواف و مناسک به پاداشتن ذکرالله در قلب و جان انسان است و الا آن نماز و حج چه ارزشي خواهد داشت. از اين رو خداوند در توصيف مؤمنين فرمود: مؤمنان تنها کساني هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل هاي آن ها ترسان گردد.
    مسائل معنوي و عرفاني حج هرگز تمام شدني نيست، و رسيدن به مقامات عاليه در حج، وقف احدي نيست بلکه بستگي به سعي و تلاش، همت و خلوص و سوز و گداز زائران دارد. و هر زائر خانه خدا بايد بداند که اگر کسي در اين بعد از حج که مهم ترين ابعاد حج است موفق نگردد، در ابعاد ديگر هم چندان موفق نخواهد شد.
    چنان که حضرت امام خميني _ قدس سره _ احياگر حج ابراهيمي، محمدي در اين باره فرمودند: تحصيل ابعاد ديگر حج در گرو تحصيل بعد معنوي حج است؛ بعد سياسي و اجتماعي حج حاصل نمي شود، مگر آن که بعد معنوي و الهي آن جامه عمل بپوشد.
    به گزارش امانت به نقل از باشگاه خبرنگاران،بنابراين، حاجي تنها نبايد اين بدن را از راه دور حرکت داده و به ميقات و مطاف و مسعي و عرفات و مشعر و مني رساند، اما با جان خالي از معارف آسماني و دست تهي از بهره معنوي حج با چمدان هاي پر از عروسک و اسباب بازي برگردد.
    »فوا اسفاه من خجلتي و افتضاحي« آن کس که با پا به کعبه رود کعبه را طواف مي کند و آن کس که با دل برود او را طواف مي کند و اگر حاجي در ايام حج به خود نپردازد و از خودبيني رها نشود و به خودسازي همت نگمارد و از احرام تا حلق و تقصير و طواف خود را از آلودگي خلاصي نبخشد، پس کي؟ اگر قبل و بعد او فرق نکند، پس کي؟ چه آن که حج فراموش کردن خود، در راه خدا و ذوب شدن من، در ما است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی