در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸

دین و اندیشه > ضرورت ولايت ديني بر جامعه

گروه دين و انديشه: بيش از بيان ضرورت ولايت ديني، ابتدا کيفيت توسعه فرد و نقش دين در اين توسعه را بررسي مي‌کنيم. سوال اساسي در تکامل فرد اين است که »اولا چرا دين بايد حضور داشته باشد، يا چرا فرد در تعالي خود نيازمند سرپرستي ديني است؟ ثانيا احتياج فرد به سرپرستي توسط دين، در چه محدوده‌اي حاصل مي‌شود؟«

    گروه دين و انديشه: بيش از بيان ضرورت ولايت ديني، ابتدا کيفيت توسعه فرد و نقش دين در اين توسعه را بررسي مي‌کنيم. سوال اساسي در تکامل فرد اين است که »اولا چرا دين بايد حضور داشته باشد، يا چرا فرد در تعالي خود نيازمند سرپرستي ديني است؟ ثانيا احتياج فرد به سرپرستي توسط دين، در چه محدوده‌اي حاصل مي‌شود؟«
    چنانکه که در مباحث اعتقادي ثابت شده است، عالم محدود به اين دنيا نيست، بلکه خلود و جاودانگي براي خلقت مطرح است و اين عالم خالقي دارد و انسان نيز در مسير دنيوي و اخروي خود به سمت کمال مطلق در حرکت است؛ از اين رو با چنين محدوده و هدفي از زندگي اولا به دليل ناتواني عقل بشر از احاطه بر نيازمندي‌هاي خود در طول اين مسير و ناتواني او در تبيين ارتباط عمل خود با سعادت يا شقاوت، لزوما به هدايت انبيا و اولياي معصوم (ع) نياز دارد تا آنان از طريق اتصالي که به عالم غيب و علم لايزال الهي دارند، نه تنها احکام سعادت و کمال را براي بشريت به ارمغان بياورند، بلکه در تمام مسير از او دستگيري کنند. ثانيا به علت جريان »عدل و ظلم« در تمام افعال انسان و ارتباط همه افعال و پديده‌هاي اين عالم با يکديگر و تاثيرپذيري و تاثيرگذاري بين همه آنها، انسان در تمامي افعال - حتي در يک نگاه کردن - نيازمند هدايت انبيا (ع) است. به سخن ديگر به علت عجز انسان از احاطه بر تمام روابط اين عالم و عدم اطلاع بر آثار عمل خود را منطبق با موازين شرعي به انجام رساند. نتيجه اينکه انسان، به مقتضاي اختيار خود دچار خطار مي‌شود و مي‌تواند به سمت کمال الهي يا انحطاط مادي پيش رود. به همين دليل براي سرپرستي شدن به سمت کمال الهي، محتاج »ولايت ديني« است و اين حق بشر است که از چنين ولايتي برخوردار باشد. دقيقا به همين دليل (ناتواني بشر از درک روابط صحيح که به سعادت اخروي مي‌انجامد( در تعريف توسعه جامعه و اينکه جامعه بايد چه مراحلي از کمال را طي کند و در چه چارچوبي حرکت نمايد،‌ به طريق اولي بايد به منبعي متصل شود تا چنين ضعف و نقصي نداشته باشد؛ چرا که هرگونه توزيع اختيارات و ايجاد ارتباطات بين اقشار مختلف جامعه، امکان صحيح و غلط بودن و امکان عادلانه و ظالمانه بودن را دارد. يعني مي‌توان با يک تصميم‌"يري اجتماعي به بخش عظيمي از آحاد جامعه اجحاف نمود و سرمايه‌گذاري‌هاي آنها را بر باد داد و اين امري است که با توضيح ارائه شده راجع به تفاوت فرد و جامعه و اختلاف سطوح ولايت در جامعه به خوبي قابل لمس است. بنابراين با وجود فرض عدل و ظلم در روابط اجتماعي، نمي‌توان به طور مطلق حضور دين را در توسعه اجتماعي ناديده گرفت و از لحاظ موضوعي پذيرفت که حاکميت بر توسعه که رسالت اصلي حکومت‌ها است، اسلامي و غير اسلامي ندارد؛ چنانکه بعضي از انديشمندان به غلط، خلاف اين پنداشته‌اند:
    اينجانب از همه صاحب‌نظران ديني که چنان تعبيراتي را به کار مي‌برند تقاضا مي‌کنم به صراحت اعلان کنند که منظورشان از چسباندن پسوند »اسلامي« به اموري که به وضوح، اموري عقلاني و برنامه‌اي هستند چيست؟
    "پيشرفت به معناي متمرکز شدن و وحدت يافتن اراده‌ها و امکانات جامعه حول يک محور تخصيص يافتن آنها در جهت خاص است. هرگونه جهت‌گيري و تنظيمي مرضيّ شارع مقدس نيست و بشريت را به طريق کمال و سعادت نمي‌رساند." به ويژه با توجه به اينکه هرگونه توسعه‌اي، از فرهنگ خاص ارتزاق مي‌کند وبه دنبال حاکميت آن، فرهنگ، اخلاق، روحيات و رفتارهاي خاصي را به افراد تحت نفوذ خود القا مي‌نمايد، هرچند اين القا به صورت مستقيم نباشد.
    "در يک جامعه »تکنوکراسي« يا »فن‌سالار«، ابزار و آلات، نقش کليدي را در جهان انديشه‌هاي فرهنگي آن جامعه بر عهده دارند. همه شرايط، تحولات، خواسته‌ها و همه ويژگي‌هاي اجتماعي بايد تا حدود زيادي تابع خواسته‌ها و ضوابط باشد که رشد اين ابزارآلات و سير تحولي و تکاملي آن ايجاب مي‌کند. از زندگي جمعي و شرايط اجتماعي آن گرفته تا دنياي مفاهيم و سمبل‌ها، همه تابع متغير خواسته‌هاي جبري و توقعات ناشي از سير تکاملي اين تکنيک‌ها مي‌باشند."
    به گزارش امانت به نقل از فارس،بنابراين ايجاد هرگونه اعتقاد،‌ روحيه و فکر در جامعه، مورد رضايت شارع نيست. نمي‌توان باور داشت که شارع در رفتار فردي مردم حساس بوده و براي کوچکترين فعل و حرکت آنها دستوري صادر کرده است، ولي به رفتارهاي اجتماعي که طيف وسيعي از اقشار جامعه را تحت پوشش قرار مي‌دهد، بي‌اعتنا بوده است. بنابر اين لزوم حاکميت ديني بر توسعه، به طور اجمال امري قطعي است؛ هرچند در باب کيفيت و محدوده حضور ولي ديني در سطوح مختلف جامعه اختلاف نظر وجود داشته باشد. عده‌اي حاکميت دين را به »نظارت دين«، عده‌اي به ترسيم اهداف و آرمان‌هاي جامعه، عده‌اي به معناي اجراي دستورالعمل‌هاي صادر شده براي تک تک افراد و عده‌اي نيز بالاتر از همه اينها به حضور هرچند غير مستقيم دين در تمامي صحنه‌هاي اجتماعي معنا کرده‌اند. اين مساله خود بحث جداگانه است که در مطالب آتي به آن پرداخته خواهد شد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی