در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷

دین و اندیشه > سکولاريسم پنهان

حميد پارسانيا گروه دين و انديشه: جريانى که استحاله فرهنگ دينى را در دستور کار خود قرار داده باشد، با ترويج پنهان و آرام باورهاى سکولار امکان تحول فرهنگ را در عميق‏ ترين لايه‏ هاى معرفتى آن فراهم مي‏ آورد.

    گروه دين و انديشه:  جريانى که استحاله فرهنگ دينى را در دستور کار خود قرار داده باشد، با ترويج پنهان و آرام باورهاى سکولار امکان تحول فرهنگ را در عميق‏ ترين لايه‏ هاى معرفتى آن فراهم مي‏ آورد.
     افرادى که به لحاظ عملى گرايش دنيوى دارند و به لحاظ نظرى نيز در انديشه و باور خود سکولار هستند، در تعقيب اغراض دنيوى و يا سياسى خود تا هنگامى که الزامات فرهنگى آنها را به پوشش گرفتن از تفاسير معنوى و دينى ترغيب نکند زمينه و انگيزه‏ اى براى اين کار ندارند.
    اگر هم از ناحيه فرهنگ عمومى ناگزير از آن شوند، استفاده از تفاسير آرام و پنهان سکولار را به توجيهات معنوى ترجيح مي دهند زيرا اين نوعى از تفاسير ضمن آن که آنها را از خطرات مقابله با فرهنگ عمومى مصون مي دارد، ريشه باور معنوى را در حوزه فرهنگ عمومى خشکانده و زمينه تحول فرهنگ را به سوى انگاره ‏هاى سکولار و دنيوى فراهم مي‏آورد.
    جريانى که استحاله فرهنگ دينى را در دستور کار خود قرار داده باشد از روش فوق براى تغيير فرهنگ استفاده خواهد کرد، زيرا اين روش ضمن آن که مانع از مقابله مستقيم با فرهنگ عمومى ميشود، از پوشش‌هاى معنوى و دينى که هويت معنوى فرهنگ را به رسميت ميشناسد دورى گزيده و با ترويج پنهان و آرام باورهاى سکولار امکان تحول فرهنگ را در عميق‏ ترين لايه‏ هاى معرفتى آن فراهم مي‏آورد.مفاهيم کليدى و محورى هر فرهنگ و تمدن به سهولت قابل انتقال و قابل ترجمه در حوزه‏ هاى فرهنگى رقيب نيست، دشوارى ترجمه اين مفاهيم به معادل يابى الفاظ محدود نمي شود.
    دشواري ترجمه ريشه در دو امر دارد: نخست؛ بار معنايى اين مفاهيم و بيگانه و نامأنوس بودن معناى آنها براى فرهنگى که ترجمه در آن واقع ميشود و دوم؛ اثر مخرب و ساختارشکنانه برخى از اين مفاهيم و معانى براى فرهنگ‏ هاى رقيب و در نتيجه موضع‏ گيرى فرهنگ رقيب در قبال آنهاست.موضع‏ گيرى در قبال مفاهيم فرهنگى رقيب موجب مى‏شود تا برخى عوامل و انگيزه‏ هاى اجتماعى و سياسى مانع از تبيين شفاف آنها شود، زيرا کسانى که در متن فرهنگ رقيب، شيفتگى نسبت به آن مفاهيم دارند، در هنگام انتقال آن مفاهيم با رويکردى ترويجى و تبليغى از ترجمه‏ هايى پوشش مى‏گيرند که با ابهام خود مانع از برانگيخته شدن حساسيت‌هاى اجتماعى و فرهنگى شود، و بلکه در صورت امکان در اثر ابهام و عوامل عارضى مورد استقبال عموم قرار گيرند.با صرف نظر از معادل‌هايى که براى سکولاريزم و مشتقات مربوط به آن به کار برده مي شود، در معناى سکولاريزم مي‏توان گفت اين لفظ ناظر به نوعى هستي شناسى است که اصالت را به امور دنيوى و اين جهانى مى‏دهد، و اين نوع از هستي شناسى که با انسان ‏شناسى و معرفت‏ شناسى مناسب با خود هماهنگ است در قبال نوع ديگرى از هستي شناسى است که صورتى معنوى و دينى دارد.
    در هستي ‏شناسى معنوى اصالت به هستى متعالى و قدسى داده مى‏شود، در اين نگاه ساحتى از هستى که از آن با عنوان غيب ياد مى‏شود، بر اين جهان و عالم محيط بوده و نسبت به آن معنابخش و تعيين کننده است، به گونه‏ اى که غفلت از آن هستى معنوى مانع از شناخت حقيقت اين جهان مى‌شود.
    اين نگاه با حفظ رويکرد معنوى و دينى خود يا نسبت به زندگى دنيا فعال و سازنده است و يا آن که رويکرد منفى و زاهدانه نسبت به دنيا دارد. اين رويکرد دوگانه را در مقايسه بين رهبانيت مسيحى که عزلت و گوشه ‏گيرى است و رهبانيت اسلام که به تعبير پيامبر خاتم جهاد در راه خداوند است، مي‏توان ديد.نگاه معنوى يا موضعى مثبت نسبت به مراتب مختلف عقل و عقلانيت دارد، و يا آن که در تقابل با آن قرار مى‏گيرد، اين دوگانگى نيز در مقايسه اديانى که ايمان را در تقابل با عقل قرار مي‏دهند با اسلام که عقل را به مصداق »ما عبد به الرحمان« با ايمان قرين ميداند، مي توان مشاهده کرد.
    نگاه معنوى مي تواند چهره ‏اى توحيدى و يا اساطيرى داشته باشد، اين تقابل از مقايسه اديان توحيدى با اديان مشرکانه که به الهه‏ هاى متعدد قائلند، روشن مى‏شود.
    گزاره‌ اي مانند معنويت مي‏تواند صورتى صادق و يا کاذب داشته باشد، صدق و کذب علمى و عملى، معنويت صادق و کاذب به دو معنا ميتواند به کار رود، صدق و کذب با معيار علمى و عقلى در اين معنا معنويت صادق، معنويتى است که مطابق با واقع باشد، و براهين عقلى و يا مکاشفات رحمانى صدق آن را تأييد کند.
    توحيد که موافق برهان است، و معنويت کاذب اعتقاد به حقايق فوق طبيعى و لکن به گونه‏ اى خلاف واقع است، اين نوع معنويت که با عقايد خرافى درآميخته است، موافق برهان عقلى و نقلى و مکاشفات صحيح نميباشد. مانند باورهاى مشرکانه و اساطيرى.
    فرد منافق نيز از معنويت کاذب به معناى دوم آن برخوردار است زيرا او به رغم آن که به لحاظ رفتارى گرايش دنيوى دارد، در بعد نظرى رفتار خود را براى ديگران توجيه معنوى ميکند. در فاسق بين رفتار با اعتقاد فرد فاصله است و در منافق بين رفتار و انگيزه فرد با باور اعتقادى که اظهار ميدارد اختلاف است. بين رفتار و اعتقاد باطنى منافق اختلافى نيست. او در باطن خود باورى معنوى ندارد تا آن که آن معنويت از طريق رفتارش تکذيب شود.
    صدق و کذبى که از سنجش نظر و عمل يا از مقايسه ظاهر و باطن افراد به دست ميآيد معنايى نسبى دارد. يعنى هر کس که رفتار او مطابق باور معنوى‏اش باشد و به بيان ديگر در رفتار خود اخلاص داشته باشد و يا آن که باور و رفتارش با معنويتى که اظهار مى‏دارد هماهنگ باشد معنويتش صادق است و هر کس با رفتار خود عقايد خويش را تکذيب نمايد و يا انديشه و عملش برخلاف تظاهر معنوى و دينى‏اش باشد، معنويتش کاذب است. اين معناى از صدق و کذب ناظر به حقيقت اعتقاد فرد و مطابقت آن با متن واقع و جهان خارج نيست.سکولاريسم گاه به صورت يک تئورى نظرى است و گاه در قالب يک گرايشى عملى است، گرايش عملى سکولاريزم فرايند سکولاريزاسيون و دنيوى شدن را به دنبال ميآورد، دو بعد نظرى و عملى سکولاريزم گاه با يکديگر همراه ‏اند و گاه بين آنها فاصله ميافتد. گرايش عملى سکولاريزم، هرگاه با اعتقاد و يا بيان و توجيه نظرى معنوى قرين باشد، نوعى معنويت کاذب را به دنبال ميآورد.
    چهره نظرى سکولاريزم گاه عريان و آشکار است، نظير فلسفه‏ هاى ماترياليستى که به صراحت، متافيزيک و حقايق معنوى را انکار مي کنند و گاه پنهان و آرام است و آشکارا در مقام انکار و نفى معنويت قرار نمي گيرد.صورت آرام و پنهان سکولاريزم يا با سکوت از کنار گزاره ‏هاى معنوى و دينى عبور مي کند، مانند پوزيتويست‌هاى حلقه وين که به لحاظ معرفت شناختى گزاره‏ هاى دينى را مهمل و بدون معنا دانسته و نفى و يا اثبات آنها را جايز نمى‏دانند، اين گروه تبيين اين جهان را با صرف نظر از عالم معنا انجام مى‏دهند، بدون آن که به صراحت به نفى آن بپردازند، و يا اين که با رويکردى دنيوى به توجيه، تبيين و در عين حال دفاع از گزاره ‏ها و پديده ‏هاى معنوى مى‏پردازند، مانند کسانى که با روش هاى پراگماتيستى و يا تفسيرهاى کارکردگرايانه از مفيد بودن و کارکردهاى مثبت اجتماعى ديانت خبر ميدهند.
    تفسير و توجيه سکولار و دنيوى ديانت و معنويت از جهات مختلف صور گوناگونى دارد؛ به لحاظ خاستگاه، برخى از آنها دين و معنويت را حاصل فعاليت ذهنى آدمى براى تبيين نظرى جهان در مرحله ‏اى از مراحل تکوين معرفت بشرى مى‏دانند و بعضى ديگر تفسيرهاى احساسى و روانکاوانه از معنويت ارائه مى‏دهند.
    و برخى از تفاسير نيز رويکردى اجتماعى در تبيين و توجيه معنويت دارند.از جهت منطقه حضور و قلمرو  برخى دين را محدود به قلمرو فردى و درونى افراد دانسته و در حد پديده ‏اى شخصى و روانى آن را به رسميت مى‏شناسند. و بعضى ديگر قلمرو دين را در امور اجتماعى و سياسى جستجو کرده، و آن را در قالب نوعى ايدئولوژى که به تفسير و توجيه معيشت و رفتار و ساختار اجتماعى، مي‏پردازد، مى‏نگرند.
    اين گروه تعينات مختلف دينى را در قالب تعيّنات اجتماعى مى‏بينند. رويکردهاى ايدئولوژيک به دين و معنويت نيز صورت‌هاى راديکال و يا محافظه‌کارانه، چپ و راست، سوسياليستى و يا ليبراليستى و … مى‏تواند داشته باشد.تفسير روانکاوانه فرويد نوعى رويکرد روانى و بيشتر فردى به دين است، و تبيين دورکيم و يا مارکس از ديانت، تبيين اجتماعى و ايدئولوژيک است.کذب علمى اين نوع معنويت بر مبناى هستي شناسى دينى و تفسير معنوى جهان در صورتى است که بيان فوائد و کارکردهاى دنيوى ديانت با تقليل گرايى و تنزل حقيقت دين به همين افق محدود شود.
    کذب عملي تفاسير سکولار از ديانت بيشتر توسط ارباب سياست محقق مى‏گردد، آنان با نگرش سکولار و دنيوى خود هنگامى که به کارکردهاى اجتماعى و مفيد دين آشنا مى‏شوند، براى تحقق بخشيدن به اغراض سياسى و دنيوى خود، از ديانت به عنوان يک پوشش مفيد و کارآمد بهره مى‏برند.
    افراد براى پوشش دينى دادن به رفتار دنيوى خود گاه از تفاسير آرام و پنهان سکولار نسبت به دين استفاده مي کنند و گاه نيز از تفاسير معنوى و دينى بهره مى‏برند. استفاده از تبيين‏هاى معنوى و دينى براى توجيه رفتار توسط کسانى که به لحاظ نظرى و عملى معتقد و عامل به نگاه و آرمانهاى معنوى نيستند، نوعى ديگر از معنويت کاذب است.براى تفسير و توجيه سکولار از دين و براى معنويت کاذب زمينه ‏ها و انگيزه ‏هاى مختلفى وجود دارد.
     برخى از آنها فردى و بعضى اجتماعى، و بعضى علمى و برخى عملى است.ديدگاه‏ هاى معرفت شناختى که با رويکرد پوزيتيويستى و يا شکاکانه معرفت عقلى را تاب نياورده و ارزش جهان شناختى معرفت شهودى و وحيانى را نمي‏پذيرند. به دلايل منطقى اگر هم به صورت عريان در تقابل با نگاه معنوى و دينى قرار نگيرند چاره ‏اى جز ارائه تفسير سکولار از معنويت و دين ندارند.
    افرادى که به لحاظ شخصى تربيت و علقه معنوى و دينى دارند. هنگامى که به لحاظ معرفت شناختى از دفاع عقلانى دين باز مي مانند به انگيزه‏ هاى روانى – فردى به سوى تفسيرهاى سکولار از دين گرايش خواهند داشت که به لحاظ نظرى صورتى عريان و آشکار ندارد، و تفاسيرى را دنبال مى‏کنند که با توجيه دنيوى از حضور ديانت دفاع ميکند.
    در شرايطى که معنويت و ديانت در حوزه فرهنگ عمومى فعال و پرتحرک باشد زمينه بسط معنويت کاذب به معناى تفسير و توجيه رفتارهاى دنيوى بر اساس آرمان ها و يا منطق دينى، از ناحيه کسانى پديد ميآيد که به لحاظ عملى رويکرد دنيوى و سکولار دارند، اعم از اين که به لحاظ نظرى باور دينى داشته و يا در بعد نظرى نيز سکولار باشند.
    نگاه سکولار به عالم و آدم گرچه در گذشته تاريخ نيز حضور داشته است و لکن در هيچ يک از دوره‏ هاى پيشين از بعد فرهنگى و تمدنى غلبه نيافته است، غلبه و رسميّت اين نگاه مختص به دنياى مدرن است.
    باور، اعتقاد و گرايش دنيوى در يک فرايند تدريجى که از آن با عنوان سکولاريزاسيون ياد مي‏شود، در فرهنگ و تمدن غرب از رنسانس به بعد گسترش يافت و به تدريج با تسخير سازمان‌ها و نهادهاى اجتماعى تا مرحله تدوين اعلاميه جهانى حقوق بشر استمرار يافت. اين نگاه اينک از طريق امکانات و ظرفيت هاى موجود در تمدن غرب داعيه جهانى دارد.
    غلبه سکولاريزم در دوران مدرن به موازات حذف اصل نگاه معنوى و دينى از قلمرو فرهنگ عمومى و علمى، زمينه توجيهات معنوى کاذب و دروغين را نيز خشکاند، و از اين پس به جاى تفسير دينى رفتارهاى سکولار تفسير دنيوى و سکولار انديشه‏ هاى دينى بسط و گسترش يافت.
    به گزارش امانت به نقل از فارس،  مقاومت سکولاريزم در برابر حرکت‌هاى معنوى و دينى صورت‌هاى مختلف عملى و نظرى خواهد داشت، اقتدار و سياست غرب با همه اهرم‌هاى اقتصادى، نظامى و ابزارها و امکانات در اين ميدان عمل خواهد کرد، و در اين مسير از فعاليت‌هاى نظرى که در حوزه علوم انسانى سکولار شکل مى‏گيرد استفاده کرده و به نوبه خود با استفاده از صنعت فرهنگ در جهت تقويت اين‏ گونه علوم و نظريات عمل مى‌کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی