در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > شيعه منجي را ياري کننده خود درعصرغيبت مي داند

مهدي مستقيمي گروه دين و انديشه:حجت الاسلام يوسفيان گفت:شيعه منجي و موعود را فقط براي دوران ظهور نمي طلبد، بلکه او را هادي و ياري کننده خود در عصرغيبت نيز بر مي شمارد.

      گروه دين و انديشه:حجت الاسلام يوسفيان گفت:شيعه منجي و موعود را فقط براي دوران ظهور نمي طلبد، بلکه او را هادي و ياري کننده خود در عصرغيبت نيز بر مي شمارد.
     بررسي و تشريح اين روز سترگ در باور تشيع و همچنين تحليل مختصات موعود باوري، در ساير انديشه ها و اديان، موضوع گفتگويي است که با حجت الاسلام مهدي يوسفيان، معاون پژوهشي مهدويت حوزه علّميه، ترتيب داده ايم که مشروح آن در ادامه از نظرتان مي گذرد.در باب موضوع موعود باوري، تقريباً تمامي اديان در اين مسئله ورود داشته اند و بنا به برداشت ها و اعتقادات خود، مباحثي را مطرح کرده اند. اين که در آخرالزمان موعودي خواهد آمد و با توجه به فراگيري پلشتي ها و گژي ها، جهان را مملو از عدل و داد و برابري خواهد کرد، مقؤله اي است که مورد توجه تمامي اديان الهي و بشري قرار گرفته است. برخي اديان در اين باب معتقد هستند که اساساً منجي در آخرالزمان به دنيا خواهد آمد و تا آن زمان متولد نخواهد شد.
    پيروان آيين زرتشت اين ديدگاه را دارند و معتقد هستند منجي و موعود غايي که سوشيانت نام دارد در آخرالزمان متولد خواهد شد. بخشي از اهل سنت و از گروه هاي اسلامي  نيز چنين باوري دارند و اعتقاد دارند که منجي نهايي هنوز متولد نشده است و در آينده به دنيا خواهد آمد. ديدگاه ديگر در اين مقؤله، همانند باور يهوديت، اينگونه است که باور دارند که  منجي و موعود متولد شده و در بين مردم نيز حضور دارد، اما اگر مشيت خداوند مقدر نشود و او ظهور ننمايد، شخص ديگري اين مسئوليت را به عهده خواهد گرفت و بنابراين منجي، شخص واحدي در اين انديشه تحليل نشده است.
    باور مسيحيت در اين مسئله اينگونه است که آنها باور دارند که منجي به دنيا آمد و مدتي نيز در بين مردم زيسته؛ اما؛ بعد از به صليب کشيده شدن، از ميان مردم رفته است و هم اکنون در عالم ديگري قرار دارد. مسيحيت باور دارد که حضرت مسيح(ع) هم اکنون در ملکوت آسمان ها قرار دارد و از آن مقام، بر زندگي پيروان تأثير دارند. نکته مهم در اين مختصات اين است که چه يهوديان و چه مسيحيان، باورشان اين است که زماني که موعود نهايي قيام کند، همانند قيامت که در قرآن کريم تبيين شده است، بدکاران و گناهکاران مجازات و مؤمنين و نيکوکاران پاداش دريافت خواهند کرد و به تعبيري  قيامت در همين دنيا به وقوع خواهد پيوست.
    اما ديدگاه شيعه در اين باب کاملاً با مسائل مطرح شده متفاوت است. شيعيان معتقد هستند که منجي و موعود غايي در سال 255 ه. ق به دنيا آمده است و هم اکنون نيز در بين مردم حضور دارد و بر حيات آنها تأثيرگذار است؛ اما بنا به دلايل و مقدورات الهي، از ديده گان مردم مخفي است و تا زمان که اراده الهي مقدر فرمايد، از رؤيت مردم پنهان خواهد ماند. بنابراين ديدگاه شيعه در اين بحث، بسيار کلان تر و وسيع تر و شفاف تر است.
    شيعيان باور دارند که خاندان و نسل منجي آخرالزمان(عج)، نسل و تباري ويژه است و اين خاندان جليله، در انتها به پيامبر خاتم(ص) متصل مي شوند. شيعيان معتقد هستند که اين وجود مقدس داراي درجات آسماني و مقدسي است که بلا واسطه از طرف حّي سرمد به ايشان عطا شده است. اين فرزند امام عسگري(ع) که همانند حضرت موسي(ع) در ميان مراقبت و شدّت عملِ عمّال فاسد حکومتي و در درون ارگ حاکميتي متولد شده است، تحت برکات عظيم و الطاف خفّيه حضرت باريتعالي قرار دارد.
    در قاموس شيعه او خليفه الله و سبب اتصال زمين و آسمان است. در مکتب تشيع، اوست که صاحب روز فتح و گشايش است و هم اوست که نابود کننده ابنيه شرک و نفاق خواهد بود. شيعه منجي و موعود را فقط براي دوران ظهور نمي طلبد، بلکه او را هادي و ياري کننده خود در عصرغيبت نيز بر مي شمارد. شيعه باور دارد که در عصر غيبت، فقط حجت خداست که مي تواند او را از تلاطمات و ناهنجاري ها مصون دارد و او را به سر منزل مقصود، هدايت نمايد.
    قرآن کريم اين معنا را به وضوح در آيه 257 سوره مبارکه بقره، تصريح کرده است. قرآن کريم مي فرمايد:» اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ الَّذِينَ کَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ«؛ اين آيه شريفه مصداق اين مفهوم است که اگر مردمان ايمان بياورند؛ به وسيله خداوند و هاديان او، به سمت کمال و نور هدايت خواهند شد و اگر خداي ناکرده، کفر و عصيان پيشه نمايند  گرفتار طواغيت و منحرفان خواهند شد و بالاجبار، سر از وادي نيستي و تباهي در خواهند آورد.خداوند در آيه ديگري در قرآن کريم  در باب تباهي و عصيان آدمي بر اثر پيروي از گمراهان و منحرفان مي_فرمايد:»_أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ«، اين معنا اين مسئله را گوشزد مي نمايد که هدايت و پيروي در هر عصر و زمان، مي بايست بر عهده هاديان و اولياي الهي قرار گيرد و هيچ عصري نيست که مردم از حجت الهي(ع) بي نياز باشند.
    اين همان مفهومي است که شيعه بر آن اصرار دارد و معتقد است اگر امام و موعود(عج) در ميان مردم نباشد هر آينه آدمي به سوي قهقرا و نابودي خواهد رفت. تشيع باور دارد که انسان مکرراً در مظان نفس امّاره و خوي حيواني و غريزي است و اين نور و هادي الهي است که مي تواند او را از اين ظلمات و تاريکي ها خارج نمايد. مردم و توده هاي بشري، قطعاً در مسير تعالي و قرب الي الله، گرفتار خناسان و طواغيت خواهند شد و عالم نمي تواند لحظه اي بدون هادي و مرشد باشد.
    قرآن کريم در فرازي ديگر در باب وجود هادي و راهنما، آن هم به صورت آدمي، نزد مردم، مي فرمايد:»اِنَّما وَلِيُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ«. اين همان معنايي است که خداوند در باب نبوّت انبياء(ع) نيز بيان مي دارد و مي_فرمايد:»اگر قرار بود که فرشته اي را به رسالت مبعوث مي کردم، قطعاً در هيبت آدمي قرار مي گرفت تا بتواند همانند مردم در بازار و کوچه ها قدم بردارد«.  در اصول کافي جلد اول، کتاب الحجه، وارد است که حجت خدا(ع) نيز مي بايست همانند آدمي، داراي وجود و کالبد باشد و اين وجود مقدس، مي بايست واسط ارتباط مردم با خالق جهانيان باشد. اين کارکرد معنايي ملزم مي نمايد که وجود حجت خدا(ع) مي_بايست پيوسته حاضر و ناظر باشد. شيعه معتقد است در عصر ظهور، اساسي ترين اقدام حضرت ولي عصر(عج)، اصلاح دنيا در جهت سعادت اُخروي ابناي بشر است.
    او با گسترش عدالت، استيلا و برتري عبوديت خداوند متعال، نسبت به ساير باورها و القائات را پي جويي مي نمايد. اين معنا به روشني در آيه ?? سوره مبارکه نور تبيين شده است. خداوند در اين آيه مي فرمايد: استخلاف و برتري مؤمنين و نيکوکاران و وارث زمين شدن آنان، امري است که ما، بر خود قرار داده ايم و اين وعده، مورد تخلف و عهد شکني قرار نخواهد گرفت. در روايات وارد است همزمان با تلألو آفتاب مهدوي، حقيقت حيات محقق خواهد شد.
    در سوره فجر آمده است در روز محشر عده اي مي گويند:» يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي«؛ يعني؛ اي کاش من براي حيات اُخروي  توشه اي مي فرستادم. اين همان معنايي است که در عصر ظهور، براي مؤمنين محقق خواهد شد و توشه اي الهي براي قيامت و رستاخيز خود فراهم خواهند کرد.
    در ميان معصومين(ع) سه وجود مقدس وجود دارند  که ميلادشان بسيار شگفت انگيز و حيرت آور است. اولين آنها وجود مقدس حضرت امير(ع) است که در کعبه متولد شدند، ديگري حضرت صديقه طاهره(س) هستند که ولادت ايشان نيز همراه با شگفتي و همراهي زنان بهشتي صورت گرفت و ديگري وجود پاک و مقّدس حضرت ولي عصر(عج) است که ولادت ايشان نيز در روايات بسيار بسيار شگفت آور و حيرت انگيز بيان شده است.
    آخرين حجت خدا(عج) طبق روايات، در طليعه سپيده دم نيمه شعبان المعظم سال 255 ه.ق، در شهر مقدس سامرا و در منزل حضرت امام عسگري(ع) متولد شدند. ميلاد ايشان که تحت شرايط سنگين نظارتي و بازرسي عمّال حکومتي واقع بود، به صورت پنهاني و بدون اطلاع ساير افراد، حتي نزديکان امام عسگري(ع) صورت گرفت. در روايات وارد است که جناب حکيمه خاتون(س)، عمّه گرامي امام عسگري(ع)، در شب ميلاد حضرت ولي عصر(عج) به امر امام عسگري(ع) در بيت ايشان مي مانند تا در ولادت حضرت حجت(عج) مشارکت داشته باشند.
    وقتي ايشان از امام عسگري(ع) سؤال مي_نمايند که حجت خدا(ع) از کدام بانو متولد خواهد شد در صورتي که آثار بارداري در بانويي ديده نمي شود، امام عسگري(ع) پاسخ مي دهند:» إن الله بالغ أمره« و بعد مي فرمايند که ولي خدا(عج) امشب و از دامن نرجس(س) متولد خواهد شد. در روايات وارد است که بانوان بهشتي در آن شب حضرت نرجس(ع) را در ولادت حضرت ولي عصر(عج) همراهي کردند و بنا به روايت حکيمه خاتون(س) در سحرگاه نيمه شعبان، مَهدي موعود(ارواحنا له الفداء) در دامان حضرت نرجس(س) متولد مي شوند.
    به گزارش امانت به نقل از مهر، ما شيعيان معتقد هستيم که اين وجود نازنين، هم چنان حّي و حاضر هستند و در حيات و زندگاني دنيوي واُخروي مردم تأثير گذارند و روزي خواهد آمد که با عنايت خداوند منان، ايشان نقاب از چهره بر خواهند داشت و زمين را مملو از عدل و داد و برابري خواهند کرد. ان شاءالله خداوند متعال به برکت اين مولود مبارک و خجسته، مابقي ايام غيبت را بر ما ببخشايد و هرچه زودتر، رؤيت آن جمال منّور  و نوراني براي ما ميسور گردد. والحمدالله رب العالمين.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی