در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸

دین و اندیشه > سياست اسلامي، دانشي برآمده از مباني قرآن، سنت و عقل است

گروه دين و انديشه: عضو هيئت علمي گروه سياست پژوهشکده نظام‌هاي اسلامي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي گفت: منظور از علم سياست اسلامي، دانشي برآمده از مباني، اصول، ارزش‌ها و هنجارهاي قرآن کريم، سنت و عقل است که اعمال قدرت در آن، به هدف رفاه و امنيت دنيوي و سعادت اخروي انجام مي‌گيرد.

     گروه دين و انديشه: عضو هيئت علمي گروه سياست پژوهشکده نظام‌هاي اسلامي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي گفت: منظور از علم سياست اسلامي، دانشي برآمده از مباني، اصول، ارزش‌ها و هنجارهاي قرآن کريم، سنت و عقل است که اعمال قدرت در آن، به هدف رفاه و امنيت دنيوي و سعادت اخروي انجام مي‌گيرد.
    حجت‌الاسلام سيدکاظم سيدباقري، عضو هيئت علمي گروه سياست پژوهشکده نظام‌هاي اسلامي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در مطلبي به بررسي «مباني انسان‌شناختي علم سياست اسلامي در قرآن کريم» از منظر علامه طباطبايي پرداخته است که در ذيل تقديم خوانندگان مي‌شود.
    در انسان‌شناسي قرآني، جنس انسان، »حيّ« است که جامع حيات گياهي، حيواني و انساني است؛ مي‌توان گفت که معادل »حيوان ناطق« است و فصل اين انسان، »تألّه« است، يعني خداخواهي مسبوق به خداشناسي و ذوب شدن در الوهيت او؛ پس در قرآن کريم، نطق لازم است، ولي کافي نيست، چون اگر کسي اهل ابتکار و صنعت و سياست باشد؛ ولي همه اين‌ها را در خدمت هواي نفس بگذارد، از نظر قرآن »انعام« و »بهيمه« و »شيطان« است. در جهان‌بيني الهي، مسير شناخت انسان از جهان‌بيني الهي به هستي‌شناسي و از هستي‌شناسي به انسان‌شناسي منتهي مي‌شود.
    علم سياست مبتني بر مباني مختلفي از جمله مباني انسان‌شناختي است که طبعاً از منظر قرآن کريم، داراي تحليل و تفسيري ويژه و برخاسته از جهان‌بيني الهي است و آن را از علم سياست سکولار جدا مي‌سازد دانشي که بريده از وحي و انسان‌محور است.
     در اين نگرش و با تأکيد بر اين مباني، زمينه و بستر براي فهم سياست از منظر قرآن فراهم مي‌شود، سياستي که رويکردي کاملاً متفاوت از انديشه‌هاي سياسي مدرن دارد و جامعه‌اي ديگرگون و اهدافي متفاوت را جلوي پاي انسان مي‌گذارد. از آن جا که قرآن کريم، کتابي است که راهبردها و مباني کلان و فراگير را تبيين مي‌کند، طبعاً براي شناخت تحليلي از آن به تفسير مفسران و خوانش دقيق متن، نياز است؛ براي دستيابي به اين مهم، نگره تفسيري علامه طباطبايي در »الميزان في تفسير القرآن« راهگشا است.
    اين نوشته مي‌کوشد تا با مراجعه به آيات قرآن کريم، و برداشت‌هاي تفسيري علامه طباطبايي، به اين پرسش اصلي پاسخ دهد که مباني انسان‌شناختي علم سياست کدام است و التزام به آنها چه لوازم و دستاوردهايي در جهت توليد دانش اسلامي - بومي سياست در پي مي‌آورد، در پاسخ، بر اين فرضيه تأکيد شده است که با توجه به شاخص‌‌هاي دانش بومي مطلوب و مباني انسان‌شناختي مانند کرامت، آزادي همراه با مسئوليت، فضيلت‌خواهي، جاودانگي و خردورزي که از قرآن کريم و تفسير الميزان قابل برداشت است، مي‌توان به دستاوردهايي متفاوت از حيث روشي، بينشي و کارکردي دست يافت.
    از حيث روش، انديشور سياست مي‌تواند علاوه بر استفاده از روش تجربي، از روش اجتهاد جامع و فراگير به کشف زواياي پيدا و پنهان متون اسلامي بپردازد. در عرصه بينشي، زمينه‌ها و بسترهاي شايسته‌اي براي رسيدن به نگرش جامع و جامعه‌نگر به آموزه‌هاي ديني فراهم مي‌شود تا در نگرشي واقع‌گرايانه، اين آموزه‌ها، براي حل مشکلات سياسي - اجتماعي، نقش بازي کنند.
     دستاورد کارکردي آن مباني به اين نحو است که با در نظر گرفتن هدف و رويکرد استکمالي انسان به سوي سعادت، هدف و موضوع دانش سياسي اسلامي صرفاً قدرت براي قدرت نيست، بلکه قدرت براي هدايت انسان و حرکت او در جهت سعادت دنيوي و اخروي است؛ طرح اين مباني و پيامدهاي آن، گامي آغازين براي حرکت به سوي دانش سياست اسلامي و مرزکشي شفاف با رقباي خود است.
    بدون ادعاي حصر عقلي، با نگرشي استقرايي و با توجه به مسيري که در دانش‌‌هاي بومي طي شده است، مي‌‌توان ويژگي‌‌هاي اين دانش‌ها را در چند مورد زير خلاصه کرد:برخاسته از مباني، باورها و ارزش‌‌هاي فکري ـ فرهنگي هر جامعه،داراي منابع برداشت خاص خود،داراي روش ويژه،داراي توان پويايي و دگرگوني در شرايط مختلف،پاسخ‌‌گوي نيازهاي جامعه و سازگار با مقتضيات زماني و مکاني آن.
    براي رسيدن به وجه بومي و اسلامي در اين دانش، يکي از راهکارها شناخت مباني فکري از جمله مباني انسان شناختي آن از منبعي اصيل و درخور و رصد پيامدهاي آن در توليد دانش سياسي اسلامي است.
    منظور از علم سياست اسلامي، دانشي برآمده از مباني، اصول، ارزش‌ها و هنجارهاي قرآن کريم، سنت و عقل است که اعمال قدرت در آن، به هدف رفاه و امنيت دنيوي و سعادت اخروي انجام مي‌گيرد. منظور از »مباني« در اين نوشتار، پيش‌فرض‌ها و گزاره‌هاي اخباري هستند که نظريه‌ها بر آنها مبتني مي‌شوند، در »مبنا« بحث از »مايبني عليه« است؛ مباني، بنيادهاي فکري است که حضور و تفطن به آنها در نوع برداشت از دانشها و ارزشها، تاثيري انکارناپذير دارد، مباني داراي ويژگي‌هايي چون فراگيري، محدوديت از حيث کمّي، کشفي بودن- وضع‌شدني نيستند- پيشيني‌ بودن، برون‌‌دانشي و قابليت دستيابي از نصوص هستند.
    با روش اجتهاد، انديشه‌گر در حوزه سياست اسلامي، همواره براي اعاده نظر و بازنگري در يافته‌هاي خويش آماده خواهد بود، زيرا که او قضايا و مسائل پويا و زنده را بررسي مي‌‌کند، مسائلي که مربوط به زندگي در حال تعامل با ديگران مي‌‌شود و زندگي انسان مسلمان در حوزه جغرافيايي مشخص و محيط اجتماعي است، محيطي که در دوران جديد اثر مي‌‌پذيرد و اثر مي‌‌گذارد.
    اما در انديشه سياسي اسلام، انديشوران بايد از روش‌هاي فراگير، علاوه بر استفاده از روش تجربي، از روش تفقه يا»اجتهاد جامع«و فراگير که اختصاصي به دانش فقه ندارد، براي کشف زواياي پيدا و پنهان انديشه سياسي اسلام، بهره -گيرند، روشي که تواني بالا دارد تا با لحاظ همه گنجايش‌ها و شايستگي‌هاي آموزه‌هاي دين، زمينه دست‌يابي به دانشي بومي در ساحت علم سياست اسلامي فراهم آيد. باري بخشي از اين فرايند با توجه به مباني انسان شناختي فراهم مي‌آيد که به برخي از آنها اشاره شد. اين روش، فهمنده را براي شناسايي و تحليل شايسته و علمي ياري مي‌کند، بدون آن که به دام تحجرگرايي يا تجددگرايي گرفتار آيد که هر کدام مي‌تواند انحراف و گمراهي در مسير رسيدن به دانش بومي اسلامي باشد. علامه طباطبايي معناي جامع و کامل اجتهاد که همانا »تفقه« باشد را در نظر مي‌گيرد.
    به گزارش امانت به نقل از ايکنا؛ با توجه به مباني انسان شناختي، کارکرد و نقشي که اين دانش در جامعه اسلامي بر عهده مي‌گيرد آن است که بسترهاي نظري و عملي اعمال قدرت شايسته، فراهم گردد و در فرايندي سنجيده، حقوق شهروندان به درستي ادا شود. لذا در عرصه سياست، هر هنجاري مجاز نبوده و رفتارها و گفتارها بايد به دور از تهمت، دروغ و غيبت باشد و قدرتمندان، قدرت را براي خود يا همپالکيان خويش نخواهند، بلکه آن را به سان امانتي در نظر گيرند و وسيله‌اي سازند براي آماده‌سازي پويندگي جامعه به سوي خير و خوشبختي.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی